آقای مهدوی؛ بناز به حقوق نسوان و تربیت خوب و سنتی کشور اسلام نما
زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )
ما می کشیم، پس ما هستیم
فرزندان جوان به زیر خاک رفتند و پدر و مادر به زندان/ حادثه ای که در خانواده محمد شفیع به وقوع پیوست، با هر انگیزه ای که صورت گرفته باشد، زنگ خطری را برای خانواده های مسلمان و به ویژه افغان ها به صدا در آورد. آیا می توان فرزندان خودرا با همان شیوه های سنتی در کانادا تربیت کرد؟ اگر نه، پس چگونه می توان در تهاجم شراب وشهوت، جوانان سالم و مومن تربیت کرد؟ چه کسی مسئولیت دارد تا به این پرسش ها پاسخ قانع کننده ای بیابد؟ خانواده ها، فرهنگیان، ارباب قدرت؟
نويسنده: میرحسین مهدوی
صرف نظر از هرگونه تعلقات اجتماعی و مذهبی، هر انسانی با تماشای این ویدیو شوکه خواهد شد و از خود خواهد پرسید که آیا این چنین یک واقعه حقیقت دارد و یا یک صحنۀ از فلمهای سینمائی و رویائی می باشد.
بشریت در دنیای غرب، که ما آنها را کفر نامیده و طرز و روش زندگی آنها را با وجود اینکه خود از شر غربت و فقر و دهشت و خون ریزی کشور های اسلامی خود در این چنین کشورها پناه میآوریم، غیر اخلاقی می خوانیم، باعلم و دانش خود در کنون زمان به خاطر پیشرفت علم و امکانات زندگی و اقتصادی رو به تسخیر کرویات آسمانی نموده اند و با پیشرفت و ترقی چشمگیر شان از ما ها که هنوز بدتر از دورۀ قرون وسطی بسر میبریم، جلو افتاده اند. و حالا آقای مهدوی با نقل و انتشار واقعۀ اسفبار فامیل شفیع، بحث خوبی را باز کرده اند و بنده نیز خواستم تا چند سطری از برداشت و نظر خود را در رابطه با این موضوع قتل و تحلیل و استدلال آقای میرحسین مهدوی بنویسم:
آقای مهدوی با آنکه یک خبرنگار و نویسنده محسوب میشوند ولی در قضاوت ایشان در رابطه با( قتل با انگیزۀ حفظ آبرو و یا...)که برخلاف ادعای ایشان هیچ ربطی با مذهب نه بلکه با کولتور و اجتماع دارد چرا که اینگونه قتلها در کشور های غیر اسلامی نیز بارهااتفاق افتاده و میافتد و ظمنا" در رابطه با تعریف ایشان از کاندا منحیث یک جامعۀ "شراب و شهوت"، یا از عجلۀ بی مورد بکار گرفته اند و یا هم اینکه حکایت از نظرهای تعصب آمیز و تنگ نظری ایشان مینماید: با آ نکه همه میدانیم در تمام کشورهای اسلامی مصرف شراب و ... به میزان قابل ملاحظۀ رخ میدهد.
باید عادلانه و عاقلانه اقرار نمائیم که همین کشور چون کانادااست که در پهلوی آزادی های نامطلوب به نظر ما ، هر نوع حقوق فردی، اجتماعی، نژادی، فرهنگی و مذهبی هر انسان به مراتب بیشتر و بالاتر از آن تأمین است که در میهن خود ما هرگز تأمین بوده و یا خواهد بوده باشد و اینکه آقای شفیع با همسر و پسرش در زندان بسر میبرند، در حقیقت حکایت از عدالت اجتماعی و حقوق فردی مینماید که البته برعکس در کشور های اسلامی ما اینگونه قتلها با شناخت و رشوت نه تنها بی مجازات مانده و بباد فنا میرود بلکه تشویق هم میشود.و متأسفانه باید بنویسم که اینگونه اعمال قتل با انگیزۀ حفظ آبرو و سختگیری ها و رفتار غیر انسانی و غیر اسلامی را ما از کشور های خود به ارمغان آورده ایم بدون اینکه کانادا ما را آموخته باشد.
پس ما باید ریشۀ آنرا در وجود مردان و اجتماع خود بجوئیم، با زور و فشار خواهشات شخصی خود را بر طبقۀ خصوصا" اناث خود تأمین ننموده و آنها را به شخص و یا فرد مورد علاقه و پسند خود با زور و جبر به ازدواج مجبور نسازیم. به طبقۀ نسوان خویش حقی را قایل باشیم که آنرا نیک و حق مسلم و خدا داد خویش میشماریم، برای اولاد خود شرافت انسانی و اخلاق نیکو بیاموزانیم و طوری با آنها رفتار نمائیم که آنها بتوانند آزادانه و مثل یک دوست خوب با ما درد دل توانسته و خود را در آغوش ما در امان و مصئون احساس نمایند. ماآنوقت میتوانیم مورد اعتماد آنها باشیم و احترام آنها را نسبت به خود و بزرگان خود حاصل نموده و در چنین جامعۀ آزاد که هرگز سد راه آموزش و تربیت جامع و نیک فرزندان ما با ارزشهای والای انسانی نخواهد شد، از وقوع اینگونه واقعات غیر انسانی جلوگیری نمائیم.
با احترامات فایقه؛
عارف/ سخی معصومی از کانادا
ما می کشیم، پس ما هستیم
فرزندان جوان به زیر خاک رفتند و پدر و مادر به زندان/ حادثه ای که در خانواده محمد شفیع به وقوع پیوست، با هر انگیزه ای که صورت گرفته باشد، زنگ خطری را برای خانواده های مسلمان و به ویژه افغان ها به صدا در آورد. آیا می توان فرزندان خودرا با همان شیوه های سنتی در کانادا تربیت کرد؟ اگر نه، پس چگونه می توان در تهاجم شراب وشهوت، جوانان سالم و مومن تربیت کرد؟ چه کسی مسئولیت دارد تا به این پرسش ها پاسخ قانع کننده ای بیابد؟ خانواده ها، فرهنگیان، ارباب قدرت؟
جمعه 14 اوت 2009, نويسنده: میرحسین مهدوی