این هم اولین تناقض گویی ودو رویی با جناب میراحمد لومانی:
یاد یار، ایران من!
6 آوريل 17:19, بوسيلهى چمبر علی
سلام بر همه خواننده ها مخصوصا به لومانی صاحب ! براستی که ما یک ملت نیستیم متاسفانه، ولی حالی بخاطر بقای خود و کشور خود باید یک ملت شویم و این مسوولیت مفکرین و نویسنده های ماست ....... واجب نی بلکه فرض است که به مردم خود احساس عزیزی و دوستی بتیم ........ متاسفانه بعضی از برادران مشکل اساسی در قضایای افغانستان، پشتونها میدانه، ولی من به این باور نیستم، به نظر من دلیل هر چی که باشه، ولی احساس تصاحب قدرت در همه اقوام افغانستان وجود داره، چی تاجیک، چی هزاره ، چی ازبک ........ اگر قبول کنیم مشکل اساسی افغانستان پشتونها استن، چرا فاجعه افشار رخ داد ؟؟؟ چرا یک وکیل برنده شده هزاره چند سال پیش در مزار شریف ترور شد، و کی ترورش کد ؟؟؟ چرا در مقابل انوری در ولایت هرات از طرف هواداران اسماعیل خان قیام عمومی اعلان شد ؟؟؟ چرا دربین هواداران مسعود و مردم هزاره یک سال پیش درگیری رخ داد ؟؟؟ این همه مشکلات عوامل داره که باید ریشه کن شوه .
من تقریبا سه سال از طرف اداره ملل متحد در پارلمان افغانستان کار کردیم ... ولی خدا حاضر است، که وکلای هزاره و ازبیک وغیره در ولسی جرگه از تاجیک ها کرده با پشتونها احساس نزدیکی و صمیمی داره ....... چرا در انتخابات ریاست ولسی جرگه استاد محقق از یونس قانونی گذشت و با سیاف ائتلاف کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واکنش صاحب این قلم:
یاد یار، ایران من!
6 آوريل 18:48, بوسيلهى پرویز "بهمن"
آفرین جاسوس هزار چهره!
حالا این جملاتت را بخوان!
" سلام بر همه خواننده ها مخصوصا به لومانی صاحب ! براستی که ما یک ملت نیستیم متاسفانه،"
این درحالیست که همین چمبرعلی خان دربخش نخست مقالهء لومانی بزرگ آقای لومانی را با این کلمات سخیف نوازش داده است:
• " یاد یار؛ ایران من! 2 آوريل 17:42, بوسيلهى چمبر علی
سلام به همه خواننده گان کابل پریس ! خدا نکنه که گستاخی و بی ادبی باشه منظور من ازی گپا توهین نیست ، ولی به نظر من این اقا که برای خود بسیار ارزش قایل است، به ناروغی ( نارسیسزم ) مبتلا است، و یا هم در زنده گی واقعی خود بسیار خود پرست و خودخواه است، ای بیچاره که کابل امده فکر میکنه که باید همه کابلی ها بریش به سجده بیافته مثلا میگه : "حتی انتظار داشتم تا کسی به نماینده گی از این عزیزان، در میدان هوایی کابل به ملاقات م بیایند و..." به به کدام جایزه نوبل را اورده بودی که مردم میامدن از تو در میدان هوایی پذیرایی میکردند یا مردم ما را احمق فکر میکنی که هر کس و ناکس را به دوش خود بالا کنه و ناز بته ؟؟؟ ... عجیب اینست که در یک شهر ابایی چهار و نیم میلیونی این اقا هیچکس را نمیشناسه، نه قوم نه خیش، نه خانواده ، مه شک میکنم که این ادم ایرانی نباشه؟! و اگر ایرانی نباشه، من به ای باور استم که حتما با یک برنامه ایرانی امده افغانستان مثلا مینویسه ((سخت معتقد بودم که جناب « ...» و آقای « معاون صاحب» به پاس درد های مشترک تاریخی؛ مشترکات فرهنگی- سیاسی؛ جغرافیایی سیاسی مشترک، درد و سرنوشت مشترک و ده ها مشترکات تعیین کننده و سرنوشت ساز تاریخی دیگر، به عنوان یک فرهنگی متعلق به همین نسل و این سرزمین، چند صبا یی را در کابل از به عنوان مهمان من پذیرایی خواهند نمود)) این به چی معنا ؟؟؟؟؟
سفرنامه این نارسیست محترم سر تا پا پر از توهین و تحقیر مردم ما استند مثلا : " نهایت کوشش م بر این امر مبذول است تا توجه کسی را به خود جلب نه نمایم. بخصوص مسئولین امنیتی، و اون ها یی که مصروف کلاه برداری و دزدی هستند.... " هیچکس از مسوولین امنیتی نمیترسه، و یک کسی که از خارج امده باشه، نظر به پیشینه اردوی ما که بنام اردو و پولیس هیچ چیز برایم نمانده بود ... این اقا باید با مسوولین امنیتی خود افتخار میکرد و نهایتا خوش میشد، شکر خدا را بجا میاورد ....... در جای دیگر مهربانی میکنه "در میان چهره های مختلف از آنان، میگشتم تا حتی المقدور چهره مورد اعتماد م را باز بیابم. بلا خره از یک جوان لاغر هزاره میپرسم : کرایه تان تا به ده افغانان چند میشود...؟! تا به خود می آیم میبینم که همین جوان « به ظاهر هزاره» مرا به راننده تاکسی دیگری فروخته است..." این اقای که خودش دزد است همه مردم را دزد فکر میکنه.... ایا ازین کرده توهین بزرگ به یک ملت با عظمت، مهمان دوست، مخلص و صادق چیزی دیگری میتانه باشه ؟؟؟؟ قضاوت به شما میمانم ."
اینجا اصل مراد ومقصد اصلی اش را بیان میکند:
" من تقریبا سه سال از طرف اداره ملل متحد در پارلمان افغانستان کار کردیم ... ولی خدا حاضر است، که وکلای هزاره و ازبیک وغیره در ولسی جرگه از تاجیک ها کرده با پشتونها احساس نزدیکی و صمیمی داره ....... چرا در انتخابات ریاست ولسی جرگه استاد محقق از یونس قانونی گذشت و با سیاف ائتلاف کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟"
او اوغان !
تو چه کاره هستی که برای وکلای اقوام وملیتهای مختلف تعین تکلیف میکنی که با کی احساس نزدیکی کنند وباکیها نکنند؟ به تو چه ارتباط دارد که کی با کی ائتلاف میکند؟
توهزار چهرهء نفاق افگن تا چه وقت به این شرارتهای " سگ" گونه ات که آنرا ازآبا واجدادت به ارث برده ایی ادامه میدهی؟ بالاخره بتو چی؟
هزاره ها ؛ تاجیک ها؛ اوغانها ازبیکها هرکدام ملتهای جدا گانه اند هرملیت ازخود فرهنگ جدا؛ زبان جدا عنعنات ورسم ورواج های جدا گانه دارند؟ حالا که خود اعتراف داری که ملت واحد نیستیم راه حل چیست؟ باید همچنان زیر نام هویت " سگ" باید مردم زنده گی خویش را ادامه دهند؟
جوابش باتوست.
با احترام
پرویز بهمن
پیامی که از آدرس شخصی بنام داکتر حبیب الله پنجشیری نوشته بود وبعد خودش بنام چمبرعلی آنرا تاُُیید نموده است درین پیام بدون موجب پای مرا کشانده است درحالیکه من اصلا اصل مقالهء آقای زردشت را نخوانده ام وعلت اختلاف آقای (باب) را با آقای زردشت نیز نخوانده بودم ولی جناب چمبرعلی خان اززبان یک دکتر پنجشیری با الفاظ اوغانی یک جنین پیام بیسوادانه واحمقانه را می نویسد:
•22 آوريل, 06:15, بوسيلهى داکتر حبیب پنجشیری
سلام بر همه مشخصا اقای زرتشت ! در این جای شکی نیست، در پوهنتون کابل تعصب و قوم پرستی تبدیل به یک اعتیاد و یک بیماری شده است، مشکل دیگه ایست که متاسفانه متاسفانه اکثریت استادها حتی سواد کافی نداره، چی برسه به اینکه ادم منحیث یک عالم بریش احترام بکنه ... یک چیزیکه مرا ازار میته و واقعا قابل نگرانی است، اینست که مبصرین کابل پریس همه مشکلات را میخواهد با پشتونها لینک بته ، مثلا این اقای باب، یا ( پرویز بهمن ) سابقه در تبصره خود ایقه بالای پشتونها تاخته ، من حیران میمانم که رشته های عصبی اینها چقه ظرفیت داره که از بس اینقدر غصه و تعصب نمیکفه ؟؟ در پایین باز به یک قوم دیگه کنایه زده که نمیتانه میمون ها را انسان بسازه ... فکر میکنم این رویش منافقانه و ناجوانمردانه را باید کنار بگذاریم ، اگر دشمنی هم میکنیم باید صادقانه دشمنی کنیم، و اگر دوستی هم میکنیم باید صادق باشیم و گر نی کسیکه این چلند دو رویه را تعقیب میکنه ، نه تنها به حیثیت خودش ضربه میزنه بلکه ماهیت فرهنگ قوم خود را هم به نمایش میگذاره ...
حالا آقای جمبرعلی نظر دکترحبیب الله پنجشیری را تائید کرده است:
•23 آوريل, 17:49, بوسيلهى چمبر علی
سلام به همه خواننده های کابل پرس? ! راستش فضای کابل پریس را همی داکتر بی سواد ( بهمن ) جاسوس متعفن کرده است ، این ادم روانی و متعصب، که بدون دو زدن چیزی دیگری را یاد نداره، اینجا میخوایه که عقده های کهنه خوده سرد بسازه ، پرویز بهمن حتی ایرا هم نمیفامه که حرفهایش برای مردم افغانستان چی عوارض جانبی منفی داره ؟؟؟ من با نظریات استاد پنجشیری صد فیصد موافق استم ، کابل پریس نباید حیثیت ژورنالیستیک خود را تا سویه ی پرویز بهمن پایین بیاره ، نباید یک دیالوگی را مطرح بکنه که ، راه بیرون رفت در ان به دو زن کشانیده شوه .... فکر میکنم که افغانها به یک فکر نو ضرورت داره تا این مشکلات را حل کرده بتانیم ، نه اینکه پشتون به هزاره دو میزنه ، هزاره به پشتون دو میزنه تاجیک گاهی به شانه ی پشتون تفنگ میمانه هزاره را میزنه گاهی به شانه ی هزاره تفنگ میمانه پشتون یا ازبک را میزنه .... به نظرم این راه حل نیست، این پالیسی نه تنها اینکه مشکل را حل نمیکنه، بلکه موقف پایین اخلاقی ، و عدم عزت نفس مردم ما را به نمایش میگذاره ....
وسلام
این هم پیام یکی ازشاگردان استاد حبیب الله پنجشیری بنام (سرو) که عنوانی آقای زردشت نوشته اند:
دانشگاه کابل یا مرکز ثقل فاشیزم!
25 آوريل 17:46, بوسيلهى سرو
به آقای مهدی زرتشت و شخصی که از نام استاد داکتر حبیب پنجشیری اینجا پیام هایی را نشر کرده است!
اینجا پیام هایی را دیدم از نام استاد داکتر حبیب پنجشیری. از آنجایی که ایشان استادم بودند و شخصیت شان به من معلوم است خیلی تعجب کردم که چطور اوشان که چندان با انترنت و کمپیوتر میانه خوبی ندارند و به این گونه جدل ها علاقه ندارند، اینجا پیام داده اند. مجبور شدم با ایشان تماس گرفتم و طالب معلومات شدم. ایشان با قاطعیت گفتند که نه تنها که این مقاله ندیده اند بلکه از سایتی بنام کابل پرس هم خبر ندارند. خواستم اینجا حقیقت را با همه در میان بگذارم و از کسی که پیام را به نام استاد حبیب پنجشیری اینجا نشر کرده است تقاضا کنم تا بیشتر از این مرتکب چنین یک عمل شنیع نشوند و اشخاص محترمی را به ناحق در این بحث و جدل دخیل نسازند. مطمین هستم این شخص با این عمل زشت خود هدفی دارد ولی نه باید چنان خباثت داشت تا برای براورده شدن هدف خود به چنین دروغ و جعل و بدنام ساختن کسی متوسل شویم. این کار خیلی زشت است.
این هم واکنش محترم مهدی زردشت:
دانشگاه کابل یا مرکز ثقل فاشیزم!
25 آوريل 18:12, بوسيلهى مهدی زرتشت
آقای سرو گرامی!
من چیزی از این موضوع نمی دانم و امکان هم دارد که چنین اتفاقی افتاده باشد. بهرحال، واقعیت این است که من وقتی این نظر را دیدم، بدون هیچ شکی باور کردم که این نظر از خود جناب استاد پنجشیری است. بهر حال نمی دانم. اما نظر دوم و سوم هم چنان بود که گویی اصلی باشد. نمی دانم. بهرحال هرچه بوده، یک نقد و نظر بوده و زیادی مهم هم نیست.
این عالی جناب حتی به نظریات اشخاص بیطرف نیزاهمیت قایل نیست. درینجا تبصره نویس همیشگی سایت کابل پرس جناب فرشید که اکثرا با من نیز اختلاف نظر پیدا میکند دراینجا به آقای جمبرعلی چنین توصیه میکند:
•23 آوريل, 18:48, بوسيلهى فرشید
اقای چمبر علی ؟
ایا بهتر نیست به جای روانی و جاسوس خواندن کسی محتوای سخن اورا مو به مو تحلیل وتجزیه نموده وبه صورت منطقی نشان دهید که نادرست است؟
در بحث منطقی کسی که فقط به اتهام بستن ، تحقیر و تمسخر جانب مقابل متوسل می شود درواقع شکست خودرا نشان داده است .
واین هم پاسخ چمبرعلی خان:
•24 آوريل, 07:10, بوسيلهى چمبر علی
اقای فرشید و دیگه دوستها ! اول خو بریت بگویم ، که این کلمات رکیک و دو زدنها را اول همی بهمن در مقابل مه شروع کرده طوری که در کامنتهایش میبینین به من خطاب جاسوس هزار چهره کرده است مه پیشترم بریش گفتیم ، که حرفهای مه عکس العمل است در برابر گپهای بی موردت .... دوهم : گفتی نام افغان و افغانستان قبول نداری، همی گپ است که باعث یآس مردم افغانستان میشه ، وختی در بین جوانهای تعلیم یافته و روشنفکر حتی بالای هویت ملی توفق نباشه ، چی برسد که دیگر مشکلات اجتماعی را حل بکنه ... اگر تعامل در ممالک همجوار خوده مطالعه بکنیم ، نام افغانستان باید پشتونستان میبود، چرا که در ازبکستان ، همه ازبک زندگی نمیکنه ، ولی ازبکها اکثریت را تشکیل میته ، همچنان در تاجکستان ، ترکمنستان اصل دیموکراسی و اساس یک جامعه مدنی ارای اکثریت است، ولی ازینکه ما نمیخواهیم کشور ما نام قومی داشته باشه ، به افغانیت خود ارچ میگذاریم و بالایش افتخار میکنیم ... گپ دیگه اینکه گفتی پشتونها از رهبرهای خود بیزار استند... بلی ما بیزار استیم ، بلکه از همه رهبران افغانستان بیزار استیم ، هیچکسی کوشش نکرد ملت خود را یک مشت بسازه ... از روشن فکرهای دیگر اقلیت ها هم میخواهیم که همه رهبران گذشته که در جنایات دست داشتند منفور بشماره، چی ان پشتون باشه، تاجک یا هزاره یا دیگر .... با یک فکر نو در محیط افغانی زندگی را اغاز بکنه...
پیام محترم (باب)
•24 آوريل, 14:38, بوسيلهى Bob
جناب چمبر علی:
لطفاً گند و کثافت افغان و افغانستان و ایجاد تنش بر اساس رذالت و لفاظی را کنار بگذار. در انتخاب نام کشور بحیث افغانستان و شهروندان آن بحیث افغان هیچ کسی نظر نداده و نبابد هم بالای ساکنین افغانستان به بهانه وحدت ملی و چنین و چنان رذالت تحمیل گردد. اینکه مردم افغانستان می خواهند بکدام نام خوانده شوند و چگونه وحدت ملی در افغانستان تامین گردد کار خود مردم است از طریق یک همه پرسی عمومی! از شما خواهش می گردد که خود را مگس هر بحث نساخته و بی موجب بوی این کثافت کاری را بالا نکو. اگر علاقمند همچو مباحث هستی لطفا به طبیله افغان جرمن آنلاین رفته در همانجا باش. هر وبسایت را باغ وحش و طبیله نساز.
واکنش چمبرعلی خان افغان:
•26 آوريل, 12:32, بوسيلهى چمبر علی
اقای باب ! هر کسی که در این سرزمین زیست میکنه افغان است، اگر نمیخوایه افغان زندگی کنه لطفا هر جای که خوش داره و کسی که بحیث ( بربر) استخدامش میکنه بروه ... هر بی تربیه و احمق و جاسوس حق نداره که افغانیت مردم ما را زیر سوال قرار بته ...
اقای بهمن چاپلوس خایه مال ! تو هر چی فکر میکنی من همو کس استم ... اگر دلایل داری ارائیه کو و اگر نداری مثلیکه چند روز پنهان بودی بازم برو، درون کدام سراخ شو ...
واکنش صاحب این قلم:
سلام بخواننده گان عزیز سایت وزین کابل پرس!
اینجا دوستانیکه تاحال جنگهای قلمی من را با جاسوسک اوغانی که تا حال زیرنامهای نادر وبعد چمبرعلی تعقیب نموده بودند لطفا به این اعتراف جاسوسک اوغان توجه نمایند:
« اقای بهمن چاپلوس خایه مال ! تو هر چی فکر میکنی من هموکس استم ... اگر دلایل داری ارائیه کو و اگر نداری مثلیکه چند روز پنهان بودی بازم برو، درون کدام سراخ شو ...»
حالا باید تمام خواننده گانی که برضد سازمان استخبارات نظامی پاکستان مبارزهء قلمی کرده اند حتی بشمول پشتونها باید بمن جایزهء نوبل بدهند که من چهرهء این جاسوسک ناموس فروش را افشا ساختم که ایشان آصف ننگ تشریف داشتند.که درحقیقت میتوان وی را آصف بی ننگ خواند.
حال این افغان وطنپرست!!!!!!؟ که درزمان ریاست امرالله صالح درامنیت دولتی بالفعل هنگام انتقال راپور به سفارت پاکستان دستگیر گردیده بود وبعد بوساطت بادارش فاروق وردک ازحبس رها گردید اصرار براین دارد که همهء ساکنان وباشنده گان این ملک مانند خودش سگ وجاسوس آی اس آی باشند ومانند خودش درکابل پرس زیرنامهای مختلف ملیتهای شریف این کشوررا بجان هم بیندازند هزاره را درکلهء تاجیک ازبیک را درکلهء افغان وافغان را با هندو همه باهم بجنگاند وآنگاه خودش با بادارش فاروق وردک دروزارت آموزش وپرورش بدون داشتن استحقاق علمی برمنصب های وزارت وریاست تکیه بزنند. زیرا درنظامهای مردمی وبرخاسته ازارادهء مردم برای همچو جواسیس بی سواد وطن وفروش وناموس فروش که حتی از بخشیدن خواهران جوان شان برای نظامیان پاکستانی هم شرم ندارند جایی درکرسی های بلند دولتی دست یاب نمیگردد.
این جاسوسک معلوم الحال سازمان استخبارات نظامی پاکستان هرگز خواهان این نیست که یک کشور قوی ونیرومند وبافرهنگ درکنار پاکستان وایران درمنطقه ظهور کند . زیرا اگر این نام توهین آمیز«سگ »ازسر مردم این کشور پس شود درقدم اول ساکنان این کشور باستانی هویت دزدیده شده وغصب شدهء چندین هزارسالهء شان را می یابند درقدم دوم . پشتونهای هردوسوی دیورند ازحاکمان پنجابی خواهان ایجاد کشوری براساس هویت قومی پشتونی خودشان می شوند وپاکستان به سوی تجزیه کشانده میشود چیزیکه آنرا هیچ پشتونی نمیخواهد. زیرا ازیکطرف در ساختار دولت اولیگارشی پاکستان پشتونها خصوصا در دستگاه استخبارات وارتش سهم پشتونها قابل توجه است وازطرف دیگر این را پشتونها خوب میدانند که ایجاد یک کشور ودولت مستقل بنام پشتونستان درموجویت پاکستان مجهز با سلاح اتومی خواب وخیال است. پس آنها ترجیح میدهند تا به هرقیمت ممکن کابل را در قبضه های آهنین خویش داشته باشند ومردم بیچارهء غیر افغان را با سردادن شعارهای توخالی وحدت ملی وافغانیت دهن شانرا شیرین کنند. اما ای کاش که درهمین جاهم نسبت به خودشان صداقت داشته باشند. چنین نیست. اینجا همین عناصر فروخته شده ومتعهد به استخبارات پاکستان مطابق همان ضرب المثل پشتو ( دودی زما خوری توتو دی سلاح خان کوی ) نان ازینجا میخورند ولی ختم قرآن ودعا به ملالی یوسفزی میگیرند. درپی آن استند که هرگز یک حاکمیت ملی بوجود نیاید. مردم همیش ازقوانین قبیله سالار لویه جرگه پیروی کنند. بنام اسلام وافغانیت باید هرچه سران اوغان بالای شان دیکته میکند باید بپذیرند واین را جزو عادتها وخصایل ملی شان بحساب آورند.
روی همین علت این عناصر تا پای جان کوشش دارند تا مردم وملیتهای ساکن این کشوررا همچنان درضعف وبدبختی وبی اتفاقی وبیچاره گی وزبونی نگاه دارند. ورنه اگر اینها واقعا از روی صداقت خواهان وحدت ویکپارچگی مردم این وطن بودند چرا اصرار بالای نامها دارند.
این جاسوسک به اقای باب می نویسد هرکسیکه خودش را « سگ» یا افغان نمیداند باید برای خودش وطن دیگر اختیار کند اینجا وطن افغانهاست.
یعنی اینکه خدا ناخواسته تمام باشنده گان این کشور سگ تشریف دارند. درحالیکه اگر افغان معنای سگ را هم نداشته باشد بازهم جزوی از اقلیتهای دیگر قومی حساب میشوند نه کل آنها . افغانها ویا پشتونها بخشی از ملیتهای ساکن این کشور اند نه همهء باشنده گان این کشور. دیگر اینکه این سرزمین هیچگاهی مربوط افغانها نبوده بلکه افغانها ازماورای سلسله جبال سلیمان به شهرهای کشورکنونی افغانستان به شکل فصل وار یا به شکل کوچی گری دررفت وآمد بودند تا اینکه بمرور زمان به ساکنان دایمی تبدیل گردیدند. فقط یک نمونه کفایت میکند که بطلان ادعاهای توخالی این سگ بی تربیت (چمبرعلی آصف بی ننگ) را به اثبات رساند .کابلستان سرزمین افغانها نبوده واگر می بود چرا با آمدن چند خانوار افغان ویا پشتون یک ده بنام (ده افغانان) مسمی گردیده است آیا کسی سرزمینی را سراغ دارد که در درون پایتخت آن نام همهء کشور دریک ساحهء کوچک مسکونی آن اطلاق گردیده باشد؟ این صرف یک نمونهء کوچک آن بود.
باهمه حال دوستان برادران وخواهران عزیز!
این بود نتیجهء جنگهای قلمی من با این عنصر اوغان جاسوس آی اس آی بنام چمبرعلی که دراصل همان آصف بی ننگ بود. همان آصف بی ننگی که خویشاوندی وقرابت های فامیلی اش باغیر پشتونها ویاغیر افغانها نیز براساس اهداف سیاسی تنظیم شده وازآن درهمین کابل پرس چندین بار بحیث یک حربهء تبلیغاتی ازآن استفاده کرده که گویا درخانوادهء من هم پشتون یافت میشود وهم تاجیک وهم هزاره.
امیدوارم دوست عزیزم (باب) بنوبهء خود درین باره روشنی بییندازند.
با احترام
پرویز بهمن
اما همین آقای که خود اعتراف کرده که من همان شخصی هستم که توفکر کرده ایی یعنی آصف ننگ درپیام دیگرش در ذیل ستون مقالهء جناب مجاهد نه تنها ازاینکه از آصف ننگ بودن منکرشده است بلکه ازین هم منکراند که ایشان درسایت کابل خود اعتراف نموده اند لطفا این پیام را بخوانید:
پرسشهایی که پاسخشان روشن است
26 آوريل 16:45, بوسيلهى چمبر علی
اقای بهمن ! منشی صاحب هیرا مندیی ! عزت و حیثیت تو به همه معلوم است ، زیات خوده پاره نکو ، بازم بریت میگم که اگر استدلال داری در خدمت استم ... من ننگ نیستم ، و نه هم اعتراف کردیم ...)
درآخر همین قدر میتوانم بگویم که ازینگونه شرارتها ومنافقتها درسایت کابل توسط این شخص اگر در ذیل مقالهء جناب پیکار پامیر و ومقالات خودم رجوع نمایند پیامهای این شخص را بنامهای چمبرعلی وحسینی می یابند که نمونه های زیادی ازین بداخلاقی وتناقض گویی ؛ انکار بعداز اعتراف وصدها موارد دیگررا میتوانند مشاهده مطالعه فرمایند که بنده بخاطر جلوگیری ازطوالت کلام به همین قدر بسنده نموده ام.
حالا اگر این جناب عالی؛ مظهر اخلاق افغانی وپشتونوالی باشد؛ فکرکنم هرانسان باوجدان وباضمییر باید خودش را از ترس مصاب شدن به چنین بیماریهای اخلاقی وسقوط درگنداب بی عزتی وبی شرافتی برحذر دارد.زیرا ایشان ثابت کردند که افغانیت مجموعه ای ازهمینگونه هنجارها وآداب وسنن بجا مانده ازنیاکان شان است که برای حفظ قدرت قومی حتی ازناموس خویش هم میگذرند. کسیکه چنین بداخلاق ودروغگو ولا ابالی درمقابل ضابطه های اخلاقی واجتماعی باشد او به حفظ ناموس وعزت میهن نیز هیچ نوع وفاداری وتعهد ندارد. تا وقتیکه نام ( افغان) بالای ساکنان بومی این سرزمین اطلاق میگردد؛ روز و روزگار برای تمام ساکنان این سرزمین تلخ است ونسلهای آینده نیز دراین آتش خواهند سوخت، بناء بخاطر حل معضلات کشورما قبل ازهمه باید نام ( افغان) وافغانستان را ازسرمردم وساکنان این کشور بلاکشیده برداریم؛ چه خاصا اینکه این نام درزبان انگلیسی با یک نوع سگ نیز گره خورده است، بناء تاوقتیکه نام سگ بالای مردم شریف وبیجاره کشورما بشمول ملیت شریف پشتون اطلاق میگردد هیچگاهی سرزمین ما روی آرامش وثبات را نخواهد دید بیایید تا دیر نشده است نام (سگ) را ازسرخویش برداریم
نظرات
26 دیدگاهداعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
اقای بهمن گریزی ! به اصل مطلب بیا ، تجربیات خودته بیان نکو ، اگرم نگویی ما میفامیم ، بسیار ملا نصرالدین ها را تجربه کردی ... از موقف گیری و گپهایت معلوم میشه ، که در کدام موقف اخلاقی قرار داری ... بازم بریت میگم که اگر جواب داری از تناقض گویی ها و منافقتت توضیح بتی ... تا خواننده ها بدانه که چی میخوایی ، و با کدام ایدیالوژی زندگی میکنی ...
داعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
جنابان دست تان درد نکند , شما ها همه از افغانستان هستید و افغان هستید این همه نفرت ؟؟ بروید تفرقه بندازید حکومت کنیند!. شما ها ما شاالله همه با سواد هستید بعضی ها وبلاک دارید با جهان مجازی سرو کار دارید این سایت ها را همه فارسی زبانان می خواند , چه خواهند گفت ؟؟ به غیر از توهین . کلمات که در شان یک نوینسده نیست , شما به تحریر در اورده اید جای تآسف است و این کوبیدن ها جای را نمی گیرد غیر این که خون دشمنی و نفرت را در رگ هایتان جاری سازد و بس .
داعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
گویا این سیاسی های پشتون ها راستی راستی از شعور معاف هستند !
همه امروز از بزرگ تا کوچک میدانند که تاریخ افغانستان یک تاریخ خون و خشونت، تاریخ استبداد و حق کشی، تاریخ شکنجه و مرگ بوده اس
نويسنده كتاب پشتونيستى دويمه سقوى (اسمعيل يون، رفيع، سليمان لايق) در جايى از كتاب مقدس شان نوشته بودند (پشتون ها نگهبانان و محافظين افغانستان در مقابل دشمنان خارجى افغانستان هستند و پيشنهاد كرده بودند كه در مرز هاى شمالى و غربى كشور ناقلين پشتون جا بجا شوند تا جوانان رشيد و مردم وطن دوست پشتون به قيمت خون و جان از اين وطن در مقابل حملات خارجى دفاع نمايند) چنانچه ديده ميشود در مرز هاى شمالى و غربى كشور ما هيچ مشكلى نداريم و متأسفانه در مرز هاى جنوب كشور پاكستان بدون اينكه حمله نظامى نمايد در بدل چند كيلو روغن، آرد و دال مردم سست عنصر را خريده برايشان شناختى كارت پاكستانى ميدهد و بيرق خود را در خاك شان نصب ميكند.
فروش خاك در بدل روغن، آرد و دال
كجاست غيرت افغان؟
كجاست حس وطندوستى؟
كجاست آن ملالى هاى دروغين و ساختگى؟
كجاست دهلكى ها و رقاصان اتن چى؟
داعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
این چمبر علی یک افغان یعنی پشتون است. با وجودیکه می کوشد مثل یک فارسی زبان بنویسد اما یگان جا در نوشته هایش نا خود آگاه کلمات پشتو را می نویسد مثلاً اگر به نوشتهء ۲۸ اوریل ساعت ۱۹و۳۸ دقیقه اش توجه شود. دیده میشود که دوم را به پشتو یعنی دوهم نوشته است. در حالیکه هیچ فارسی زبانی هیچگاهی هم دوم را دوهم نه می نویسد. در همین نوشته اش یک سطر بعد چنین می نویسد. اگر کمونیست نیستی چرا به کارمل خاین پرستش می کنی. که یک فارسی زبان هر گز این جمله را این گونه که او نوشته است نه می نویسد بلکه یک فارسی زبان اگر باالفرض جملهء مذکور را بنویسد طور ذیل می نویسد. اگر کمونیست نیستی چرا کارمل خاین را پرستش می کنی می نویسد. بنابرین به خوبی دیده می شود که او یک افغان متعصب است نه یک هزاره مظلوم او گرگی است که می خواهد خودرا گوسفند جلوه دهد تا اگر بتواند به مقاصد شوم خود نایل آید.
داعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
افغان با نیرنگ و فریب نمی وشد ملت ساخت. حکیمان فرمودهد اند : بار کج به منزل نمی رسد.
زبان مادرم را در پیش چشمانم دوتا کردند. به آن زبان دو پارچه سوگند که اگر خاموش بمانم.
این نامه در چهارم اپریل ۱۹۶۴ به دستِ داکتر عبدالظاهر، عنوانی سفارت امریکا نوشته شده است. در این نامه آمده است که دولت افغانستان تصمیم گرفته تا واژۀ «فارسی» را به «دری» تبدیل کند
پیشنهاد اشرف غنی احمدزی به کرزی
دکتر نسیمی
بنا بر اطلاعات دقیق که از منبع قابل اعتماد به دست رسیده، آقای اشرف غنی به کرزی پیشنهاد داده که برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری ما باید رای هزاره ها را خنثی کنیم. چون هزاره ها هرگز به ما رای نخواهند داد. پس ما با ایجاد ناامنی در مناطق مرکزی مانع رای دادن آنها شده می توانیم آنها را تحت فشار قرار دهیم. با نا امن ساختن مناطق مرکزی ما دو کار می توانیم.
اول این که هزاره ها پای صندوق های رای نخواهند رفت.
دوم این که هر قدر بالای هزاره ها فشار زیادتر وارد کنیم، آنها زیادتر مظلومیت نشان می دهند و ما با زندان کردن چند طالب می توانیم دوباره رضایت آنها را به دست آوریم. با این کار تاجک ها تنها می مانند و کار ما آسان خواهد شد.
قبلا برای جنرال صاحب دوستم می خواستند دامی بسازند و کوشش های زیادی کردند که خوشبختانه ناکام شدند. این بار برای رسیدن به قدرت از قتل عام و ایجاد وحشت استفاده می کنند. نمی دانم برای آقای احمدزی رسیدن به قدرت شیرینتر از جان دیگران است؟ آیا کسی که ادعای دیموکرات بودن را می مکند، می تواند با چنین بازی کثیف که به قیمت جان انسان ها تمام شود قدرت را از خود کند؟
خیلی متاسفم که آقای احمدزی چنین سیاست ناپاک را در پیش گرفته است.
داعیه داران هویت ملی افغان وافغانیت هیچ ضابطهء اخلاقی را نمی شناسند
safawiهموطنان آزاد ی خواه سرزمین من،
این بار اول نیست که به ظاهر برادران؟! قوم پرست و متعصب خود خواه من دست به چنین جنایت تاریخی و شرمبار می زنند، هرگاه به چند دهه قبل تاریخ دقیق نظر اندازیم، در میابیم که سیاست خصمانه و تنفرانگیز موجود ادامه همان تفکر آتشسوزی فاشیزم دهه های گزشته است که تفنکشان سیاه دل مادر زاد اینبار به شیوه دیگر و زمان دیگر با استفاده از کاربردهای نهایت دقیق و حساب شده و در موجودیت معامله گران بی عزت و میراثخوران ذلیلی که از خون پربهای هزارها انسان پاک این سرزمین تمویل می شوند صورت گرفته است. خجالت و شرمساری دیگری بر این هویت فروشان تاریخ که خود را تیکه داران من و تو قلم داد و یا جاه زده اند افزون گردید.
هموطن عزیز، نباید تاریخ تلخ گذشته را فراموش کرد، جریان جنایت حسابشده زمانیکه کوچه ها، پس کوچه ها ،قریه ها، قصبات، شهرها و مناطق عظیمی ازشرق، شمال و غرب کشور را برایش نام های جعلی هم مانند نام «افغانستان » گذاشتند و نامش را «افغان سازی» نهادند شروع می شود.
پروسۀ اول که تغیطر نام های یک تعداد مناطق و هکذا جایگزین کردن کلمات افغانی (پشتو ) به جای کلمات فارسی درنظام اداری را در بر می گرفت با روش خفاشانه، جبر و توهین عملی گردید و درد و مصیبتش هنوز ناله می کشد وهیچ مرجع عدالت خواهی هم وجود نداشت که به آن رسیدگی میشد، و مقاومتی لازم هم که می توانیست صد راه این وحشیگری ایستادگی نماید وجود نداشت و فاشیزم مؤفق کردید آنچه که میخواست کاملا عملی و تطبیق ساخت.
حالا پروسه دوم آغاز گردیده است که نامش را "پاکسازی کلمات بیگانه" نامیده اند. و شورای مزدوران دولت فاسد فرمان زمینۀ تعرض و جنایتگری دیگر را نیز صادر نمود.
این سرزمین مقدس بدست جنایتکاران تاریخ افتیده است و هر روز از روزدیگر خون گریه می کند ودر بی سرنوشتی فرورفته است، در حالیکه یک زخمش هنوز مرحم نمی گردد، ولی صیادان جلاد قسمت دیگر وجودش را زخمین مینمایند.
بلی هموطن، فراموش نکنید که تاریخ پراز درد و رنج چند قرن اخیر وخصوصآ چند دهه خونبار گزشته بیانگر آنست، زمانیکه سردمداران قبیله به هدف شوم خویش نائل میشوند فورآ دُهل برادری وهموطنی را شرینتر از هر وقت دیگربیان و می کوبند ، اما تا زمانیکه هنوز به هدف اصلی و نامیمون خویش نرسیده اند، سر و صداهای خطر «وحدت ملی؟!» و «تجزیه » را به راه می ندازند و از این طریق اهداف غیرانسانی و غیر هموطنی خویش را تعقیب و به کرسی می نشاند، که همۀ مان شاهد این وضع هستیم.
هموطنان عزیز، اگر به فکر این بوده باشیم که این ختم کار است که گویا من و تو دیگر نفس آرام خواهیم داشت و هویت ملی و فرهنگی مان دیگر از تهاجم کوردلان تاریخ حفظ و در امان خواهد ماند و فاشیزم متعصب دیگر دندان نمی گزد و دیگربرایش کفایه است، اما نخیر! هموطن عزیز نباید اشتباه تاریخی دیگری را مرتکب شد، همان که گفته اند "آزموده را باز آزموده کردن خطاست".
و صادقانه برای تان یاد آور میشوم که این گروه متهجر کمر واقعی و ناجوانمردانه نگبت آمیز برای از بین بردن تاریخ و هویت پرافتخار من و شما بسته اند. تازمانیکه هستی و موجودیت باشندگان اصلی این سرزمین را نیست و نابود نکنند آرام نخواهند نشست. این گروه قبیله پرست و عظمت خواه قبلهاست که تصمیم خود را گرفته اند، این من و شما هستیم که هنوز با کلمات فریبنده چون «برادری ... » بر ظاهرخیلی دلچسب دلگیر شده ایم ولی عملآما نخواستیم و یا نمیخواهیم بدانیم که عمق فاجعه چقدر زیانبار خواهد بود. اگر افاده و مفهوم «برادری» و «وحدت ملی » همین است که هست، نفرین بر این وحدت ملی توهین آمیز و به زبان رسائ مادری ام اعلان میدارم که من از این برادری بیزارم. و سکوت اختیار کردن در زمینه جوابگوی وجدانی و مسؤلیت سنگین تاریخی برنسل آینده را در قبال خواهد داشت.