رفتن به محتوای اصلی
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

گرچه شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی با دو دهه قبل تفاوت های زیاد دارد اما در عین حال برخی تحلیلگران معتقدند که شرایط جاری افغانستان شباهت های زیادی با دوره ی نجیب الله احمدزی دارد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

36 دیدگاه
akram

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

گویند پیش کله خر یاسین خواندن .افغانهای که از دین بر گشته اند مانند کمونیست های افغا ن کاسه از اش داغتر است .روزی اینها نیز مانند کمونیست های ا فغان به روی خواهند خورد و باز این شیا طین از دین بر گشته ها مرتد ها دو باره به عذر زاری تغییر نام داده به دامن جامعه مسلمان افغان خود را خواهد انداخت باز این افغانانهای بزرگواری کرده این افغانیار نام کنشکا نام مرتد را با بزرگواری مانند کمونیست های افغان خواهد بخشید و به جامعه قبول خواهد کرد.ولی اینها بدانند که اسلام بذات خود ندارد عیبی هر عیبی است از مسلمانی ماست . بی عقل ها جهاد کشتار نه جهاد با نفس گفته و تقوا عدالت . کسانیکه ترور وو حشت و انتحاری میکنند مسلمان نیست.اینها مثل از دین برگشته ها و مرتد های لعین کنشکا و افغانیار ها فریب شیطان را خورده و از قران و اسلام برداشت غلط دارند نادان جاهل استند که بخاطر دو روزه دنیا مانند کنشکا و افغانیار خود و دین خود ووجدان انسانی خود رافروخته و به مقدسات مذهب یک ملییاردی دنیا تعرض غیر انسانی وحیوانی میکند.بگذار سگان غف غف کند چون خاصیت حیوانی اش این است ولی اب شفاف وروان دریا با غف غف کنشکا و افغانیار مرتدین و از دین بر گشته ها رنگ نمیبازد.

