من گفت و گو و بحث اعضا و هواداران راوا و مخالفان راوا را در صفحات کابل پرس? دنبال می کنم و می خوانم، مثل همه ی نظرات گوناگون و متضاد و مشابه. کنجکاو شدم چند پرسش داشته باشم و اميدوارم پرسش های مرا واضح و روشن پاسخ بدهيد.
يک: آيا سازمان شما می تواند برای شفافيت هم که شده، يک گزارش مالی مفصل با جزييات تمام به زبان فارسی يا پشتو و انگليسی منتشر کند. من اين سوال را از بسياری سازمان ها پرسيدم که متاسفانه پاسخ مثبت دريافت نکردم و از پاسخ دادن به شکل های مختلف طفره رفته اند و آخر می بينم يکی يکی گند اختلاس و سوء استفاده از پولی که به نام مردم گرسنه ی افغانستان می گيرند بالا می آيد. البته می دانم که در افغانستان متاسفانه، گروه های مخالف دولت نمی توانند آزادانه فعاليت کنند اما با وصف اينکه به لحاظ امنيتی نمی توان برخی موارد مانند نام ها را ياد کرد اما اين به اصل گزارش کامل نمی تواند ضربه بزند. البته من بخش فارسی و انگليسی سايت شما را مرور کردم و چون گزارشی نيافتم اين سوال را پرسيدم. چند صفحه ای را ديدم که بيشتر شبيه درخواست های مالی ان جی او ها بود. شما بايد بدانيد که در افغانستان ان جی او مساوی با کانون دزدان است.
دو: منظورتان از جنگ سالاران فقط گروه های جنايتکار جهادی ست که اکنون در کلکسيون جنايتکاران اطراف کرزی و پارلمان قرار دارند و مخالفت شما با انورالحق احدی که گويی بيشتر نوکری بانک جهانی را می کند ، بدليل همکاری او تنها با جنايتکاران جهادی ست؟ موضوع فاشيزم قومگرايانه ی جناب احدی و همدستی ايشان با زلمی خليلزاد و نوکری آنان برای بيگانه عليه مردم چه می شود؟ زلمی خليل زاد بسيار مهم است. او گويی حتا برای رياست جمهوری هم نقشه هايش را کشيده است و با کمک اربابان خود همين جنايتکاران جهادی و غير جهادی را سوار بر مردم کردند. يک نکته لازم به تذکر است که نوشتن عليه سياست های ايالات متحده به تنهايی پاسخی به اين سوال نيست. اين ها هم موضوعاتی نيستند که با چند جمله ميان يک مقاله عليه جنايتکار تاجيک يا هزاره جايش داد و يا با تنها حمله به جنايتکاران معروف مانند سياف و حکمتيار پنهانش کرد. موضوعاتی هم نيستند که بشود گفت مهم نيستند، بلکه موضوعاتی هستند که می توانند تا دهه ها کشور را همچنان در فقر و گرسنگی اسير کنند.
البته می دانم که در برابر فاشيزم پشتون، فاشيزم غير پشتون هم قرار دارد که در جای خود شديدا بايد محکوم شود. اما حلقه ی بسيار گسترده ی رقيب جنايتکاران به اصطلاح غير جهادی چطور، که ميليون ها دالر پول را به نام مردم افغانستان، و در حلقه خودی شان به نام پشتون دريافت می کنند و کودک و زن و مرد بيچاره ی افغانستان در جنوب هنوز مشکلات اساسی دارند. نمی گويم تنها در دايکندی يا بدخشان، که آن ها هم مشکلاتشان بسيار بسيار وخيم است. اما دقيق و مشخص در اين موارد که در نوع خود جنايت محسوب می شود، واکنش سازمان شما چه بوده است؟ چند مقاله برای آنان نوشته ايد و چقدر در برابر اين موارد واکنش نشان داده ايد. جناب فاروق وردک که هر غلطی می خواهد می کند چطور؟ می دانيد که فاروق وردک چقدر معاش دارد و چقدر پول جاسوسی می گيرد و سر را در کدام آخور کرده است؟ با شما موافق هستم که بايد اول جنايتکار قوم خود را محکوم کرد. برای همين می گويم که در هزاره جات، هزاران کودک يتيم و هزاران زن بيوه شده اند و هزاران جوان کشته. در کابل هم نمی توان چشم بسته کسی را بی گناه اعلام کرد. جنايتکار از هر قومی که باشد محکوم است.
شايد بسياری از خوانندگان بصورت صريح و شفاف منتظر پاسخ اين پرسش ها هستند. البته اين تنها همه ی پرسش ها نيست اما پاسخ آن ها برای پرسش های بعدی کمک زيادی می کند.
ذکر يک نکته هم مهم است که اين چند پرسش در واکنش به نظرات شما عليه خانم سيما سمر نيست و خود سيما سمر بايد به آن ها پاسخ بدهد. خانم سيما سمر هم نبايد از نشر نظرات شما در سايت کابل پرس نگران و ناراضی باشند. چرا که آزادی بيان بخشی از حقوق بشر است.
در ضمن خاطر نشان می سازم که با استفاده از برنامه ی جستجو در سايت رسمی تان (دقت کنيد با استفاده از برنامه ی جستجو که از گوگل برای آن استفاده می کنيد)من فقط سه جمله درباره ی خاين افغان آمريکايی زلمی خليل زاد يافتم که آن ها هم به بهانه ی حمله به جنايتکاران شورای نظار و دزد معروف يونس قانونی و خليلی و سياف بود و لحن کلام هم لحن گلايه و شکايت که چرا به اين جنايتکاران مجال داده است. لحن، لحن انتقاد به هيچ عنوان نيست. گويی دوستی از دوستی گله و شکايت می کند.
با استفاده از همين برنامه ی جستجو، هيچ ذکر اثری از دزد و مرتجع معروف فاروق وردک نيافتم.
با استفاده از همين برنامه از انورالحق احدی فقط دو جا نام يافتم که اولی به هيچ عنوان موضع گيری راوا را نشان نمی دهد چرا که فهرستی از وجوهات دريافتی غير قانونی مقامات بود که داکتر رمضان بشردوست برای نخستين بار افشا کرده بود و خودم نيز برای نخستين بار بصورت کامل در هفته نامه ی چای داغ نشر کرده بودم.
در يک جای ديگر هم از انورالحق احدی نام برده شده که باز هم در حد يک جمله حمله ی سستی به او شده که باز هم بهانه حمله به جبهه ی مقابل است و هدف اصلی احدی نيست. اين جمله: انورالحق احدی، بیچارهایست كه دیدیم به دهل «مارشال» صاحب و همراهان رقصیده و برضد پاكستان مظاهره كرد ...ضمنا مشخص کنيد که آيا مظاهره عليه پاکستان جرم است.
از کريم خرم، وزير طالب با استفاده از برنامه ی جستجو اثری در سايت شما نيافتم.
راوا مدعی است که عليه روشنفکران خاين اقدام می کند ولی من نامی از " حبيب الله رفيع"، برنامه ريز کمپاين تبليغاتی حامد کرزی، برنامه ريز و مشاور غير رسمی کريم خرم و نيز کسی که حداقل 10 فرصت شغلی را از جوانان با استعداد گرفته يافت نکردم.
باز هم با استفاده از برنامه ی جستجوی سايت شما، من نامی از اسدالله خالد که با همدستی برادر قاچاقچی کرزی، دارايی های مردم قندهار را بالا می کشد نيافتم. اين آقای خالد، دوسيه های اختلاس هم داشته و ضمنا سر در آخور آمريکا که راوا ادعا می کند، عليه سياست های آمريکاست دارد.
از ضيا بوميا، نظامی سابق سياف و يکی از ان جی او سالاران جوان که زير عنوان دفاع از خبرنگاران، برخوردهای کاملا قومی می کند و پول به جيب می زند، با استفاده از برنامه ی جستجوی سايت شما، نامی از او در سايت شما نيافتم. در عوض تا دلتان بخواهد نام فرهنگی جوان و پير غير پشتون را يافتم که با شديد ترين لحن ممکن نقد شده اند. لحن راوا را هم همه ی خوانندگان فهميده اند چگونه است. البته من معتقدم که بسياری از آن ها جای نقد تند و تيز را هم دارند.
کلمه ی اختلاس را هم جستجو کردم که فقط چند مورد يافتم که باز هم به بهانه ی آن به گرو ه های غير خودی راوا تاخته شده بود. اما اثری از نوشته ی درشت و واضح عليه دزدان اموال مردم با سند نيافتم. تنها يک خبر کابل پرس را يافتم که 25 ميليون دالر توسط يونس قانونی اختلاس شده است. البته باز هم می گويم که بسياری از آدم هايی که راوا نقد کرده را بايد به شدت هم نقد کرد ولی نه يکجانبه و برخی از افراد محفوظ بمانند. اين نکته جالب است که خوانندگان بدانند، با توجه به کنترول نقاط کليدی مانند بانک مرکزی و وزارت ماليه بدست آقايان اشرف غنی احمدزی و انورالحق احدی، بسياری از دزدان خارجی و ان جی او سالاران، با امضا و تاييد ايشان پروژه های را می قبولانند و اين آقايان و ان جی او ها با خيال راحت به چپاول ادامه می دهند.
و جالب اينکه بااستفاده از برنامه ی جستجوی سايت راوا من نامی از دانشمند فاشيت که سخنگوی غير رسمی گروه تاريک و آدمکش طالبان بودند، نيافتم. و جز يک خبر کاملا بی معنی و عاری از موضع در دو خط.
البته من به راوا که نه فعلا، به يک شخص پاک حق می دهم که اضافه شدن نام سيما سمر را در فهرست زنان پرقدرت جهان در کنار زنان مفت خور و استعمارگر، افتخاری نداند و به همين شکل نامزد شدن، مرتجع درس خوانده احمدزی هم به عنوان دبير کل سازمان ملل، در کنار گند کاری های کوفی عنان و پسرش و يا همين بان کی مون بی لايق و دست نشانده.
از اين نام ها کم نيستند که شايسته ی نقد تند و تيزند به همان پيمانه که ديگران را مورد نقد قرار می دهيد که اگر بخواهم بياورم فهرست دور و درازی خواهد شد. اما متاسفانه شما حتا اشاره ای هم به آنان نکرده ايد.
هنوز پرسش های من از راوا تمام نشده و من مايلم داعيه داران دموکراسی و آزادی بيان و طرفداران نظام سکولار در افغانستان، پاسخ های روش و واضح بدهند. اميدوارم اين نکات را نيز حمل بر دشمنی تلقی نکنيد و بلکه کنجکاوی های يک خبرنگار بدانيد.
در پايان اين نکته را ذکر می کنم که اين نوشته به قصد، دشمنی با قوم پشتون نيست. من به برادران و خواهران پشتون احترام می گذارم و معتقدم که خاين، دزد، تبهکار و جنايتکار بايد معرفی شود. تصور نمی کنم فاشيت های پشتون کاری برای مردم پشتون کرده باشند. فاشيست های هزاره برای هزاره و يا فاشيست های تاجيک برای تاجيک. ضمن اينکه بايد با اين تفکر هم مبارزه کرد که هر کس فقط وظيفه دارد به قوم خود خدمت کند.
راوا و تضادهايش!
کنجکاوی های يک روزنامه نگار
نويسنده: کامران ميرهزار
نظرات
14 دیدگاهپرسش از راوا و هواداران راوا
سلام آقای میرهزار. برخورد شما با قضیه آمدن نام سیما سمر در لیست صدزن قدرتمند جهان کمی متاثر از نظرهای است که در کابل پرس? درج شده است. در این لیست تنها به قول شما زنان مفتخور غرب نیست خیلی ها از هرجای دنیا از جمله اوپرا زنی که علاقه به برابری کامل سیاه های امریکا با سفید پوستان دارد و تاحدی زیاد حضور او در برنامه هرروزه تلویزیونی تحت نام اوپرا از شدت نژادپرستی کاسته و سبب مقبولیت وبرابر سیاهان شده است. لطفا آن لیست مرور کنید.
پرسش از راوا و هواداران راوا
با توجه به نظراتی که در این سایت از مخالفان "راوا" دیدم، به نظر میرسد که اکثر اینان (نه همه) عمدتا از افشاگری های راواست که رنج میکشند و در مقابل میخواهند تیری به سوی راوا پرتاپ کنند. اینان به چیز هایی در مورد سیاست های راوا نکته چینی میکنند، که اگر کمی به خود زحمت مرور نوشته های پیام زن را بدهند به روشنی درمی یابند که این چیزها به راوا نمی چسبد. اینان راوا را متهم به پشتونیزم میکنند، چیزی که راوا از سالهای طولانی علیه آن نوشته و بیش از هر سازمانی شوونیزم ملیتی را محکوم کرده و نمایندگان جریانهای مختلف را افشا و نقد نموده است.
مشخص خودت آقای میرهزار، با "جستجوی" سایت اکتفا کرده و پرسش مطرح میکنی و بالای آنان علامت سوال میگذاری. اولا اگر تکنیکی قضیه را مطرح کنیم، خودت شاید بدانی که مخصوصا در جستجوی کلمات فارسی بالای "جستجوی" اینترنتی نمیتوان اطمینان داشت که به همه چیز رسیدهایم چون در حروف یونیکد فارسی 4 نوع "ی" داریم که اگر خودت یای متفاوت از آنچه در نوشته ها هست، چیزی تایپ کنی در نتیجه جستجو به آن دست نخواهی یافت.
و از آن مهمتر اینکه تا جاییکه میبینم تمامی شماره ها و تمامی مطالب آن در سایت راوا قابل دسترسی نیست و لازم بود خودت کمی بخود زحمت داده، مجله آنان را مرور میکردی تا میشد فهمید که این سوالاتت مسئولانه و بیغرضانه اند.
بطور مثال من مقاله "مسئله ملی و بدمستی های شونیستی و قومپرستانه محلی" را در شماره 40 پیام زن خواندم که به نظرم بهترین برخورد را هم به شوونیست های پشتون و هم هزاره داشته است و این نوشته در سایت شان موجود است. قابل توجه است که این نوشته تقریبا 13 سال قبل از امروز نوشته شده است، زمانیکه دیگران این مسایل را جدی نمیگرفتند و مسئله ملی به اندازه امروز در سطح روشنفکری مطرح نشده بود.
من تا حال اتهاماتی علیه راوا شنیده بودم که آنان را ضد پشتون میگفتند و انتقاد میکردند که به زبان پشتو بیتوجه اند و مطالب پشتو ندارند و ... ، اما اولین بار است که در کابل پریس انتقادبرعکس به راوا چسبانده میشود و پشتونیست نامیده میشوند.
اما اگر شما بحث ها و نقد های راوا را تعقیب کرده باشید، زمانیکه ما همه در خواب خرگوشی بودیم، اینان پشتونیست های شاخدار مثل نبی مصداق، اسحق نگارگر، خلیل الله هاشمیان، رسول امین، عبدالحی نیازی، روستار ترهکی، عزیزنعیم، داكتر حسن كاكر، حسن ولسمل و نظایر شان را گوشمالی میداد و شوونیزم خاینانه و کثیف شانرا با صلابت به نقد میکشیدند.
ولو بپذیریم که چند تنی که خودت نام بردهای از قلم نیش دار راوا بدور مانده باشند (هرچند من تصور نمیکنم چنین باشد)، بازهم این نمیتواند دال به همسویی شان با این افراد باشد، حداقل از مجموع بحث ها و برخورد هایشان میشود درک کرد که بین راوا و عناصری چون وردک، خلیلزاد، احدی، خرم و ... جوی خون فاصله موجود است و حتی تصور همسویی راوا با یکچنین اشخاص خاین و وطنفروش دور از انتظار است.
در مورد بیرون دادن گزارش مالی راوا هم به نظرم بی ارزش ترین کار است چون من مطمئنم اگر راوا مفصل ترین گزارشی هم بیرون دهد مورد قبول مخالفانش قرار نخواهد گرفت و آنرا ناکامل خواهند خواند، از کجا میشود مطمئن بود که اینچنین گزارشی قابل قبول باشد؟
ثانیا راوا مجبور خواهد بود که عواید و مصارفش را مفصل به نشر برساند که قابل قبول باشد، این در حالیست که اکثر کار ها و پروژه هایش چنانچه در سایت شان تذکر رفته در داخل اصلا به نام راوا نیست و "نیمه مخفی" است، پس چگونه میشود راوا مسایلی را افشا کند که باعث برهم خورد فعالیت هایش گردد؟ در کشوری که سایه راوا را جنایتکاران به گلوله میبندند این به نظرم یک خودکشی سیاسی است.
و از همه مهمتر، به نظرم راوا باید به اکثر مخالفانش که مقابلش صف کشیده اند، نباید ارزشی قایل باشد و کدام مسئولیتی هم ندارد که گزارش دهد، راوا مقابل کمک دهنده ها و اعضایش مسئول است و در حتی هیچ فعالیتش در چهارچوب قوانین افغانستان نیست چون دولت کرزی و قوانین و وزارت هایش را به رسمیت نمیشناسد.
اگر خودت سندی از فساد مالی و اختلاس راوا داری، حتما فوری آنرا نشر کن، و حتی برای یافتن یکچنین سندی تلاش کن. وقتی خودت به سری ترین اسناد دست یافتهای، باید یافتن سندی از راوا (اگر واقعا وجود داشته باشد) کار مشکلی نباشد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
دلايل شما قانع کننده نيست و فقط راه گم کردن است. شما کليدی ترين فرصت طلبان و دزدان را که در بالا نام آن ها را آورده ام از قلم انداخته ايد و يک نوشته ی سست و عاری از حمله های تند و تيز را مثال می آوريد که نسبت به حملاتی که به ديگران داريد، حمله محسوب نشده و بلکه راه کردن محسوب می شود. مساله ی اختلافات قومی نيز متاسفانه مساله ای نيست که امروز و ديروز و 13 سال پيش بوجود آمده باشد. اين مساله دهه ها در اين کشور به عنوان يک انگيزه برای جنايت وجود داشته و دارد.
باز هم می گويم آن کليدی ها منظورم هست که تا جايی که توانسته ايد، کليدی های غير پشتون را يافته ايد و از کار افتاده های پشتون را رديف کرده ايد. در بالا گفته ام که موجوداتی مانند سياف وحکمتيار و يونس خالص به اندازه ی کافی رسوای خاص و عام هستند و از چار به ظاهر روشنفکر پشتون که نام برده ايد نيز، آن ها هم از کار افتاده به نظر می رسند. اگر جوی خون بين راوا و وردک، خلیلزاد، احدی، خرم و ... وجود دارد، چرا سر و کله ی آن ها را نمی توان در مقالات تند و تيزتان يافت؟ مگر کم خيانت و جنايت کرده ومی کنند که تاکنون آنقدر ارزش نداشته که راوا چند مقاله ی تند و تيز و ناقابل را به هر کدام از آن ها اختصاص دهد يا مصلحت ايجاب کرده؟
اينکه می گوييد بيرون دادن گزارش مالی بی ارزش ترين کار است نيز يک نوع طفره رفتن است. قبول کردن و يا نکردن مخالفان شما، مساله ی بعدی ست که بعد می شود درباره ی آن صحبت کرد. اما گزارش مالی به افکار عمومی در هنگامی که بيشتر سازمان ها و نهادها و ادارات و ان جی او ها کانون دزدان شده، خود يک نوع شهامت و اعتماد سازی را می رساند. شما وظيفه ی خود را برای شفافيت مالی انجام دهيد. من به شما و ساير خوانندگان قول می دهم که تمام جزييات مالی کابل پرس? را در گزارشی ارايه کنم. البته يکبار اين کار را کرده بودم.
درباره ی خودکشی سياسی هم در بالا گفته ام که متاسفانه به دليل امنيت بايد گزارش احتمالی آينده ی تان را بدون ذکر برخی از نام ها منتشر کنيد که به اصل گزارش کامل ضربه نمی زند. در ضمن همانطور که در بالا نوشته ام، راوا حتا به اعضای خود نيز گزارش مالی نداده است. به من اجازه بدهيد که بدلايل امنيتی که در افغانستان هست، از افشای نام آنان خودداری کنم ولی آنان تاکنون گزارش مالی از راوا نشنيده اند.
به شما هم حق می دهم که در چارچوب قوانين افغانستان و دولت پوشالی کار نکنيد. تااين اندازه قابل درک هست. در اين کابل پرس هم ما به قوانين افغانستان اعتنايی نمی کنيم وقتی در همين سايت سند اقدام غير قانونی کرزی و فارق وردک را نشر کرده ام و می بينم آن ها حتا خود مخالف قانون خود ساخته اند.
درباره ی دسترسی من به اسناد بايد به شما بگويم همانطور که در بالای سر صفحه ی اصلی بخش فارسی و انگليسی نوشته ام، از افرادی که دلشان برای اين مردم می سوزد و به اسناد دسترسی دارند می خواهم اسناد را ارسال کنند.
درباره ی اختلاس و سوء استفاده ی مالی در راوا من فعلا قضاوتی نمی کنم. نه می گويم هست و نه می گويم نيست.
درباره ی يونی کد و 4 نوع "ی"، من دو نوع آن را می دانم،يکی که روی همين کليد "ی". ديگری با شيفت و ايکس.
می شود شما 2 نوع ديگر را بنويسيد تا من و خوانندگان ديگر بدانم چطور است؟ البته من تا جايی که از تکنالوژی گوگل خبر دارم، گوگل تقريبا به يک يکسان سازی دست زده است که "ی" ها را در هر صورت که تايپ شود، در جستجوی درخواستی قرار می دهد.
و در ضمن، چرا بجای کلمه ی "دری"، "فارسی" می گوييد و در انگليسی از کلمه ی "پرشن" يا " پرشن" استفاده می کنيد؟ مگر همين راوا يک سوی منطق را نگذاشته بر اينکه کلمات ايرانی استفاده نشود و اگر شود آن کس که استفاده می کند، جاسوس ايران است؟ البته می دانم که اين ايراد های ملا لغتی که کريم خرم هم بلد است بگيرد، ايراد محسوب نمی شود. من فقط خواسته ام گوشه ای از منطق مشترک شماو کريم خرم را بکار ببرم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
مرا به سایر مسایل تان کار نیست، اما چون کمی مسایل تکنیکی را بلد هستم، باید بگوییم که هر دو نظر بالا در مورد "ی" نادرست است. در تیبل یونیکد فارسی، ما با 9 نوع مختلف "ی" مواجهیم که کد هر کدام به قرار ذیل است:
ُ06CC
0649
064A
FBFC
FEEF
FEF1
FEF0
FEF4
FEF3
پرسش از راوا و هواداران راوا
سپاس فرحت جان. من بايد می گفتم دو رقم "ی" را تايپ می کنم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
Mr. Mir Hazar
It is very good that you started a discussion. Journalists should be like this. They should be curious, question and suspect until the find the truth.
However, it is very important to not be judgmental and take the discussion away from it is course.
There is nothing wrong if RAWA uses Farsi instead Dari and Persian in English. Bringing this to discussion does not help you to get what you really want.
You know, We Afghans don’t know the facts most of the time and always our tribal beliefs can be very provocative with a single unnecessary word and we can’t reach to our goals.
Sorry, that I don’t have farsi keyboard
پرسش از راوا و هواداران راوا
من می دانم که شما فارسی و يا دری بگوييد و يا بگوييد ژانويه بجای جنوری پيشاور بجای پشاور يا حتا برای کسی که در آوارگی ايران کلان شده، کرزی بجای کرزای، کدام اتفاق خاصی نمی افتد. البته در عين حال ما بايد به توسعه ی زبان هايمان بيانديشيم که بحث ديگری ست و در اين جا، جايش نيست. هدف من نشان دادن گوشه ای از منطق راوايی ست که يکی از دلايل توخالی آنان برای تهمت جاسوسی و تحقير و توهين افراد اين است که، چرا کلماتی که در ايران استعمال می شود را بکار می بريد.
Rawa is a communist-fascist organization preaching hatred against oppressed Afghanistan minorities
Rawa is a fascist and anti-Hazara, anti-Ozbak and anti-Tajik organization. Rawa is one of the world most abusive organizations ever. It is very common to hear and read the words, like shit, fu.., and a hundred other impolite and unpolished words in Dari version of Rawa’s publications. Rawa in a hypocritical action tries to show itself as an organization that serve for democracy and Afghan women. The fact is that Rawa believes in a very violent version of Communism which is mixed with Pashtun fascism. Rawa’s headquarter is located in Islamabad, Pakistan and Rawa has strong ties with notorious Pakistan intelligence services agency known as ISI. Rawa in Dari version of its publication has very impolite and uncivilized language against Afghanistan oppressed minorities, like Hazaras, Ozbaks, and Tajiks. Rawa while talking a few indirect accusations against Pashtun criminals, try to make minor non-Pashtun minorities crime as major problem of Afghanistan. Taliban has massacred Hazara people twice in Mazar-e-Sharif and Bamian, Sayaf, a Pashtun leader, has massacred Hazara people in Afshar, Kabul. But there are few words and pictures about them on Rawa’s Publications. While we all know that the main source of conflict is southern Afghanistan and Taliban, Rawa’s main focus is against oppressed non-Pashtun minorities. Rawa with false and hypocritical works might have gained a bit reputation in western countries as an organization that works for democracy. But inside Afghanistan the people sees Rawa as a communist-fascist organization that serves a specific ethnicity and preaches hatred against the most venerable minorities who already have suffered through history from dominant Pashtun rulers. Rawa attacks, in one of the most uncivilized manner and language, prominent Afghan poets, writers and intellectuals who don’t agree with them. There is no doubt, Rawa with its nastiest and most unpolished literature in world history, especially the Dari version of its publication, is turning the Afghan society to a piece of trash. Rawa is not a clean organization who serves democracy. Rawa is a communist-fascist organization preaching hatred against oppressed Afghanistan minorities and turning Afghanistan to a rotten piece of trash.
’پرسش از آقای کامران میرهزار!
آقای کامران میرهزار!
ازحوصله تان پیرامون شنیدن ونشر یکتعداد نظرات مخالف تان تقدیر نموده بگذارید که موضوع را جوری مطرح کنم که سازمان راوا پرسش های را که ازشما نموده تاهنوز جواب قناعت بخش دریافت نکرده است شما چگونه خواسته اید که سازمان راوا را مورد سوال قرار بدهید؟
یعنی زمانیکه سازمان جمعیت انقلابی زنان افغانستان واقعا بصورت مستند از تبعیض قایل شدن شما درمورد جنگ سالاران دهه 90 میلادی پرده برداشتند وشمارا رسوا ساختند.
وخودتان هم اقرار کردید که این کار اشتباه بود که عکس چند ملعون دیگر مانند محقق وخلیلی انوری شفیع دیوانه وغیره جانیان حرفوی فراموش تان شده بود.
من میخواهم ازشما برای چند لحظه نه بعنوان یک هوادار راوا بلکه بعنوان یک شخص بیطرف ازشما این را بپرسم که گذاشتن عکس مسعود درپهلوی عکس اسامه که هردو را ناقض حقوق بشر دانسته اید میشود تشریح دهید که برکدام منطق استوار است؟
به طرفداران مسعود شما چی جواب دارید که مسعود واسامه بن لادن را میتوان همزمان بعنوان مجرم جنگی قلمداد کرد؟
آیا این عمل شما هم اشتباه است یا ناشی از عقده ها وکینه های ناسیونالیستی تنگ نظرانه شمانسبت به مسعود است ؟
بعدار ارائه این جواب می توانم تبصره خودم را برایتان بنویسم.
با اضافت اینکه عکس های مزاری وشفیع دیوانه را نگذاشته اید؟
’فعلا از راوا می پرسيم نه کامران ميرهزار
آقای بکتاش. متاسفانه می بينم که شما و رفقايتان در راوا بجای پاسخ دادن به سوالات، می خواهيد مسير بحث را کج کنيد. به سوالات بالا پاسخ بگوييد. و ضمنا يکی از خوانندگان به مساله ی خوبی اشاره کرد. خانم آقای خليل زاد مشاور مهم راواست. اين مساله بايد شفاف شود که آيا همين دليل ننوشتن راوا از اين خاين و فرصت طلب و فاشيست به تمام معناست؟ با منطق راوايی همين که راوا تاکنون برای جنايت کاران و دزدان معروفی که در بالا نامشان امده ننوشته، اگر برخورد کنيم، تمام حمله های عقده ای راوا عليه خودم را و برخی (برخی) و همه ی دشنام ها و تحقير کردن ها و متهم کردن های توخالی اش را می توان به خودش پس داد.
اما من نمی خواهم مانند راوا برخورد کنم. به شما فرصت داده شده است. لطفا به پرسش ها پاسخ دهيد. به پرسش ها که پاسخ داديد، پس از آن هم فرصت کافی خواهد بود که از من بپرسيد. هر چه خواستيد هم نقد کنيد. شديد و تند هم نقد کنيد.
اول ازکامران باید پرسید بعدا از راوا
آقای میرهزار!
فکرنکنم که جوابهای من بعنوان یک هوادار سازمان انقلابی زنان افغانستان اگر مشخص بگویم راوا بهتر وقوی تر از آن دوستان عزیزباشد که حتی یکی آنها لینک های هم برای شما فرستادند ولی شما همه را طفره روی تلقی کرده اید.
یک دوست بنام عارف درهمین جا موضوع قانونی بودن راپورهای مالی رابمراجع ذیصلاح برایت فرستاد که باوجود اعتراف که خودت داری ازدرک وضعیت نابسامان امنیتی افغانستان اما بازهم هردو پارا دریک موزه کرده ئی که نخیرباید راوا برایم حساب مالی خویش را بدهد.
باشد.
عزیزم!
درصورت که خودت شخصا امنیت نداری کابل پرس? دارد ازکدام مخفیگاه نشرات خودرا علیه جنگ سالاران غیر وحدتی افغانستان پیش میبرد. سازمان راوا چگونه وبکدام اعتماد ودرکجا بتواند برای شما راپور مالی خودرا ارائه کند؟
اگر منظورتان همین پیام های باشد که اشخاص مانند من می نویسند اینکه اصلا سند نمی تواند باشد اینها صرف در حد یک ابراز نظر میتواند موثر تلقی شود نه بیشتر ازآن.
آیا این قانون سرچپه را شما در دنیا دیده اید که فرد در مقابل یک سازمان تضمین امنیتی بدهد که من حاضرم نظر به شرایط امنیتی بدون ذکرنام این وآن اسناد دخل وخرچ را نشر کنم.
آخر شماکه فرد هستید نه یک ارگان رسمی خود شما را کی
تضمین کرده است؟
دوم:
این دوستان که نوشته اند خانم خلیلزاد چنین وچنان نوشته باید نوشته ها را مستند وبالینک های مشخص باید بیان کنند که ماهم درجریان قرار بگیریم و نوشته ها را بخوانیم که مضمون نوشته ها چی است. درغیرآن فکر نکنم که هرگونه ابراز نظر قبل ازخواندن مضامین آن مبتنی برعدل وانصاف باشد.
سوم:
آیا شما نشرات سازمانی را ویا مشخص بگویم سایت پیام زن را مساوی به وبلاک های شخصی میدانید که مطابق روز به اشخاص وافراد معین دشنام بدهند ویاندهند؟
چی کس چی سند رسوائی این آقایون را که خودتان به آن اشاره کرده اید به سایت پیام زن فرستاده است که سایت مذکور از انتشار آن ابا ورزیده است؟
آیا خود کابل پرس چنین سند دارد که سند رشوت خوری فاروق وردک درسایت پیام زن نشر نشد لذا من اقدام به نشر آن کردم.
شما خود بالای این اشخاص وافراد مذکور کدام سند رسوائی را افشاکرده اید بجز محراب الدین مستان وغیره افراد پائین رتبه مثل معاونان والی یاقوماندانان امنییه ولایات یامامورین دولتی.
چی شهکار کرده اید؟
"انورالحق احدی سرکسیه خلیفه نشسته است" یعنی چی؟
مگر کس نمیداند که وی وزیر مالیه است؟
از رسوائی ها ومصایب وآلام که فعلا من وتو دچار آن هستیم فکر نکنم در بیست جبهه انسان بتواند در آن واحد بمصاف برود.
معفول منطقی هم نیست که فرض بفرمائید که چرا فلان سازمان بافلان افراد مشخص اعلان جنگ نداده است.
طبق نظر همین یک دوست هوادار راوا که گفت سازمانها بیشتر بصورت سازمانی میتوانند بعد ازیک شور ومشوره سازمانی به توافق هم برسند که علیه کی ها شعار بدهند واین بستگی به تحولات سیاسی دارد که مطابق آن سازمانها خودرا عیار میکنند.
شعار مخالفت باجنگ سالاری چیز نبود که از امروز سازمان راوا دارد این شعار را بلند کرده است. بلکه ازهمان آغاز سقوط حکومت نجیب این سازمان حتی قبل از بوجود آمدن طالبان این شعار را تکرار کرده که حکومت نباید توسط تفنگ سالار اداره شود.
دراین بین طوریکه یکی ازدوستان به آن اشاره کردند که هرطرف بنابرمخالفت باطرف دیگر به شکل سازمان راوا را متهم میکرده است که این سازمان وابسته ویادر ائتلاف بافلان گروپ بسرمیبرد.
اینها که جز پروپاگند سیاسی چیز بیش نیست.
وبالاخره شما که در اول به این پرسش پاسخ ندادید که آیا شما مسعود را در جمله ناقضین حقوق بشر میدانید ویا یکی ازقهرمانان اسطوره ئی این خاک؟
خاک باد می کنی جانم. رده بالايی های راوا پاسخ بدهند
چرا عذاب وجدان گرفته ای جانم. نمی توانی پاسخ پرسش های ساده ی بالا را بدهی، بگو نمی توانم. بهتر است که کسانی به پرسش های راوا پاسخ بدهند که از شما يک پله بالاتر باشند. من می دانم و اطمينان دارم که شما اگر عضو عادی راوا هستيد، شما هم کدام گزارش مالی به عنوان عضو راوا دريافت نکرديد. لطفا به گرد و خاک نکنيد که پرسش های بالا ناديده گرفته شود.
گويی شما کم کم به مدافع فاروق وردک و زلمی خليل زاد و انور الحق احدی تبديل می شويد. در همين سايت، بخش کابل پرس? افشا می کند را بپاليد، اسناد اين دزدان را خواهيد يافت. لقمه را جويده که به دهن يکی نمی گذارند.
تعجب که شما هوادار و عضو چشم و گوش بسته ی راوا هستيد و سايت خود را نخوانده ايد. من لينک خانم فاشيست معروف زلمی خليل زاد را در همين صفحه مانده ام. آن را بيابيد.
باز هم تکرار می کنم. شما قادر به پاسخ دادن به پرسش های بالا نيستيد و معلومات در سطحی که شما عضو راوا هستيد به شما نمی رسد. بهتر است که کار گل آلود کردن آب و يا خاک باد راه انداختن را برای انحراف از بحث کنار بگذاريد و شما هم اگر يکی از درمندان افغان هستيد، از راوا و هم سازمانی هايتان که در رده های بالا هستند، درست، منطقی و قاطع پاسخ بخواهيد.
’فعلا از راوا می پرسيم نه کامران ميرهزار
Cheryl Benard, Edit Schlaffer
هردو خانم نويسنده‚ جامعه شناس‚ فيمينيست و زادهء اطريش(وين) اند
كه از سالهاي متوالي باهم يكجا كتابهاي زيادي بخصوص در بارهء
زنان مينويسند.
Edit Schlaffer
يكي از هواداران راوا در اطريش ميباشد. و طبق
اطلاع من چندباري به پشاور سفر كرده و از فعاليت هاي راوا ديدن
كرده است. ازين لحاظ جاي تعجب نيست كه اين دو نويسندهء
فيمينيست مانند هميشه با همكاري يكديگر كتابي در بارهء سازمان
فيمينيستي (راوا) در افغانستان بنويسند. اينكه در عين زمان يكي
ازين خانمها زن زلمي خليلزاد است‚ اين موضوع را به راوا چي.
بعضي اوقات يك ژورناليست ارتجاعي از كارهاي يك شخص
مبارز خوشش ميايد و در بارهء او مقالهء خوبي مينويسد.
اين كه دليل نميشود كه آن فرد مبارز نيز بايد در نظر ما مرتجع شود.
زيرا آن ژورناليست در بارهء او چيزي خوبي نوشته است.
من اين منطق بعضي دوستان را نفهميدم!
احترام
’فعلا از راوا می پرسيم نه کامران ميرهزار
فعلا مساله ی اصلی خانم خليل زاد نيست . بلکه مهم خود خليل زاد است. راوا کدام جبهه گيری در برابر اين فاشيست و عامل امپرياليزم که راوا داعيه ی مبارزه با آن را دارد، ندارد. اين يک تضاد راوا را نشان می دهد. همانگونه که ديگران را متهم می کند، اتفاقا با همان منطق، پای راوا در گِل گير می کند. مگر اينکه راوا صادقانه از مردم افغانستان پوزش بخواهد که با مهربانی از نقد و تاختن به بخش وسيع از دشمنان صلح و آرامی و آبادی افغانستان صرف نظر کرده بود و بلافاصله شروع به نقد آنان کند. به همان شدتی که به ديگران می تازد. در ضمن بايد به زبان شيرين انگليسی و فارسی و پشتو هم اين کار را انجام دهد که ديگر ملاحظه ای بين راوا و مصلحتی هايش که فارسی و پشتو نمی دانند، نماند.
درباره ی خانم خليل زاد هم به آسانی نبايد از آن گذشت. ظاهرا خانم خليل زاد، يکی از مشاوران مهم راواست که سايت معتبر آمازون چنين آورده و نه صرفا يک نويسنده و محقق که برای تحقيق چيزی نوشته است. اگر مشاور مهم و ظاهرا ارشد راوا نيست، چرا راوا تا به حال به مديران سايت آمازون و چندين سايت ديگر اعتراض رسمی نکرده اند؟
ظاهرا خانم خليل زاد هم گنجشک رنگ می کنند که هم فمنيست تشريف دارند و هم زن زلمی خليل زاد می شوند. زن کسی که يکی از مهره های درشت کشوری ست که از آدمکشان طالب حمايت می کرد. در ضمن خانم خليل زاد فعلا آمريکايی می باشند و نه اتريشی. به سايت آمازون برويد
’فعلا از راوا می پرسيم نه کامران ميرهزار
کامران جان برادر عزيز زياد ساده گی نکنید. در افغانستان صاف و ساده اگر باشی طعمه گرگان میشوی. راوا کی از مردم پوزش میخواهد و به ارباب خود خلیلزاد پشت کرده میتواند؟
’فعلا از راوا می پرسيم نه کامران ميرهزار
من هم بعد ازآن لینک که داده شده درگوگل را دیدم یکی آنها مصاحبه صوتی خانم خلیلزاد بود که وی راجع به کتاب که درمورد سازمان راوا نوشته مصاحبه اختصاسی نموده است.
این مصاحبه را که
ازطریق ریل میدیا شنیدم شوکه شدم در آن خانم خلیلزار خودش اعتراف کرد که:
"مجاهدین افراطی را ما بوجود آوردیم وخودم شخصا باگلبدین حکمتیار در دهه هشتادملافات کردم وی فرد وحشتناک بنظر میرسید حکمتیار مسوول قتل شوهر خانم مینا است."
امادرضمن اعتراف کرد:
"امریکا واقعا بعداز تجاوز شوروی دیگر انتخاب دیگر نداشت جزاینکه افراطی ترین شخص یعنی حکمتیار را وحزب اورا تقویت میکرد اما ما دربرابر سازمان راوا تقصیر داشتیم حکومت وقت امریکا باید نیروهای مانند سازمان راوا را درآن تقویت میکرد شاید که این مصایب بعدی نمی آمد."
خانم خلیلزاد باردیگر اعتراف کرد که امریکا مسوول بوجود آوردن طالبان نیز هست.
خیلی جالب بود
کامران میرهزار باید وقت شناس باشد
کامران جان!
ببنید شما مرا متهم به عذاب وجدان کرده اید.
جوابهای قبلی ام ودوستان عزیر راوائی دیگرم مورد پذیرش شما قبول نگرفت آنچه را که شما از افراد مانند من توقع دارید یاباید بصورت مشرح تمام راپور مالی ودخل وخرچ سازمان است که برای شما ارائه شود یا اعتراف به اینکه ما درین موارد معلومات نداریم.
بناء راه دوم برای مااسهل است. مطمئنا دست اندرکاران نازنین وخواهران مبارز وانقلابی وانساندوست سازمان ما حتما درین مورد تصمیم مقتضی را خواهند گرفت که چی باید بنویسند.
اما به افراد واشخاص مانند اینجانب صرف همین قدر باقی مانده است که خدمت تات بعرض برسانم که شما از نظر زمانی موقع خیلی نامناسب را برای این سر وصدای تان علیه راوا انتخاب کرده اید.
تاجاییکه برای خودتان معلوم است روزنامه نگار جوان ملت ما کامبخش بزرگ زیر اسارت جنگ سالاران خون آشام و بی وجدان قرار گرفته حتی خطرات زیاد حیات وممات آن جوان عزیز مارا تهدید میکند.
شما ناخن افگار مارا دارید فشار میدهید.
خواهران سازمان انقلابی ما درین روزها سخت مصروف کمپیاین رهائی آن هم مسلک شماهستند اما شما ناجوانمردانه مثل یک خنجر زن عقبی این سروصدا را براه انداختید ما مطمئن هستم که رفقای ما درین موارد بی تفاوت نمی مانند وجواب کوبنده خویش را عنوانی شما وسایر کسانیکه درین کمپیاین تبلیغاتی ضد سازمان ما بمثابه یگانه سازمان فیمنیتی کشور سنگر زنان وتمام اقشار محروم این کشور سهم گرفتند ارائه خواهند کرد.
خدمت استاد احمد غرجستانی نیزعرض من حضورشان این است که ما نوشته های شمارا درمورد خانم سیما ثمر و رابطه های وی باحزب وحدت و نقش حزب وحدت درطول حیات ساسی اش ورابطه آن با جامعه شیعی افغان ونقاط نظر شما پیرامون عدالت اجتماعی خیلی شکست خورده یافتم لذا من ازشما خواستم که درمورد سازمان راوا آنچه را که بامن اختلاف نظر دارد میتواند ارائه کند بخاطریکه وقت برای من یاری نمیکند که هردو موضوع را همزمان دنبال کنم.
اینکه جنابشان سازمان انقلابی زنان افغانستان را تنها مربوط به جامعه زن افغانستان دانسته اند وموجودیت جوانان ومردان را تصور نمی کردند خیلی متأسفیم که شناخت شان از سازمان راوا خیلی سطحی بوده است.
شما درجهان هیچ سازمان فیمنیستی را خصوصا در اروپا بدون موجودیت مردان نمی یابید. واین را هیچ مرد بخود عیب نمی داند که عضو سازمان فیمنیتس باشد.
پرسشگری لازمه ی روشنگری ست
سلام آقای بکتاش، خواننده ی خوب کابل پرس? و عضو راوا
اول به من بگو که پيدا کردی شاهکارهای دزدان معروف انورالحق احدی و فاروق وردک را که در همين سايت با سند نشر کرده بودم؟ اگر يافته باشی و انصاف داشته باشی و خودت را شريک درد گرسنه ی اين مملکت می دانی، به عمق فاجعه پی خواهی برد. و نيز پی خواهی برد که سازمان شما بايد در عوض 3 يا 4 شاعر ناشاعر هم که شده اين جانوران را نقد می کرد. البته آن شاعران ناشاعر هم جای نقد دارند ولی جانوری مانند احدی که شاهرگ اقتصادی افغانستان دستش است مهم تر است. راستی چرا يک پله بالا تر از خودت در راوا را نمی پرسی که او هم از يک پله بالاتر بپرسد که واقعا اين تضاد چرا هست؟ اگر دزد دزد است، خاين خاين است پس چرا دور جانورانی که در بالا آمده اند، خط کشيده شده؟ حالا اين کامران ميرهزار مرتجع، دستش در دست جنايتکار، جاسوس، خاين، وطن فروش. هر چه خواستيد بتازيد که قبلا هم تاخته بوديد و من باز هم تاختن های توخالی سازمانتان را در همين کابل پرس نشر می کنم که حتا راوا هم سانسور نشود.
اما خودت کلاه خودت را قاضی کن و جدا بپرس که چرا اين جانوران استثنا شده اند و حتا دريغ از جمله ای درباره ی آن ها.
درباره ی وضعيت مالی خوب است. حداقل شما کوتاه آمده ايد و می گوييد که نمی دانم. من اطمينان داشتم که شما نمی دانيد وضعيت مالی راوا چيست. عضو آن هستيد ولی هيچوقت گزارش مالی، حداقل شما که عضو هستيد دريافت نکرديد. در حالی که هر سازمان بايد به اعضای خود گزارش بدهد. چند سال است که عضو هستيد؟ هر سال يک بار يا دو بار بايد گزارش دريافت می کرديد.
درباره ی پرويز کامبخش گفتيد. می ترسم فردا که آزاد شد، شما يک منت کلان بر سر ما و ديگر روزنامه نگاران بگذاريد که ها اگر ما نبوديم نمی شد. بحث پرويز کامبخش به اين موضوع ارتباطی ندارد و من نمی خواهم زياد در اين مورد به آن بپيچم. ورنه خوشبختانه يک موج خوبی در حمايت از پرويز ايجاد شده که راوا يک بخش کوچک آن است. در عين حال وظيفه ی راواست که از او حمايت کند و اگر راوا درست فکر کند و اگر مدافع آزادی ست بايد حتا از همين انتقاد من به خودش نيز حمايت کند جانم. تقديس و پذيرش آزادی چيزی نيست که آن را شعار بدهی و بعد اگر به تو "تو" گفت او را متهم به همکاری با خاين کنی. اگر راوا اشتباهی مرتکب شده که به نظرم من حداقل درباره ی جانيان و دزدانی که در بالا فهرست شده اند مرتکب شده، بايد صميمانه و صادقانه از مردم و نيز اعضايش پوزش بخواهد و خطايش را جبران کند. چطور همه ی شما يکدست شده ايد و برای من يک عکس را مثال می زنيد و من برای شما چندين نمونه را مثال می زنم. شما از من می خواهيد اعتراف کنم و خودتان هيچ؟ من در جای جای کابل پرس نوشته ام، کابل پرس جوان است، ممکن خطايی مرتکب شود اما سازمان شما اينقدر مغرور است که علاوه بر اينکه خطايش را نمی خواهد قبول کند، منتقدی که خطايش را برای اصلاحش به او نشان داده، به همدستی با خاين و جنايتکار متهم می کند؟
بله اگر راوا اين تواضع را دارد که خطاهايش را بپذيرد و صميمانه از مردم پوزش بخواهد و به واقع بکوشد تا تضادهايش را جبران کند، آنوقت حتا من با غرور می گويم که بله در افغانستان هم يک سازمان فمينيستی هم هست که برای آزادی می کوشد. اين نوع تواضع، فروتنی و پذيرش خطا و جبران آن، در دنيا نشان داده که منجر به شکست يک گروه آزاديخواه راستين نمی شود و بلکه تحسين جهانيان را بر خواهد انگيخت. نمونه می خواهيد؟ نمونه ی اين گروه آزاديخواه را در آفريقای جنوبی بيابيد.
پيشنهاد من به شما که عضو راوا هستيد و در عين حال يکی از شهروندان اين کشور اين است که اگر درد داريد و عدالت می طلبيد، خودتان با خودتان بيانديشيد و کلاه خود را درباره ی آنچه گفتم قاضی کنيد.
در آخر هم برايت می گويم که در هر لحظه بايد پرسيد. پرسشگری لازمه ی روشنگری ست.
کامران میرهزار باید وقت شناس باشد
Aqae Baktash, (agar mard badhid) fekr mekonam shuma kame beshtar ba gofta hae khodet aetemat nafs paida karda aid, chon ta jae ke man az rawa wa barna o asasnama ash shenakht daram, rawa hich aozwe mard na mepazirad, amma mardan metana hawa dar wa hamkar basha. amma na medanam shuma chotor ain adeaa ra darid, agar rawa barnama wa asas nama ash ra taghir dada basha, haq ba shuma ast.
خاک باد می کنی جانم. رده بالايی های راوا پاسخ بدهند
far had az swiss man rawa ra mesnasam wa ifsha khahim kard
Rawa is a communist-fascist organization preaching hatred against oppressed Afghanistan minorities
Sallam
Jamal agha: your logic and reasoning does not make any sense at all. Rawa has a Hazara leader in Dr.Seema Samar. How could it be"anti-Hazara, anti-Ozbak and anti-Tajik organization" that you so passionately claim it is . Also, it does not make sense that it is pro-pashtun for the same reason. THEY HAVE A HAZARA LEADER and a KABULI Founder. Why do we always have to bring ethniticy into this?
جمال محترم
دلیل و برهان شما منطقی نیست. Rawa یک رهبر هزاره داره. جطو میتانه یک موسسه علیه هزاره باشه. جرا هر کبه به قومیت میکشیم؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقاي ميرهزار‚ سلام
من بحيث هوادار سايت شما به جواب يك سوال شما
ميپردازم‚ زيرا در باره سوالات ديگرشما معلومات كافي ندارم.
طبق معلومات بنده‚ سازمان ها وظيفه دارند فقط به سه مرجع
ذيل هر سال يكمرتبه راپور مالي شفاش خودرا اراه كنند:
اول‚ به اعضاي خود سازمان در جلسهء عمومي سازمان.
دوم‚ به آن مراجع و يا افراديكه به اين سازمان پول داده اند
و پروژهء بخصوصي را كمك كرده اند.
سوم‚ به وزارت ماليه كشورش بايد سالانه راپور شفاف عوايد و
مصارف سازمان را اراه كنند. و راپور مفصل و مستند در بارهء
كار ها و فعاليت هاي سازمان را نيز به وزارت ماليه تحويل
بدهند.
هستند سازمانهاي بزرگ بين المللي كه راپور مالي شانرا در سايت
يا جريدهء خود سازمان نشر ميكنند‚ اما اين كار را به رضاي خود
انجام ميدهند. از نگاه حقوقي اما مجبور نيستند كه اين كار را بكنند.
احترام
پرسش از راوا و هواداران راوا
سلام آقای عارف.
اين مساله ای که شما فرموديد درباره ی افغانستان و راوا چندان صدق نمی کند. اول از همه اينکه راوا در وزارت عدليه ثبت نشده است. البته اين دليل انتقاد نمی تواند باشد. چون کار کردن با قوانين دولتی که خودش پايبند آن نيست، بی معنی به نظر می رسد.
و وانگهی بايد مساله ی امنيت را هم در نظر گرفت. متاسفانه راوا نمی تواند آزادانه فعاليت کند. دوم اينکه در افغانستان و به نام افغانستان، سازمان های زيادی هستند که سوء استفاده های مالی بسيار زياد می کنند که به نظر من پرسش از سازمانی که خود را يگانه می شمارد و از تمام سازمان های ديگر در افغانستان برتر، اين پرسش، پرسش بی جايی نيست. اتفاقا يکی از راه هايی که بايد راوا ثابت کند که شفافيت دارد و گنجشک را رنگ نمی کند، همين است که گزارش مالی مفصل برای نه تنها اعضايش و بلکه افکار عمومی ارايه دهد.
البته من تا جايی که از برخی اعضای راوا شنيده ام، برای آنان نيز تاکنون گزارش مالی ارايه نشده است.
پرسش از راوا و هواداران راوا
محترم کامران میرهزار،
اگر طبق منطق خودت حرکت کنیم که ننوشتن مقاله کامل و تنها اشاره به چند فرد نشانی همگامی با آنان باشد، میشود از خودت بپرسم که کدام مقاله کابل پریس را میتونی برایم نشاندهی کنی که به قلم خودت علیه محقق و جنایاتش نوشته باشی؟؟؟ حتی مقالاتی را میتوان یافت که بصورتی از او طرفداری شده است.
اگر به اسنادی از کابل پریس در گذشته مراجعه کنیم، از نظر خودت جنایتکاران در افغانستان اینها هستند، که همه را شامل میشود به جز رهبران هزاره و منجمله محقق جلاد. در مورد سایرینی که در این عکس آمده اند حق با خودت هست، من سخنی ندارم، ولی چرا جنایتکاران تنظیم های هزاره را از آن حذف کردهای؟ این رساننده واقعیتی در مورد نقطه نظرات خودت نیست؟
محقق ید طولا در جاسوسی و خیانت دارد، که از نوکری به رژیم طالبان ایرانی آغاز شده و حال هم در بغل دولت هند قرار دارد و کمک سرشار دریافت میکند. تعدادی میگویند که میرهزار به هندوستان فرار کرده که اگر واقعیت داشته باشد شکی محققی بودنت را قوی میسازد!!
پرسش از راوا و هواداران راوا
من اشتباهات خود را می پذيرم و از شما هم سپاس که اين نکته را گوشزد کرديد. درباره ی محقق و خليلی هم می نويسم. هر کسی که خيانت کرده بايد درباره اش نوشت. کما اينکه در اين سايت برای آن ها نوشته شده است و نظرات افراد عليه آن ها نيز آزادانه طرح می شود. اگر شما و خواننده ی ديگری نيز اسناد سوء استفاده و اختلاس آنان را داريد برايم ارسال کنيد. من با کمال ميل نشر می کنم.
اما در رابطه با راوا يک مساله اين است که سازمان راوا تقريبا زمانی که من متولد شده بودم، کار خود را شروع کرده است. به اين تفاوت سنی دقت کنيد. من در کابل پرس? بارها نوشته ام که کابل پرس جوان است و خطاهايی هم ممکن داشته باشد که می دانم دارد. ولی با کمک و همياری مردم و خوانندگان می تواند خطاهايش را جبران کند.
درباره ی اينکه من کجا هستم. حرف و حديث بسيار است. افغانستان هستم، هند هستم، انگلستان هستم، کانادا هستم يا جای ديگری بماند. شما که نمی خواهيد چند آدمکش به جانم فرستاده شود. بهتر است که فعلا نگويم من کجا هستم. اما همانطور که می بينيد سايت کابل پرس نسبت به قبل فعال تر شده و اگر مهم اين باشد که اين رسانه آزادانه فعال باشد و نه به سردبيری امنيت ملی و يا اين يا آن فرد و گروه خاين، بهتر است که فعلا به همين شکل باشد. کما اينکه کار روی شبکه ی اينترنت است جانم و خوشبختانه اينترنت در همه جای افغانستان هست. مخفی بودن هم جرم محسوب نمی شود. در کدام اساسنامه ی حقوق بشری اين را جرم نوشته اند؟ همانطور که من به راوا حق می دهم که مخفيانه فعاليت کند، لطفا به من هم که تن هستم و نه يک سازمان و گروه و دار و دسته، اجازه دهيد به همين شکل فعاليت کنم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
کامران جان خادی ها دنبالت هستند مراقب خود باش.
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای کامران میرهزار، از این برخوردت به پرشهای بالا تقدیر میکنم، باید با همین شیوه از انتقادات استقبال کرد و در فکر اصلاح خود بود. امیدواریم همانطوری که نوشتهای جای خالی افشای آنانی که تذکر دادهای در کابل پریس پر شوند.
کسی علاقمند این نیست که خودت کجا هستی، هرکجا هستی سلامت و موفق باشی و آرزو میکنیم که در افشای تمامی جنایتکاران از هر گروه و قوم و قبیله و مذهب فعال باشی. این یک واقعیت است که در افغانستان کنونی اگر کسی واقعا بخواهد مبارزه کند تنها راه مبارزه مخفی را برای ما مانده و بس چون در افغانستان به هرکسی بگویی بر سر چشمت ابروست فوری با تفنگچه رویت شلیک میکنند.
پرسش ازآقای کامران میرهزار
آقای میرهزار!
اینکه شما تمام انجو هارا کانون دزدان میخوانید خیلی لفظ شدید و دور از احتیاط را بکار میبرید چرا؟
شما دارید مانند آقای رمضان بشر دوست خیلی تند میداونید ازیکطرف وزیرمالیه وسران حکومت را متهم به بی کفایتی و فساد اداری میکنید واز طرف دیگر انجوها را که در آن تعداد زیاد ازانجنیران ومتخصصین که بدلیل بی کفایت ادارات دولتی صاحب کار واشتغال شده اند آنهارا توهین میکنید آنها را دزد مینامید.
پس راه حل برای بیرون رفتن ازمعضل نزد شما چیست؟
همان راه حل آقای بشردوست؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
شتاب تو و راوايت خو اگه پاکستانی و مزدور خليلزاد و امريکا نی و افغان استین جواب به سوالات ميرهزار بتين
پرسش ازآقای کامران میرهزار
آقای حسين سلام
همانطور که من مسووليت دارم هر جا سوء استفاده و اختلاس از اموال و دارايی های مردم گرسنه ی افغانستان را می بينم، آن را افشا کنم، کسانی که در ان جی او ها کار می کنند و دست شان به دزدی آلوده نيست، وظيفه دارند با روزنامه نگاران همکاری کنند و اسناد را در اختيارشان قرار دهند. به نظر من اگر کسی برای تنها راحت خود، چشمانش را بر دزدی و سرقت ببندد، مرتکب جرم شده است. يک ماده ی قانونی در قانون جزای بسياری از کشورها هست که کتمان جرم، جرم محسوب می شود.
درباره ی داکتر رمضان بشردوست و نظرات و واکنش او در قبال ان جی او ها بايد بگويم که بعد از چند سال که ايشان طرح متوقف کردن فعاليت ان جی او ها را در زمانی که وزير بودند مطرح کردند و بعد از اينکه ميلياردها دالر به نام مردم افغانستان به غارت رفت، فقط می توان گفت که بشردوست بهترين طرح و برنامه را داده بود. او مخالف با سازمان غير دولتی نيست. او خواسته بود که فعاليت ان جی او ها متوقف و جوازشان لغو و دوباره با شرايط خاصی اقدام به گرفتن مجوز کنند و فعاليت هايشان را با گزارش دهی دقيق و شفاف انجام دهند. من اطمينان دارم که اگر کرزی سستی نمی کرد و در جواب روسای ان جی او ها و سفرای کشورهای مختلف که هر روز پيشش می رفتند که طرح بشردوست راش ورای وزيران رد کند، می ايستاد و از وزيرش دفاع می کرد، ما اکنون چند پروژه ی گسترده و زيربنايی در کشور داشتيم. چند پروژه ی خوب کاريابی. چند بند آب و آب گردان. چند پروژه ی خوب زراعتی و...از همه مهمتر که بخش قابل توجهی از مشکل انرژی در کشور حل می شد.
اما متاسفانه کرزی از آنجايی که دست در کاسه است. از آنجايی که وزير ماليه و رييس بانک مرکزی نوکری بانک جهانی را می کردند و می کنند، از آنجايی که روسای ان جی او ها دزد تشريف دارند، بشردوست ناچار به استعفا شد. حالا ببينيد که قوماندان اسماعيل خان که چندين ژنراتور دست دوم را از ايران وارد کرده بود و گفته بود که 40 روزه مشکل برق کابل را حل می کند، بعد از چند سال مصرف کردن پول، به جايی رسيده است؟ يا کميته ی سويدن برای افغانستان يا موسسه ی داکار و يا اصلا هماهنگ کننده ی ان جی او ها اکبر ، کدام طرح زير بنايی را راه اندازی کرده اند؟ چاه های آب کميته ی سويدن که قرار بود با عمق کافی حفر شود، خشک شدند، پمب های آبی که داکار در کوچه و سرک های کابل گذاشته بود، خراب شده اند. آيا اين کار زيربنايی ست؟ شفاخانه ی جمهوريت چند بار تخريب شد؟ در پروژه ی شفاخانه ی خيرخانه چقدر اختلاس کردند؟
می دانی يک سر اين اختلاس ها کجاست؟ ان جی او ها بايد پروژه های خود را به تاييد وزارت ماليه برسانند. اگر وزارت ماليه پروژه را تحويل نگيرد، ان جی او مجبور می شود که روی پروژه دوباره کار کند و درست و اساسی تحويل دهد. اما از آنجايی که احدی صاحب يک دزد ديگر هستند و يکی از راه های دزدی ايشان تاييد پروژه هايی ست که به تُف بنداست، کار زيربنايی صورت نمی گيرد. در همين کابل پرس? بيابيد که احدی صاحب يک خانه ی مجهز در وزير اکبر خان را که ملکيت بانک ملی افغان است، برای دو سال به مبلغ ماهانه 4 هزار افغانی برای شخص خودش کرايه کرده بود. از برای خدا؛ من دنبال خانه می گشتم، يک اتاق در حويلی مشترک، کجا در تايمنی يا قلعه فتح الله، ماهانه کمتر از 5 هزار افغانی که يکصد دالر است، نمی يافتم. احدی صاحب مال پدرش است که يک خانه ی دربست و مجلل را ماهانه 4 هزار افغانی کرايه می کند در حالی که کرايه ی همان خانه حداقل 4 هزار دالر آمريکايی در ماه بود.
ان جی او ها در افغانستان و نيز مقاماتی که مستقيم و غير مستقيم با ان جی او ها سر و کار دارند، جايی برای دفاع نگذاشتند. اگر شما در کدام ان جی اويی کار می کنيد و يا خواننده ی ديگر، لطفا در صورت دسترسی به اسناد، آن را برايم ارسال کنيد. حداقل افکار عمومی می فهمد که آن ان جی او چه می کند.
من نه سارنوال هستم، نه وزير هستم و نه قاضی که قدرت اجرايی داشته باشم.
من روزنامه نگار هستم و توانايی من همين است که آنان را افشا کنم.
در ضمن اين صفحه، صفحه ی پرسش از راوا هم هست. از راوا بپرسيد که آيا گزارش مالی می دهد يا نه.
پرسش از راوا و هواداران راوا
میرهزار صاحب، بسیار ساده خود را تیر میآوری در حالیکه "راوا" را به حدی محکم چسبیدهای که گویا دشمنان اصلی مردم افغانستان راوایی ها هستند و افشای اینان باعث ختم بحران کشور میشود!
ثانیا من اصلا ندانستم که با گفتن اینکه علیه فلان و فلان راوا نگفته چی را میخواهی ثابت بسازی؟
طالبان هم ضد بسیار کسانی تا حال یک کلمه نگفته اند و به همین صورت گلبدین و .... این به این مفهوم است که با تمامی آنانی دوست اند؟ درین سخنانت منطقی نمییابم.
میگویی برایم سند بفرستید نشر میکنم، خودت هم در مورد کسانی که میگویی راوا علیه شان خاموش است سند ارسال کن اگر نشر نکردند باز سر و صدا را بینداز و با سند افشاگری کن.
در مورد نظرات و موضعگیری های یک حزب و یا سازمان از مجموع حرکت و خط و مشی آن میشود قضاوت کرد نه از روی برخوردش به این و آن شخصیت و مهره. در سیاست مبارزه علیه افراد نه بلکه مبارزه علیه جریانات و خط مشی های بخصوص مطرح میباشد. هر جریان ممکن شامل صدها شخصیت باشد که نمیشود به هریک بصورت جداگانه برخورد کرد و مقاله ها نوشت، وقتی یک مقالهای چاپ میشود در واقع منظور سرکوب و افشا و طرد یک جریان فکری مطرح میباشد. و ثانیا اگر سازمانی در رد فلان شخصیت یک جمله هم نوشته باشد میشود از آن به عمق نظر و طرز دیدش پی برد.
مشخص در مورد راوا تا جاییکه مطالب شانرا خوانده ام آنان تمامی کابینه کرزی و دولتمداران را بار بار و به کرات مورد انتقاد جدی قرار داده و اصلا آنان را به رسمیت نمیشناسند بگذریم از اینکه راوا را به طرفداری یا جانبداری از این و آن وزیر پشتون و یا غیرپشتون متهم کرد.
مثلا در یکی از اعلامیه های راوا میخوانیم:
«جمعیت انقلابی زنان افغانستان» بارها اظهار داشته که چه حکومت، چه قضا و چه پارلمان تحت تسلط و یا در سازش با جنایت سالاران و هیرویینسالاران و شرکای طالبی و گلبدینی و پرچمی و خلقی، هرگز برای مردم محروم ما کاری مثبت انجام نداده بلکه فقط در خدمت فعال نگهداشتن ماشین جنایت و فساد و ثروت اندوزی آن جنایت سالاران خواهد بود.
پارلمان شما، كابینه شما، والیان، سفیران، قومندانان و... شما آقای كرزی عموما متشكل از همین قاتلان، ویرانگران، غارتگران و دزدان پلید دارایی های مردم و عامه اند و در این دیگ سیاه و پر خون، طبیعتا دست و روی خود شما نیز همانند آن جنایت پیشگان آلوده است.
اما جالب اینست که آقایونی که علیه راوا مینویسند یکی از انتقادات شان لحن راواست که تند و تیز و به گفته آنان "فحاشی" است، اما اینجا از راوا میطلبند که با همان لحن در برابر فاروق وردک و .... وارد میدان شوند، اگر اینان این لحن را در برابر خود نمی پسندند و محکوم میکنند، چرا از راوا استفاده از این لحن را در مقابل مخالفان خود میطلبند؟
تعدادی در همین بخش نظرات کابل پریس به کرات راوا را محکوم کرده اند که گویا همه را محکوم میکند و "به جز خود کسی را قبول ندارد" اما وقتی با کمبود استدلال برای کوبیدن راوا مواجه میشوند راوا را به این و آن منتسب میکنند و مدعی میشوند که راوا در برابر این و آن خاموشی اختیار کرده و بعد نتیجه میگیرند که راوا شوونیست است و .... ا
به نظرم این سروصدایی که در کابل پریس راه افتیده همه از افلاس سیاسی و درد افشاگری های راواست، مخصوصا حزب وحدت که نمایندگانش در این سایت دست بالا دارند حق دارند که مقابل راوا دندان خایی کنند و هر اتهامی به آن ببندند، راوا باید از این حمله دشمنانش در برابرش خشنود باشد همانگونه که تاخت و تاز های سیاف جانی را بدرستی ناشی از سوز و درد افشاگری هایش دانسته است.
آقای میرهزار در حالیکه راوا را به خاموشی در مقابل عدهای از دولتمداران مفلوک پشتون در کابینه کرزی محکوم میکند، از جانبی خود زیر نام "آزادی اندیشه" راه را برای یکی از روسیاهترین سخنگویان غیررسمی جبهه خاینان و قاتلان مردم ما که رزاق مامون باشد باز گذاشته و بارها مقاله های کثیف و دل خوش کن برای اخوان و جنگسالاران را منتشر ساخته است.
این سایت در حالیکه از یک جانب به درستی خواهان رسیدگی به عاملان گورهای جمعی دشت چمتله شده، از جانبی مقاله رازق مامونی را چاپ میکند که سروصدا ها در مورد گور های جمعی را محکوم کرده با چشم پارگی باورنکردنی مدعی شد که "وقتی چند قبر در خیرخانه کشف شود فوری همه واویلا میکنند و تیم های خارجی برای تحقیق میآیند که بدینوسیله کسانی زیر نام جنگسالار محکوم شوند."
و در همین سایت مقالات مامون نشر شده که آوردن جنگسالاران در قدرت و سپردن پست های دولتی به آنان راه حلی برای مسئله افغانستان پیشنهاد شده است.
اگر معنی آزادی بیان این باشد که گذاشت سایت مدعی آزادیخواهی به تربیون جانیان و سخنگویان غیررسمی آنان مبدل شود، اینگونه آزادی ارزانی کابل پریس و آقای میرهزار باد!!
این اولین باری نیست که راوا مورد حمله موزیانه قرار میگیرد، ستمکاران تنظیمی از سه دهه بدینسو بهر شکلی کوشیده اند با راه اندازی تبلیغات ضد راوا آنان را به ضم خود بین مردم بیاعتبار سازند، اما برعکس از بخت بد اینان نتیجه معکوس بوده است:
مشت نمونه خروار به چند نمونه حملات "خردجالان" تنظیمی به راوا توجه کنید:
http://pz.rawa.org/41/41demand.htm
http://pz.rawa.org/40/40protest.htm
http://pz.rawa.rog/46/46mozin.htm
http://pz.rawa.org/sokhani/2-mitaq-khoon-pg-1.gif
http://pz.rawa.org/46/46qola.htm
http://pz.rawa.org/66/66sayyaf_ut.htm
http://pz.rawa.org/42/42winner.htm
http://pz.rawa.org/41/41paygham.htm
http://pz.rawa.org/41/415slaps.htm
http://pz.rawa.org/41/41latifp.htm
http://pz.rawa.org/41/41against.htm
http://www.rawa.org/28press7.htm
http://www.rawa.org/28against.htm
http://www.rawa.org/28press1.htm
http://www.rawa.org/dec10-00.htm
و این را باید از افتخارات راوا دانست که به این حد از جانب دشمنان مردم ما مورد حمله بوده است.
پیشنهاد من به راوا اینست که هرگز وقتش را در پاسخ دادن به اینچنین پرسش های عقدهای و بیمفهوم و بی سر و پا ضایع نسازد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
من صرفا اين چيزهايی را که گفتيد گرد و خاک کردن برای دور شدن از موضوع اصلی و گمراه کردن افراد، از پرسش هايی که داشتم می دانم و نه پاسخ معقول و منطقی. بهتر است که به سازمانتان برای حفظ آبروی شما و مدافعان سرسخت مانند شما هم که شده ، بگوييد که در نقدهای تند و تيزتان کجاست زلمی خليل زاد، کجاست فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی، انورالحق احدی، کريم خرم، ضيا بوميا و باقی دزدان و جنايتکاران و مهره های ريز و درشت. مگر اينکه ماجرا چيز ديگری باشد و راوا باور نداشته باشد که انور الحق احدی، سر کيسه ی خليفه نشسته و غارت می کند و يا اشرف غنی احمدزی شما درس خوانده ی واپس گرای شما تريبون غير رسمی آدم کشان و جانيان طالبان بود. و يا .. لطفا دوباره تمام نوشته هايم را در اين صفحه بخوان.
من به راوا نچسبيده ام جانم. من می خواهم بدانم چقدر اين سازمان شفافيت دارد و چقدر قدرت تحمل و چقدر ظرفيت دادن پاسخ های معقول و منطقی. اين حداقل ترين خواستی ست که می توان از يک سازمان "خودممتاز خوانده" داشت.
اگر برداشت شما از آزادی بيان همين اندازه سطحی ست که فقط شما بتوانيد گپ خود را بزنيد که متاسفم. اينجا سياست راوا دات اورگ و پيام مجاهد دات کام حاکم نيست. اينجا کابل پرس? دات اورگ است و صدای همه را بازتاب می دهد حتا شما را.
پرسش از راوا و هواداران راوا
خوب آقای میرهزار،
اگر راوا برایتان بنویسد که تشکر، ببخشید این افراد از قلم افتاده اند و در سایتش بنویسید:
چوب در فلان زلمی خليل زاد، فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی، انورالحق احدی، کريم خرم، ضيا بوميا و .... این بیناموسان، قاتلان و کثافت های مزدور و نوکر بیگانه که در کنار سیاف و ربانی و.... دست شان به خون مردم ما آلوده است. و ....
آیا به اینصورت دل شما شما یخ میکند؟
و باز سوالی را که خود تان جواب ندادهاید اینست که نتیجه گیری آخر خود تان از اینکه نام های بالا مورد نقد راوا قرار نگرفته اند چیست؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
خواننده ی محترم . راوا بعد از حدود 30 سال فعاليت، بايد بارها و بارها از ننوشتن و نپرداختن درباره ی اين جنايتکاران اظهار پشيمانی کند، اگر بواقع يک سازمان مردمی ست. مگر می توان داعيه روشنگری و مردمی بودن داشت و عليه اين عناصر درشت ضد مردمی ننوشت و آن ها را نديد. نديدن اين عناصر با اين فضاحتی که به بار آورده اند و می آورند، جای پرسش دارد که پرسيده ام.
اين دزدان و جلادان و توجيه گران حاکميت آدم کشان و بانک جهانی کسانی نيستند که در يکی دو خط بتوان در مورد آن ها نوشت و حق مطلب را ادا کرد. وقتی راوا برای يک شاعر نا شاعر که با غوغای راوا رخت ملک الشعرايی به تن می کند، مقاله ها می نويسد، برای دزد سر گردنه انور الحق احدی بايد بارها و بارها و بارها و بارها بنويسد. چرا که احدی علاوه بر دزدی، نوکری بانک جهانی را هم می کند که حضور استعمارگرانه ی بانک جهانی در افغانستان يعنی برای دهه های آينده همچنان در فقر و گرسنگی باشيم. برای اشرف غنی احمدزی، درس خوانده ی عقب گرا و تريبون غير رسمی طالبان بايد به همين شکل بارها و بارها بنويسد که چگونه حاکميت جانوران آدم کش را توجيه می کرد که اکنون هر روز ما در کابل شاهد کشته شدن غير نظاميان بی گناه هستيم. در جنوب و شرق و غرب و شمال هم. درباره ی اين موجود بايد چنان بنويسد که ديگر از جای نخيزد که ادعای روشنفکری کند. درباره ی زلمی خليل زاد بايد چنان بنويسد و افشا کند که ديگر اين آقا برای پيش بردن سياست های ايالات متحده و چار فرصت طلب پشتون عليه مردم پشتون و ساير شهروندان کشور، نتواند اقدام کند و در همان آمريکا مثل يک دستمال چرکی به زباله دانی فرستاده شود و نه اينکه در ادامه ی خيانت هايش بخواهد هوس رييس جمهوری در افغانستان داشته باشد . فارق وردک که خاينانه 4 پست دولتی را اشغال کرده و در مهمان خانه ی خود در غرب کابل ميزبان مهمان پاکستانی ست، چرا راوا تا حال هيچ ننوشته و مگر می شود در 2 خط نوشت که دزد است و جانی و بعد يعنی تمام و ما سازمان مردمی هستيم.
نتيجه گيری را بگذاريم بعد از اين که اين بحث به جايی رسيده باشد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
منظورت از خادی های راوایی است؟ یکی از آنها به عنوان مشاور "یوسف پشتون که تف اش را پس لیسید" کار می کند و دالر پیدا می کند. برای دیگران هم زیاد تپ و تلاش کردند اما به جایی نرسیدند.
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای میرهزار سلام،
خوب است راوا جواب دهد که چیرل بنارد خانم خلیلزاد چرا در وصف مینا می نویسد و راوا را می ستاید. آیا راوا بخاطر نوشتن کتاب توسط یکی از مهره های بسیار مهم سی آی ای (خانم خلیلزاد) محکوم تاریخ نیست؟ وقتی کسی بخاطر نفقه فامیل خود در اداره کار می کند، از سوی راوا جاسوس و خاین نامیده می شود، اما وقتی خانم خلیلزاد (بزرگترین جاسوس سی آی ای و بدنام ترین خاین به مردم افغانستان و نماینده رسمی امپریالیزم امریکا) در مورد راوا می نویسد، راوا از خوشحالی در لباس خود جای نمی شود و همین خلیلزاد بود که برای اعضای راوا ویزه گرفت. حتماً یاد شان نرفته است. و وقتی کدام بدبخت حتی از پهلوی سفارت امریکا تیر شود، راوا او را نوکر امریکا می داند و از تمام امکانات خود کار گرفته و او را رسوا می کند، اما چرا به ویزه گرفتن توسط خلیلزاد وجدان های شان بیدار نمی شود.
آقای میرهزار لوگوی کتاب نوشته شده توسط خانم خلیلزاد در سایت راوا موجود است شما می توانید آن را ببینید.
کامیابی های تان را می خواهم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
جالب. يک لينک روان کن تا ببينيم چه خبر است.
پرسش از راوا و هواداران راوا
هارون جان لينک را روان نکن. يافتم. با يک جستجوی ساده در گوگل از خانم آقای خليل زاد به عنوان مشاور مهم می توان معلومات بدست آورد. البته يک مساله هست که وضعيت افراد را بايد تک تک بررسی کرد. به لحاظ حقوقی کار زلمی خليل زاد و اقدامات فاشيستی او در افغانستان ارتباطی به زن زلمی خليل زاد ندارد. اما خوب در افغانستان و آن هم موجودی مانند خليل زاد ممکن نيست که از همه ی راه ها برای پيش بردن هدف هايش استفاده نکند. باش ببينيم راوا در اين مورد چه توجيهی دارد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
بلی میرهزار گرامی، از همان دوست راوایی ات بپرس برایت تعریف کند، این سازمانی که سخن از دموکراسی و عدالت اجتماعی میزند در عین حال مثل سایر سازمانهای تنظیمی تروریست هم است. اینان در ترور شخصیت ها را بمثابه یکی از راه های رسیدن به اهداف شان قبول دارند.
همین سازمان دو بار بر قاتلان مینا در شهر کویته سو قصد ناکام انجام دادند و در بین محکمه شهر کویته بر احمد سلطان قاتل مینا با تفنگچه فیر کردند ولی وی شانس آورد و نجات یافت.
زمانی هم که محاکمه حکم اعدام هردو قاتل را بعد از گذراندن 18 سال در زندان صادر کرد، سازمانهای زیادی به راوا رجوع کردند که از اعدام آندو جلو گیرند، اما راوا دو پا را در یک موزه کرده و بالاخره آندو بوسیله پاکستانی ها اعدام شدند.
