رفتن به محتوای اصلی
اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بعد از حمله "برادران" تفنگ بدست کرزی به هوتل کابل سرینا و قتل بیرحمانه کودکان و زنان، نگرانی ها در مورد وضعیت امنیتی و بخصوص تأمین امنیت مراکز حساس دولتی و غیر دولتی چون دفاتر انتخابات و مراکز رای دهی افزایش یافته است. انیبار حتی محافظه کارترین اقشار جامعه و روشنفکرانی که با سیاست و فعالیتهای سیاسی وداع گفته بودند نیز به جاده ها ریخته و شعارهای تند و تیزی علیه حکومت تبارگرا و فاسد سردادند. فوزیه کوفی از نمایندگان مجلس نیز سکوت را شکسته و این قبیل حملات را به توطئه های حکومت نسبت داد که به گفته وی خواهان اخلال شفافیت انتخابات هستند.

حکومت تبارگرا و فاسد کابل که از چندی بدینسو دگر نقاب دموکراسیخواهی اش بزمین افتاده و مانند روباه مکار و گاهی گراز مستی در حمایت از طالبان و دهشت افگنان در برابر افکار عامه قرار گرفته است، درنظر دارد تا قدرت سیاسی را در جهت تأمین اهداف تعیین شده فاشیستی و تبارگرایی اش بچرخاند. این حکومت با تقلید از نمایشات "دموکراتیک" نوع روسی و ایرانی بنام انتخابات و دموکراسی قصد دارد، افراد و گماشته های خود را با تقلب و فساد بر کرسی ریاست جمهوری نصب کند. این "تیم قبیله" به سردمداری حامد کرزی و همدستانش که بر اریکه قدرت تکیه زده اند هرگز حاضر نیستند با هیچ نوع چرخش دموکراتیک، قدرت را از دست داده و از اهداف شوم استراتیژیک شان که همانا برقراری فاشیزم تباری و خدمت به مافیای اقتصادی و سیاسی است صرفنظر نمایند.

تیم قبیله در انتخابات کنونی با معرفی چهرهایی چون زلمی رسول و گاهی بشکل غیر مستقیم اشرف غنی، خواستار بقدرت رساندن دست نشاندگان مستقیم خویش اند. اما هراز گاهی که متوجه عدم حمایت مردم از این نامزدان میشوند، به گزینه ترور و خشونت متوصل گردیده و با چهره های کریه "برادرانشان" چنگ و دندان نشان میدهند و به مردم هشدار میدهند که ای مردم اگر شما خیر تان را میخواهید، باید به آنچه ما برایتان گزیده ایم سر تسلیم فرو نهید در غیر آن ما از کشتن زنان و اطفال تان هم کوچکترین باکی نخواهیم داشت.

به همین ترتیب، سایر کاندیدان که با شعارهای "حمایت از مجاهدین" و یا "برقرای حکومت ناب اسلامی" به کارزار انتخابات آمده اند، دربرابر دسایس ارگ نشینان مات و مبهوت مانده اند و جز تسلیم به تقدیر، کاری از دست شان ساخته نیست. اما آنچه مسلم است این نامزدان که در تیم داکتر عبدالله و رسول سیاف گردهم آمده اند دو راه دارند، یا اینکه باید با همین وضعیت به انتخابات بروند، شکست شان را بپذیرند و به اوامر "تیم قبیله" لبیک گویند، و یا اینکه انتخابات را تحریم نموده و در تقابل و رویارویی با توطئه گران ارگ، دست به اعتراض زنند. البته گزینه دوم از این گروه ها و نامزدان شان بعید به نظر میرسد و درنتیجه آنچه محتمل است، اعتراضات خشونت آمیز گروه های جنگ سالار بعد از انتخابات خواهد بود.

این روند آنچه را به اثبات خواهد رساند اینست که تبارگرایان ارگ نشین که ناف شان با گروه های دهشت افکن و شبکه های بین المللی ترور گره خورده است برای حفظ قدرت سیاسی دست به هر دسیسه و اقدامی خواهند زد. آنان با تهدید اوضاع امنیتی نخست دست ناظران بین المللی و رسانه های جهانی را از پروسه انتخابات کوتاه خواهند ساخت و بعد به تقلب گسترده دست خواهند زد تا آنچه میخواهند را بدون کوچکترین مزاحمت عملی سازند. بعد از انتخابات، سیاست ها و پالیسی های تبارگرایی و فاشیستی در خدمت تیم قبیله و مافیای اقتصادی و سیاسی ادامه خواهد یافت. اقشار و طبقات تهیدست که همواره فشار تهدید و ترورها را بردوش کشیده اند، منزوی تر گردیده و به حاشیه رانده خواهند شد. زنان و کودکان باید بازهم قربانی خشونت و حق تلفی ها قرار گرفته و دربرابر نمایشات مسخره بنام "حقوق و وجایب" شان در رنج و اندوه بسر برند.

هرچند حقایق کنونی تصاویر خشن و بدبینانه ایرا پیشکش میکند اما آنچه مایه امید و خوشبینی است بیداری قشر جوان و روشنفکران آگاه و مبارز است. این جوانان و روشنفکران که تا دیروز به فعالیت سیاسی و مبارزه رادیکال باور نداشتند و فقط به وظایف روزمره مشغول بوده و دل خوش میکردند، متوجه شدند که اگر بیشتر ازین خاموش بنشینند، حکومت خاین و طرفداران نظام منحط و فاسدش همان کاری را که در حق شهدای ارتش ملی و خبرنگاران و قلم بدستان بخون نشسته کردند، از آنان نیز دریغ نخواهند کرد. خون جوانان روشنفکر چون سردار و کودکان بیگناهش جوانان را بیدارتر ساخته و آنان را متحد و متفق خواهد ساخت تا بر دسیسه گران قوم پرست و تبارگرای ارگ نشین دست رد زده و برای مردمسالاری حقیقی مبارزه نمایند.

انتخابات تقلبی کنونی و ساخت و سازهای نامزدان و ارگ نشینان هرچه باشد یکبار دیگر پیمانها را برای مردمسالاری راستین تقویه نموده و اتحاد اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی را مستحکم خواهد ساخت. این انتخابات مملو از فساد پایه های حاکمیت تبارگرا را به لرزه درخواهد آورد و چهره کریه حاکمان غیر دموکراتیک نظام موجود را آشکار خواهد ساخت.

واژه‌های کلیدی:

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

29 دیدگاه
ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

چرا در این خراب شده باید زندگی کرد؟ چرا تجزیه نمیشود که دنیا ارام بگیرد؟ چرا؟

ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

جناب عزیز یاسین،
سوالاتی را که شما مطرح میکنید باید در موردش کتابها نوشت که من فکر نمیکنم پیام نویس حاضر در این صفحه انترنیت حوصله حمل آنرا داشته باشد. اما بعضی تعاریف در مورد مردم، ملت، میهن وغیره آنقدر واضح و پوست کنده اند که نیاز به بحث ندارد. اینکه احمد شاه مسعود شامل ملت بود و از ملت در برابر تجاوز روس، اعراب، تروریزم و پاکستانی ها دفاع کرد را بازهم تایید و با قاطعیت دفاع میکنم. در مورد مسئله ملی وغیره سوالاتتان به این نشانی مراجعه کنید.
http://www.takwin2009.blogfa.com/8912.aspx
البته در مورد بحث طبقات و مبارزه طبقاتی باید یاد آور شوم که درباره این مقولات من به تفاسیر و ترجمه های روسی و چینی باورمند نیستم. متاسفانه روشنفکران ما بجز کاپی برداری از آثار خارجی تا حال نتوانسته اند این بحث را بگونه علمی حل کنند. اینجا نه تحلیل طبقاتی صورت گرفته و نه هم ساختار این نوع مبارزه مشخص است. آنچه را که طرفداران روس و چین مطرح کرده اند فقط کاپی برداری از نوشته های همان کشورها آنهم با ترجمه های "حزب توده" ایران بوده است که ارتباط چندانی با وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور ما ندارد. به هر ترتیب اگر شما کدام نوشته و طرح خاص "افغانی" دارید، برای ما بفرستید. اما بحث تقسیم بندی اقوام و ملیتها در کشور ما اگر همان بحث طبقاتی نباشد به همان انداز داغ و حاد است، زیرا اینجا اریستوکراسی فیودالیته در اتحاد با بازرگانان دلال، بنام اقوام/ میلیتها به تفکیک توده ها پرداخته و گروههایی از آنان بنام "مهاجر" "بی وطن" وغیره تحت ستم و استثمار قرار داده اند. و برای مبازه با آن باید همزمان گلیم تبارگرایان که مجرای سیاستگذاریهای این اشرافیت فیودالی میباشند را برچید.
حتما منتظر نوشته های بعدی باشید، دقیق به این بحثها اشاره خواهم کرد.
سربلند باشید!

عزیز یاسین

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

جناب تکوین درود به شما
با سپاس از پاسخ شما میخواهم نکات زیرن را بسیار صمیمانه مطرح نمایم : از پاسخ شما و از ان نوشتۀ تحلیلی تان که آدرسش را داده اید ومن قبلا آنرا نه تنها مرور کرده بودم بلکه در فایلی که تحت عنوان ناسیونالیسم ترتیب داده ام بایگانی هم کرده بودم ، برمی آید که شما دارای نظرات منحصر به خودتان را دارید که از هر مکتب و هر اتجاه و هر دیدگاه به مقدار مورد نیاز خودتان برداشته و بقیه را به صاحبانش جا گذاشته اید یعنی نظرات شما به گونه یی التقاطی " تکوین " یافته است . شما از یکسو نوشته اید که « ... اینکه احمد شاه مسعود شامل ملت بود و از ملت در برابر تجاوز روس، اعراب، تروریزم و پاکستانی ها دفاع کرد را بازهم تایید و با قاطعیت دفاع میکنم » و از سوی دیگر ناسیونالیست بودن خود را نفی کرده اید . به نظر من این یک تناقض به حساب می آید زیرا معیار دفاع شما را تنها همین تاجک بودن ویا در بهترین حالت افغان بودن او و مفکران حاضر در صحنۀ او تشکیل میدهد و لاغیر زیرا شما در این برداشت خویش اخوانی بودن ووابسته بودن آنان به ارتجاع اسلامی و بربریت نظام سرمایه داری را به باد فراموشی نهاده اید و در یک التقاط نا متجانس انان را در کنار مجید کلکانی و بالطبع سامایی هایی که این برادران همین اکنون به خونشان تشنه هستند قرار داده اید ولی چون سلیقه وشاید هم منافع خاص خودتان ایجاب نمیکند طالبان را که با انتحار و قربانی دادن جانهایشان از " میهن " و عقیدۀ شان " ناسیونالیستانه " دفاع مینمایند تر وریست مینامید .... و از سوی دیگر عملا در مقام مبلع اندیشه های " ناب " مولانا باعث خود نمایی میکنید ... پس میشود حکم کرد که جهان بینی شما یک مقدار التقاطی و نا مشخص است واین امر باعث میشود تا کنار امدن با شما دشوار تر باشد.
نکته دیگراینکه در پاسخ من درمورد موجودیت طبقات اجتماعی و جدال مستمر میان آنها رفته اید سراغ روسیه و چین آخر مرد حسابی من از شما فقط اینرا پرسیده ام که آیا شما این واقعیت را میپذیرید که در هر اجتماعی از آدمها هچو تقسیم بندی هایی موجود است یانه ؟ طبقات اجتماعی و مبارزه و جدال میان آنها کالای وارداتی وصادراتی نیست که از روسیه و چین بیاید ما آنرا بپذیریم یا رد کنیم ما در جامعۀ خودمان سرمایه دارو تاجر و بورژوا کارگر شاغل وکار گر بیکار و معلم و پرستار و دهقان ... به قدر کفایت داریم و این که شما از عینک قومیتها وملیتها و قبائل به جامعه نگاه کرده واین کتله هارا نمی بینید مشکل شماست ورنه اینها هستند و همه روزه باهم مناسبات ومراودات افتصادی و فرهنگی وسیاسی برقرار مینمایند یکی استثمار و بهره کشی میکند وآن دیگری عرق میریزد و استثمار میشود .... به هر صورت من فکر میکنم که کنار امدن با شما اندکی دشوار به نظر می آید با اینهم من از شما دعوت مینمایم تا سری به سایت سازمانی که من افتخار عضویت آنرا دارم بزنید و مقالات فراوانی را که در آن نشرو بایگانی شده است مطالعه بفرمایید وآنگاه اگر خواستید با نقدها ی خویش مارا به پاسخ دهی فرا خوانید . ما را در دوسایت میتوانید بیابید : « عصر جدید » و « سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان »
به آرزوی موفقیتهای بیشتر شما
عزیز یاسین

عزيزياسين

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

با سلام مجدد وبا معذرت ميخواهم در مورد همين نوشته بالا نيز برخي موارد را از شما بدانم شما نوشته ايد :
انتخابات تقلبی کنونی و ساخت و سازهای نامزدان و ارگ نشینان هرچه باشد یکبار دیگر پیمانها را برای مردمسالاری راستین تقویه نموده و اتحاد اقشار و گروه های اجتماعی و سیاسی را مستحکم خواهد ساخت. این انتخابات مملو از فساد پایه های حاکمیت تبارگرا را به لرزه درخواهد آورد و چهره کریه حاکمان غیر دموکراتیک نظام موجود را آشکار خواهد ساخت.
در اين را بطه ميخواهم بدانم كه پيمانهاي مردمسالاري راستين چه خواهد بود وميان چه كساني وروي كدام أصول وپلادفورمهايي بسته خواهدشد؟
واين انتخابات چگونه باعث خواهد شد تا پايه هاي حاكميت تبار گرا به لرزه درايد وچهرهء حاكمان غير دموكراتيك ان اشكار شود ؟ چه كساني اين لرزه را إيجاد خواهند كرد ؟ منظورتان از اين نيروها ايا يكي از همين احزاب وتشكلات سياسي دخيل در كمپينها ي انتخاباتي كنوني است يا نيروي تازه رس سياسي ديگري كه در شرف وردو به ميدان مبارزات سياسي أتي در كشورمان قرار دارد ، اگر اين طور است اين نيرو را چه كساني تشكيل خواهند داد وفعلا در كجا تشريف دارند وچرا منتظر اند وقبل از انكه تبار گرايان به هدف شوم شان نائل أيند پايه ميدان نميگذارند و "مردم" را نجات نمي دهند؟ واگرهم در موقعيتي قرارندارند كه جلو تقلب در انتخابات را بگيرند حد اقل چرا اعلان وجود نمي كنند ونقدشان را براوضاع كنوني رسانه يي نمي سازند ؟
موفق باشيد
عزيز ياسين

بز پرست

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

همان پنجشیری شنگریست.

ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

به و سیله فا رو ق
سلا م به همه : هر کسی باشد چه بسیا ر آ د م تحصیل کر ده یا بیسو ا د این ر ا مید ا ند که ارگ چی می کند ؟ هر کسی در ین مو رد می نو یسد یا ا فشا گر ی می کند قا بل قدر است اما مسأ له ی افغا نستا ن ازین حد گذ شته که چه کسی در ست نو شته چه کسی غلط حا لا د یگر همه مسا یل ر ا همه ی ملت می د انند د رود بر شا بر ا د ر عزیز با مطلب نو شته شد ه ی تا ن .

بز پرست

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

قست های ار ارشادات شان درست اما چگونه امکان دارد کسانی را که بر خلاف مسیر دمکراسی روان بوده اند , دزد اند و قاتل, عیاش اند و ابن الوقت, جاسوس اند بیناد گرا...... را از اینکه از حلقه فلان قاتل سمت ماست در نهایت ظاهرا از تبار ماست بر ملیت بزرگ سر بکف از جمع وارثان حقیقی این مرز وبوم را پشتیبانی و همدردی بنمایم تا در راس قدرت قرار گیرد و برای ما دمکراسی را نهادینه بفرماید؟

ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

دوستان عزیز از تک تک شما ممنونم که بر این نگارش پیام گذاشته اید. امیدوارم در نوشته های بعدی نیز بتوانم مسائل قابل استفاده ای را خدمت تان نشر کنم.

ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

عزیز یاسین گرامی،
بازهم با عرض ارات، خوشحالم که شما میخواهید مطالب را تا عمق پیگیری نمایید. فقط میخواهم کوتاه در مورد سوالات شما بنویسم که: موضوع مردمسالاری راستین بحث تیوریکی است که هم اکنون بین من و دوستانم زیر کار بوده و بزودی مبانی آن را به دست نشر خواهیم سپرد. من به آدرس های انترنیتی شما مراجعه کردم. از این که شما از یک موضع مارکسیستی و ایدئولوژیک با من وارد مباحثه گردیده اید، تعجب میکنم. متاسفانه این حوصله مندی در میان "مارکسیستان" افغانستان نبوده است که با حوصله مندی بحثهای سیاسی و تیوریک را دنبال کنند. من اتفاقا از ادبیات و طرز فکر شما واقفم اما مشکل اینست که طرح ها و مباحث تیوریک شما یک اندازه برای مردم ما حساسیت برانگیز است. اینجا مدل هایی خشنی از تیوری های به اصطلاح "مارکسیستی"، "لنینینستی"، "مائوییستی" وغیره ارائه و تطبیق گردیده که متاسفانه جامعه و مردم ما را مجبور به انزجار و نفرت کرده اند. اگر درست قضاوت کرده باشم این پدیده افراطیت که شامل حال جناح راست بود از جانب جناح چپ آغاز و ترویج گردید و نتیجه اش همین جنگ، نسل کشی و طفل کشی است که امروز هم جریان دارد. اگر باید طرح های شما را تعقیب کنیم، انجام عملی آن چه خواهد بود؟ بازهم جنگ و "مبارزه مسلحانه"؟ آیا شما طرفدار حل خشونت آمیز قضایا هستید یا میخواهید جنگهای خانمانسوز در کشور از راه دموکراتیک حل گردد؟ شما متاسفانه در افغانستان سیاست نمیکنید، در افغانستان کار نمیکنید و یا اگر این کار را میکنید برایتان تحقق یک ایدئولوژی مهمتر از خون میلیونها انسانیست که زندگی شان را از دست میدهند. اما برای من زندگی یک انسان بیگناه مهمتر از هر ایدئولوژی و طرز فکری میباشد. میدانم که امپریالیزم جهانی در افغانستان چه میخواهد و چه میکند، اما من میپرسم مگر اینجا چه خبر است؟ آیا خمیر مایه حیات ما را با جنگ آمیخته اند؟ هیچ امپراطور و جهانکشایی نبوده است که مردم مظلوم ما را به خاک و خون نکشانیده باشند. آخرینش هم روسها و حال امریکایی ها. به صراحت بگویم که نه روس و نه هم امریکا برایشان حضور در کشور ما هدف استراتیژیک بوده است. آنان از این جغرافیای زخمی منحیث معبر برای رسیدن به قلب دشمنان شان استفاده کرده اند و ما قربانی بازی این قدرت های بزرگ شده ایم. مبارزه راه های دیگر هم دارد. اگر بر مردم سالاری باورمندیم باید از دگماتیزم تیوریک خود را وارهانیم. حال این مهم نیست که فلان و بهمان "رهبر" چه گفته و یا فلان جریان "کارگری" و یا "اسلامی" در فلان نقطه دنیا اینطور می اندیشند یا اینطور میگویند، ما باید با مغز خود بیاندیشیم و با پای خود راه برویم.
از من میپرسید جریانهایی که به مردم سالاری راستین باور دارند کدامها اند؟ .. این پلاتفرمها کجاست؟ نمیخواهم کلی گویی کنم اما شما را فرا میخوانم به تعقیب رسانه های مربوط به افغانستان، بخصوص بعد از شهادت سربازان ارتش ملی در کنر و حادثه المناک کابل سرینا، جوانانی که به جاده ها ریختند، منظورم دقیقا همینها استند. اینان نه لاف مبارزه و نه هم لاف تیوریسن بودن را میزنند اما همین شهامت را دارند که در قلب پایتخت ترور و فساد به مبارزه مدنی دست یازند (چنانچه من در مقاله ام به آنان اشاره کردم). درست است که این کدام حزب و یا سازمان واحد سیاسی نیست اما نقش مبارزه آنان موثر تر از هر حزب و سازمانیست که فقط به شعارها دل خوش میکنند و هم و غم شان را تطبیق ایدئولوژی های وارداتی میسازد.
من قصد نقد ایدئولوژیک شما را ندارم اما شما را حتما دعوت میکنم که زیاد نه فقط برای یک ماه به کابل (امنترین شهر افغانستان!!!) بروید و آنجا این عقاید تان را در میان توده های عام تبلیغ کنید، و آنگاه در مورد تیوری و پراتیک خود و دیگران قضاوت کنید. من نمیگویم به روستاها یا ولایات بروید و آنجا به مطالعه عملی سیاسی و آمارگیریها بخاطر دستیافتن به یک تحلیل "مشخص" اوضاع دست یابید.
با احترام
تکوین

ناشناس

اخلال انتخابات و بازی جدید "تیم قبیله"

بهمن عزیز و گرامی درود به شما
از اینکه به سایتهایمان سر زدید سپاسگزارم مگر از اینکه هنوزهم به ما با همان دیدی مینگرید که ما ممثل همان چپهای سنتی از قبیل پرچمی ویا خلقی ویا شعله یی ویا به عبارتهای دیگر استالینست ویا ما ئوئیست ویا برژنفیست و یا انورخوجه ئیست ویا فیدل کاستروئیست ویا چاویزستو ایستهای دیگری از این قبیل که با مارکس واندیشه هاو نظریاتش خوانایی ندارند .. هستیم جای نگرانی است . حال که شما از طرز دید ما اگاه شده اید نباید در این تردیدی داشته باشید که ما مارکسیست هستیم و اتجاه اصلی و اساسی کار مارا به راه انداختن ورشد جنبش اجتماعی کار گران و سائر زحمتکشان کشور در پیوند با جنبشهای کارگری در منطقه و جهان تشکیل میدهد . صد البته که ما از دشواری وصعوبت این کار کاملا آگاه بوده و به رغم این دشواریها و مشکلات عدیده یی که در فراراه ما قرارد ارد این راه را برگزیده ایم زیرا میدانیم که این یگانه راه نجات است و میتوان با بردن آگاهی طبقاتی و تئوری انقلابی به صفوف کارگران و زحمتکشان کشور چنین جنبشی را به راه انداخت و با به کار گیری تاکتیکها و مانورهای سیاسی و صنفی و که شامل به راه اندازی اعتصابها ی کا رگران و معلمان و پرستاران وکارمندان دولتی و محرومترین قشر جامعه بعنی زنان و تظاهرات و پروتستهای کارگری ودانشجویی و عصیانهای مدنی به دست اوردهای صنفی و دموکراتیک نائل آمد و سر انجام زمینه را به تصاحب قدر ت دولتی برای طبقۀ کارگر آگاه و انقلابی فراهم نمود . این در وهلۀ نجست بسیار ارمانگرایانه و اتیوپیایی به نظر می آید مگر چاره چیست این راه را چار باید پیمود و نا چار باید پیمود راه دیگری برا خلاصی از این نکبتها و بد روزی ها سراغ نمیشود و همانطور که در بالا اشاره نمودم این راه بسیار صعب العبور است ولی انجامش بهروزی و آزادی را با خود دارد.
اینکه شما می اندیشید و چنان میپندارید که ماهم مانند چپهای سنتی فقط در پی به دست آوردن قدرت برای حزب ویا سازمان خود هستیم ناشی از تجربه تلخی است که از گذشته دارید . مگرما همانطوریکه در برنامه و اساسنامۀ سازمان سوسیالیستهای کار گری و مقالات وتحلیلهایمان بار بار و به کرات توضیح داده ا ایم تصور ما اینست که بدون داشتن یک حزب مجهز با تئوری انقلابی و کارگری و بدون رفتن به صفوف کارگران و آگاه سازی آنان و به راه انداحتن جنبش اجتماعی کارگری هزگز نمیتوان نظام سرمایه داری را سرنگون و نظام اجتماعی فارغ از برده گی مزدی ومالکیت خصوصی بر وسائل تولید را که همان نظام سوسیالیستی کار گری باشد به جای آن مستقر ساخت . مگر چنانکه قبلا گفتم در اینجا بازهم با تأکید میگویم که این کار اسان و زود رس نیس و بسیار زحمت پذیری و تلاش و فداکاری میخواهد و از همی خاطر است که کمتر کسانی حاضر میشوند تا این راه را برگزیده عمر و جوانی خویش را در پیمودن آن هزینه نمایند.
شما نوشته اید که : « اگر باید طرح های شما را تعقیب کنیم، انجام عملی آن چه خواهد بود؟ بازهم جنگ و "مبارزه مسلحانه"؟ آیا شما طرفدار حل خشونت آمیز قضایا هستید یا میخواهید جنگهای خانمانسوز در کشور از راه دموکراتیک حل گردد؟ » فکر میکنم برا پاسخ به این پرسش شما آنچه در بالا تذکردادم کافی باشد و با انهم قابل یاد آوری میدانم که به راه انداختن جنبش واقعی کارگران و زحمتکشان و کشاندن آنان به رویا رویی اعتراضی و حق طلبانه در برابر استقمار گران و سرمایه داران و دست یابی به قدرت از این طریق کمترین خونریزی را در پی خوهد داشت وبا کمترین تلفات میتوان به مقصد رسید . و در همینجا باید خاط نشان سازم که راه نحل قومگرایانه و قوم ستیزانه و ناسیونالیستی برهزینه ترین و بی نتیجه ترین وارتجاعیی ترین راه به نطر می آید
زیرا در مسیر آن باید هزاران انسان تنها به خاطر متعلق بودن به تبارهای معینی کشته شوند و در نتیجه و سرانجام بازهم همان سران قومی ورؤسای قبائل قدرت را قبضه و کسانی را که با خون خود انان را به اریکه قدر نشانده اند مجددا مورد استثمار و بهره کشی قراردهند. چنانکه تاریخ بار بار به این امر گواهی داده است . یعنی اینکه راه حل قوم گرایانه و ناسیونالیستی و ملت پرستانه راهیست مسدود و پر هزینه و بی نتیجه
شما نوشته اید : شما متاسفانه در افغانستان سیاست نمیکنید، در افغانستان کار نمیکنید و یا اگر این کار را میکنید برایتان تحقق یک ایدئولوژی مهمتر از خون میلیونها انسانیست که زندگی شان را از دست میدهند. اما برای من زندگی یک انسان بیگناه مهمتر از هر ایدئولوژی و طرز فکری میباشد
در این باره باید از شما صمیمانه بپرسم که شما از روی کدام سند ودست آویز ی این حکم را که ما خواهان خونریزی هستیم صادر نموده اید ؟ آیا ما در برنامه ویا اساسنامه ویا در مقالات وتحلیلهایما ن روی چنین امر تاکید کرده ایم ؟ ما به صراحت و با تأکید اعلان کرده ایم که علیه اصدار حکم اعدام در سطح منطقه و جهان به شدت مبارزه میکنیم و انرا به مثابۀ قتل عمد دولتی تقبیح میکنیم حال اینکه شاید شما با مادر این امر موافق نبوده و آنرا به خاطر جلوگیری از تکرار جنایت مجاز و مسموح بشمارید. پس اینطور که هست بایدبدانید که ما به تأسی از آموزه های درخشان مارکس کسانی هستیم که ریختن یک قطره خون انسان را روا نمیدانیم .
شما از از شهادت سربازان ارتش ملی در کنر یاد اوری کرده اید . در این باره باید بگویم که من سوسیالیست به مراتب بیشتر از هرکس دیگری برا آنا اشک ریختم زیرا انان مظلومانه جان باختند تا کرزی و دارودسته اش و فرزندان این جنایت پیشه ها در بستر های نرم گرم خود به آرامی بخوابند و از نعمات مادی یی که به قمیت خون آنان و دهها سرباز دیگر و عرق جبین ملیونها کار گر تامین میشود بهرمند باشند ، خیر است که فامیلهای انان تمام عمر خویش را در حرمان عزیزان و فرزندان خویش به سر ببرند ، بلی چون توده هستند و باید به خاطر مالکان و سرمایه داران حاکم قربانی بدهند!!!!!!
شماازمن به گونه یی طعنه امیز خواسته اید که به کابل بیایم . در این رابطه باید عرض کنم که ما نه تنها در کابل بلکه در پروان ونورستان و کنر و جلال آباد و تخار و نیمروز و فراه و هرات وووو هسته های انقلابی جوانان بادر د و آگاه را داریم و سر سختانه تلاش میکنیم تا پایه ها ی اساسی کار روشنگرانه را در آنجاهها مستحکم نماییم . ما به این باور هستیم که بدون داشتن حزب مجهز با تئوری واقعا انقلابی هرگز نمیتوان به سوسیالیسم رسید . و ایجاد چنان حزبی کار یک روز و دوروز نیست و فدا کاری و از خود گذری میخواهد.
اگر با این گفته های خویش خاطر شما را آزرده باشم پوزش میخواهم
مؤفق و کامگار باشید
عزیز یاسین

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 29 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس