بار دیگر در این اواخر، دیده گان هم میهنان عزیزما، بخصوص دیده گان اهل کتاب و قلم، کاوشگران و علاقه مندان به مسایل و رویداد های تاریخی افغانستان، با چاپ اثرجدید ی از محقق گرامی جناب داکترعبدالرحمن زمانی تحت عنوان " بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس " روشن گردیدند.
این اثر پژوهشی، مستند و منحصر بفرد که محصول تحقیق و زحمتکشی های سه سالۀ جناب داکتر زمانی میباشد، طی 645 صفحه و ده فصل، با پشتی و کاغذ عالی، از سوی " انتشارات مُسکا" و به اهتمام " شوکت زمانی" در " مطبعۀ مومند خپرندویه تولنه " واقع شهر جلال آباد افغانستان در سال جاری اقبال چاپ یافته است .
جناب داکترعبدالرحمن زمانی، کتابش را به روانشاد غازی میرزمان خان کنری، با نقش این جملات تقدیم کرده است : " به غازی میرزمان خان کنری ، شخصیت آزادیخواه و وطندوست، سر لشکر جبهۀ موفق چترال جنگ استقلال، یکی از محدود دوستان غازی امان الله خان که تا آخر عم نه تنها به وی وفادارماند و از پروگرام های تجدد و پیشرفتش پشتیبانی نمود، بلکه حین تلاش های تاریخی اش برای تحکیم رژیم امان، شکار توطئه های انگلیس و عمال داخلی شان شد و در جنوری 1929م / جدی ش1307 خورشیدی جام شهادت نوشید "
جناب داکترزمانی، ضمن پیشگفتار در آغازین کتاب خویش چنین مینگارد : " ... یکی از بزرگترین مشکلات تحقیق راجع به دورۀ امانی، کمبود اسناد مؤثق و بی اعتباری اسنادموجود میباشد. در رژیم های بعدی نه تنها واقعیت های بسیار کلیدی و اساسی مربوط به سرنوشت مردم ما از نصاب تعلیمی معارف کشیده شد (که متأسفانه این سلسله حتی تا امروز هم ادامه داشته و تاریخ سی سال اخیر کشور در این اواخر از نظام آموزشی کشور حذف شد ) ، بلکه با از بین بردن آثار و اسناد آن دوره، ما را در یک تاریکی قرار داد. امروز نمیتوان حتی کلکسیون مکمل جریدۀ امان افغان را در معتبر ترین آرشیف تحقیقاتی جهان سراغ کرد..."
این، همان عمق درد و اشتیاق تشنه کامان به حقایق تاریخ سر زمین عزیز مان است که ایشان بگونۀ مؤجز بیان نموده و دقیقاً با احساس همین درد و اشتیاق هم هست که با تقبل رنج های بیکران ( مسافرت ، تحقیق ، تدقیق ، نگارش ) و سرهم بندی اسناد و یافته های کمیاب دورۀ سلطنت اعلیحضرت امان الله خان غازی، قادر شده اثری با پهنا و محتوای قابل توجهی را خلق نماید.
محقق حبیب الله رفیع، تقریظ نسبتاً مفصلی به زبان شیوای پشتو، پیرامون این اثر تاریخی نگاشته و در جایی ازاین تقریظ چنین میگوید : " ... حتی د دیموکراسی چه لسیزه (1342-1352 لمریز) کی هم پانه شو کولی چی پدی باب راجع به امان الله خان حقایق ولیکی او که اجازه ورکره شوه هم همدومره چی خپلواکی دلمانحنی په جشن کی د محمد نادرشاه ، شاه محمود خان او شاه ولیخان د عکسونو ترحنگ د اعلیحضرت امان الله خان عکس هم چاپ کری، په همدی لسیزه کی زه د " افغان ملت " د جریدی په مسوول مدیر وتاکل شوم او له دیموکراسی نه په استفادی سره می د 1348 کال د غبرگولی په شپزمه نیته ددی جریدی چه فوق العاده گنه کی چی د خپلواکی په باب وه د اخبار لمری مخ در اعلیحضرت غازی امان الله خان عکس ته وقف کر او ددی نا روا اختناق د مالو لو له پاره می پری ولیکل " د افغانستان د خپلواکی محصل اعلیحضرت غازی امان الله خان " چی افغان اولس یی دروند هرکلی وکر او اخبار چی تر دی وراندی یو زرنسخی خپریده دا حل پرله پسی لس زره نسخی چاپ شو خو خرنگه چی د چاپ حای دولتی مطبعه وه نو دولت متوجه شو، د زیاتو نسخو د چاپولو مخه یی ونیوله. خو ورحی وروسته یی یوه بهانه ته جوره کره ، ترمحاکمی لاندی یی ونیولم او زندان ته یی واچولم . . . "
شاعرچه بجا سروده است که " اندرین ره کشته بسیارند قربان شما "
به هر حال ، ارزش و اهمیت بزرگ این اثرتاریخی در این نهفته است که مؤلف و محقق گرامی ( داکترزمانی ) خوشبختانه از مجرای اصالیب دانشگاهی ، توانسته به آرشیف اسناد بایگانی شده (افشا شده ) هند برتانوی دست یافته و در عین حال، از آرشیف افشا شدۀ آلمان و شوروی وقت نیزبهره جسته است .
هرچند بخشهایی از این اثر، قبلاً از طریق صفحات وبسایت " افغان – جرمن آنلاین " نیز به نشر رسیده است ، اما، انسجام مطالب ارزندۀ این سلسله از تحقیق علمی و تاریخی که در این اواخر صورت پذیرفت ، برای علاقمندان و کاوشگران امور تاریخی صد سال اخیرسرزمین باستانی ما، غنیمتی است عظیم .
باز، بقول جناب داکتر زمانی، هرچند در مسیر سالهای پسین آثاری پیرامون رویداد های تاریخی – سیاسی – اجتماعی دوران زعامت اعلیحضرت امان الله خان از سوی محققان هموطن تألیف و نشر گردید ، اما چونکه اسناد وآثارسالهای سلطنت امانی پس از سقوط وی، ازطرف رژیم های بعدی، بگونۀ بسیار ظالمانه و کین توزانه یی معدوم و مکتوم گردیدند، بنابران، هیچ یک از کتب نشر شدۀ قبلی نمیتواند خواننده و جوینده را آنطور که شاید و باید قانع سازد.
به اعتقاد من ، اثر " بازنگری دورۀ امانی و توطئه های انگلیس " که خوشبختانه امسال به اثر تلاش و تمهید وطندوستانۀ جناب داکتر زمانی به زیور چاپ آراسته شد ، در واقع، غنی ترین ، مستند ترین و مفصلترین تحقیق و تألیفی است که تاکنون به اختیار نسل امروز ما قرار می گیرد.
نگاهی به عکسها ، فهرست ها و حواشی کتاب، میرساند که این اثر، با رعایت و در نظر داشت همۀ معیار های اکادمیک و بین المللی و بهرگیری از اسناد دست داشتۀ خانواده گی ترتیب و تدوین گردیده است .
مادامکه می نگرم حقایق مربوط به مردم دوستی، اهلیت، وطنپرستی، ترقی پسندی، آرزومندی و برنامه های ترقی خواهانۀ اعلیحضرت امان الله خان از یکطرف و توطئه ها، بی انصافی ها و کین ورزیهایی که به حقش روا داشته شد، روز تا روز بمیدان کشیده میشوند، این سرودۀ شاعر بیادم می آید که فرمود :
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش این چراغیست کزین خانه بدان خانه برند.
من، نگارش و نشراین اثرپُر بهای تاریخی را به محقق گرامی جناب داکترعبدالرحمن زمانی، به وطندوستان و حقیقت پسندان تهنیت گفته دست و دماغ مؤلف آنرا برای کار های بیشتراز این توانا میخواهم .
علاقه مندان این اثر، هرگاه خواسته باشند، میتوانند به ایمیل نمبر آتی با جناب داکترزمانی در تماس شوند :
info@zamanifamily.com
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
Poems for the Hazara
The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.
Order Now
نظرات
25 دیدگاهمعرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
سلام به خواننده گان کابل پرس? وسلام خاص به محترم پیکار پامیر!
پیکار پامیر عزیز!
جناب عالی را خداوند استعداد خوبی برای روشن نمودن حقایق توسط قلم داده است که باید همیشه شاکر این نعمت پروردگار باشید؛ ازنظر من نقد جسورانهء تان دربارهء خاطرات حضرت صاحب مجددی خیلی ها پراهمیت است که برقلم وجرأت وحقنویسی تان احسنت گفتم. اما آنچه را که راجع به میرزمان خان کنری وتحسین وتقدیر تان ازکتاب نواسه اش بنام عبدالرحمن زمانی ازقلم جناب عالی خواندم؛ چنین می پندارم که جناب عالی با این همه استعداد خدا داد که دارید بازهم شاید زیاد استعداد نوشدن وجدید شدن را ندارید. جناب عالی با وجود یکه خود می بنید دنیا چقدر تغیر کرده است؛ چقدر افکار وعقایدی که سالها در درون مغزها محصورمانده بود حالا ازبرکت انقلاب تکنالوژی معلوماتی همه ازمغزها بیرون شده اند ولی بازهم جناب عالی حرفهای کهنه وفرسوده را نشخوار میکنید.
عزیزم! این امان الله خان قهرمان ایده آلی بعضی ها درقدم نخست متهم به کشتن پدر خویش می باشد؛ علت سقوط وی بخاطر اختلافات خانواده گی وهم چنان ساختارقبیلوی جامعهء ایلی وقبیلوی اوغانی می باشد. جدا کردن رابطه میان قبایل افغان وانگلیس ازنظر تاریخی مثل جدا کردن شیر از روغن می باشد؛
عبدالرحمن زمانی؛ وظیفه دارد تا برای پدرکلانش یک تاریخ جعلی درست کند؛ ولی عاقلان قضاوت خودرا میکنند؛ من منکر آن نیستم که انگلیس توطئه ایی بخاطر رسیدن به اهداف خویش درمنطقه انجام نداده است ولی غلو ومبالغه های بیش ازحد وانداختن تمام بارگناهان بالای انگلیس ها همیشه یک سخن تکراری ودرعین حال مفت زمامداران قبیلوی حاکم ویک تعداد نوکران زرخرید وازخودباختهء غیر افغان شان بوده که برای گریز ازمسؤولیت های تاریخی؛ بار گناهان را به دوش انگلیس ها انداخته اند؛ درشرایط حاضر نشر چنین کتاب های توخالی وجعلی که هدفی جز قهرمان سازی قبیلوی درسر ندارند به اندازهء یک دانه نخود سیاه هم نزد نسل جوان اهمیت ندارد. انگلیس ها همان بود که تمام مناطق افغانیه را که امروز خیبرپشتونخواه وبلوجستان وقبایل آزادش می نامید تا آخرین دم زیر نفوذ خویش نگهداشت ازهمان طریق بارها ازسینهء همان قبایل عبور کرده و تا کابل پیش آمد ولی این مردمان غیر افغان بودند که باقیامهای مردمی شان؛ پوز انگلیس را بخاک مالیدند ولی بار دیگر درعرصهء سیاسی یک گماشته وجاسوس انگلیس را که ازنسل همین افغانها بوده بزعامت خویش برگزیدند؛ حالا شما ودکتور عبدالرحمن زمانی چی را میخواهید بما ثابت کنید؟
میخواهید بگوئید که امان الله محصل واقعی استقلال افغانستان بود؟
عزیزم! آن بیچاره برای یک روز هم درکدام جبهه نرفته است؛ عقب نشینی قوایش درجنگ (تل) و واگذاری ( تل) به انگلیس ها درتاریخ؛ چیزیست که نه آنرا عبدالرحمن زمانی میتواند توجیه کند ونه هم شما.
امان الله درقدم نخست قاتل پدر خویش بود؛ درقدم دوم؛ پیرو افکار مالیخولیایی خصر خویش محمود طرزی؛ درقدم سوم انسان تنبل ؛ بی جرأت ودمدمی مزاج. آنچه اصلاحات روبنایی وتقلیدی را که میخواست درافغانستان بوجود آورد آنهم توسط قبایل هم تبار خودش که ریشه درآنطرف مرز انگلیسی داشتند ازمیان رفت؛ ولی زمانیکه قدرت به یکی ازفرزندان اصیل خراسان زمین رسید؛ زمین وزمان را اوغان های لر وبر به دندان گزیدند که (های سقاویان په قدرت ورسیدل) بناء آقای عبدالرحمن زمانی چیز جدیدی را برای خواننده ها کشف نکرده است؛ همان لقمه های جویده شده قرنها است که آنرا همچو نویسنده گان مثل زمانی وغیره خورده اند و حالا میخواهند آنرا به دیگران بخورانند و زیر نام حقایق پوشیده اینجا وآنجا نشر نمایند. کدام اسناد؟ کدام آرشیف؟ امید وارم که بعدازین ازین ساده اندییشی ها خودتان را برهانید؛ و ازخواب غفلت بیدار شوید؛ علت بدبختی این کشور؛ همانطوریکه بانو فرشته ضیایی درهمین کابل پرس نوشته اند؛ شؤونیزم وعظمت طلبی ایل جلیل افغان است که وجود فرهنگها وتبارهای دیگر را درطول تاریخ تحمل نکرده است؛ حالا که انگلیس نیست چرا بدبختی روان است؟ بناء امیدوارم که جناب پیکار پامیر کمی بخود بیائید وصحیت های تکراری دیگران را درکابل پرس تکرار ننمائید که خدای نخواسته به حیثیت نویسنده گی تان لطمه میزنید.
با احترام
پرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
به نظر من باید این کونج تاریک، که در تاریخ ما تا به حال باقی مانده است باید روشن شود و این کار برای روشن نمودن حقایق تاریخی کشور عزیز ما یک قدم نیک و به جا است، به راستی که همه تحرکات مدنی که غازی امان الله خان بوجود اورده بود از دست مزدوران انگلیس فلج شد، و ارمانهای پادشاه ترقی خواه افغانستان به خاک یکسان شدند. متاسفانه افغانستان عزیز بدست مردمی افتید که پیشه اش دزدی بود، و در سقاوه تخصص داشت.
اقای پامیر ! یگان وخت گپهای بهمن خراسانی را هم بشنو، شاید بدردت بخوره، این بیچاره ایقه متمدن شده که حالی میخواهه که وقایع تاریخی را هم نباید به ان شکل که رخ داده بیان شوه، باید بشکل نو نویشته شوه . بیچاره همیشه کوشش میکنه که خوده بسیار عالم بزرگ نشان بته ولی متاسفانه که این ارمانش جامه واقعیت نخوات پوشید، بخاطریکه هر گاه کوشش میکنه که گپهای خوده بسیار به شیوه عالمانه و ناصحانه شروع بکنه ولی نمیشه دلم بریش میسوزه والله هاهاهاهاهاهاها
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
آقای میوند که خودرا از روی ریشخندی وتوهین به هزاراه های عزیز" چنبرعلی" می نامی!
تاریخ افغانستان از دوصد سال به اینطرف تاریخ شاهان اوغان تبار است؛ درین تاریخ هیچ چیز پنهانی وجود ندارد که آنرا "عبدالرحمن زمانی" ویا آقای " پیکار پامیر" کشف کنند؛
میگویند: بعداز سقوط رژیم سردار داوود؛ خلقی ها کالاهای زنانهء خانوادهء حاکم را بشمول لباس های خواب آن بیچاره ها را که درشب عروسی پوشیده بودند به مردم به نمایش گذاشت؛ وحتی از رنگ ........ که عفت قلم اجازه نمیدهد که آنرا برشتهء تحریر بیاورم آنرا نیز بمردم نشان می داد وبمردم میگفت بنگرید که این خاندان چقدر درعیش وعشرت زنده گی میکردند.
چنبرعلی عزیز! چنانچه که عرض کردم این تاریخ هیچ چیزی برای پنهان نمودن ندارد؛ هرقبیله ای حاکم که برسر قدرت رسیده است؛ جنبه های منفی قبیلهء قبلی را تا حد رسوا کنندهء آن به ملاء عام کشیده است ولی بعد که نوبت به قبیلهء محکوم رسیده است؛ عین عمل را تکرار کرده است؛ این عمل حاکمان قبیلوی افغان که متاسفانه نام یک کشور کثیرالقومی را نیز به نام خویش رقم زده اند درحالیکه خود ریشه درآنطرف مرزهای مناطق هند بریتانوی داشته اند ومانند مهمانان ناخوانده برای غصب قدرت وحاکمیت هم با خود وهم بادیگران یکدیگر خویش را کشته اند؛ بیشتر به گله های " سگ" شباهت دارد؛ ورنه برای یک لحظه اگر وجدان با انصاف داشته باشی و امان الله را با شاهان معاصرش درجهان اسلام مقایسه کنی آنگاه ازخجالت آب میشوی. هیچ دور نمی رویم از ترکیه هم برایت مثال نمیزنم بخاطریکه یک قسمت زیاد خاکش با اروپا گره خورده است وسابقهء چندسالهء خلافت اسلامی را پشت سرگذاشته است؛ ازهمین کشورهای هم قماش خودمان برایت مثال می زنم. مثلامصر را درنظر بگیر که درآنجا "ملک فواد" هم عصر امان الله بود؛ آنجا نه تنها که توطئه های انگلیس بلکه توطئه های فرانسه وایتالیا وبعدا امریکا واسرائیل وشوروی هم درجریان بود؛ شاید بدانی که مصریها دربرابر انگلیس ها وفرانسوی ها بخاطر کانال سویس بعد با اسرائیل چندین جنگ بزرگ را پشت سرگذاشته است. اگر نمیدانی لطفا تاریخ مصر را یک بار مطالعه کن.
میوندعزیز یا چنبرعلی خان!
پیامبر اسلام درحدیثی میفرماید که : الناس علی دین ملوکهم" بیشترین مردم بدین پادشاهان شان می باشند. ببین برادر عزیز! اگر" ملک فواد" که در اصل تورک تبار بود؛ مانند" شاه امان الله" شما؛ دستها را بر میزد ومیگفت که مصر را باید تورکیزه بسازم وبه عوض زبان عربی درتمام دفاتر وادارات زبان تورکی را رسمیت می بخشید وبدلیل اینکه قدرت ازپدر پدر در دست تورکها بوده وزبان عربی را آهسته آهسته به تورکی تبدیل میکرد آیا مصر درگیر خانه جنگی های ازنوع افغانستان نمیشد؟ ببین جانم! امان الله هیچ چیزی به افغانستان به ارمغان نیاورد جز اینکه به مشورهء خصرش خواست به عوض دموکراسی حکومت " ایتنوکراسی" را برقرار کند. آنهم " ایتنوکراسی" که الهام ازفاشیسم اروپا گرفته بود وبا دین وارزشهای وطنی ودینی مردم نیز کاملا درتضاد بود. چنین اصلاحات خیرخواهانه بدرد کدام قسمت بدن شما میخورد؟ مردمی که نان نداشتند ولی باید دریشی وکلاه شپوه می پوشیدند وبرسم اروپاییان به عوض گفتن " سلام علیک" کلاه شپوه را از سر برداشته وسرش را پائین میکردند؛ آیا این اصلاحات است؟
من زمانی که تاریخ امان الله خان را میخوانم؛ فکر میکنم که او ازنظر عقلی و روانی به سن رشد نرسیده بود. به عبارت واضحتر شاه امان الله ؛عقلش به حد بلوغ نرسیده بود؛ علایم زیادی از اختلالات روانی را من در رفتار وکردار وی درتاریخ می بینم. امروز دراروپا وامریکا این نوع بیماری را روان شناسان تشخیص داده اند. بسا افرادی استند که ازنظر جسمی بزرگ معلوم میشوند ولی ازنظر عقلی درسنین کودکی باقی می مانند.
بناء با مقایسه به کشورهای دیگر؛ این قلم فرسایی ها وآرشیف پالیدن ها وسخنان انگلیس های طرفدار امان الله را نقل قول کردن؛ نه به امان الله شخصیت می بخشد ونه هم خبط ها واشتباهات سیاسی ونظامی وی را در انظار می پوشاند. " شاه امان الله" به قول دکتور لطیف پدرام همان بود که ما وی را ازطریق کارنامه هایش می شناسیم. همان کسیکه از آزادی واستقلال وپیشرفت فقط نام را به ارمغان آورد وخود واجتماع افغانستان را به قهقرا سوق داد که تا امروز مردم تاوان اشتباهاتش را می پردازند. حالا یک نفری پیدا میشود بنام عبدالرحمن زمانی ومیگوید: های مردم! امان الله را بد نگوئید من اسناد جدید کشف کرده ام که انگلیس ها پشت سرتمام توطئه ها بوده است> بسیار خوب! پرسش این است که آیا انگلیس ها در تمام جهان تنها امان الله را برای دشمنی خویش برگزیده بودند؟
عجب دلایل احمقانه ایی!!!؟
مثل اینکه حالا تمام بارگناهان را بدوش پاکستان وایران و روسیه وعربستان سعودی وترکیه می اندازیم بی آنکه برای یک لحظه هم باخود فکر میکنیم که اجرا کننده گان طرح های دیروزی انگلیس وامروز پاکستان وایران وغیره درداخل خانه خوابیده اند. تو مرا متهم به جاسوسی ایران میکنی من ترا به جاسوسی پاکستان؛ تو ازیک کشور پول میگیری ومن ازکشور دیگری؛ تو میخواهی که قبیله وخاندان خودت حاکم باشد ومن میخواهم ازخودم. تاریخ افغانستان درطول دوصد سال همین زد وخوردهای خانواده گی وقبیلوی بوده وهست. بناء ازخودت خواهش میکنم که زیاد پشت این سخنان تکراری وبی مزه را نگیر که وقت خودرا ضایع می سازی. به عوض این کار بهتر است که یک کراچی را کرایه کنی وبرای امرار معاش ات کچالو را درآن انداخته وبفروش برسانی که حد اقل برای خانواده ات مصدر خدمت شوی.
در آخر میخواهم سخن قبلی ام را برایت تکرار نمایم که:
نام " افغان" در زبان انگلیسی با یک نوع " سگ شکاری" گره خورده است؛ خواه این نام از روی حسن نیت گذاشته شده باشد ویا از سوء نیت بمن ارتباط ندارد> من میخواهم که دیگر این نام را ازسر تمام شهروندان کشورم به شمول ملیت شریف پشتون بردارم. تا وقتیکه نام " سگ" بالای کشور ومردم شریف این کشور اطلاق میگردد؛ تمام مردم درآتش اختلافات داخلی می سوزند. بیائید تا نام " سگ" را ازسر خویش برداریم ونسل های آیندهء خویش را ازین تحقیر وتوهین تاریخی برهانیم.
با احترامپرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
اقای محترم بهمن خر و اسانی سلام بر شما ! قبول دارم که تاریخ ما قصه های فراموش ناشدنی ظلم و استبداد را داره، اگر خلقی ها لباس خواب سردار محمد داود خان را به مردم نشان داد قبول دارم، چیزی که در افشار گذشت انرا قبول دارم، میخکوبی ها و سینه بریدن ها، سوب تیار شده از مواد غایطه بزور به مردم خوراندن، شپیش فروختن .... وغیره را مه قبول دارم؛ ولی حالی منحیث یک جوان افغان مه میخوایم که این انتقام گیری ها باید از بین بره، چرا تو نمیخوایی، چرا تو کمر انتقام بستی چیزی دشنام که به دهنت میایه به ملت افغان میتی؟ ایا این راه حل است ؟؟؟ ازینکه مثل سگ زنجیری واری در دروازه دشمن بسته باشم و به مردم و ملت خود توهین میکنم، ایرا بسیار شرافتمندانه میدانم که در کراچی شلغم بفروشم . ایا از سگ شویی کرده کراچی وانی بد تر است؟ صحیح است که در برابر ملک فواد توطیه های انگلیس و فرانسه ... بود ولی پشت سر خود توطیه مردم خود نداشت، اونجا بچه سقاو نبود، اونجا دیگه دزدها نبود که به حاکمیت ملک فواد خطر پیش میکرد. نظام اعلیحضرت امان الله خان از دست دزدهای خودش به زانو در امد. امان الله نخواست یک قطره خون هموطنش ، چی اون بچه سقاو باشه یا دزد باشه بریزه، به این میگن اخلاق انسانی، تدبر، و متانت، بزور و قوت بازوی خود از انگلیسها استقلال را بدست اورد، بدون اینکه کدام حمایت خارجی با خود داشته باشه ایا این یک دستاورد بزرگ نبود؟ و دیگه اینکه گفتی نام افغان با سگ گری خورده، نام خراسانی هم با خر و اسپ گری خورده ما هم نمیخواهیم خر یا اسپ باشیم .
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
آقای میوند که حالا بخاطر توهین به هموطنان هزارهء ما خود را " چمبرعلی " معرفی کرده ایی!
تو عادت داری که همیشه بحثهای علمی وتاریخی را قصدا وعمدا به انحراف می کشانی آنهم بدون اینکه یک دلیل قانع کنندهء مستند ارائه کنی؛ ولی من از دشنامها وتوهینهای خودت به باشنده گان کشور کنونی افغانستان خسته نمیشوم ؛ زیرا چنانچه گفته اند: کاسهء چینی که صدا میکند؛ خود صفت خویش ادا میکند. وازطرف دیگر این را هم میدانم که پیش کلهء .... یاسین خواندن هیچ کدام فایده ندارد. ولی بخاطر روشنگری نسل جوان مجبورهستم که بعضی ازمطالبی که ارزش جواب دادن را دارند بپردارم.
میوندجان!
اگر تو نام کشور "خراسان" را که یک نام تاریخی وپذیرفته شدهء علمی است؛ وشامل پشتونها هم میشود؛ بخاطر کینه وکدورت وعقدهء حقارت درونی که دربرابر گروه های قومی غیر افغان داری بین " خر" و "اسپ" تقسیم میکنی وبمردم دشنام میزنی کار خودت است؛ ولی من چنین نکرده ام؛ من سندی را پیشکش کرده ام که تو نیز آنرا قبول کردی ولا اقل به این امر اعتراف داری؛ که انگلیس ها نام یک نوع " سگ" را " افغان" گذاشته اند؛ تاکنون طرفداران نام " افغان" درسایت کابل پرس? چه خودت ودیگران ات؛ هرکدام تان دلایل خوب وبد ؛ مثبت ومنفی را برای دفاع ازین نام قبیح ارائه کرده اید؛ که هیچکدام آن طرف قبول اهل خبره قرار نگرفته است. من از روی نیات نیکی که بمردم پشتون وغیر پشتون دارم؛ این مسأله را مستند پیشکش کردم وبه تمام روشنفکران پشتون وغیر پشتون عرض کردم که اگر این نام " سگ" درانگلیسی از روی حسن نیت هم در دیکشنری " انگلیسی" گنجانیده شده باشد بازهم توهین آشکار به باشنده گان یک سرزمین بحساب می آید. بیائید که نام " سگ" را ازسر خود واولاد خود برداریم که نسلهای آینده ؛ ما وشما را نمی بخشد.
آمدیم سر مسألهء امیر حبیب الله خان کلکانی وقدرت طلبی ملیتهای دیگر وتفاوت وضعیت افغانستان بامصر.
دوست عزیز!
خودت ادعا داری که درمصر " بچهء سقاوی " نبود اگر می بود مصر هم مانند افغانستان میشد؛ درحالیکه درمصر جنگ قدرت قومی وجود ندارد؛ مصر؛ مصر است؛ هرکی درآنجا ولو اگر ازپدر و پدر کلان تورک وکورد هم بوده درفرهنگ عربی واسلامی آنکشور حل شده؛ کسی درآنجا دغدغهء جاگزین ساختن یک زبان به عوض یک زبان دیگر درسر ندارد؛ آنجا مردم خودشان را " مصری" وبعدا " عرب" میدانند. چه مسلمان چه مسیحی وچه هم یهودی. جنگهای جاهلانهء قبیلوی را درجهان عرب؛ اسلام قرنها قبل نابود کرده است؛ آنجا افتخارات " سدوزایی" بارکزایی" وغلجایی" ودرانی وجود نداشت و حالا هم وجود ندارد. اگر چنین چیزهای احمقانه وقرون وسطایی وجود میداشت عوض یک " بچهء سقاو" البته ( به اصطلاح خودت) به صدها " بچهء سقاو" سربالا میکرد.
دوست عزیز!
منطق خودت؛ رو به تحلیل میرود، تو تمام بدبختی های دوصد سالهء سرزمین بدبخت خوده بالای دو دورهء تاریخی می اندازی؛ وآنرا ازشدت تعصب قومی بنام های " سقاوی اول " وسقاوی دوم" یاد میکنی. درحالی که درطول دوصدسال حاکمیت قبیلوی یک ملیت ایلی وقبایلی یعنی " افغانان" این دو دوره اصلا قابل محاسبه هم نیست. تو فرموده ایی که " شاه امان الله" بخاطر اینکه خون مردم نریزد ترجیج داد که کشوررا ترک بگوید ولی این گمان جناب عالی است. کسیکه بخاطر رسیدن به قدرت وپادشاهی ازریختن خون پدر خود هم صرفه نکرد؛ او پروای خون دیگران را چه دارد؟ کسیکه "ملای لنگ" و" مستوفی ممالک" پدر استاد خلیل الله خلیلی را بدون محاکمهء عادلانه به دار زد از ریختاندن خون کدام مردم در دلش ترس و واهمه وجود میداشته باشد؟
مثل اینکه تاریخ را یکطرفه خوانده ایی؛ ویا اینکه عقل ات زیاد قد نمیدهد که سخنان راست را از دروغ تفکیک کنی؛ هرچیزیکه مادرکلانهایت به گوش ات زمزمه کرده اند؛ تو انسان بی عقل وبی منطق آنرا مثل وحی منزل قبول کرده ایی.
او اوغان!
امان الله بخاطر این فرار کرد که دیگر زورش نمی رسید؛ دیگر جرأت قلبی اش را از دست داده بود؛ فهمیده بود که دیگر مقاومت کردن باعث رسوایی بیشتر وی تمام می شود. دقیق مثل نجیب الله احمدزی عصر خودما تاوقتیکه میدان هوایی بگرام سقوط نکرده بود، نجیب الله ایلا دادنی قدرت نبود واز زور حرف میزد؛ ولی زمانی که میدان هوایی بگرام وپروان سقوط کرد؛ خواست که درنیمه های شب همرای بنین سیوان درطیاره نشسته وراهی کشور هندوستان گردد؛ ولی زمانیکه افسران خودش جلو رویش ایستادند وگفتند که رفیق نجیب تو کی وطن ویا کفن شعار میدادی چه شد که حالا پا به فرار گذاشته ایی. گفت شما علیه من کودتا کردید. وبعد به مرغانچهء ملل متحد پناهنده شد تا اینکه بازهم همان همتباران قبیلوی خودش؛ ازآنجا وی را کشیده ودرملاء عام به شکل خفت بار ورسوا؛ وی را ازبین بردند؛ درقدم اول تنبان اش را کشیدند ویک دانه سگرت را هم در دهن اش ویکی دیگررا درسوراخ مقعدش داخل کردند وبعد به شکل نیم جان مانند بز میدانهای بزکشی ؛ به پشت موتر دات سون بیچاره را بسته کرده وبیرحمانه جسد نیم جانش را موتر درچارطرف ارگ کش میکرد بعداز آنکه جان ازتن اش بیرون شد ؛ چندین شبانه روز درچوک آریانا جسدش را آویزان نگهداشتند. آیا درین کار هم بچه های سقاو دست داشتند؟
بچه های سقاو اگر خوب بودند یا بد زمانیکه در ارگ قرارگرفتند؛ لا اقل به محل های دیپلوماتیک احترام گذاشتند؛ ومانند ( افغانان) قانون جنگل را حاکم نساختند.
در زمان امان الله هم؛ باوجودیکه زنهای خاندانهای محمد زایی؛ همه در اختیار امیر حبیب الله قرار داشتند ولی آن عیار خراسان تجاوز به ناموس هموطن خویش را ننگ میدانست؛ ازمیان آن همه دخترانی که حتی پدران شان خواهان وصلت باوی بودند فقط یکی را انتخاب کرد وآن هم به نکاح شرعی واسلامی بحیث خانمش باقی ماند ولی بعداز آنکه " نادر" بقدرت رسید همان زن بیچاره را که هم تبار خودش هم بود مانند مال غنیمت به پدر عزیز الله واصفی طور هبه وبخششی اهدا کرد. خودت یک نمونه از ناموس داری قبایل ( افغان) را بمن نشان بده.
بهرترتیب بحث را باخودت زیاد شاخ وپنجه نمیدهم؛ فقط همین قدر برایت میگویم؛ کشوریکه من وتو درآن بنام ( افغانستان) زیست میکنیم کشور همهء اقلیتهای قومی بشمول ( افغانها) می باشد. نامگذاری این کشور بنام ( افغانستان) علاوه براینکه درزبان انگلیسی با " سگ" گره خورده است؛ برای قبایل افغان هم نوعی غرور کاذب را بوجود آورده که گویا این کشور تنها مال پدر وپدرکلانهای آنهاست ودیگر گروه های قومی همه مهاجران آنطرف مرزهای کشوراند. بناء ( افغانان) خودشان را مستحق حاکمیت وخلافت درین کشور میدانند؛ آنهم به شکلی که هیچکسی جرأت انتقاد کردن را بالای شان نداشته باشد. خودشان اگر جنگ های قبیلوی را براه بیندازند اگر جاده صاف کن قوای بیگانه گردند؛ اگر بخش بخش این وطن را به اجانب بفروشند هیچکسی حق ندارد که بالای آنها انتقاد کند تمام عملکردهای حاکمان اوغان بدلیل "قومیت وپشتونوالی" توجیه میشود ولی اگر یک تاجیک ویا ازبیک ویا هزاره؛ اشتباهی را مرتکب شود؛ زمین وزمان را اوغانان بالای وی به صحرای محشر تبدیل میکنند.
بناء تمام فتنه وفساد زیر پای همین نام " افغانستان" خوابیده است . ازوقتیکه نام کشور " افغانستان" گذاشته شده این کشور روی خوشی وسعادت را ندیده است؛ پس انگلیس ها شاید حق بجانب باشند که نام یک نوع " سگ" شان را " افغان بگذارند. پس بیائید بخاطر نسل های آیندهء این سرزمین ؛ این نام " سگ" را از سر مردم شریف ونجیب این کشور بشمول پشتونها برداریم؛ تا وقتیکه نام " سگ" بالای این کشور باقی بماند مردم این کشور دررنج وبدبختی ونفاق وشقاق بسر خواهند برد. بیائید که نام " سگ " را ازسر خویش برداریم.
با احترام
پرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
بهمن خر و اسانی صاحب ! تو هر کی فکر میکنی ولی قسم میخورم که میوند نیستم، مثل خودت بدلیل ترس و ازینکه به گپهای خود باور نداری هویت اصلی ته پت میکنی، من مثل تو نیستم. بسیار جای تاسف است که تو منحیث یک روشنفکر؟! از یک دزد مثل حبیب الله بچه سقاو طرفداری میکنی ایا درباره بچه سقاو نظریات و اظهارات میر غلام محمد غبار را نخواندی؟ ایا درباره این دزد وحشی یاداشتهای یک ژورنالیست غربی بنام رونالد واید را نخواندی؟؟ ایا یاداشت ها و مقالات غلام محی الدین انیس را نخواندی که درباریش چی گفته ؟؟ ایا ازین کرده وحشت بزرگ دیگه وجود داره که در کابینه خوده وزیر معارف و وزیر عدلیه نداشت. ایا ازین معلوم نمیشه که بچه سقاو بنام عدالت و دانش چیزی نمیشناخت و نه بر ان باور داشت؟؟ ایا در کاخ ریاست جمهوری یک حرم کلان زنانه را نساخت ؟؟ ایا با دختر سردار محمد علی زورکی عروسی نکرد ایا اون دختر زهر نخورد، تا به زندگی زننده و ننگین که با بچه سقاو داشته باشه خاتمه ببخشه ؟؟؟ برادر عزیز ! ازین که به مردم دشنام بتی خوب این خوات بود که یک کمی مطالعه بفرمایی تا مغز جامد و زاویه تنگ متعصب نظرت یک کمی باز شوه ... ملت افغان به این چتیاتیکه خودت همیشه تکرار میکنی فریب نمیخوره، این گپهای تکراری و خسته کننده، بی ربط و بی اساس که تو میزنی ازین معلوم میشه که تو به هیچ ارزش اخلاقی قایل نیستی . هدف زندگی خودت تنها بدست اوردن چند تومان است وبس .
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
آقای چمبرعلی!
اگر میوند باشی یا "ولی" یا " لمر" یا لمر سروخرود" یا " احمد" یا "محمود" با بینام! هرکی باشی بمن تفاوت نداره؛ این چند سال است که همین نامها با یک مفکورهء مزخرف " افغانیت" که تو آنرا حالا نشخوار میکنی؛ درهمین کابل پرس?؛ بامن مناظره کرده اند ولی سرانجام فرار را برقرار ترجیح داده اند. ولی من همین یک نام دارم اخیتار داری که آنرا حقیقی میدانی یا مستعار. من یک شخص هستم نه دو نفر ونه هم سه نفر ودربرابرهمهء این نامها چه یک نفر باشید ویا صد نفر ایستاده ام ودلایل خویش را با دلایل مقنع بخاطر روشن ساختن نسل جوان کشور ابراز میدارم.
چمبرعلی خان!
ازتمام این بحثها ومناظره های که درین چند روز بامن نموده ایی ؛ یک چیز مسلم وثابت شد که " افغان" تشریف داری؛ یعنی ( پشتون ) نه هزاره. ولی انتخاب نام " چمبرعلی" که هیچ معنا ومفهومی جز توهین به یک ملیت و زبان ؛ دیگر چه معنا دارد؟ تو که من بیچاره را نوکر کشورهای بیگانه خوانده ایی؛ وبر امبرحبیب الله خادم دین رسول الله هم تاخته ایی ؛ ولی این پیامهای مملوء از دشنام وتوهین ات به گروه های قومی غیر پشتون ازچه حکایت دارد؟ آیا با این پیامهای توهین آمیزت؛ تو بازهم توقع داری که ملیتهای غیر پشتون یا غیر افغان درکنارهای انسانهای مانند جناب عالی زنده گی باهمی را اختیار میکنند؟
دوست عزیز!
امیرحبیب الله خان کلکانی از آنچه که تو میگویی ویا آنچه که زنده یاد میرغلام احمد غبار یا فیض محمد کاتب درباره اش نوشته اند شاید صد ها برابر عیب داشته باشد ولی این را برای من جواب بده؛ که بخاطر یک حبیب الله بچهء سقاو( به اصطلاح خودت) مجازات یک ملیت ویایک گروه قومی ؛ درکدام کتاب ومذهب روا بود که آنرا خاندان نادری درحق مردم شمال کابل إعمال کردند؟
آیا مردمان دیگر این کشور حق پادشاهی وحاکمیت را در وطن وخانهء آبایی خودشان ندارند؟ تحمیل هویت " افغانی" که خودت به آن اعتراف داری که درانگلیسی حتی با " سگ" گره خورده است بالای تمام شهروندان این کشور درکدام قانون آسمانی وزمینی آمده است؟
تقویت نمودن و ترجیح دادن وبالاخره تحمیل نمودن یک زبان وازبین بردن زبان دیگر به بهانه های واهی درکدام قانون آسمانی وزمینی وجود دارد؟ محو نمودن آثار فرهنگی نوشتاری زبانهای فارسی وتورکی توسط خدا نیامرز محمدگل خان مهمند درشمال افغانستان با کدام معیارهای انسانی وهموطنی استوار است؟
قتل عام ونسل کشی گروه های قومی غیر افغانی ؛ إسکان اجباری وکوچ دادنهای إجباری قبایل افغان درشمال؛ به برده گرفتن وکنیز نگهداشتن هزاره ها وإعمال تبعیض های قومی علیه تورک تباران با کدام معیارهای وطنی واسلامی برابر می باشد؟ محروم ساختن جامعهء هزاره از ارتش و نیروهای دفاعی وامنیتی وشعبات وزارت خارجه ومحروم ساختن فرزندان شان ازآموزش وپروررش در داخل وخارج کشور با کدام معیارهای وطنی همخوانی دارد؟ آیا این جنابات را شاهان " افغان" انجام داده اند یا پسران سقاو؟
حالا هم درقرن بیست ویک، خودت با این ادبیات عالی؛ خواهان همزیستی مسالمت با کدام گروه قومی استی؟ آیا جنابعالی با این احساسات تعصب آمیز؛ تحمل یک روز زنده گی کردن درکنار هزاره ها ویا ازبیکها ویا تاجیکها را داری؟ برای یک لحظه وجدانت را قاضی بساز وازخودت بپرس که اگر وطن ما وشما مانند دیگر کشورهای جهان خانهء مشترک همهء باشنده گان این سرزمین باشد آیا من وتو با این افکار وعقایدی که داریم استعداد باهم زیستن را داریم؟
بناء بخاطر آنکه آن استعداد را دروجودت پیدا کنی؛ به این امر باید باورمند شوی که دیگر تاریخ به عقب برنمیگردد؛ " افغانستان" یک نام توهین آمیز واستعماری است؛ این نام یک غرور کاذب را به حاکمان ایلی وقبایلی اوغان تبار این سرزمین بخشیده است که آنها خودشان را مستحقان بلامنازع حاکمیت درین وطن چند قومی می پندارند؛ بعدازهرصد سال یک قبیله برمیخزد وقبیلهء دیگر را سرنگون میکند؛ به مال وجاه وعزت آن هم رحم نمیکند؛ حتی اطفال گهواره ایی اش را نیز از دم تیغ میگذارند وبعد رقص ملی یا ( اتن ملی ) را درکنار اجساد مرده براه می اندازند؛ ونامش را غیرت ومردانگی وشجاعت میگذارند. چیزیکه هرگز درسرشت اقوام دیگر خصوصا ملیتهای هزاره و تاجیک وجود ندارد؛ ازجانب دیگر این زبان درزبان انگلیسی با " سگ" گره خورده است وازنظر عملی تاریخ شاهان افغانستان بیشتر به جنگ گله های " سگ" شباهت دارد. این گله ها بخاطر بدست آوردن قدرت هم با خود در ستیزاند وهم بادیگران. بناء نظرمن این است که: بخاطر بهروزی وسرفرازی باشنده گان این سرزمین؛ بیائید که نام " سگ" را ازسر مردم شریف این میهن برداریم؛ تا وقتیکه نام " سگ" بالای باشنده گان این کشور باقی است؛ هیچ کسی درین وطن بدبخت احساس آرامی وعزت نمیکند. از روزیکه نام " سگ" را بالای این کشور هردم شهید گذاشته اند؛ تمام باشنده گان این سرزمین دررنج وعذاب بسر می برند بیائید که نام " سگ" را ازسر خویش ونسلهای آیندهء خویش برای ابد برداریم وآن را به زباله دان تاریخ بسپاریم.
با احترام
پرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
برادران اقای بهمین و اقای یان دیگر, شما ها چرا ها دعوای بر سر هیچ دارید .سر زیمن افغانستان ارسالهای سال مورد تحاجم تخته خیز همه بیگانه گان بوده و هست . حال به خود بیاید در قرن 21 در زمان حال ما چطور می توانم
از این مخمصه رهایی یابم گذاشته ها گدشته هر کس گند کاری خودشان را کردو رفتند سالها است که بیگانه ها مثل موریانه ما را به جان هم انداخته و از این اب گل الود ماهی فربه می گیرند . بایید بخود بیاید که چه کاری را متوان انجام داد در این لحضه کنونی و وطن در چه حالتی قرار دارد دست های مخرب را کوتاه کنم میتوانید؟؟؟ البته که نه؟ قدرت انرا هم ندارید , نباید دعوا بر سر شاهان گذشته کنید درست وطن ما شاهان خیلی خوب هم داشتند اما ؟ ؟ منشع ان از کجا اب می خورد این را می دانید؟؟
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
اقای خر و اسانی ! براستی هم هر کس جواب چتیات را نمیدانه و نه هم میخوایه که سویه ی خوده با یک بیهوده مثل خودت برابر بکنه و پایین بیاره، تو بیچاره ملامت هم نیستی همین منبع معیشتت است باید بنویسی، باید دشنام بتی، باید توهین بکنی، همین کارت است اگر چپ باشی گوشنه میمانی.
بلی مه افغان استم و افغان خواهم بود، و کسیکه در افغانستان زندگی میکنه باید افغان باشه، اگر افغان نباشه مشروعیت زندگی کردن در این سرزمین با عظمت نداره.
گپ دیگه اینست که من به هیچ کس توهین نمیکنم، ولی عکس العمل در برابر عمل ناشایسته حق فطری همه انسانهاست. به یک کسی چون بچه سقاو خودت نیز قبول داری ، که ان پستی ها را داشت ، ایا منحیث یک مسلمان به او خطاب خادم دین رسول الله جایز است؟؟؟ با مثل تو انسان احمق و بی دانش بحث کردن چی فایده خواد داشت؟؟؟ تو باید به بچه سقاو احترام داشته باشی چرا که با هم وجوهات مشترک دارین . تو هم شرم نداری و او هم نداشت ، تو هم نوامیس ملی را در برابر چند تومن میفروشی و مثل سگ از دروازه دشمنان به مردم خود میجوپی و او هم همی خاصیت داشت ، مه میفامم که از شخصیت چتل و پست تو نه تنها پشتونها نفرت داره بلکه مردم عزیز تاجیک ما هم نظریات ترا احمقانه و بی شرمانه میدانه .
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
و اوغان دوست داشتنی!
همینکه نوشتی که به افغان بودنت افتخار میکنی و به صراحت می نویسی که: اگر کسی افغان نباشد مشروعیت زنده گی کردن را درین کشور از دست میدهد؛ سخن را تمام کدی. دیگر پشت سخنان چرب ونرم چون: ملیت شریف تاجیک وغیره نگرد که ملیت شریف تاجیک درقرن بیست ویک؛ اینقدر احمق نیست که مانند گذشته اوغان بالایش با این کلمات چرب ونرم سواری کند. قاعدتا ازین ناحیه دیگر بحث با تو هیچ فایده ندارد. زیرا مرغ تو یک لینگ دارد. اما برای روشن نمودن حقایق تاریخی برای نسل جوان لازم می بینم که سخنان خودم را با تو درمواردی که اشاره کرده ایی ؛ پی بگیرم.
او اوغان مجسم!
تو که اینقدر بد وبیراه علیه امیر حبیب الله خادم دین رسول الله نوشته میکنی؛ آیا برای یک لحظه هم با خود فکرمیکنی که اگر حبیب الله کلکانی را بخاطر تاجیک بودنش دزد ورهزن میگویی مگر آن سرداران دزد ورهزن پای لچ قندهار مانند وزیر فتح محمد خان ودوست محمد خان ازکدام دانشگاه های اروپا سند بکلوریا یا لیسانس ویا ماستری گرفته بودند؟ آنها کدام فرشته های آسمانی بودند که زمام امور را ازطریق دزدی ورهزنی وچپاولگری وحمله به کاروانهای تجارتی مردم بدست آوردند وبعد بخاطر اختلافات خانواده گی یکی بدامان فارس دیگری بدامان روس دیگری بدامان انگلیس خودرا انداخته وپای کشورهای متعدد را به این کشور بدبخت کشاندند؟ آیا از تاریخ وزیر فتح محمدخان را که حالا جناب کاندید اکادمیسن سیستانی صاحب واکادمی علوم درکابل از وی قهرمان ملی جور کده ولقب ( کینگ میکر) یا پادشاه ساز را بوی إعطا کرده خبر داری؟ چیزی میدانی؟ تو مرا بخواندن تاریخ دعوت میکنی؛ ولی پرسشهای که من ازمطالعات خود درتاریخ این سرزمین ازتو مطرح میکنم به هیچ یک آنها جواب نمیدهی. من بخاطریکه به خواننده ها ثابت کرده باشم که مانند تو " افغان مجسم" نیستم و تا گلو درجهالت گیرنمانده ام ؛ از نقاط منفی امیر حبیب الله خادم دین رسول الله چشم پوشی نکردم؛ پذیرفتم که در وقت وزمان وی؛ آموزش وپرورش برای قشر زنان به رکود مواجه شد؛ پذیرفتم که به نظام آموزش وپرورش ضرباتی وارد گردید؛ وغیره مواردیکه مرحوم غبار ودیگران ذکر کرده اند. ولی حالا تو جواب بگو که آیا اقدامات آنروز حبیب الله کلکانی درمطابقت با خواستهای قبایل افغان درجنوب قرار داشت ویانه؟ آیا اول این قبایل جنوب وشرق بخاطر همین آزادیهای بی رویه به زنان دختران افغانستان علیه شاه امان الله قیام نکردند؟ آیا قبایل شنوار ومهمند در ابتدا به امیر حبیب الله کلکانی بیعت ننمودند؟ وازقیام وی برعلیه شاه امان الله پشتیبانی نکردند؟ خوب این موضوع درجایش پرسش بالایی ام را تکرار میکنم که : برای یک لحظه اگر با تو بپذیرم که حبیب الله خان کلکانی دزد ورهزبود پس اسلاف وپیشینیان ارگ درین کشور ازکدام جنس بودند؟ اینکه بقول معروف < آسمان پیر کد وزمین هم قیر> که از دیار ترکیهء عثمانی یک خانوادهء تبعیدی بنام طرزی به افغانستان برگشت و خواست تجریه های زنده گی اش درترکیهء عثمانی را به شکل مقلوب آن توسط دامادش < امان الله> به منصهء اجرا بگذارد؛ که آنهم توسط هم تباران خودش به مخالفت مواجه شد؛ دیگر چه دست آوردی حاکمیت شاهان اوغان براین سرزمین به ارمغان آورده اند؟ جناب عالی فرموده ایی که : کلکانی ناموس وطن را به بیگانه فروخت. پرسش این است کدام بیگانه؟ آیا درزمان امارت نه ماههء وی خودت سند داری که وی مانند شاه شجاع ویا امیردوست محمد توسط بادیگاردهای کشورهای خارجی محافظت شده باشد وقوای بیگانه برزمین وفضای کشور مانند امروز تسلط داشته باشد؟ دشنام زدن خیلی آسان است ولی سند آوردن ازمتن تاریخ؛ زور میخواهد.
جناب عالی فرموده ایی که من این نوشته های روشنگرانه را بخاطر خوشی کدام بادار خارجی ارائه میکنم وآنهم بخاطر بدست آوردن چند تا (تومان)؟؟؟؟؟؟ درحالیکه ازین اتهام زنی ات بمن معلوم شد که اتهام زنی هایت به امیر حبیب الله خادم دین رسول الله است نیز ازین همین سنخ می باشد. زیرا خودم؛ خودرا بهتر ازهرکس دیگر می شناسم. ازین اتهام زنی ایت برای من ثابت گردید که هرکی که با خودت وهم قماشانت به مخالفت برخیزد وحق خودرا مطالبه کند او نوکر خارجی میشود؛ هرکی؛ کورکورانه هویت توهین آمیز " افغان" وافغانیت" را بپذیرد؛ او دیگر ازین اتهام ها برئ است. هرکی پشتون باشد؛ ولو اگر ازطریق دزدی ورهزنی بقدرت برسد او افغان شجاع است؛ ولی هرکی که تاجیک یا هزاره بود وهوای پادشاهی به سرش زد؛ از پدر پدر دزد ورهزن وقطاع الطریق است؛ به این میگویند ملی گرایی وهمگرایی ملی درقرن بیست ویک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ههههههههههههههههههههههههههه
با این خنده بار دیگر من خواست خویش را تکرار میکنم:
بخاطر بیرون رفت ازمشکلات قومی وایتنکی درکشور کنونی ما بیائید که نام " افغانستان" را که درزبان انگلیسی به یک نوع " سگ" گره خورده است تغیر دهیم. ازخلال تمام این مناقشه های اینترنتی با جناب " افغان" چمبر علی خان که خودش اعتراف کرده که این نام را بخاطر توهین به ملیت شریف هزاره انتخاب کرده اند، زیرا خودش بحیث " افغان" درکابل پرس توهین شده اند، ثابت شد که افغانستان نامی نیست که بتواند تمام گروه های قومی را زیر این چتر منسجم نگهدارد ودربرابر کشورهای خارجی بحیث یک ملت واحد یکپارچه حفظ کند.
پس اگر هر پشتون وطنپرست وبا وجدان که خواهان همزیستی مسالمت آمیز با دیگر گروه های قومی درین کشور می باشد باید خودش را " نو" بسازد. باید از افتخارات جعلی خویش بگذرد. افتخارات " افغانان" وافغانیت جز قتل وکشتار وبرادر کشی؛ تصاحب قدرت ازطریق کودتا ها و سازش با اجانب وسپردن ناموس وطن به کشورهای خارجی دیگر هیچ پیامد مثبتی برای مردم بیچاره ودربدر این کشور بشمول پشتونها نداشته است.
بناء لازم می بینم که بار دیگر بصراحت اعلام نمایم که دوستان!
بخاطریکه نسل های آیندهء ما وشما درآتش تفرقه های ملی ومذهبی نسوزند؛ وهمهء باشنده گان این کشور بحیث شهروندان متساوی الحقوق این کشور خودشان صاحبان ومالکان حقیقی این خاک واین وطن بدانند؛ بیائید که نام کشورخویش را تغیر دهیم؛ نام هیچ قومی از اقوام این کشوررا بالای کشور خویش نگذاریم؛ به سوی سرشماری نفوس حرکت کنیم تا ادعاهای اقلیت واکثریت نیزثابت گردد.
تمام این فتنه وفساد زیر پای نام " افغانستان" خوابیده است. این نام درزبان انگلیسی با یک نوع "سگ" گره خورده است. پس بیائید دوستان عزیز که نام " سگ" را ازسر خود وکشور دوست داشتنی خویش برداریم وبسوی فرداهای روشن گام برداریم. تا وقتیکه نام " سگ" بالای باشنده گان شریف این میهن به شمول ملیت شریف پشتون اطلاق میگردد؛ هیچکسی درین ماتمکده روی سعادت وخوشبختی را نخواهد دید. هرکی خواهان ماندن در دایره ایی زیر نام " سگ" می باشد وی باید برایش کشور مستقلی بسازد.
با احترام
پرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
اقای خر و اسانی ! اولا خو بسیار متاسف استم که با ادم بیهوده مثل خودت وخت خوده ضایع میکنم، از خود معذرت میخواهم که با تو گرانترین وختم ضایع کردیم ، من در جامعه افغانی زندگی میکنم ، خوشبختانه هر روز از پشتون کرده با تاجیک و هزاره زیات سروکار دارم ، که باعث افتخارم است، میفامم که تو همیشه کوشش میکنی که پشتونها را به توهین به هموطنان تاجک و هزاره وادار کنی و برعکس تاجکها و هزاره ها را وادار میکنی تابه پشتونها دشنام بته، ولی این خیانت و حماقت در شان من نیست .
محترم خر و اسانی ! من نمیفامم که درباره مشروعیت کدام معلومات داری یا نی ؟ ایا تا به حالی تذکره و پاسفورت گرفتی یا نی، اگر گرفتی ، نمیفامم خدا نخواسته کور استی یا بی سواد....؟ کسی که خوده افغان ندانه تابعیت این کشور گرفته نمیتانه، و همین تابعیت است که به یک فرد مشروعیت بود و باش در کشور متبوعش میته . مه نمیگم که ما پشتونها سر تا پا فرشته استیم و هیچ کرکتر منفی دربین ما وجود نداره و نداشت... من از شاشجاع و وزیر فتح خان ( به گفته ی شما وزیر با تدبیر) توصیف نمیکنم، به من هر کسی به این سرزمین خیانت میکنه خاین است، چی او شاشجاع باشه، یا فتح خان باشه ، یا بچه سقاو باشه ، و یا بهمن خراسانی ........... ولی ایرا میگم کسیکه در بین ملت غیور افغان تفرقه میاندازه، میخوایه این ملت عظیم را ضعیف بسازه و کسیکه دشمن ملت عزیز ماست اون دشمن من است. از دشمنان بیرونی کرده همین حرامزاده های خود ما بسیار خطرناکتر است، چرا که دشمن بیرونی را شناختیم و میشناسیم، ازیخاطر بری ما اسیب رسانده نمیتانه ، ولی همین مزدورها و جیره خوار ها ، که دشمن میله تفنگ را بدوش انها مانده است و بالای ما فیر میکنه ، بسیار خطرناکتر استن ....
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
ای اوغان عزیز چمبرعلی خان!
تو ازتابعیت ومشروعیت صحبت میکنی؛ بدون اینکه به هیچ یک ازپرسشهای من پاسخ داده باشی. مثل گنجشکی که ازیک شاخ به شاخ دیگر خیز میزند.
مشروعیت شهروندی اتباع یک دولت ویک کشور را فقط با داشتن یک جلد گذرنامه ؛ یا به قول خودت ( پاسفورت) خلاصه کرده ایی. اگر اینطور باشد ازخودت می پرسم که امروز فلسطینهای تحت ادارهء اشغالی اسرائیل هم پاسپورتهای اسرائیلی را باخود شان حمل میکنند آیا حکومت اسرائیل نزد آنها مشروع است؟ امروز به ملیونها کورد ترکیه هم به قول خودت ( پاسفورت) تورکی را با خود حمل میکنند آیا کوردها هم به تورک تبدیل میشوند؟ آیا این دلیل تو را درعصر حاضر یک طفل صنف اول مکاتب در دهات افغانستان قبول میکند؟
او اوغان!
اجازه بده که ازمشروعیت وعدم مشروعیت دولت افغانستان حالا مثالی از داخل افغانستان برایت ارائه نمایم.
همین حکومت کرزی را گلبدین وملاعمر که هردو نمادهای" افغانیت" و"شجاعت" درعصر حاضر بشمار میروند ؛ حکومت ( مشروع) نمیدانند؛ نماینده گان ملاعمر وگلبدین هنگام سفر به کشورهای قطر وفرانسه گذرنامه ها یا بقول خودت ( پاسفورت ) های پاکستان را استعمال میکنند ودرعین حال خیلی واضح وبیرقی جار میزنند که : این حکومت مزدور ودست نشانده مشروعیت ندارد؛ نه پاسفورت اش را کار دارم ونه هم تذکره اش را. ولی همین رئیس جمهور کرزی است که میگوید : نخیر! شما افغان استید برادران ناراضی من استید؛ شما هرقدر مرا دشنام میزنید؛ کار دشمنان؟؟ وطن است؛ بفرمائید من مشروعیت انتخاباتی دارم بیائید که باهم یکجا حکومت کنیم ؛ حالا تو بگو که آیا گلبدین وملاعمر وپیروانش را " افغان" میدانی یا پاکستانی؟ اگر آنها " افغان" نیستند چرا حکومت کرزی به آنها تضرع وزاری میکند؟ واگر افغان استند چرا به اصطلاح خودت ( پاسفورتهای ) کشورهای بیگانه را استعمال میکنند وعلنا علیه کشور ومردم خویش درجنگند؟ کدام یک مشروعیت دارد؟ ملاعمر وگلبدین وحقانی یا کرزی؟
اما تو انسان بی عقل به عوض دیگران مرا سلب تابعیت میکنی ومرا نوکر ومزدور کشورهای بیگانه میخوانی ؛ چون من خودم را " افغان" نمیدانم. من بصراحت اعلان میکنم که من هرگز افغان نیستم ونمیخواهم " افغان" باشم. زیرا این نام نزدمن مشروعیت قانونی وحقوقی ندارد. بدست آوردن پاسفورت وتذکره به معنای مشروع دانستن نام این کشور نیست. روی همین علت بود که حالا در تذکره های جدید الکترونیکی؛ هویت قومی وزبانی ساکنان افغانستان نیز درج میگردد. واین بخاطر همین مسأله بود که درین کشور همه ؛ " افغان" نیستند. اگر این کشور یک نام دیگری غیر از افغانستان می داشت به یقین که هرگز شهروندان این کشور خواستار درج هویتهای قومی وزبانی شان نمی شدند؛ حالا که افغانها ادعا دارند که افغانستان کشور افغانهاست هزاره ها وتاجیکها وازبیکها هم برخاسته اند ومیگویند که این کشور متعلق به آنها نیز هست. بناء ازنظر من به عوض این بحثهای بیهوده برویم بطرف کشورسازی وملت سازی نوین:
نظام فعلی را با تمام کاستی هایش بخاطر حضور جامعهء بین المللی قبول نموده واز راه های سالم ومدنی خواهان ایجاد یک کشورجدید براساس حق شهروندی و دولت / ملت شویم : بخاطر رفع مشکلات آینده بیایئد که درنخستین گام؛ نام کشور خویش را تغیر دهیم ؛ ومشروعیت جدید بوجود آوریم ؛ تکلیف افغانهای پاکستانی وافغانستان فعلی را یا به اصطلاح ( لراوبر اوغانان) را هم روشن کنیم که چه کسی خواهان زنده گی کردن زیر بیرق پاکستان است وچه کسی میخواهد به کشور جدید التاسیس بپیوندند؛ وچه کسانی خواهان ایجاد کشور مستقل لوی افغانستان یا همان لوی پشتونستان اند.
اصطلاحات مزخرف " افغان اصیل" و " افغان غیر اصیل" را به زباله دان تاریخ بسپاریم که این نامها جز نفرت وبدبینی وتفرقه های قومی دیگر چیزی به این کشور نمی آورد. زیرا این نام ازطرف انگلیسها بخاطر توهین وتحقیر تمام باشنده گان این کشور بشمول ملیت شریف پشتون گذاشته شده است، این نام ولو اگر از روی حسن نیت هم گذاشته شده باشد ولی با یک نوع " سگ شکاری" انگلیسی گره خورده است. بیائید درقدم اول که خودرا ازین حقارت تاریخی بیرون سازیم. ونام سگ را ازسر خود وازسر کشور خود وازسر نسلهای آیندهء سرزمین بلاکشیدهء خویش برداریم؛ تا وقتیکه نام " سگ" بالای این کشور وبالای این مردم اطلاق میگردد؛ نتیجه اش همین جنگ وخانه جنگی و بی اتفاقی وغرورهای قبیلوی وقتل عام ونسل کشی های رنگارنگ دیگری چیزی حاصل نمیدهد. بگذارید که هرکی خودش را " افغان" میداند وبه آن می بالد او یک کشور جدید برای خودش بسازد وبا همان هم تباران وهم نژادان همجنس خود زنده گی کند. کشور پیشرفته ومسلمان و متمدن وجدیدی که من میخواهم نباید درآن اسم کثیف " افغان" گذاشته شود. به هیچ قوم وملیتی اجازه ندهیم که به تنهایی وانحصاری قدرت وزمام امور مملکت را بدست بگیرد وبرخی دیگر را ازقدرت محروم سازد؛ وآنها را وادار سازد که به کشورهای دیگر پناه برده و( پاسفورت ) های کشورهای بیگانه را استعمال کرده واین وطن مشترک مانرا به خاکدان سیاه تبدیل کند.
با احترام
پرویز بهمن
اینجا چهره های افغان حقیقی را ببنید که با " سگ" انگلیسی چقدر نزدیک است.
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
محترم خر و اسانی پروفیسور بی سواد و متعصب دیوانه ! سلامهای مرا پذیرا شوید، نمیفامم که چی سوال کردی که من جواب نداده باشم ، به هر صورت . براستی که مناطق فلسطینی توسط اسرائیلی ها اشغال شده است، ایرا قبول میکنم ولی تو بری مه یک نقطه افغانستان را نشان بتی که انرا افغانها از کدام ملت دیگه اشغال کرده باشه . و همچنان کردها که بالفعل با دولت ترکیه در جنگ استند، ولی مردم این سرزمین ( افغانها ) در برابر کشور و هویت خود از سر خود تیر استند. خر و اسانی محترم ! ایا کور استی یا کر استی که جوانان عزیز افغان تاجک هزاره پشتون ازبک بلوچ وغیره هر روز بخاطر افغانیت خود قربانی میته، ایا ازیکرده سند معتبر چیزی دیگه شده میتانه ؟؟؟
مه همی را میگم اگر گلبدین است یا ملا عمر است یا تو بی عقل استی، هر کسی که افغانیت را قبول نداشته باشه ما افغانها با او میجنگیم و مشروعیت زندگی کردن در این کشور مقدس را نداره. طوری که اونها در پاکستان زندگی میکنه تو هم میتانی بری مشهد از هویت ( بربر) برخوردار شوی .
و درباره تذکره های جدید الکترونیکی معلومات تو بسیار ضعیف است، در تذکره های نو تنها نام مقدس ( افغان ) ذکر شده، نه نام کدام قوم ، قومیت و دیگر جزیات افراد تنها در دیتابیس وزارت داخله ثبت است، انهم بخاطر جلو گیری از بعضی جنایات و تخلفات ... بلی این کشور هم از پشتون است هم از تاجک و هم از هزاره و غیره ، کوتاه بگویم این کشور مربوط هر افغان است .... تو که ایقه جرات نداری که خوده معرفی کنی و هویت اصلیته افشاء کنی ، یعنی از نظریات چتل ات احساس شرم و سرخمی میکنی، چی ماند اینکه بگویی ما این کشور را دیگرگون میکنم ... بسیار خنده اور است، میگه زوال پیشک ان روز شروع میشه وختیکه خوده شیر احساس بکنه هه هه هه هه هه هه تو بیچاره گک هم بخیالیم در سرحد زوال استی ازیخاطر ای گپا را میزنی ...
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
آقای اوغان ویا چمبرعلی خان تقلبی!
پیام را نوشته میکنی ولی بازهم میگی که تو ازمن چه سوال کردی؛ وقتیکه اینقدر حوصله نداری که پیام را سرتا پا بخوانی؛ پس چرا لاطایلات وچرندیات نوشته میکنی؟ مثل اینکه شخص بیکار وبی هدف استی ؛ صرف وظیفه گرفته ایی که به مخالفین خود دشنام بزنی. ولی من ترا ایلا دادنی نیستم. به هرشاخی که فرار کنی دوباره ترا به اصل موضوع برمیگردانم و خوب است که خواننده گان کابل پرس? ازجمله شخص آقای پیکار پامیر که نویسندهء مقاله اولی دربارهء کتاب آقای زمانی است این کامنتهای من وتورا هم تعقیب کنند وبداند که من چه میگویم وتو چه میخواهی ؛ تمام پیامهای تو ومن درین کابل پرس باقی می ماند.
چمبرعلی خان!
اینکه میگویی که تمام هزاره ها وازبیک ها وپشتونها دریک سنگر ازخاک و طن شان دفاع کرده اند واین دلیل به این میشود که همه ملت واحد استند غلط گفته ایی. شما اگر بالای خانهء یک سگ هم حمله کنید؛ سگ واولادهایش ازخانه وکاشانهء شان دفاع میکند، دفاع ازخانه وکاشانه دلیل براین شده نمیتواند که همه ازیک ملت واحد باشند؛ حالا که تو با زور وفشار همه را بی هیچ دلیل موجه؛ " افغان" میخوانی؛ سوال این است که چرا تاجیکها همه را تاجیک نخوانند؟ چرا هزاره ها هم حق نداشته باشند که هرکی بینی اش پست باشد وچشمان بادامی داشته باشد اورا ازنژاد خوشان نشمارند؟ این حق را بشما کی داده که همهء باشنده گان این کشوررا بدون هیچ رأی گیری؛ بدون رضایت شان همه را " افغان" میخوانید؟ آیا اشغالگری شاخ دارد یا دم؟ واز آن هم بدتر این نام " کثیف را " مقدس" هم میگویی ؛ مثل اینکه درقرآن کدام آیتی وجود دارد که " افغان" کلمهء مقدس است.
اسراییلی ها هم میگویند که ما وطن فلسطینی ها ومساجد تاریخی شان را اشغال نکرده ایم ونمیکنیم وآنها را ازوطن شان آوارده نمی سازیم، فقط آنها هویت اسرائیلی دولت مارا بپذیرند، تورکها هم به کوردها میگویند که وطن تان را بخودتان ولی خودتان را " ترک" بدانید، ولی توبی عقل فکر میکنی، که هر اشغال حتما مانند نسل کشی محمدگل مهمند باید یک قتل عام را درپی داشته باشد. واین کاررا " افغانها" درحق غیر افغانها کردند؛ به صدها خانوار ناقل را ازباجور به شمال افغانستان انتقال دادن اشغالگری نیست؟
غصب زمینهای زراعتی مردم هزاره توسط کوچی ها اشغالگری نیست؟
اگر تمام باشنده گان این کشوررا خودت مساویانه " افغان" میدانی آیا تحمل رئیس جمهور شدن یک تاجیک یا یک هزاره یا ازبیک را پشتونها یا افغانها دارند؟
چرا سوال مرا جواب نمیدهی که من پرسان کردم که آیا میان گلبدین وحقانی وملاعمر وکرزی کدام یک افغان استند؟ تو میگویی که من هرکی برمشروعیت " افغان" بودن اعتراف ندارد اورا سزاوار تابعیت ندانسته و ازقطار نام مقدس " افغان" خارج اش میکنم. ولی اشخاصی مثل حقانی وگلبدین ترا " افغان" نمیدانند؛ تورا مزدور بیگانه ودست نشاندهء ابرقدرتها میدانند؛ کدام یک افغان حقیقی استید؟ آنکس که پاسپورت پاکستانی دارد یا آنکس که زیر ریش امریکایی ها حکومت میکند؟
با احترام
پرویز بهمن
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
اقای محترم بهمن خر و اسانی ! مه خو پیشتر هم در یک کامنت بریت نویشته کردم که از وختیکه در بحث بیهوده با تو مصرف میکنم متاسف استم، مه بیکار هم نیستم ولی مثل تو مصروف خدمت به دیگرا هم نیستم، الحمدلله هدف دارم ولی اهداف پاک و مقدس، نه اهداف چتل مثلیکه تو داری .
وختیکه یک قوم بخاطر حفظ کشور و هویت خود از مال و سر خود تیر میشه، تعبیر تو ازین قربانی ها چی است ؟؟؟ از تو کرده خو اون سگ هم شرف داره که خانیش در معرض تباهی قرار داره و اون سگ کوشش میکنه انرا نجات بته، تو و مثل تو بیگانه پرور خو حتی همین احساس فطری هم ندارین که یک سگ وحشی داره ... ایا قانون اساسی افغانستان که به اشتراک نماینده ها و بزرگان همه پشتون، تاجک ، هزاره .... وغیره تصویب شده و در ان، درج شده که به تبعه افغانستان افغان خطاب میشه . ایا ازینکرده سند و دلیل موجه وجود داره ؟؟؟ به نظر خودت سند و دلیل موجه تنها ان چتیات است که تو سریش تاکید داری، مواد قانون و گپهای دیگه مردم به نظر تو هیچ است... ایا فکر نمیکنی که دیوانه شده یی ؟؟؟ بری مه این حق قانون اساسی افغانستان داده است که از طرف نماینده گان همه مردم افغانستان تصویب شده است...
تو بیچاره ایقه عقل نداری که مقدسات دینی و ملی را بشناسی، افغان بودن یک ارزش ملی و اجتماعی افغانهاست، که تو خر و اسانی بیهوده انرا درک کرده نمیتانی ... بلی هر افغان حق ملکیت در همه گوشه های کشورش را داره، یک باشنده شمالی حق مسلم قانونی و طبیعی داره که در جنوب افغانستان زندگی کنه و جایداد داشته باشه ، همچنان باشنده گان جنوبی هم حق داره در هر گوشه افغانستان بود و باش داشته باشه ... گپ دیگه اینست که مشکل کوچی ها و برادران هزاره ما کاملا یک جنجال حقوقی است، باید محاکم به ان رسیده گی کنه، هر طرف که اسناد قوی داره زمین باید تسلیم انها شوه ... بعضی احمقان متعصب و بیماران روانی به زور میخوایه که این موضوع را رنگ سیاسی بته .
اقای خر و اسانی ! یا خو خبر نداری یا خوده به کوجه اسن چپ میزنی، ایا کاندیدهای ریاست جمهوری گذشته همه پشتونها بودند یا از هر قوم ؟؟؟ ایا رئیس قوه مقننه افغانستان ازبک نیست ؟؟ ازی خبر داری یا که تعصب مغزت قلف کرده ؟؟؟ ایا قانون اساسی افغانستان را خواندی که در ان امده هست هر فرد افغانستان حق کاندید شدن را داره ؟؟؟
این قضاوت را بتاریخ واگذاز میکنیم، تاریخ مسخه نمیشه و نه گمراه میشه ، مثلیکه همه واقعیت ها را تاریخ نقطه به نقطه برای ما نشان داده است همانگونه در این باره هم حتما فیصله خوات کد، اگر قضاوت تاریخ نمیبود بدون شک که بچه سقاو حالی قهرمان ملی میبود، الحمدلله که تاریخ برای ما تاریکی ها روشن کرده است ..
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
آقای چمبرعلی خان تقلبی اوغان عقده ایی!
آیا برای یک لحظه هم که شده با این سخنان پادرهوایت خجالت نمی کشی؟ تورا به ذات خداوند اگر به آن ایمان داشته باشی قسم میدهم که آیا قبول نداری که برای اثبات وتحمیل هویت " سگ" بالای مردم بیچاره وهردم شهید این کشور بشمول پشتونهای بیچاره چقدر چرندیات می نویسی؟ یکبار پاسپورت را مثال زدی؛ وبار دیگر دفاع مردم ازخانه وکاشانهء شان را مثال زدی وحالا قانون اساسی دولت کرزی را بمن دستاویز قرار میدهی که من همان قسمیکه مثالهای توخالی گذشته ات را بادلایل وبراهین واضح رد کردم حالا این قانون اساسی و ( دفاع مشترک) را هم برایت تشریح میکنم تا ذهن خواننده گان عزیز روشن شود.
قانون اساسی وسند افغانیت:
دربارهء قانون اساسی که خودت از آن اینقدر می لافی باید بنویسم که؛قطع نظر ازاینکه هنگام تصویب این قانون اساسی چه جعل کاریها وچانه زنی ها و زد وبندهای پنهان وآشکار دربارهء بسیاری ازمواد آن بانماینده گان بیسواد وبی خبر قومیتهای مختلف غیرپشتون افغانستان شده است؛ این قانون اساسی را هیچ فردی از افراد ویا باشنده گان کشور بشمول پشتونها وحی منزل نمیدانند. آیا معنای وحی منزل را میدانی؟ وحی منزل یعنی چیزیکه از جانب خدا نازل شده باشد. تو طوری از قانون اساسی حرف میزنی که گویا این قانون اساسی ات هم مانند دیگر کتب آسمانی؛ ازجانب پروردگار برای بنده گان بیچارهء کشورهردم شهید نازل شده باشد. اما بهرحال؛ علاوه براینکه این قانون اساسی ات را هیچکسی وحی منزل نمیداند ؛ بلکه بخش بزرگی از خود پشتونها؛ طوریکه خودت هم هرروز می شنوی ومیخوانی که مخالفان دولت به شمول طالبان وگلبدین این قانون اساسی ات را ؛ قانون دوران اشغال میدانند؛ به نظر آنها این قانون اساسی تو؛ درزیر سایهء سلطهء کشور های اشغالگر تصویب شده است وهیچ گونه مشروعیتی ندارد. کسانی این قانون اساسی واین دولت را مشروع نمیدانند که خودشان را بیشتر ازتو " افغان" میدانند وبر "افغانیت" خویش می بالند یعنی ملاعمر یعنی گلبدین یعنی حقانی؛ ولی اگر بی ادبی را معاف دارید همین " افغانها" علنا بروی این قانون اساسی ات می شاشند. به عبارت دیگر آنها به این قانون اساسی دولت تحمیلی دولت کنونی؛ شاشیده اند. اگر تو امروز درپکتیا وخوست وهلمند وارزگان وزابل وقندهار وکنر نزد " افغانهای تحت فرمان جلال الدین حقانی" وگلبدین وملاعمر؛ سخن ازقانون اساسی بزنی ؛ یک سوتهء بزرگ را درمقعد جناب عالی داخل میکنند.
واین پدیده ای جدید در تاریخ " افغانستان" نیست. درزمان شاه امان الله بارکزایی هم قبایل افغان برضد قانون اساسی زمان شاه؛ بغاوت کردند وآنرا خلاف قرآن وسنت نبوی دانستند. اما زمانیکه بعداز سقوط امان الله بارکزایی ؛ قدرت بدست یک تاجیک تبار افتید؛ آنگاه بار دیگر همان قبایلی که به بهانه قرآن وسنت برضد امان الله قیام کرده بودند؛ باهم متحد شده وبرضد حبیب الله کلکانی تاجیک تبار که مانند خود آنها برضد قانون اساسی امان الله قیام کرده بود ایستادند وحالا از وی بنام دزد ورهزن وقطاع الطریق نام می برند.
ازهمین رو است که من شباهت زیادی میان قبایل " افغان" وگله های " سگ" می بینم. سگ ها باهم درقدم نخست برای بدست آوردن شکار ؛ خوب می جنگند؛ ولی زمانیکه حیوان قوی تری بخواهد شکار شان را برباید؛ همهء سگها برضد حیوان قوی تر؛ یکی میشوند. ازین منظر، اینجا نزد " افغانها" یا پشتونها قانون وقانونیت معنی ندارد؛ بلکه بدست آوردن قدرت وحاکمیت ازهرطریق ممکن هدف اصلی سیاستمداران " افغان" یا اوغان یا پشتون می باشد. اینها بخاطر منقاد ساختن قومیتهای غیر " افغان" چون هزاره ها وتاجیک ها وازبیکها به حربه های بنام قانون اساسی متوسل میشوند ولی درمیان خودشان " پشتونوالی" را نسبت به هرقانون دیگر حتی قرآن وسنت مقدم میشمارند. سیاستمداران پشتون یا " افغان" زمانیکه برکرسی قدرت تکیه میزنند؛ از نیروی فزیکی قومیتهای غیر پشتون یا غیر افغان ؛ در اختلافات داخلی قبیلوی شان مانند یک متاع بی ارزش کار میگیرند. چنانچه نجیب الله احمدزی آخرین رئیس جمهور اوغان تبار تحت الحمایهء ماسکو؛ ازنیروی ملیشه های قومی ازبیک وهزاره علیه مخالفان حکومت اش کار گرفت ولی زمانی رسید که خود به گلبدین حکمتیار نامه فرستاد وبه اوگفت: بیائید که باهم حکومت مشترک قومی را بسازیم ورنه ؛ قدرت بدست غیر افغانان می افتد وآنگاه پیشمانی سودی ندارد. امروز نیز حاکمیت حامد کرزی ازنیروی جوانان تاجیک وازبیک وهزاره دربرابر هم تباران طالب خود کار میگیرد وآنها را بنام دفاع ازدولت به اصطلاح منتخب خود به جبهات نبرد میفرستد ولی خود قلبا با سران طالبان بدلیل اشتراکات قبیلوی محبت می ورزد وعلنا برخلاف قانون اساسی خود ؛ به ده هاتن زندانی طالب را اززندان رها میکند.
بناء یگانه راه حل این است که درقدم اول؛ تکلیف کسانیکه میخواهند " افغان" باشند ویا همچو " افغانان" زنده گی کنند وکسانیکه میخواهند دریک جامعه ای عاری ازتبعیض و تفرقه های قومی ونژادی ومرفه وپیشرفته همچو انسان زنده گی نمایند روشن گردد؛ وآن جز به حذف نام " سگ" ازسر شهروندان این کشور میسر نمیگردد.
تا زمانیکه نام این کشور با نام " سگ" گره خورده باشد؛ تمام شهروندان این کشور دررنج وعذاب بسر می برند وهیچکسی روز خوشی را نخواهد دید. بناء بخاطر نجات خود ونسل های آیندهء این کشور ضرور است که اول نام " افغان" را که درزبان انگلیسی با یک نوع " سگ" گره خورده است آنرا تغیر دهیم بعد فرهنگ " سگ" بودن یا " افغان" بودن را که جز بدبختی وقتل وکشتار ونسل کشی وتفرقه های قومی وقبیلوی تاکنون چیز دیگر به ارمغان نیاورده است درمیان خودمان ازبین ببریم وفرهنگ متعالی انسان بودن وشهروند بودن را دربین خویش ترویج نمائیم.
با احترام
پرویز بهمن
این هم چهرهء زنانه ای یک افغان حقیقی که حالا شهری شده و درکشورهای غربی لباس مود روز را می پوشد:
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
میستر بهمن خر و اسانی! قسم میخورم از گپهای بیهوده و بی منطق تو مه احساس شرم میکنم متاسفانه . مه درباره اینکه همه باشنده های این کشور افغان استن چند دلایل را اوردم که خودتم به ان اعتراف کردی، ولی اخرم ثمر بحث تو این شد که امدی بالای چوچه های خودت بی ادبی معاف گو کردی و گفتی که نماینده های غیر پشتون در لویه جرگه عنعنوی افغانستان همه بی سواد و بی عقل بودن.... اینه استدلال یک متعصب روانی.
ایا از داکتر مهدی کرده تو زیات میفامی، که از بس تعصب در جریان لویه جرگه رگ اعصابش کپید؟؟؟ ایا از حفیظ منصور کرده تو بسیار تاجیک پرست استی، ایا از پدرام کرده تو بسیار، پارسی دوست استی؟؟؟ که نیستی گپها و دشنامهای بی اساس تو تنها بخاطر بدست اوردن چند تومن است، و در پهلوی ان میخوایی یک شهرت منفی بدست بیاری... شهرتیکه به ان کهانی مشور میمانه که یک کسی از یک احمق دیگه سوال کرده بود، که چی کار باید بکنم که دربین مردم مشهور شوم، او بریش گفته بود که برو در مهراب مسجد ...... بکن ، وختیکه او ادم رفته بود و همی کاره کده بود ، بعد ازو در بین کل مردم بنام گوه پر مسجد مشهور شد . حالی تو هم میخوایی خوده گوه پر مسجد بسازی، که حتما این لقب نصیبت میشه هی هی هی هی هی هی هی هی
گفتی که مخالفین این قانون اساسی را قبول نداره، بازم معلوماتت بسیار کم است مستر خر و اسانی ! اونها با بعضی مواد در قانون اساسی مخالفت میکنه، نه با کل قانون و مخصوصا هیچگاه در باره کلمه ( افغان) و افغانیت اونها مخالفت خوده نشان نداده است، اگر مخالفت کرده باشه کو سند داری ؟؟؟ و گپ دیگه اینکه حالی میخوایی خوده به ملا عمر، حقانی یا حکمتیار نزدیک نشان بتی، ازین حرکات فاحشه مانند منظورت چیست، ایرا هم خوب میفامی که خون تو با اونها گد نمیشه ... کسیکه با ما افغانها در خصوص هویت ما مشکل داره، ما هم اونها را پاداش نمیتیم، ازیکه خوده معرفی نمیکنی و بنام های گوناگون چتیات مینویسی ازی معلوم میشه که میترسی، مبادا چوب در ..... نره، ولی یک وخت مثل درویش دریادلی که خدا شرماند تو هم رسوا میشی انشاالله .
معرفی اثر ارزشمند دیگری از دکترعبدالرحمن زمانی محقق وارستۀ میهن
والله چمبرعلی خان تقلبی اوغان آفرینت! بیشک همرای اینقدر بی حیایی و پر رویی که تو داری . واقعا در هرپیام ات ثابت میکنی که " افغان" اصیل تشریف داری ؛ حالا قریب است که همرای تمام کالاهایت خودرا درچشم خواننده های کابل پرس? داخل کنی. شکرخداوند بی نیاز که درکابل پرس، پیامها سانسور نمی شود وبعدازنشر هم برای همیشه بدون هیچ تغیری باقی می ماند ورنه با این اخلاق پست افغانی که تو داری درپیش روی چشم مردم به دهن ام تهمت می بستی. حالا به این تهمت ات توجه کن که چه درفشانی کرده ایی:
عین عبارات چمبرعلی خان است:
" مه درباره اینکه همه باشنده های این کشور افغان استن چند دلایل را اوردم که خودت هم به ان اعتراف کردی"
بح بح بح بیشک!
حالا تمام پیامهای من وتو درستون مضمون آقای پیکار پامیر وجود دارد؛ توفقط یک جمله را ازمیان پیامهای من بیاور که من اعتراف کرده باشم که تمام باشنده گان افغاننستان بدون استثنا " افغان" استند! فقط یک جمله را بیاور!
من چنانچه درپیامهای قبلی ام به صراحت ابراز داشته ام حالا بار دیگر تکرار میکنم: نام " افغان" درزبان انگلیسی با یک نوع " سگ" شکاری گره خورده است؛ ازنظر تاریخی؛ پشتون؛ پختون؛ پتان؛ اوغان، افغان همه نامهای مختلف برای مردم واحد می باشد؛ مطابق تحقیقات زنده یاد غنی خان؛ تمام این نامها مربوط ایل جلیل افغان میشود؛ مثلیکه در انگلیسی ؛ آلمانها را جرمن ودرفرانسوی آلمان در خود آلمان؛ خودشان را دوچ میگویند؛ پشتونها نیز خودشان را پشتون یا پختون؛ ولی ایرانی ها آنها را " افغان یا اوغان؛ هندیها آنها را پتان صدا میزنند.
این نام هرگز به ملیت های دیگری چون هزاره ها ؛ تاجیک ها؛ ازبیکها وترکمن ها وبلوچ ها وغیره هیچ ارتباط ندارد، " افغان" خواندن ملیتهای دیگر؛ درزمان پادشاهان افغانی خصوصا اززمان عبدالرحمن به بعد به زور وجبر بالای ملیتهای دیگر تحمیل گردیده است. این نام بعداز قتل عام ها ونسل کشی های زیادی که درشمال کشور ومناطق مرکزی کشور؛ بالای مردم غیر پشتون انجام شده به زور واجبار تحمیل گردیده است وهیچ مبنای حقوقی وقانونی ندارد؛ تاریخ این قتل عام ها اززمانهای عبدالرحمن شروع تا خاندان نادری وبعد رژیم خلقی وطالبان را دربر میگیرد؛ این نام درحال حاضر هیچ نوع مشروعیت حقوقی ندارد. ازجانب دیگر من نوشته ام که ازنظر لغوی نام " افغان" که فقط نام پشتونها می باشد درزبان انگلیسی با " سگ" گره خورده است؛ روی همین علت است که پشتونهای پاکستانی ازاینکه " افغان" خوانده شوند؛ نفرت دارند؛ بزرگترین شخصیتهای پشتون ازستاره های ورزشی مانند شاهد افریدی گرفته تا جنرال حمیدگل مومند ؛ خودشان درقدم نخست پاکستانی بعد پشتون میخوانند وازنام افغان نفرت دارند. ازنظر عملی؛ حتی ملاهای پشتون تبار پاکستانی؛ افغانستان را باغ حیوانات وحشی میدانند. چنانچه مولانا فضل رحمن پسر مولانا مفتی محمود؛ یکی ازعلمای دینی ومذهبی پاکستان درزمان اقتدار طالبان درکابل در رادیو بی بی سی از وی پرسیده شد که چرا خودتان مانند طالبان درپاکستان یک نظام شرعی و ملایی را بوجود نمی آورید.
مولانا صاحب پشتون تبار درجواب گفت: " پاکستان یک کشور دارای آئین است؛ اینجا قانون وجود دارد؛ اینجا یک سیستم دولتی وجود دارد؛ اینجا یک نظام وتفکیک قوا وجود دارد. بناء ما مطابق منشور وآئین پاکستان خواستار عملی ساختن برنامه های حزبی خویش می باشیم، اما آنچه که برادران طالب ما درافغانستان انجام داده اند؛ آن مطابق ظروف وشرایط همان وطن است؛ تاریخ افغانستان تاریخ غالب شدن ومغلوب شدن شاهان وقبایل مختلف بوده است؛ درآنکشور هرکی بقدرت رسیده است ازمجرای زور وتفنگ بقدرت رسیده است بناء طلبه های کرام ؛ نیز مطابق فرهنگ ورسم ورواجهای همان کشور عمل کرده اند ونظام شریعت را مستحکم ساخته اند؛ ولی ما درپاکستان چنین کاری کرده نمیتوانیم. چنین کاری درپاکستان نه عملی است ونه هم شریعت چنین اجازه را بما میدهد" آدرس: برنامه های پشتوی بی بی سی گفتگو با مولوی فضل رحمان رهبر ج. ا. پ.
مولانا درست فرموده اند؛ واقعا کشور افغانستان همانطوریکه ازنامش پیداست؛ کشور زور آزمایی های قبیلوی بوده است؛ اینجا هرشخص وهرقبیله که حاکم شده است؛ قبایل دیگررا به زور سرنیزه وکشتار منقاد کرده است؛ روی همین علت است که پشتونها " افغانها" بافرهنگ کشتار وقتل معتاد گردیده اند؛ اینها فرهنگ جنگل را حالا هم درقرن بیست ویک میخواهند بالای غیر پشتونها یا غیر افغانها تحمیل نمایند. آنچه که خود نموده اند میخواهند آنرا بنام غیرت " افغانی" به تاجیکها وهزاره ها وازبیکها نیز منتقل نمایند.
ازخلال دیده درایی ها واتهام زنی ها وارائهء دلایل پادرهوای جناب چمبرعلی خان تقلبی چنان معلوم میشود که درسراشیب رسوایی وسقوط منطقی قرار گرفته اند ؛ حدس میزنم که شاید دیگر حرفی برای نوشتن نداشته باشند.
چمبرعلی خان تقلبی اوغان نازنین! خودت دیگران را به زنان فاحشه تشبیه میکنی درحالیکه عملا خودت اخلاق وکرکتر آنها را به نمایش گذاشته ایی. زیرا بالای من بیچارهء بنا حق تهمت بسته ایی:
من هرگز ادعا نکرده ام که همهء نماینده گان شامل درلویهء جرگهء قانون اساسی مربوط ملیتهای غیر پشتون درکل ؛ بیسواد بوده اند؛ ازهمین نماینده گان محترمی که خودت ازآنها نام برده ایی؛ منجمله آقایان داکتر مهدی وعبدالحفیظ منصور طی نوشتن مقالات متعدد با تکرار نوشته اند که قانون اساسی را انحصارطلبان قومی پشتون مورد دستبرد قرار دادند؛ متن پیشنهادی قانون اساسی با متنی که بعدا آنرا بدون بحث ومناقشه بالای تمام مواد وفقرات آن بصورت جدا جدا تصویب شد کاملا فرق دارد، قرار به این بود که تمام مواد قانون اساسی به شکل ماده وار ازچشم وگوش اشتراک کننده گان لویه جرگه بگذرد ولی تیم انحصارطلب " اوغان" به بهانه اینکه این کار وقت زیاد را دربر میگیرد؛ همهء مواد قانون اساسی را سرجمع با تزویر وجعل کاری از زیر ریش نماینده گان لویه جرگه تیر کردند که چنین کاررا درعرف سیاسی دست برد زدن وجعل کاری درقانون اساسی می نامند. اگر باور نداری من شخصا نوشتهء آقای دکترمهدی را برایت لینک میدهم.
جناب عالی درقسمت گلبدین حقانی وملاعمر نیز پای منطق تان می لنگد وهیچ چیزی برای نوشتن نداری جز اینکه مرا متهم به چاپلوسی ویا پشتیبانی از آن موجوجودات درنده کرده ایی؛ درحالیکه آنها را برای خودت مثال زده ام که آیا تو آن موجودات وحشی را " افغان" میدانی یا نه. زیرا اگر مسألهء( پاسپورت) مطرح باشد؛ آنها در پاسپورتهای " افغانی ات" قبلا شاشیده اند. این پرسش های من هرگز جنبهء پشتیبانی ازآن موجودات وحشی را ندارد؛ ولی جوابهای تو هرگز روشن نیست؛ زیرا خودت مطرح کردی که هرکسی که دارای تذکره وپاسپورت این وطن است؛ " افغان" است؛ خواه تاجیک باشد یاهزاره یا ازبیک؛ من برایت ازتاجیکها مثال نزدم بلکه ازخود پشتونهای مثال زدم که با همان قانون اساسی تو درجنگ اند. فرموده ایی که طالبان وگلبدین با تمام قانون اساسی افغانستان مشکل ندارند ولی با بعضی مواد آن قانون؛ مشکل دارند؛ این سخن جناب عالی واقعا خند آور است. حد اقل اعلامیهء طلبه ها را دراجلاس پاریس نخوانده ایی که آنها بازبان بی زبانی به همهء مواد قانون اساسی ات شاشیده اند. آنها مدعی اند که دولت فعلی حاصل اشغال است که امارت آنها را سرنگون کرده وهیچ نوع مشروعیت ندارد؛ تنها کسانیکه قبلا با آنها جنگیده اند؛ طرف اصلی مذاکرات آنها شمرده میشوند آنهم نه بحیث یک طرف دولتی بلکه بعنوان مخالفین نظامی که باهم درسنگرها مقابلهء نظامی می نمایند. این سخنان من هرگز جنبهء پشتیبانی ویا چاپلوسی با قوم " افغان" را که شامل خودت وملاعمر وگلبدین حقانی میشود ندارد؛ بلکه میخواهم ازخلال این پرسشها معیار مشروعیت افغان بودن ازنظر تذکرهء تابعیت وپاسپورت را ازخودت بپرسم ولی خودم بازهمان قاعدهء قبلی ام را به اثبات برسانم که :
همین که نام " افغان" درزبان انگلیسی با " سگ" گره خورده است؛ ازنظر عملی نیز " افغانها" چون گله های سگ عمل میکنند؛ هم باخودشان میجنگند وهم با دیگران. جنگ کرزی با ملاعمر وگلبدین ؛ تسلسل همان جنگهای ذات البینی قبیلوی " افغانی" می باشد که سابقهء آن ازنظر تاریخی به ایجاد کشور کنونی افغانستان برمیگردد.
بناء راه حل پیشنهادی خود را بار دیگر تکرار میکنم:
نام کشور افغانستان؛ یک نام جعلی واستعماری است؛ این نام بخاطر توهین وایجاد نفاق میان گروه های قومی مختلف این کشور بالای شهروندان این کشور توسط خاندانهای نوکر به استعمار؛ جبرا تحمیل گردیده است؛ درحالیکه خود انگلیسها نام " سگ" شان را " افغان" مانده اند ولی برای این بخش ازمردم؛ بنام " افغانیت جهالت ؛ وحشت وبربریت را ونفاق قومی را تحمیل می نمایند. پس بیائید که بخاطر نجات خود ونسل های آیندهء ما ازین ننگ تاریخی؛ این نام " سگ" را به زباله دان تاریخ بسپاریم. هرکی میخواهد چون " سگ" زنده گی کند باید برای خود کشور مستقل بسازد. نسل امروز باشنده گان کشور کنونی افغانستان؛ بشمول پشتونها دیگر نمیخواهند که چون گله های " سگ" زنده گی کنند؛ آنها میخواهند درجهان متمدن وپیشرفته ای امروز بحیث یک ملت خوشنام عرض وجود کنند.
پس بیائید که نام "سگ" را ازسر خویش ونسل آیندهء خویش برداریم. تا وقتیکه نام " سگ" بالای کشور وشهروندان کشور جاری است؛ هیچکسی روی آرامش وامنیت را نمی بیند.
با احترام
پرویز بهمن