رفتن به محتوای اصلی
روزنامه نگاری به شيوه ی افغانستان

روزنامه نگاری به شيوه ی افغانستان

همراه با يک پيام تهديد آميز و پاسخ آن

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

چند ساعت پيش، نوشته ای در کابل پرس? به نشر رسيد که با تذکر يک خواننده ی خوب و آگاه ،يک مورد سرقت شناسايی شد و برای نشان دادن نمونه ای از يک کار ناخوب در عرصه ی روزنامه نگاری افغانستان، اين مطلب حذف نشده است. همانطور که من در پاسخ به اين خواننده ی آگاه گفته بودم، در ادامه نمونه ای ديگر از کار ناخوب در عرصه ی روزنامه نگاری نشان داده شده است. ممکن گفته شود که کابل پرس نيز در اثر ندانم کاری مطلبی را که آقای جلالزی با نام خود فرستاده، نشر کرده و چنين گناهی را مرتکب شده است. اما من در اينجا از خوانندگان خود پوزش می خواهم و اميدوارم در آينده به مواردی از اين دست برنخوريم. متاسفانه اگر به رسانه های افغانستان نگاهی دقيق داشته باشيم، بيشتر از 50 درصد مطالب آنان صرفا کاپی برداری و سرقت از رسانه های اينترنتی می باشد که جای بسی تاسف است. توجه شما را به يک نمونه از اين موارد جلب می کنم:

در صفحه ی اول شماره ی 86 روزنامه ی ترقی (چاپ کابل) به صاحب امتيازی خانم شکريه داوی بارکزی (وکيل در ولسی جرگه) و مدير مسوولی آقای ظهور افغان، مطلبی با عنوان "کابل پرس راست نمی گويد" نشر شده بود. اين نوشته در پاسخ به يادداشتی از سردبير کابل پرس(عدم احترام به حقوق نويسندگان رسانه های اينترنتی از سوی رسانه های غير اينترنتی، بويژه رسانه های چاپی مانند همين ترقی ) بود. گرچه در زمان چاپ اين مطلب عليه کابل پرس، در تاريخ 22 اسد سال 1385، پاسخ به مسوولين روزنامه ی ترقی، در سايت کابل پرس نشر شد و همچنين گفته شد که حضور آقای ظهور افغان به عنوان مدير مسوول در اين روزنامه کاملا غير قانونی ست، اما چندی پيش، دوست روزنامه نگاری سند محکمی مبنی بر تخلف آشکار اين روزنامه را به کابل پرس ارسال کرد. پيش از اينکه به اين سند پرداخته شود، لازم است تا درباره ی غير قانونی بودن مدير مسوول اين روزنامه، نکاتی را دوباره گوشزد کنم. هرچند، چندی ست که اين روزنامه تبديل به هفته نامه شد و بدليل عدم استقبال از سوی خوانندگان، ظاهرا از انتشار بازماند. براساس قانون رسانه های همگانی افغانستان، مدير مسوول يک رسانه ی آزاد نمی تواند همزمان، وظيفه ی دولتی داشته باشد.

آقای ظهور افغان، مدير مسوول روزنامه يا هفته نامه ی ترقی، همزمان با وظيفه ی مدير مسوولی خود در اين رسانه، سخنگوی آقای حنيف اتمر، وزير معارف کشور نيز می باشند. در اين مورد بايد گفت که آقای حنيف اتمر، خانم شکريه داوی بارکزی وکيل در ولسی جرگه و آقای ظهور افغان يک تخلف قانونی آشکار مرتکب شده اند. در کنار اين تخلف آشکار، آقای اتمر اکنون در وزارت معارف افغانستان، يک سد و مانع بزرگ برای اطلاع رسانی رسانه ها از وضعيت معارف و مکاتب افغانستان محسوب می شوند. ايشان علاوه بر اينکه مانع از اطلاع رسانی می شوند، برخورد زشت و زننده ای با خبرنگاران نيز دارند. در اين رابطه می توان از برخورد زشت و زننده ی ايشان با دو تن از خبرنگاران راديو کليد، يک خبرنگار راديو سلام وطندار و نيز سردبير کابل پرس ياد کرد. گرچه گفته می شود ايشان اين برخورد را با خبرنگاری از راديو دويچه وله نيز انجام داده اند. در هر صورت اکنون خلاف قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی که به مردم و رسانه ها اجازه ی دانستن از امور دولتی را می دهد، مسوولين در وزارت معارف، از جمله آقای افغان، عمل کاملا غير قانونی را انجام داده و به رسانه ها اجازه ی بازديد از مکاتب و گفتگو با دانش آموزان، آموزگاران و مسوولين را نمی دهند.

و اما يکی از شاهکارهای آقای ظهور افغان و خانم شکريه بارکزی که دوست روزنامه نگاری آن را برای نشر در کابل پرس ارسال کرده اند، از اين قرار است:

شايد خوانندگان رسانه های اينترنتی، در ماه سپتمبر سال 2006، مطلبی را از آقای داکتر هارون اميرزاده با عنوان" شوينيسم پاکستان و خطر تجزيه افغانستان" مطالعه کرده باشند. اين مطلب تحليلی از آقای اميرزاده، به بهانه ی سفر رييس جمهور کرزی و مشرف به آمريکا و ديدار با بوش نوشته شده بود. مطلب آقای هارون اميرزاده در صفحه ی دوم روزنامه ی ترقی که تبديل به هفته نامه شده بود (شماره ی 98 تاريخ 9 عقرب سال 13885)، دقيقا با همان عنوان و بدون هيچ کم و کاستی دوباره به نشر رسيد. اما با نام نويسنده ای متفاوت به نام "دستگير صادقی" و نه با نام نويسنده ی حقيقی آن، آقای هارون اميرزاده. (تصوير آن را در پايين همين نوشته بخوانيد).


حال از خانم بارکزی، آقای ظهور افغان و ديگر دست اندرکاران اين رسانه ی سمارقی بايد پرسيد که شما راست می گوييد يا کابل پرس؟

در آخر اين پيام را از فردی که خود را مصطفی هلال معرفی کرده می آورم. اين مطلب در بخش نظرات قرار دارد:

هزارن تن از افراد مانند شما اقای میرهزار که حالا دست به دامن امریکا زده اید و نان دالری اقای بوش را نوش جان میکنید از این دنیا به طریقه نامعلوم رخت سفر بسته اند . شما این را باور داشته باشید که یک روز مانند نقشبندی ، خانم زکی و یا همه گوینده تلویزیون شمشاد به طرف جهنم فرستاده خواهید شد . ایا اینبار پدران ایرانی شما به شما اجازه ورود به ان خاک را خواهد داد مثل که قبل داده بود . نه هرگز نه . شما حالا در اداره انترنیوز در کابل به صفت مامور انترنت کار میکنید ایا میدانید که این شبکه را کی پول میدهد . این شبکه را ایالات متحده امریکا به منظور تسخیر ازهان مردم و احالی دهات پول میدهد . این شبکه به این منظور رادیو های محلی ایجاد نموده است . من متاسف هستم که شما در بدل سه و یا هم چهار صد دولار امریکایی از صبح تا شب به شکل یک مورچه به انان کار میکنید پس به کدام جرت شما اقای ریس جمهور و یا قوم پر غرور پشتون را توهین مینماید . شما که اصلا حالا مکان برای بود و باش در کابل ندارید منتظر باشید روزی از طرف ... به سزای اعمال تان خواهید رسید . شما فروخته شده به امریکاییی ها نمک حرام . هم از امریکایی ها نان میخورید و هم به انان خیانت میکنید . مجاهدین را توهین نه نماید . اینکه به شما اقای کثیف اجازه شمولیت در سفما داده نشد پس میخواهید با این کار های تان بزرگان پشتون را توهین نماید . اگر افغان هستید پس مکان بود و باش تان را مشخص سازید .

پاسخ من به اين پيام اين است:

لطفا خود را به ناحق نماينده ی قوم پشتون جا نزنيد. پشتون ها يی هستند که مردانگی آنان مثال زدنی ست و نه مانند شما که حتا شهامت آن را نداريد که با نام حقيقی خود بنويسيد. من هيچگاه به خود اجازه نمی دهم به قوم پشتون و يا هر قوم ديگری توهين کنم. اين ظرفيت کم شما را می رساند که کمبودات خود را می خواهيد در پشتون بودنتان پنهان کنيد و همين آدم هايی مانند شما هستند که لکه ی ننگ پشتون ها می شوند. ضمنا شما که می دانيد من کجا کار می کنم، می توانيد براحتی هر وقت که خواستيد برای کشتن من اقدام کنيد. جناب، مرا از کشته شدن نهراسانيد. اين همه کودک، زن و مرد بيگناه در افغانستان کشته شدند، يکی ديگر هم من. در ضمن اگر درباره ی آن کچالو فروشی يا سفما می گوييد، خود همين آقايان نام مرا هم در ليست اعضای آن شامل کرده بودند. من خود خواستم تا از اين نهاد غير دموکراتيک بيرون باشم. برای من ننگ است که در نهادی که رييس آن " فدايی " را کسی به عنوان روزنامه نگار نمی شناسد و بواقع اصلا روزنامه نگار نيست و فقط برای تاراج آمده است، شامل باشم و در چرخ اين تاراج سهمی داشته باشم. شما هم بهتر است که لابلای دنيای گسترده ی اينترنت خود را پنهان نکنيد. اينترنت گسترده است اما شناسايی شما راحت و مثل آب خوردن می باشد.

لازم به ذکر است که آقای دستگير صادقی توضيح زير را درباره ی سرقت روزنامه ی ترقی به کابل پرس ارسال کردند:

همين چند لحظه قبل دوست عزيزم نجيب بريد به من زنگ زد و در مورد محتوای يک نوشته نشر شده درسايت شما تحت عنوان " خانم شکريه داوی بارکزی و آقای ظهور افغان بخوانند ! روزنامه نگاری به شيوه ی افغانستان " مطالبي را اظهار داشت که گويا بنام من کدام نوشته يي در هفته نامه ترقي به نشر رسيده است. پس از آن به سايت شما مراجعه کردم که بصورت دقيق در نوشته چنين آمده است :

"شايد خوانندگان رسانه های اينترنتی، در ماه سپتمبر سال 2006، مطلبی را از آقای داکتر هارون اميرزاده با عنوان" شوينيسم پاکستان و خطر تجزيه افغانستان" مطالعه کرده باشند. اين مطلب تحليلی از آقای اميرزاده، به بهانه ی سفر رييس جمهور کرزی و مشرف به آمريکا و ديدار با بوش نوشته شده بود. مطلب آقای هارون اميرزاده در صفحه ی دوم روزنامه ی ترقی که تبديل به هفته نامه شده بود (شماره ی 98 تاريخ 9 عقرب سال 13885)، دقيقا با همان عنوان و بدون هيچ کم و کاستی دوباره به نشر رسيد. اما با نام نويسنده ای متفاوت به نام "دستگير صادقی" و نه با نام نويسنده ی حقيقی آن، آقای هارون اميرزاده. (تصوير آن را در پايين همين نوشته بخوانيد)."

ميخواهم به اين وسيله به اطلاع برسانم که نگارنده هيچگاه با جريده ترقي در تماس نبوده و هرگز کدام نوشته يي را برای نشر به آن جريده محترم نقرستاده است. نوشته های من بصورت عموم در سايت آريايي ، سايت مشعل و ماهنامه مشعل و همچنان ماهنامه پرستوها به نشر ميرسد. تقريبا همزمان با نوشته نويسنده ارجمند آقای هارون اميرزاده ، نگارنده نيز زير عنوان " شخصيتهای دوگانه و سياست های چند گانه" در ارتباط به سياستهای پاکستان در قبال افغانسان مطالبي را در سايت آريايي و ماهنامه مشعل به نشر رسيانيده است.

تصور من اين است که گردانندگان جريده ترقي از روی اشتباه به عوض نام آقای هارون اميرزاده نام اين نگارنده را بحيث نويسنده نگاشته اند.

برای رقع سوء تفاهم ، تقاضا مينمايم تا متن نشر شده را اصلاح بفرمايند.

با عرض ارادت

دستگير صادقي

19 جون 2007

گالری عکس

کامران میرهزار

کامران میرهزار

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس?
هزاره از هزارستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
ناشناس

روزنامه نگاری به شيوه ی افغانستان

سلام عزیزان
شما از شکره حان سوال نماید علاوه از سفر های اروپا که 100 کیلو وزن گرفته است آیا سفر در خیمه های که روزانه ده ها طفل از گرسنگی جان به حق نیسپارند، داشته اند

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس