رفتن به محتوای اصلی
بدرود مظلوم‌ترین فصل خدا

بدرود مظلوم‌ترین فصل خدا

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان؟
مظلوم‌ترین فصل خدا بود زمستان

دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
از هر چه دو رنگی است، رها بود زمستان

بود هر چه فقط بود، سپیدی و سپیدی
اسمی که به او بود سزا، بود زمستان

گرمای هر آغوش، تبِ عشق، دمِ گرم
یک بار نگفتند چرا بود زمستان؟

بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید 
با این همه، باز اهل وفا بود زمستان

غرقِ گل و بلبل اگر فصل بهاران 
بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان

با برف بپوشاند تنِ لختِ درختان
لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان

در فصلِ خودش، شهرِ خودش بود غریبه
«مظلوم‌ترین فصل خدا» بود زمستان

مجتبي حيدري

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس