رفتن به محتوای اصلی
فرصت اصلاح را از هم دريغ نکنيم!

فرصت اصلاح را از هم دريغ نکنيم!

عدالت انتقالی در افغانستان بايد اجرا شود!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

يک: قبول دارم که تار و پود استبداد و سرکوب ريشه دوانيده و تعصب و کوتاه بينی هست. رد پای ديکتاتوری، سرکوب و تعصب را نه تنها بايد در 30 سال اخير جست، بلکه بايد به قبل از اين 30 سال پيش نيز باز گشت، از زمانی که ديکتاتور نادر خان مخالفين اش را به دم توپ می بست و تکه تکه می کرد، از زمانی که پسر ديکتاتورش محمد ظاهر، عليه منافع ملی عمل می کرد، به زنان و دختران بی دفاع افغانستان تجاوز می کرد و يا حتا قبل تر بايد بازگشت و تاريخ را مورد بررسی و بازبينی دقيق و عاری از هرگونه تعصب قرار داد.

ما مشکلات تاريخی زيادی داريم. در افغانستان خردگريزی خاصی به ارث رسيده است و حاکمان، مردم را در جهل و نادانی قرار داده اند تا بساط ديکتاتوری و حکومت تمامت خواه خود را حفظ کنند. بی شک 30 سال اخير از خونين ترين دوره های تاريخی افغانستان محسوب می شود و بايد عدالت به مردم بازگردد. مردم کم کم به خود می آيند و می توانند سره را از نا سره تشخيص دهند. بايد به مردم و صداهای متفاوت فرصت داد. بايد مقابل سرکوب و خفقان ايستاد تا صدای مردم بازتاب يابد. من معتقدم از زمانی که قربانيان، شاهدان و بازماندگان آنان موجود هستند، بايد حقيقت يابی صورت گيرد، بايد عدالت انتقالی و بازگرداندن عدالت، تک تک افراد قربانی و بازماندگان آنان را نيز شامل شود، چه دوره ی ننگين محمد ظاهر ديکتاتور، چه دوره ی پسر کاکايش، چه دوره ی 4 حکومت کمونيستی، دوره ی مجاهدين و غارتگری های آنان، دوره ی تاريک و ضد بشری طالبان و همچنين 5 سال اخير. بياييم به دولت افغانستان فشار بياوريم تا برنامه ی عدالت انتقالی را انجام دهد. برنامه ای که جناب کرزی 10 دسامبر سال گذشته در تالار راديو و تلويزيون ملی اعلام کرد اکنون به فراموشی سپرده می شود. آقای کرزی عقب نشينی کرد و اشک هايی که درآن روز ريخت، اشک ها ی تمساح بود.

دو: اگر از انتقاد نمی هراسيد، در کابل پرس? بنويسيد. در کابل پرس فرصت برای همگان هست تا آرا و ديدگاه های خود را طرح کنند و مورد نقد و بررسی قرار گيرند. نويسندگان و کسانی که داعيه ی روشنگری و روشفکری دارند، می توانند با ارسال مطالب و نوشته های خود، خود را محکی بزنند و بدانند که نظر ديگر نويسندگان و روشنفکران و نيز لايه های مختلف جامعه، درباره ی کار و ديدگاه آنان چيست. از خوانندگان می خواهم که هر نظر و عقيده ای را بی پروا و بی پرده ابراز کنند.

اگر به سايت کابل پرس نظری بيافکنيم، نظرات گوناگون را می توان مشاهده کرد. برخی از خوانندگان کوشش کرده اند تا نظرات منطقی و معقول ابراز کنند. برخی ديگر نيز فقط دشنام داده اند و توهين کرده اند. اين دشنام دادن ها و توهين کردن ها گاهی به زعم نويسندگان آن، به دفاع از سردبير کابل پرس، در پاسخ به دشنامی ديگر صورت گرفته است. از خوانندگان عزيز می خواهم که در هر صورت از دشنام دادن پرهيز کنيد. گرچه سياست کابل پرس مبنی بر عدم سانسور، نظراتی که با دشنام نيز همراه اند را نيز شامل می شود. کابل پرس قرار نيست سانسور، خفقان و سرکوب را در افغانستان بگستراند. دهه ها سرکوب و خفقان، تنها تعصب و محدودنگری را بر جای مانده است. من فکر می کنم برای شناسايی بيماری های افغانستان، نياز به تخليه داريم. افراد بايد بتوانند خود را تخليه کنند. خوب يا بد، زشت يا زيبا، بايد چهره ی واقعی افغانستان ديده شود. با پنهان کردن هيچ دردی دوا نخواهد شد. تجربه ی کشورهايی مانند ايران و عربستان نشان می دهدکه محدود کردن و پنهان کردن، به گسترش فساد ياری می رساند. نگاه کنيد، قم مذهبی ترين شهر ايران در عين حال فاسد ترين شهر اين کشور نيز هست.

نظرات طرح شده در کابل پرس، در حقيقت آغازی ست برای نشان دادن چهره ی واقعی افغانستان. وقتی افراد بتوانند خود را تخليه کنند، به لحاظ روانی دست بردن به خشونت کمتر می شود. کم کم همين افراد به سمت ارايه ی نظرات معقول و منطقی می روند. در واقع اين يک نوع تمرين دموکراسی است. پس بياييم کمی بردبار هم باشيم.

سه: نژاد، زبان، دين و مذهب هر کس محترم است. در بخش مقالات و نظرات ديده شده که برخی به اصطلاح خودشان از پشتون ها دفاع می کنند، کسانی از هزاره ها و کسانی از تاجيک ها. بياييم به انسان در افغانستان از همان زاويه ی انسان بودن نگاه کنيم. من ملا نيستم يا يک ناصح دينی و يا يک مروج اخلاق. اما فکر می کنم که دامن زدن به اختلافات زبانی و نژادی، انرژی مثبت ما را می کاهد. اين نظر من است. هر کس می تواند نظر خودش را داشته باشد. کسانی که به اصطلاح رهبران اقوام و مليت ها محسوب می شوند، در حال حاضر فقط حافظ منافع خود می باشند و به دروغ از قوم مثلا تاجيک، هزاره و يا پشتون و.. دفاع می کنند. کسانی که در چوکی های کلان نشسته اند و لاف می زنند که از اين قوم و آن قوم نمايندگی می کنند، در حقيقت از اين قوم و آن قوم نمايندگی نمی کنند. گمان نمی کنم که عبدالرب رسول سياف، دردی از دردهای مردم پغمان را کاسته باشد. مردم هزاره و تاجيک هيچ کمکی از طرف قانونی و فهيم و محقق يا خليلی دريافت نکرده اند و اگر همين احساس های قومی را کنار بگذاريم می بينيم که نه. واقعا هيچ خدمتی به مردم نشده است و اگر دقت شود، تنها نوک تفنگ محافظان اين آقايان به طرف مردم است، وقتی که با موترهای گران قيمت خود، خاک باد و آلودگی هوا و صدا توليد می کنند و راه ها را بند می اندازند تا از سرک عبور کنند. همين. باور کنيد همين وگرنه در دايکندی و باميان اين به اصطلاح رهبران، کمترين کار مثبتی انجام نداده اند، در پنجشير عزيز هم همينطور در زابل، در قندهار و هلمند هم همينطور. من فکر می کنم که ما بايد از کسانی که جايی برای دفاع ندارند، دفاع نکنيم. بگذاريم عدالت اجرا شود. هر کس در تجاوز و کشتن دست داشته، فارغ از پشتون بودن، هزاره، تاجيک و يا ازبک بودن اش محاکمه شود. گاهی فکر می کنم آدم ها نه تنها به خود رحمی نکرده اند، بلکه حتا نسبت به طبيعت نيز بی رحم بوده اند.

چهار: نکته ی ديگری که لازم است با خوانندگان خود در ميان بگذارم، موضوع املا و انشای مطالب نشر شده در کابل پرس می باشد. واضح است که هر رسانه می خواهد که املا و انشای يکدست را رعايت کند و از اشتباهات نگارشی بدور باشد. در کابل پرس ما بخشی را ايجاد کرده ايم با عنوان " بياييد خوب بنويسيم" . در اين بخش نظرات و ديدگاه های مختلف برای سلامت و پيراستگی زبان نشر می شود. در عين حال من با روش ملا لغتی در کابل پرس مخالفم. چرا؟ من فکر می کنم که روش ديگری هم برای اصلاح و رشد به لحاظ نگارشی وجود دارد. آن روش چيست؟ روش عدم دستکاری در مطالب افراد. در روش قبلی معمولا، سردبيران نشريات، مطالب را ويرايش می کنند. بارها ديده شده که ويراستاران و سردبيران علی رغم ويرايش، نتوانسته اند از غلط های فاحش نگارشی و املايی بکاهند. اين مشکل در افغانستان واقعا چند برابر است. حتا بسياری از دست اندکاران رسانه ها از نوشتن چند بند، بدون مشکل نگارشی و املايی عاجزند. بياييم ما يک روش ديگر را در کابل پرس برای سلامت زبان تجربه کنيم. همانطور که هر کس مسوول آرای خود می باشد، مسوول شيوه ی نگارش خود هم می باشد. اگر در بخش نظرات، خوانندگان به مشکلات نگارشی و املايی نيز اشاره کنند، کم کم همان نويسنده، سعی می کند در نوشته ی ديگر خود، مشکلات را کمتر کند و از بين ببرد. ما از اين روش استفاده می کنيم. يعنی اجازه بدهيد، در کنار ديگر واقعيت های موجود در افغانستان، مشکل عدم تسلط نويسندگان به نگارش و املا را نيز به خوانندگان بدون سانسور نشان دهيم. همانطور که نظرات نويسندگان را رد و يا قبول می کنيم، مشکلات نگارشی آنان را نيز گوشزد کنيم. با اين روش ما خود را با واقعيت ديگری مواجه می کنيم و با توجه به اين واقعيت، کوشش می کنيم تا خوب بنويسيم.

در آخر از همه ی خوانندگان و نويسندگان کابل پرس باز هم برای همراهی، همکاری و انتقاداتشان تشکر می کنم و می خواهم که فرصت اصلاح را از هم دريغ نکنيم..

کامران میرهزار

کامران میرهزار

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس?
هزاره از هزارستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
ناشناس

فرصت اصلاح را از هم دريغ نکنيم!

تشکر کامران جان از اینکه زمینهً آنرا فراهم نموده اید تا بتوانیم بصورت آزادانه ابراز نظر کنیم بیاد داشته باشید که نسل جوان از شما حمایت میکند.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس