IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

loading...

صفحه نخست > فرهنگ، ادبیات و هنر > ما راز پنهان با یار گفتیم

ما راز پنهان با یار گفتیم

کاروان شعر و ادب تورنتو بید نیست که با هر باد بلرزد
حسين زاهدی
دوشنبه 2 فبروری 2009

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

اشاره: مطلب که در ذیل میخوانید از سوی آقای بختیاری یکی از مسوولین کاروان شعر و ادب در تورنتوی کانادا به نگارش گرفته شده است که از من خواستند تا در سایت کابل پرس به نشر بسپارم.

ما راز پنهان با یار گفتیم

کاروان شعر و ادب تورنتو بید نیست که با هر باد بلرزد

از مدتی بدینسو منسوبین نهاد پر فروغ کاروان شعر با نشر اکاذیب و بر چسب های ناچسپ عده ای مغرض مورد تهاجم بی شرمانه قرار گرفت که نمونه اخیر آن درج مطلب غیر واقعبینانه در سایت کابل پرس می باشد.
بدین لحاظ لازم دانستیم نکاتی چند را با شما فرهنگیان در میان بگذارم.

حقیقت انکار ناپذیری است، که در آشفته بازار سیاست و اجتماع فرهنگی در غربت، شاهد سقوط اخلاقی فرهنگی نماهایی هستیم که با پاهای چوبین استدلال و دستهای کوتاه عقول و با فضولی های بی شرمانه از واقعیت ها میگریزند و با سمپاشی های غیر اخلاقی فلج کننده تمدن، تعقل و پیشرفت اجتماعی را نشانه گرفته و مسدود میخواهند.

گردانندگان کاروان شعر را عقیده بر این است که حوزه های فرهنگی و کانون های ادبی و اجتماعی را میتوان با شعله های گرم و پر حرارت روشنگرانه ی بحث، نقد و جدال منطقی، علمی عقلی و تحقیقی و ادبی گرم نگهداشت. تا وسیله ی باشد برای توسعه و کمال و غنای بیشتر و باروری والاتر تا از زمان عقب نمانیم.
و این رسالت فرهنگیان این مشعلداران هدایت خلق است تا زمان را با خودشان به جلو برانند و از رکود و توقف روح فرا برنده و افکار سازنده جلوگیری بعمل آرند.

اگر فرهنگیان ما راه کشف حقایق و تربیت اخلاقی و تعالی انسانی را رها کرد، آنجاست که قلم ها برای تشفی روح تفنن جویی جلودار میگردد و قلم بدستان فرهنگی نما در اسارت احساسات کاذب و اسیر قالب های منحط فکری که سرابی بیش نیستند قرار میگیرد.

نباید از نظر ها دور نگهداشت که قلم ها و افکار عقیم از داشتن کمال عاجزند و سر شار از تنفر می باشند که انتظار جاویدانگی از آنها بیهوده است.

بحق دستانی که از پیکرهای مرده های متحرک فرمان میگیرند و میرقصند و سم کشنده ی افکار شونیستی را پراکنده می سازند فضای حیات عاشقانه انسانی را به گنداب مبدل می سازند.

سیاست در کاروان شعر به معنی زرنگی در پیشبرد اهداف یا تسلط افکار خاص بر یک جمع نبوده و نمی باشد.
سیاست ما بمعنی احساس وابستگی به سرنوشت و درد ها و آلام ها و آرزو های اجتماعی و ملی است که هر فرد بدان وابسته می باشد.

از اینرو تلاش برای تعالی فرهنگی را دور از نگرش های قومی، نژادی،و حتی مذهبی نوع زندگی متعالی انسانی میدانیم. این درس بزرگ را باید از باهم بودن در متن زندگی آموخت.

کارگزاران کاروان شعر بعنوان یک رسالت ملی و فرهنگی از فرد فرد شما عزیزان میخواهد، اجازه ندهید با سم پاشی های مغرضانه و خودخواهی ها و انحصار طلبی های عده ی درمانده مکدر گردد.

بیایید در راه حفظ و پاسداری از تقدس فرهنگی غنامندی ملی خویش مسامحه را کنار گذاشته تا این کشتی طوفانزده به ساحل مراد نرسیده دست بدست هم داده و به رسالت مان متعهد بمانیم.

واژه های کلیدی
loading...
loading...

پيام‌ها

  • محترم أقاي حسين زاهدی و بختیار از مسئولین کاروان شعر و ادب تورنتوی کانادا سلام بی پایان نثارتان باد !
    من شخصآ نمیتوانم خودم را شاعر و یا ادیب بنامم ,اما عاشق شعر و ادببم ,بیان احساسم را عامیانه کج و کور مینویسم . با آقای بختیار
    در بسا موارد موافقم ولی میخواهم نظرم را در رابطه اذهار نمایم ,من از اشعاریکه صیغه ادبی و فرهنگی را بدان مسما میسازند و شیوه ی
    ی کفری با تصوف مغلق هر چند بمعنی بلند و بالا اطلاق گردد چه از زبان مولانا باشد یا عمر خیام چه سعدی و چه هم حافظ شیرازی غلط
    و اشتباه محظ می پندارم .امروز استناد بر اشعار عمر خیام که چنین فرموده و حضرت مولانا چنان میفرمایند عام است , حال آنکه راز درونی وی
    را بجز از اشخاص چند نمیدانند و ظاهر شعرش را هرچه پنداشتند میپندارند , که مردم را ببیراهه کشانیده است.اعتبار این اشعار درین عصر حاظر حتی بیشتر از کلام الهی قرار گرفته نزدیک است با اصلیت خویش جبه گیرد .اشعار استوار به حقائق واقعآ بید نیست که به هر طوفانی بلرزد والی همان سیبی تقلبی در درخت بید خواهد بود که باباد نسیم می افتد و پاشپاش میشود از برای سیب خواهان که نمی خواهند بدانند سیب از کدام باغ است و کدام درخت بی تفاوت میباشد .سخنان بختیار حقیقت است که قلم ها و افکار عقیم از
    داشتن کمال عاجزند .ولی من آنان را به آنانی می بندم که از حق پا فراتر مینهند و در جاده بیهودگی آلوده گشته شاهراه جاویدان را درنمی
    یابند و روح مطمئنی نخواهند داشت . (ما راز پنهان با یار گفتیم " * ندانستیم گل را خار گفتیم _ ندانیم ما چه گفتیم با یار *
    آنچه بود از دل بیقرار گفتیم )بامید تعبیر پر تعمیر شما خلیل الله انصاری

جستجو در کابل پرس