صمد شیرزاد

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

در قرآن بعضي داستان‌ها بگونه‌اي آمده‌اند كه ساختگي بودنِ خود را آشكار مي‌كنند. در اينجا به چند نمونه از اين داستان‌‌ها اشاره مي‌كنم:
1 . داستان بوزينه شدن عده‌اي از يهوديان
در آياتي از قرآن آمده است كه عده‌اي از يهوديان (اصحاب السبت) در روز شنبه مرتكب نافرماني شدند و خداوند هم آنان را تبديل به بوزينه كرد، تا عبرتي براي ديگران شود. آيات 65 و 66 سورة بقره به اين ماجرا اشاره مي‌كنند:
كساني از شما [يهوديان] را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز (سرپيچي) كردند نيك شناختيد، پس ايشان را گفتيم: بوزينگاني طرد شده باشيد؛ و ما آن [عقوبت] را براي حاضران و [نسل‌هاي] پس از آن، عبرتي، و براي پرهيزكاران پندي قرار داديم
در آيات 166-163 سورة اعراف نيز به اين موضوع اشاره شده است. از متن اين آيات معلوم نمي‌شود كه آن يهوديان بخت‌برگشته در روز شنبه مرتكب چه گناهي شده بودند، ولي تقريباً‌ همة مفسران شيعه و سني با استناد به رواياتي از پيامبر و امامان، گناه آنها را ماهيگيري در روز شنبه دانسته‌اند و گفته‌اند كه آنها با روشي خاص در روز شنبه ماهي گرفته و حكم ‌الهي را مورد تمسخر قرار داده بودند (بنا به رواياتي، ‌ماهيگيري در روز شنبه براي يهوديان حرام شده بود). در اينجا دو سئوال پيش مي‌آيد:
.1_1 اگر چنين است، پس چرا خداوند در طول تاريخ، اين همه جنايتكاران،‌ ستمگران و متجاوزان به جان و مال و ناموسِ مردم بيگناه را تبديل به بوزينه نكرده (و نمي‌كند) تا عبرتي براي ظالمان و جنايتكارانِ ديگر شود؟ آيا عده‌اي يهودي (حتي با اين فرض) كه عالمانه و عامدانه و به قصد تمسخر احكام الهي در روز شنبه ماهي گرفته و خورده‌اند بايد به بوزينه تبديل شوند تا ديگران متوجه شوند كه در روز شنبه نبايد ماهي خورد و احكام الهي را نبايد به تمسخر گرفت، آنگاه پادشاهان و فرمانروايان ديكتاتور و مستبد، و جلادان و جنايتكاران و متجاوزان به حقوق مردم _ كه چهرة‌ تاريخ بشر را سياه كرده‌اند _ از چنين مجازاتي مصون بمانند؟
2- 1 . اگر اين داستان‌ها ساختگي نيستند، چرا خداوند در روزگار ما هيچ گناهكاري را تبديل به بوزينه نمي‌كند تا عبرتي براي ديگران شود؟ لازم به ذكر است كه در اين آيات، سخن از «مسخ باطنيِ» گناهكاران نيست، يعني نمي‌توان گفت كه منظور اصليِ آيات مورد بحث، تبديل شدنِ باطنِ گناهكاران به بوزينه است. زيرا چنين مسخي به دليل اينكه در نظر مردم قابل رؤيت و تشخيص نيست، نمي‌تواند موجب عبرت كسي شود.
2. داستان اصحاب فيل
اين داستان بگونه‌اي ناقص در سورة‌ فيل آمده است:
مگر نديدي كه پروردگارت با [سپاه] فيل سواران چه كرد؟ آيا نيرنگشان را بر باد نداد؟ و بر سر آنها دسته دسته پرندگاني فرستاد، كه بر سر آنان سنگ‌هايي از گِل سفت مي‌افكندند، و [سرانجام، خدا] آنان را مانند كاهِ جويده شده گردانيد (سورة فيل: آيات 5-1‌)
در همة تفاسير قرآن داستان بدين گونه نقل شده است كه حدود چهل سال پيش از بعثت محمد، پادشاه حبشه سپاه عظيمي را كه مجهز به فيل‌هاي جنگي بود (به فرماندهي ابرهه) براي نابود كردن كعبه (خانة خدا) به سوي مكه فرستاد. وقتي سپاه ابرهه به نزديكي مكه رسيد، خداوند به پرندگان دستور داد تا هر يك سنگي به منقار گرفته و بر سر سپاه ابرهه بريزند. ناگهان ميليون‌ها پرنده بالاي سر سربازان ابرهه ظاهر شد و سنگ‌ها بر سر سربازان ريخت و بدينوسيله همة آنها زير سنگبارانِ پرندگان نابود شدند. بدين طريق خداوند خانة خود را از ويران شدن نجات داد. در اينجا نيز دو سئوال پيش مي‌آيد:
1 -2. خانة كعبه در آن زمان (پيش از بعثت) يك بتكدة مركزي بود كه بت‌هاي بزرگ قبائل معروف عرب در آن قرار داشت. به عبارت ديگر، كعبه در عمل مركز شرك و خانة‌ بت‌ها بود، نه خانة خدا . چگونه است كه خدا وقتي خانه‌اش تبديل به بتكده مي‌شود،‌ هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دهد، ولي وقتي مي‌خواهند آن را خراب كنند، چنين خشمگين مي‌شود؟ آيا خداي محمد نسبت به در و ديوار و سنگ و چوبِ ساختمان كعبه حساس بود، ولي برايش اهميتي نداشت كه اين خانه مركز كفر و شرك و فساد شده است، براي همين با آنكه قرن‌ها از بت‌خانه شدنِ خانه‌اش مي‌گذشت سكوت كرد اما وقتي خواستند آن را خراب كنند، ديگر طاقت نياورد؟
2 -2. در طول تاريخ، پادشاهان و سلاطين ديكتاتور و متجاوز هزاران بار براي گسترش قلمرو خود به شهرها و کشورها حمله كردند و جنگ‌هاي خونين و وحشتناك به راه انداختند، و صدها ميليون‌ انسان بي‌گناه را از دم تيغ گذراندند و به زنان و دختران تجاوز كردند و همه جا را به آتش كشيدند و مرتكب جناياتي شدند كه شنيدن آن پشت آدمي را مي‌لرزاند. چرا خدای محمد در چنين مواقعي با متجاوزان و جنياتكارانِ ديگر چنين برخوردي نمي‌كند؟‌ آيا ريخته شدن خون ميليونها انسان پير و جوان، و مورد تجاوز قرار گرفتن زنان و دختران پاك و بي گناه برايش مهم نيست؟
از اينها گذشته مطابق منابع تاريخيِ خود مسلمانان، پس از مرگ پيامبر و در دوران خلفاي بني­اميه و بني‌عباس خانه­ كعبه چندين بار به دست حاكمان و يا شورشيان تخريب و تاكنون چندين بار نيز در اثر سيل و زلزله و حوادث طبيعي ديگر فرو ريخته و دوباره بازسازي شده است. در اين موارد چه مي­توان گفت؟ چرا خداوند همان بلايي را كه بر سر سپاه ابرهه آورد بر سر آن­ها كه با منجنيق خانه­ كعبه را هدف قرار داده و ويران كردند، نياورد؟ پرسش در مورد حوادث طبيعي كه موجب تخريب كعبه شدند، جدّي­تر است: آيا خداوند خانه­ خودش را به دست خودش خراب مي­كند؟
3. داستان طوفان نوح
داستان نوح در آيات 48-25 سورة هود و آيات متفرقه در سوره‌هاي ديگر آمده است. اين پيامبرالهي در گوشه‌اي از زمين پهناور خدا ادعاي نبوت مي‌كند و به مدت نهصد و پنجاه سال به تلاش خود براي هدايت مردم ادامه مي‌دهد (آية 14سورة‌عنكبوت)، اما پس از اين همه سال فقط عدة قليلي از مردم به او ايمان مي‌آورند (آية 40 سورة هود). آنگاه خداوند به او خبر مي‌دهد كه ديگر جز همان عدة قليلي كه پيش از اين ايمان آورده‌اند،‌ كسي به تو ايمان نخواهد آورد، پس با كمك مومنان يك كشتي بزرگ بساز و همراه با آنها سوار بر آن شو و از هر نوع حيواني يك جفت با خود به درون كشتي ببر (سورة هود. آيات 40-36). هنگامي كه طوفان و سيل عظيم مي‌آيد، نوح و يارانش سوار كشتي شده و نجات مي‌يابند، ولي بقية مردم همگي غرق مي‌شوند. چند سئوال:
1 -3. چرا نوح بايد از هر نوع حيوان، يك جفت نر و ماده با خود به درون كشتي ببرد؟ تنها توجيهي كه مي‌توان براي اين كار داد اين است كه قرار بر اين بود طوفان و سيل سراسر عالم را گرفته و همة آدميان و جانوران را نابود كند. آنگاه براي اينكه نسل جانوران منقرض نشود، از هر نوع يك جفت نر و ماده مي‌بايستي نجات مي‌يافتند تا پس از آن بتوانند دوباره توليد مثل كرده و تكثير يابند (و البته همه‌ مفسران بزرگ نيز با استناد به روايات پيامبر و امامان همين را گفته‌اند). اما چرا عذاب الهي بايد بگونه‌اي نازل شود كه سراسر عالم را فرا گيرد و شامل حيوانات بي‌گناهي كه سوار كشتي نشده‌اند و نيز انسان‌هاي ديگر در سراسر جهان شود؟ حيوانات و انسان‌هاي ديگر چه گناهي كرده‌اند؟
2 -3. نوح چگونه توانسته است صدها هزار گونه از حيوانات در سراسر جهان را جمع‌آوري كند؟ اين تعداد از حيوانات چگونه در كشتي جاي گرفته و در كنار هم مانده‌اند تا طوفان و سيل فروكش كند؟
3-3. هدف اصلي از نزول چنين عذابي چه بود و نتيجة ‌آن چه شد؟‌ كفر و فساد دوباره (و خيلي زود) به ميان مردم بازگشت!
نزول عذاب الهي بر سر مردمي كه به پيامبران ايمان نياورده‌اند، داستاني است كه بارها در قرآن تكرار شده است (قوم لوط، عاد، ثمود، نوح، صالح و ...)، اما معلوم نيست كه اصولاً چگونه مي‌توان بين اين ماجراها از يك طرف، و علم و حكمت و رحمت خدا از طرف ديگر سازگاري برقرار كرد و اگر اين داستان‌ها واقعيت دارند، چرا در دنياي كنوني نظير آنها اتفاق نمي‌افتد؟
4. داستان يوسف
آيات 32-30 سورة يوسف، يكي از بخش‌هاي حيرت‌انگيز داستان اين پيامبر را بيان مي‌كنند:
و [دسته‌اي از] زنان در شهر گفتند: زن عزيزِ از غلام خود كام خواسته و سخت خاطر خواه او شده است. به راستي ما او را در گمراهي آشكاري مي‌بينم. پس چون [همسر عزيز ] از مكرشان اطلاع يافت، نزد آنان فرستاد و محفلي برايشان آماده ساخت و به هر يك از آنان [ميوه و] كاردي داد و [به يوسف] گفت: برآنان درآي. پس چون زنان او را ديدند، وي را بس شگفت يافتند و [از شدت هيجان و مات زدگي] دست‌هاي خود را بريدند و گفتند: منزه است خدا، اين بشر نيست، اين جز فرشته‌اي بزرگوار نيست، [زليخا] گفت: اين همان است كه درباره‌اش مرا سرزنش مي‌كرديد، من از او كام خواستم...
مطابق اين آيات (و بنا به رواياتي كه در تفسير آنها آمده‌است) زيبايي يوسف آنقدر خيره‌كننده و حيرت‌انگيز بوده كه وقتي زنان براي اولين بار او را (در اين صحنه) ديدند، مست و از خود بي‌خود شدند، بگونه‌اي كه متوجه نشدند كه به جاي بريدن ميوه در حال بريدن دستهاي خودشان هستند!؟ آشكار است كه اين مدعاي مبالغه‌آميز مخصوص داستان‌ها و افسانه‌هاي رايج در ميان عوام است. يوسف (بنا به فرض) سال‌ها در دربار پادشاه مصر به عنوان غلام و يا فرزند‌خواندة پادشاه (عزيز مصر) زندگي مي‌كرده و بنابراين در اين مدت صدها بار در كوچه و خيابان و بازار و همينطور در دربار پادشاه رفت ‌و آمد كرده است و هزاران نفر از مرد و زن و پير و جوان (خصوصاً زنان دربار و اطرافيان زليخا) بارها او را ديده‌اند. در اينجا دو نكتة سئوال‌برانگيز وجود دارد:
1-4. اگر يوسف چنان زيبايي افسانه‌اي و خيره‌كننده و شگفت‌انگيزي داشت (كه گمان مي‌رفت فرشته‌اي آسماني است) در اين صورت مدت‌ها پيش از اين حادثه‌، آوازة زيبايي عجيب و سحرانگيزِ او در شهر مي‌پيچيد و همه (خصوصاً زنان!) او را مي‌شناختند. در حالي كه مطابق آيات فوق، زنان مصر تا آن زمان يوسف را نديده بودند. آيا همين، داستان را مشكوك نمي‌كند؟
2-4. اگر زيبايي يوسف اينقدر سحرانگيز و مست‌كننده بود، در اين صورت وجود او در شهر،‌ بلاي جان زنان مي‌شد! تصور كنيد اگر يوسف با آن زيبايي در كوچه و بازار رفت ‌و آمد كند، چه اتفاقات وحشتناكي براي زناني كه او را مي‌بينند رخ مي‌دهد! بدون شك خطر مرگ آنها را تهديد مي‌كند!

ن.ب
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

اقاى صمد همه جيز را نميشود به عقل قصير خود اندازه كرد و در ترازوى خود وزن كرد و بعد كفت اين درست است و اونش درست نيست.تو جه را ميخواهى كشف كنى.ما هرجه در قران كفته شده درست ميدانيم و قبولش داريم. بعضى مسايل در يك زمان و مكان معين مربوط ميباشد و بايد باشرايط امروز ما ضرور نيست وفق بدهيم. در قران كزشته ,حال و اينده ترسيم شده كزشته را بيش رو كشيدن كار غلط است. تو ارجمند قران را در جايش بكزار بر و به ان كتابيكه دلت ميخواهد ايمان بياور عقب خوبى و خرابى ايمان و كتاب ديكران جه ميكردى؟
ما به تو و كتابت احترام ميكنيم ولى اكر تو فكر كنى كه نى تو سط اين نوشته هاى بيمعنى نظر مارا تغير ميدهى ,غلط خوانده يي. همين قران خوب است خراب هرجه كه هست نزد من كتاب خداست كلام خداست من به او باور دارم اجدادم به او باور دشت مولاناى بزرك به او دلباخته بود ما بيدون جون و جرا انرا با دل و جان بزير فته ايم و درين باره مشكلى نداريم و با هيج كس جر و بحث نميكنيم. اين مسله ختم است.
به كوشش مكس شكر مردار نميشود.برو به همان كتابى كه ايمان دارى همان كتاب را خوب بخوان و به ان عمل كو.در هيج دينى نكفته كه دزدى كو , دروغ بكو ,جنايت كو.به كفته يكان تا خليف جان به كار خود باش...
اديان طاووس نيستند و تو هم ذلغ
برو قصه ذاغ و طاووس را در شعر بروين اعتصامى بخوان بعد خودرا ميبنى كه تو كيستى و جيستى. خودش كوه وارى كبش كو وارى.

صمد شیرزاد

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

اقای ن ب
دقیقا به همین دلیل است که جوامع ما به این روز افتاده است. همین که عقل را نفی می کنیم و می گوییم که چون اجداد ما این قسم بوده اند ما هم این قسم هستیم. اجداد ما تشرچرانی می کردند ولی ما نمی توانیم تا ابد شتر چرانی کنیم. اجداد ما همدیگر را چور می کردند ولی ما نباید این کار را بکنیم. اجداد در مغاره ها زندگی می کردند اما ما مجبور نیستیم. ما عقل داریم و با استفاده از عقل خود می توانیم زندگی خود را سر و سامان بدهیم.
همه چیز را می توان با عقل سنجید. وقتی ما از عقل خود کمتر کار گرفتیم نتیجه ان شد که امروز جهان از دست مهاجرین ما به تنگ امده است، خرج تمام دولت و کشور از راه گدایی به دست می اید، بیش از 80% مردم هنوز سواد خواندن و نوشتن ندارند و بالاترین میزان مرگ و میر مادران را در جهان داریم و کشور ما برای دیگران عبرت شده است.
اسلام در طول 1400 سال پیاده نشد. امروز هم پیاده نشدنی است. به همین خاطر است که وقتی مجاهدین به کابل امدند جمعیت کابل را قصابی کردند. وقتی طالبان امدند همه می دانیم که چه کار کردند. به خاطر اینکه در اساسات اسلام خشونت، توحش و انسان ستیزی وجود دارد.
شما می گویید که برو به دین و کتابی که ایمان داری داشته باش ولی ما بگذار. اما این مسلمانان هستند که دیگران را نمی گذارند. ایا مسلمانان مثلا به مسیحیان افغان اجازه می دهند که در کشور شان عبادتگاه داشته باشند در حالیکه مسلمانان افغان در سراسر جهان و در قلب کشورهای مسیحی صدها مسجد دارند؟ ایا مسلمانان به افغان هایی که بودایی شوند و یا زردشتی شوند اجازه می دهند که عبادتگاه در مملکت خود داشته باشند؟ در حالیکه خود شان در کشورهای بودایی مسجد ها دارند؟
اسلام دینی است که با هیچ دین دیگر سازگار نیست و جزیه طلب کردن خودش شاهد این ناسازگاری است. اسلام از ارتداد و خشونت استفاده کرده و می کند چون می داند که دو چیز اسلام را زنده نگه داشته است یکی خشونت و دیگری جهالت.
اما امیدواری در اینجا است که اسلام در میان نسل جوان افغانها کم کم پایه هایش سست شده است همچنان که نسل جوان ایران ان را یک دین بیگانه می دانند.
اگر به زندگی محمد عرب بدون تعصب نگاه کنیم ، بن لادن نسبت به او بسیار نرم تر و خوب تر است. ملا عمر در مقابل محمد یک ادم بسیار معتدل تر است. محمد مستقیما به نوامیس مردم تجاوز می کرد. زنها و اولاد مردم را برده می گرفت و اقوام را صرفا به خاطر اینکه مسلمان نمی شدند قتل عام می کرد و اموال و دارایی و زن و اولاد شان را غنیمت می گرفت. او در شهوت رانی یک حیوان کامل بود و به کسی رحم نمی کرد.
ما تا زمانی با اسلام کثیف و ضد بشریت مبارزه می کنیم که ریشه اش کنده شود و اگر ریشه اش هم کنده نشود پیروانش حق نداشته باشند که ازادی دیگران و حق زندگی دیگران را پایمال بکنند. البته اسلام بدون مبارزه ای نیروهای روشن جامعه هم در مقابل زمان قرار دارد و زمان خودش اسلام را به مانند مسیحیت به کنار خواهد زد. امروز خشونت طالبان، القاعده و گروههای قرون وسطایی دیگر اسلامی در حقیقت از همین ترس با هرچه پیشرفت و دنیای مدرن است سر دشمنی دارند. اما زمان کار خودش را می کند و ما در هم به اندازه ای توان خود دراگاه کردن مردم خود تلاش می کنیم.
لعنت بشریت به محمد
لعنت بشریت به اسلام و پیامبر قاتل و متجاوزش باد

ن.ب
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

خير صمد جان راجع به عقل اكر تو عق ميداشتى با كوه زور نميزدى!
خير يك مثال مياورم.فرضا يك نجار يك ميز را ميسازد او در حقيقت انرا شكل داده و بميان اورده... ايا ان ميز قادر خواهد بود كه تعريفى از ان نجار بدهد؟
اكر 200 سال بيش كسى ميكفت كه صد تن اهن را اين طور كنى و ان طور كنى به هوا برواز ميكند شايد او را سنكسار ميكر دند و يا زير لكد ميكشتند. به همين ترتيب كمبيوتر و غيره... عقلت به اندازه ان نعمات الهى است كه در دورو برت تو را احاطه كرده و ان دسترسى دارى.فكر كو به مليار جيزهاست كه من و تو به ان دسترسى نداريم و اكر نزد ما بياورند من و تو مانند يك خر بيدم با ن شايد بنكريم.
فكر كو بعد 500 سال هزار سال اين همه تخنيك و علم را كه ما با ان ميباليم,شايد جيزهاى بسيار مضور هم به انسان و هم به محيط زيست باشدو به هزار بار بهترش به ميدان برايد. و انها تعجب كنند كه جقدر الات و لوازم خارب ما داشتيم.
ميكويند كه او ماشين تكامل ميكند.
تو خود را عقل كل ساخته يي و از عقل ميلافى و اين هم علامت تشوشات روانى است.
تو برو عزيز القدر محترم به هخمان كتابيكه ايان اورده همان كتاب را خوب بخوان و به ان عمل كو ,با ور كو كه صحت ميابى . عقب ديكران را رها كو ,ديوانه به كار خود هوشيار است.
قصه سنكتراش جقدر مقبول است,او به خدا رسيد.
ديدم سنكتراشى به كوه تور
ميكرد سنكتراشى و ميكفت يا غفور
بنهان مشور زجشم من زار نا صبور
دارم به دل زشوق جمال تو صد غرور
ان بنده را نبود بما عشق سر سرى
زود تر بر و بكن تو دلا سا و دلبرى
همين قصه سنكتراش خيلى شيرين است ولى اكر تو فى بكشى كه موسى اين طور كرد و كوزه مردك شكستاند او جطور و اين جطور .
بكو برادر نظرت را راجع به همين قصه سنكتراش؟
من نا خون هستم عقب اغلاط من نكرد كه سر كردان ميشوى .

رهگذر(بیخدا)
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

اینقدر عقل عقل نکن، هر عقل که عقل نیست! عقل آن عقلی است که از خرد و منطق و استدلال های علمی پیروی کند. اینکه مسلمین به جن باور دارند و یونس یک هفته در شکم ماهی زندگی کرد و کوها میخ زمین هستند بی خردی و بی عقلی مسلمین را نشان میدهد که به چنین مزخرفات باور دارند.

akram

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

صمد جان موش زاد. چشم های بینایی وجهانبینی ات کوراست. اسلام خشونت را محکوم میکند اسلام دین معتدل و ناجی بشریت است ولی این طالبان ومالبان وغیره همه اش سیاسی و اله دست سیاسیون است . ای ها ربطی به اسلام ندارد. فلسفه دین عمیق تر از ان است که و بعضی ملا نما ها درک و پیاده کند.در زمان جاهلیت زنها ودختر ها زنده به گور میشد اسلام دین تعقل است وعقل جنبه دیگر دین اسلام است.دیدیم که قران را هر کس به نفع خود امروز ترجمه میکند .اسلام سیاسی با سیاست اسلامی فرق دارد.اسلام با ترور وحشت ودهشت وقتل مخا لف بوده ومحکوم مینماید.عمل هر ملا و تیکه دار و دکاندار دین را اسلامی نامیدن جفا به اسلام است .خیر وشر به حیطه خداوند است انسان ها را خداوند هم مختار وهم مجبور خلق کرده.ولی انسان در تنگنا زنده گی باید علم مخالفت و طغیانگری بادین وخالق خود را بلند نکند.دین فلسفه است و فلسفه دین با تحریر چند سطر ویا دشنام دین و رد بدعت خلاصه نمیشود.محمد عربی در زمان خودش بزرگترین تحول تاریخی مثبت را که در انوقت که مردم در تاریکی وجهالت قتل افراطی گری بسر میبرد به ارمغان اورد خواه به اثر اعمال قوه بودویا تبلیغ .ولی امروز اگر بعضی ها افراطی گری و وحشت ایجادمیکند به اسلام ربطی ندارد . برداشت شما از اسلام سطحی و ناقص است.امید وارم به این برداشت غلط و ناقص ات مرتکب خطای فحش نا سزا گویی و تهمت به اسلام و بنیان گذار اش محمد مصطفی نشوی تا دیر نشود شکر خدا را بجاکن که انسان ناطق استی و با این تحفه گرانبهای پروردگارت که زبان ناطق را بتو داده کفران نعمت نکن و یاوه سرایی بدعت گویی و الفاظ بد را در شان فرستاده پروردگارت استعما ل نکنی که روح لطیف انسانی ات که خداوند از نور خود به وجود ادمی دمیده وتاج لقد کرمنا بنی ادم را بتو بخشید الوده نسازی که باز گشت همه بسوی او تعالی است واین دنیا پل اخرت است.تا باشد روح جزیی تو به روح کل وصل و سعادت ابدی اخروی را نیز نصیب شوی.

akram

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

صمد جان موش زاد. چشم های بینایی وجهانبینی ات کوراست. اسلام خشونت را محکوم میکند اسلام دین معتدل و ناجی بشریت است ولی این طالبان ومالبان وغیره همه اش سیاسی و اله دست سیاسیون است . این ها ربطی به اسلام ندارد. فلسفه دین عمیق تر از ان است که توو بعضی ملا نما ها درک و پیاده کند.در زمان جاهلیت زنها ودختر ها زنده به گور میشد اسلام دین تعقل است وعقل جنبه دیگر دین اسلام است.دیدیم که قران را هر کس به نفع خود امروز ترجمه میکند .اسلام سیاسی با سیاست اسلامی فرق دارد.اسلام با ترور وحشت ودهشت وقتل مخا لف بوده ومحکوم مینماید.عمل هر ملا و تیکه دار و دکاندار دین را اسلامی نامیدن جفا به اسلام است .خیر وشر به حیطه خداوند است انسان ها را خداوند هم مختار وهم مجبور خلق کرده.ولی انسان در تنگنا زنده گی باید علم مخالفت و طغیانگری بادین وخالق خود را بلند نکند.دین فلسفه است و فلسفه دین با تحریر چند سطر ویا دشنام دین و رد بدعت خلاصه نمیشود.محمد عربی در زمان خودش بزرگترین تحول تاریخی مثبت را که در انوقت که مردم در تاریکی وجهالت قتل افراطی گری بسر میبرد به ارمغان اورد خواه به اثر اعمال قوه بودویا تبلیغ .ولی امروز اگر بعضی ها افراطی گری و وحشت ایجادمیکند به اسلام ربطی ندارد . برداشت شما از اسلام سطحی و ناقص است.امید وارم به این برداشت غلط و ناقص ات دیگر مرتکب خطای فحش نا سزا گویی و تهمت به اسلام و بنیان گذار اش محمد مصطفی نشوی تا دیر نشود شکر خدا را بجاکن که انسان ناطق استی و با این تحفه گرانبهای پروردگارت که زبان ناطق را بتو داده کفران نعمت نکن و یاوه سرایی بدعت گویی و الفاظ بد را در شان فرستاده پروردگارت استعما ل نکنی که روح لطیف انسانی ات که خداوند از نور خود به وجود ادمی دمیده وتاج لقد کرمنا بنی ادم را بتو بخشید الوده نسازی که باز گشت همه بسوی او تعالی است واین دنیا پل اخرت است.تا باشد روح جزیی تو به روح کل وصل و سعادت ابدی اخروی را نیز نصیب شوی.

صمد شیرزاد

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

اکرم
اگر قبل از محمد عربها زنان و دختران خود را زند به کور می کردند پس چرا نسل عرب نابود نشد؟ مردان عرب اولاد می زاییدند؟ ایا خود محمد پدرلعنت را پدرش زاییده بود؟ خدیجه زن محمد که یک تجار نامدار بود که محمد به خاطر دارایی اش با او ازدواج کرد چرا زنده به گور نشده بود؟ هنده که جگر حمزه را خورد و رهبر جنگ بر علیه محمد کثیف را به عهده داشت چرا توسط اعراب زنده به گور نشده بود؟
اینها همه دروغهایی است که به گوش مردم خوانده اند. قبل از محمد در همان مکه هر دین و مذهب ازاد بود و کسی به دین و باور مذهبی کسی کاری نداشت. حتی به محمد فرصت تبلیغ دین دروغش را دادند اما وقتی در مقابل محمد استاد که مانند تروریست ها ادیان دیگر را باطل می خواند و برای پیروان ادیان دیگر حق داشتن دین خود شان را نمی داد.
محمد انقدر بی ناموس و حرامی بود که حتی کسانی را به او پناه داده بودند هم در اخر قتل عام کرد. مسیحیان در مدینه به او پناه دادند اما در اخر مسیحیان بدبخت ساده را ریشه کن کرد.
اسلام در قران می گوید که با مسیحی و یهودی دوستی نکنید. مگر محمد بت های مردمان عرب با نشکست؟ ایا این حمله به عقاید دیگران نبود؟
مگر در خیبر یک قبیله ای یهودی را نابود نکرد و اطفال و زنان شان را به غنیمت نگرفت و در همان شب با یکی از زنان همان قبیله همخوابگی نکرد؟
مگر محمد در سن پنجا و سه سالگی، عایشه ای بدبخت را در سن 9 سالکی مورد تجاوز قرار نداد در حالیکه چندین زن دیگر هم داشت؟
مگر محمد زن پسرخوانده ای خود زید را به زور نگرفت ؟
مگر از حرامی ترین و بی ناموس ترین و ضد بشر ترین افراد تاریخ است تجاوز ،غارت، چپاول، توحش و نسل کشی را قانونی و دینی و اخلاقی ساخت. ناگفته نماند که او بی غیرت ترین انسان تاریخ هم بود. دو قوماندانش به نام طلحه و زبیر با زنش رابط ای جنسی داشتند و او خبر داشت اما چیزی نمی گفت. این در تاریخ ثبت است.

shafiqullah

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

چگونه رهزنی وغارت در اسلام نهادینه شد؟
پس از اسكان مسلمانان در يثرب ،محمد متوجه مشكلي بزرگ و اساسي بر سر راه اهداف خود شد .مردم مدينه زراعت پيشه بودند و مكي ها كه كار آنها بازرگاني و دادوستد بود ،از اين حرفه بهره اي نداشتند.بنا براين مهاجرين براي ادامه زندگي در يثرب منبع درآمدي نداشته و در ضمن تا ابد و براي هميشه هم نمي توانستند به عنوان مهمان نزد يثربي ها مسكن گزينند.در نتيجه محمد به فكر چاره افتاد و اينبار هم خداي محمد بلا فاصله وارد صحنه شده و به ياري بنده برگزيده خود شتافت و از اين رو قتل و غارت و چپاول اموال ديگران براي محمد و ياران او از شير مادر هم حلال تر قلمداد شد و مسلما نان رسما به غارت و چپاول كاروانهاي تجاري كه وارد مكه مي شد يا از مكه به سمت شهرهاي ديگر مي رفت ،اقدام نمودند.حال آن دسته از چپاول ها كه محمد خود در آن حضور داشت غزوه نا ميده مي شد و دسته ديگر را كه محمد شخصا حضور نداشت و افراد خود را براي غارت گسيل مي كرد سريه مي گفتند.
جالب اينجاست كه كساني كه براي غارت و وحشيگري يا به عبارت عاميانه تر مال مردم خوري مي رفتند ،اگر كشته مي شدند شهيد به حساب آمده و در سراي باقي از كوپن ، سهميه و ساير مزاياي شهادت به ويژه حوريان نيكو روي بهشتي كه دل هر عرب وحشي و دور از تمدن آن زمان را به راحتي نرم و او راتحريك به انجام هر كاري مي كرد،بهره مند مي شدند و گروه مقا بل كه به دفاع از جان و مال خود مي پرداختند در صورت كشته شدن در واقع به درك واصل مي شدند.به اين ترتيب از همان نخستين سال هجرت گروههايي روانه غارت و چپاول كاروانهاي مكه شد.

-akram

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

صمد جان موش زاد . نظر به شهادت تاریخ اکثر عربها از داشتن دختر ننگ داشت و زنده به گور میکرد وبعضی شان مانند دنیا پرستان مثل امروز فقط غرق درشهوت پرستی و ما دیات بود واکثر شان در مرض تعصب و برتری قبیله گرایی غرق بودند ودایم در جنگ وتضاد ولی در ان تاریکی وبت پرستی خداوند به سلسله پیامبران اوالاالعزم شخص یتیم و درس نخوانده مگر باتقوا و راست کردار را مامور ابلاغ امر مهمی عدالت تقوا و یکتا پرستی و راستی نمود و مرز های حلال و حرام تعین نمود فلسفه دین را و حج را ذکات را جهاد با نفس را اموختن علم را و نوعدوستی را به محمد عربی ابلاغ و وی را مامور تحقق پخش و ترویج ان نمود.چه امر خطیری که از عهده ان تنها یک مرد راست کار متقی و اولاالعزم از عهده ان در بین یک مشت مردم متعصب بت پرست جاهل بر میایید . که بعضیرا به تهدید از پیامد عملکرد جاهلانه شان بعضی را به تبلیغ از هیچ شروع و جمعیت کثیری را به راه حق و حقانیت متیقن ساخت . ولی کور دلان یک دنگه و مادی پرستان که موقعیت اقایی دروغ خود را در خطر میدیدند به جان مبارک قصد کرده ولی راه حق پیروز بوده دیدیم که محمد عربی از صفر شروع ولی اکنون در قرن ۲۱دین توحیدی اسلام بیش از یک ملییارد در پهنه گیتی پیرو دارد وچه بسا علما فلاسفه و ریاضی دان و بنیان گذاران طب را و ادب را این مکتب وقتی که سایر بخش های جهان به علوم تجربی دسترسی نداشتند به بشریت به ارمغان اورد مانند ابوعلی سینا مولوی بلخی نصیر طوسی و دهها فیلسوف و دانشمند دیگر که بشریت به ان افتخار میکند .ولی داستان های منافقین که انحضرت چنین و چنان خطا کرد نه معقول است نه مستند.قابل یاد اوری اولین دانشگاه یا پوهنتون در تاریخ بشرت را غرض تحقیق و اموختن علم از طرف یک حکومت اسلامی در مصر بنام الاذهر که فعلا به همان اسم است بنیان نهاده شد.و محمد مصطفی اعلان کرد فرقی بین عرب و عجم وسیاه وسفید نیست مگر بجزاز تقوا و پرهیز گاری شان.ولی کور دلان ازدین بر گشته ها مانند صمد موشزاد کنشکا افغانیار مانند کمونیست های شکست خورده که گلون پاره میکردند ۷ ثور برگشت نا پذیر است تاریخ به عقب بر نمیگردد ومذهب را تریاک لنین را کبیر وترکی را نابغه شرق میگفتند اینها نیز دل های سیاه شان عاجز از درک حقیقت است و روزی همه این هیاهو فحش ها و غلطی های شان را مانند سر دمداران کمونیست های افغانستان اشتباه گفته و به خطا شان اعتراف خواهند نمود بزودی انشاالله تعالی.

رهگذر(بیخدا)
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

اکرم مینویسد: " نظر به شهادت تاریخ اکثر عربها از داشتن دختر ننگ داشت و زنده به گور میکرد "
بیخود است، سخنان بی پایه و بی مایه را طوطی‌وار تکرار نکنید. منطق هم سخنان شیرزاد را تأیید می‌کند و آن اینکه اگر اعراب دختران را زنده به گور می‌کردند نسل عرب بر می‌افتاد، پس می‌بینیم که چنین نشده است. شاید در برخی اندک قبائل چنین رسم بوده باشد ولی عمومیت نداشته است.
.
اکرم مینویسد: "وچه بسا علما فلاسفه و ریاضی دان و بنیان گذاران طب را و ادب را این مکتب وقتی که سایر بخش های جهان به علوم تجربی دسترسی نداشتند به بشریت به ارمغان اورد مانند ابوعلی سینا مولوی بلخی نصیر طوسی و دهها فیلسوف و دانشمند دیگر که بشریت به ان افتخار میکند "
اینجا هم بیخود است، آنچه به نام علوم اسلامی معروف است نه از آموزه های اسلام بلکه در اثر برگردان آثار یونانی و هندی بوده است. اگر اسلام فرآوری دانش و معرفت کرده بود حتما چند تا ریاضی دان و ستاره شناس اهل مکه و مدینه هم وجود می‌داشت. کو دانشمند اهل مکه و مدینه؟ مگر خواستگاه اسلام مکه و مدینه نیست؟

nabi

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

یکی از تاریخ نویسان مشهور اسلامی مینویسد که گروهی از منافقین مانند مرتدین کنشکا صمد افغانیار در یک مقطع تاریخ سنگ حجرالاسود را به لحسا بردند و استدلال نمودند که این سنگ مقناطیس دارد که سالانه هزاران زایر بی سرو پا به مکه بدور این سنگ میچرخد و این سنگ را به دارالخلافه خود نصب کردند ولی هیچ کسی به زیارت دارالخلافه شان نیامدند بر عکس مردم به طواف خانه بیت الحرم رفتند یک عالم از جان گذشته دین به سر دمدار منافقین گفت برکت و جذب این سنگ که شما مقناطیس میگویید نیست شرف و جلال حضرت محمد است که سالها و قرن ها است که مردم را به زیارت مکه و مدینه میکشاند

faseh

شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

کنشکا و موشزاد و افغانیار اینها مرتد و از دین برگشته اند ویا شاید بصورت تقلبی عیسوی یا بودایی شده تا مگر در جای پناهنده شود و زبان به فحش و دشنام کشوده اند هیچکدام اینهاشعوری و اگاهانه از دین بر نگشته اند ولی رهگذر بیخدا از نام اش پیدا است که یک نام احمقانه ولچک است طبیعتا انسان های لچک پست فطرت استند بدین لحاظ رهگذر که ا ز راه لچک گری گذر کرده حق ابراز نظر در مورد مسایل علمی فلسفی دینی را قطعا ندارد.

رهگذر(بیخدا)
شانزده سال از قتل محمد نجیب‌ الله احمدزی گذشت؛ آيا کرزی به سرنوشت او دچار خواهد شد؟

بیخود است بیسواد، حتما با منطق اسلامی تشخیص داده اید که رهگذر بیخدا یک نام لچکانه و احمقانه است! بلی؟ از علم و فلسفه هم فکر میکنم تنها نام آن را شنیده اید و بس.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 36 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس