IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > فرهنگ، ادبیات و هنر > حضور نادیا انجمن در تورنتوی کانادا

حضور نادیا انجمن در تورنتوی کانادا

دهمین کاروان شعر و ادب
حسين زاهدی
دوشنبه 1 سپتامبر 2008

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

شنبه شب٬ سی ام آگست دوهزار و هشت میلادی، شهر تورنتوی کانادا بار دیگر شاهد زمزمه های دل انگیز شاعران غربت نشین افغانستان بود٬ تفاوت ها و تنوع اساسی را در چگونگی محفل و محل آن مشاهده کردم٬ سالن جدیدی برای محفل انتخاب شده بود که جمعیت را بهم فشرده میساخت٬ سالن نبود یک کلاس درسی بود٬ این کلاس (صنف) درسی مرا به یاد صنف های خاکی مکاتب افغانستان انداخت که اصلن قابل مقایسه نیست. دهمین شب شعر پذیرای مهمانان شاعر و شعر دوست از شهر مونتریال کانادا بود که مسافت زیادی را برای شرکت در این محفل طی نموده بودند.

صبور جان صهیب اینبار نیز گردانندگی برنامه را به عهده داشت٬ نخست عزیزالله نظری را که از شهر مونتریال آمده بودند به رسم مهمان نوازی در آغازین برنامه به جایگاه فرا خواند و قطعه شعر اش را به خوانش گرفت و سخنان را ایراد نمودند.

پس از آن آقای صهیب شاعر جوان را به نام مجیب مهرداد به معرفی گرفت و شعر معروف آقای مهرداد «گلاگیوترها میمرند» را دکلمه نمودند که مورد تشویق حضار قرار گرفتند.

یلدا شمس دختر جوان و شعر و ادب دوست و جوان ترین شرکت کننده در این محافل که در چند جلسه قبلی نیز حضور داشتند با ورق در دست داشته اش به سوی جایگاه شمرده شمرده گام گذاشت و با خوانش اثری از «نادیا انجمن» حضور این شاعره جوان مرگ را در این محفل زنده کرد و یاد و خاطره اش را گرامی داشت که مورد تشویق زیاد قرار گرفتند٬ حضور جوانان چون یلدا شمس در چنین محافل و تشویق این جوانان توسط پیشکسوتان فرهنگ و ادب این نگرانی را که جوانان و نو جوانان افغانستانی در کشور های غربی بسر میبرند و زندگی در غربت باعث فاصله گرفتن نسل امروز از زبان و فرهنگ اصیل خویش میشوند را کم رنگ و بر طرف خواهد شد.

در ادامه آقای بختیاری با دکلمه اثری جدید اش مثل همیشه دیوار های سالن را برای لحظاتی به لرزه در آورد و شرکننده گان را به وجد . پس از آن خانم حنیفه فریور مسئول یک از نشریه های چاپی در تورنتو سخنانی در لزوم ادامه و برگزاری چنین محافل ایراد نمودند و زندگی نامه و آثار شاعر فلسطینی معروف «محمود درویش»را طی مقاله ی به معرفی گرفتند که با قدردانی از سوی حضار ربرو شد.

خانم فاطمه اختر٬ آقایان بهارابی٬ عبادی ٬تابش، پیکار پامیر ٬ عبدالسلام قاضی٬ هارون راعون٬ کامران پوپل٬احمدی عباب٬ للندری خانمها داکتر حسیبه٬ فروزان واصفی با زیبایی و تسلط اشعار و دست داشته هایشان را دکلمه و به خوانش گرفتند و به گرمی محفل افزودند.

در پایان این محفل میر حسین مهدوی به قول خودش با "شمشیر برنده ی نقد" به سراغ شعری عنوانی « اشتباه باور» سروده ی از هارون راعون رفت و تمام قفل های بسته این شعر را با کلید دقت و تأمل باز کرد و «شعر »را از« معر» به قول کامران میرهزار جدا ساخت و این پایان محفل تنوع معنوی دیگری بود که باب نقد را در این نوع محافل گشود که مورد استقبال همگان قرار گرفت.

دو اثر از دو شاعر خانم فاطمه اختر و آقای علیشاه عباب را باهم میخوانیم.

کتاب«من»

مشتی گشوده

در برابر اخم باز پرس

کتابی باز در برابر هیاهیوی باد

که با شرق شرق سیلی

ورقم میزند

انگشت سبابه با آب دهان تر میکند

و در باره ام میخواند

باران مرکب کلمات را درهم می آمیزد

خورشید واژه های خشک اش را

جابجا می سوزاند

تقریط و مقدمه

با فصولی چند از متن را

تکرار

پاره پاره٬ در سر خار بوته های خشکیده

علم میکند


تاراج باغ

گل خوش های باغ مرا هر شب

دستان بی مروت بیگانه

بی باک و بی دریغ

از شاخه های گل بوته ها٬دور میکند.

دربان آشنا

چشمان خویش را

با سکه های دالر و دینار٬بسته ست

دربان های دزد

تاراج باغ را به قناعت رسیده اند.

اما در این میان٬ فرماندهان چور و چپاول

با واژه های منقلب دور از اعتماد

یک مل حزین به ماتم نشسته را

اغفال میکنند.

گویی که دست ها٬از باغ و باغچه٬

برگی نکنده اند٬

گویی که بادها

خاموش و بی صدا

از زیر سایه های درختان گذشته اند

گویی که هیچگاه

دامان پاک مسند پیغمبری خدا (ص)

با واژه های کاذب آن رونشستگان

چرکین نگشته است

***

دل بستگان باغ٬

ای عاشقان صادق برگ و گل گیاه

ای وارثان خاک٬

ای خستگان کوچه و پس کوچه ها غیر!

تا چند منفرد٬

تا کی جدا جدا؟

در جاده های بی غرضی تک روی کنیم

باشیم گر به یک صف و یک خط استوار

افتد بنای وحشت دوران از اعتبار

گر هم صدا شویم.

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پيام‌ها

جستجو در کابل پرس