همچنان اینان در پشاور هم چندین ترور انجام داده اند و چند قومندان نامدار جهادی را در حال مسجد رفتن گلوله باران کردند.
تا جاییکه من میدانم اینان حتی تیمی را برای قتل یکی از قاتلان مینا که در آلمان فرار کرده بود فرستادند که خوشبختانه به آن فرد دست نیافتند و دست خالی برگشتند.
پرسش از راوا و هواداران راوا
سپاس از معلوماتی که دادی. کدام مرجع و منبع هم اگر بدهی که عالی می شود. ظاهرا بايد اين تصور را هم داشته باشيم که با گروه سياسی نه و بلکه با گروه نظامی هم طرف هستيم.
اجازه دهيد که فعلا گپ شما را مبنا قرار ندهيم تا مرجع و منبعی پيدا شود. ظاهرا با همکاری خوانندگان، کلکسيون خوبی از افتخارات راوا در حال گرداوريست. از خوبی های آزادی بيان همين است که افراد از زوايای مختلف يک ماجرا را می نگرند.
اما نگفتی کدام دوست راوايی من. منظور همين دوستانی ست که فقط به من می تازند؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
شما درست میگویید، برادر!
راوایی ها ترور عملی شخصیت های زیادی را در برنامه دارند. تا کنون چندین تن از مجاهدین سابق را ترور کرده اند. اینها درعین حالی که از جنایتکار وجنایت شکایت دارند، خود نیز در انجام جنایت ازهیچ چیزی رویگردان نیستند. رهبرشان مائو و رفیق شان پلپت هزاران انسان را کشتند و "محاکمهء صحرایی" کرده اند. اینها دست هزاران جنایتکار را ازپشت بسته اند.
بلی اینها ترور شخصیت ها را آغاز کرده اند. اینها به امر و فرمان ویا رهبری و رهنمایی خارجی ها دور جدیدی از آدمکشی و برادرکشی در افغانستان را خواهان اند.
اینها به خوبی میدانند که جنگ علیه مجاهدین چه عواقبی میتواند داشته باشد. بیوه و یتیم شده هزاران انسان دیگر را اینها خواهان اند. این ها نه صلح میخواهند و نه ترقی. اینها ترور میخواهند، کشتار میخواهند.
این ها صلح نمیخواهند. اینها برزخم های کهنه نمک پاش میدهند. اینها زخم ها را چنگال میزنند. اینها نفرت خلق میکنند تا برای روز های آینده ذخیره شود. وای ازان روزی که این نفرت های ذخیره شده مفری بیابد و طوفان کند!
مجاهد دستش ده ..... اش نرفته. اگر اینها علیه مجاهدین، شورای نظار، حزب وحدت، جنبش ملی، حزب اسلامی، اتحاد و غیره بدینگونهء عقده مندانه حرف زده و عمل میکنند، وای ازان روزی که مجاهدین به عمل باالمثل بپردازند.
درین جا هستند کسانی که همچو چیزی را میخواهند. اینها همان مزدورانی اند که به امر بادار برای برهم زدن هرچه بیشتر امنیت و خرابی اوضاع برای خلق نفرت و کینه درمیان طبقات، اقشار و گروه های مذهبی، سیاسی و نژادی میپردازند. اما باید کسانی که به راستی به فکر خیر وصلاح جامعه و مردم خود اند، به جای اتهاممات گروهی به انتقاد مشخص از افراد پرداخته علیه گروه ها وکتله های مردم به شعار نداده و اتهام وارد نکنند.
هیچ آدم عاقلی نمیتواند بگوید که همهء شورای نظار، همهء حزب وحدت، همه جنبش ملی، همهء جمعیت، همهء حزب اسلامی و حتی همهء طالبان جنایتکار اند. شما میتوانید، اندیشه ها را ملامت کنید و به نقد بکشید. شما میتوانید یک فرد را محاکمه کنید...
من همه کسانی را که وظیفه نگرفته اند و از راه به هم اندازی مردم نان نمیخورند و اجیر نشده اند، میخواهم تا متوجه هر حرف و جملهء خود بوده کاری نکنند که نفرت قومی، گروهی و نژادی بیافرینند. اگر دانسته به این کار دست میزنند، جز جنایتکار و شریک جرم نمیتوان نام دیگری برای شان داد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
Mir Hazar grami, yak mashwerae kochak man ra ham agar misha bishnawid, kheli zawq zada ba nawishta hae zede rawae negah na konid, ain aqae "benam" dar hale ke dar mawrid rawa chizi nawishta zemnan az Jehadi ha batawr moshakhas az "gulbaddin Jehadi" defa karda, ke man fekr na mikonam shuma ain gona mawzia ra tayed konin,
wa ain kar yake az khososyat khas rawae ha ham ast, agar deqqat karda bashi, rawae ha hich kase ra joz khod shan na mepazirand, amma waqti har zabani dar wasf rawa chizi bogoya, "dost wa hawa dar" rawa ast, mohem ham nist amrikae bashad ya englesi wa ya irani...., namonae ain amal ra metanim dar rabeta ba "akhz jawaiz" az danishgah hae aropa wa amrika bebinim, ke ba aftekhar az griftan aan yad mikonad. man ham az dir zamin baden so ba rawa deda am.
Asrar na mikonam hatman ain nawishta ra ham nashr konid, amma az daryaftesh agar chize binawisd.
ba drood
پرسش از راوا و هواداران راوا
man ba aonwan khanenda megoyam bale, chon rawa faqat hamin kar ra metana na kar digar, dashta ha wa aftekharat 30 salae rawa faqat hamin takht o tazha boda wa digar hich, agar kar karda bofarma, wa ya agar dar omid ra ham goshoda bofarma. man az dir zaman bdinso yagana arzoyam hamin rawa bod, amma ba wejdan qasam hala degar az rawa hich omide na daram ke kari kona, chon yak pah dara wa ba ain yak pah hargiz qadir nist az daryae khroshan wa tofani afghanistan bogzarad mesale khobesh ba maidan kashidan malai Joya bod ke kar dar nima rah ba shekast anjamid.
bawar kon az rawa degar omide nest.
پرسش از راوا و هواداران راوا
harf del mara gofti Haron jan, harfe ke kheli waqt bayad gofta meshod.
پرسش از راوا و هواداران راوا
سپاس خواننده ی عزيز. مشخص است که من از جنايت گلبدالدين و دار و دسته ی آنان دفاع نمی کنم. اما يک نکته بسيار مهم است و آن اينکه اگر گفته ی آن خواننده ی بی نام صحت داشته باشد ، تصويری که راوا می خواهد نشان دهد، کمی جابجا می شود. مثلا درباره ی اصرار آنان بر حکم اعدام. حکم اعدام از قوانين بسياری از کشورها به دليل احترام به کرامت انسانی حذف شده است. اين نکته جالب می تواند باشد که اگر راوا موافق جزای اعدام است. اين پرسش هم می تواند، يکی از پرسش هايی باشد که راوا بايد به آن پاسخ گويد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
نکته ی دلچسپ وبسیار ظریف در نوشته ی آقای بینام اعدام قاتل خانم مینا از مجرای دولت پاکستان است. همه میدانند که در سالها ی به اصطلاح"جهاد" ده ها تن از شخصیت های تحصیلکرده ی ملی غیر تنظیمی و مستقل اندیش به صورت ظاهرا مرموز ترور و سر به نیست شدند ولی تا امروز حکومت پاکستان درمورد شنا سایی قاتلین آنها هیچگونه اقدامی نکرده است . چطور شد که قاتل مینا شناسایی و اعدام میشود ولی قاتلین ده ها تن دیگر که هر کدام نسبت به مینااز جایگاه اجتماعی بلند تری بر خوردار بودند تا هنوز کشف و دستگیر نشده اند ؟ آیا کسی هست که پاسخ منطقی این پرسش را از او بشنویم؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای "مدافع سر سخت راوا" !
در نظر شما یک تناقض فاحش وجوددارد و آن اینکه یک سازمان سیاسی علیه افراد نه بلکه علیه یک نظام یا جریان میرزمد.این درست و بر منکرش لعنت! . ولی اینهمه داد وفریاد و فحش ودشنام و ناروا گویی راوا در مورد شخصیتهای فرهنگی شناخته شده ی کشور( منجمله همین آقای میر هزار)را چگونه تعبیر میفرمایید؟ آیا کدام فردغیر راوایی را سراغ دارید که در این چند سال از هتاکی راوا در امان مانده باشد؟ اگر این شیوه مبارزه علیه ا فراد به منظور از بین بردن آبرو و حیثیت اجتماعی آنها نیست پس چیست ؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
با دیدن چنان نامه هایی عقده مندانه از جانب چوکره های جمعیتی، وحدتی و ... (و یا به یک کلام جهادی) علیه راوا به گفته مردم من من گوشت میگیرم و به راوا افتخار میکنم که اینچنین بامبارزه و فعالیت هایش این نجاست ها را تیر کاری زده که راوا را دشمن درجه یک خود تصور میکنند و علیه آن میتازند.
اگر هر سازمان دیگر افغانستانی اینچنین بین دشمنان افغانستان منفور نباشد و مورد حمله شان قرار نگیرد، بود و نبود شان بی ارزش است.
پرسش از راوا و هواداران راوا
جناب بهمن کشن آبادی!
من تا همین لحظه ایکه این پیام کفری ات را نخوانده بودم فکر میکردم که توباید یک مومن ومسلمان متعهد باشی اما همینکه استعمال کلمه "به اصطلاح جهاد" را ازخودت دیدم مو براندامم راست شد که خودت اینقدر شهادت و دربدری ملت مسلمان ومجاهد افغانرا در راه خدا به کدام جرأت جهاد اصطلاحی میدانی ونه حقیقی لطف نموده یک کامنت دیگر برای توبه وندامت بفرست تااینکه خدای ناخواسته توبه نکرده ازین دنیا بروی و ازشفاعت پیغمبر وآل پیغمبر محروم گردی.
حافظا وطیفه تودعا گفتن است وبس
دربند آن مباش که نشنید یاشنید
به جواب بهمن کشن آبادی
ببنید آقای بهمن کشن آبادی!
البته قبل ازهمه باید متذکر شوم که من نویسنده آن پیام که آن دوست عزیز همفکر وهم عقیده وهم درد همدرک و وهمکاسه هم مکتب وهم مذهب وهم مسلک غایب از نظرم نوشته است من آن کس نیستم اما مطمئن او هرکس که است عالمتر ازین بنده حقیر فقیر سراپا تقصیر است.
کشن آبادی عزیز!
بدانید که بعدازتحولات خیلی گرم و داغ کشور بخون خفته ما افغانستان جریان روشنفکری متأسفانه خصوصا درحوزه ادبیات یک جریان خنثی وبی رمق وبی روح ودنباله رو میباشد.
برای بیدارسازی این چنین جریان باید اندک خشونت لفظی بکار رود شاید بد نباشد.
اگر این روشنفکران شاعران ما دنباله رو افراد زورمند نمی بودند ومتکی بخودشان میبودند امروز من وتو شاید بهتر میتوانستیم یکدیگر خودمانرا در فضای انس ومحبت وخنده قناعت میدادیم.
اما چی کنیم که یک عده اشخاص به حد پسیف و توجیه گر جنایات مردم میشود که انسان به همان انسانهای بیسواد شکرمی کشد.
من نمیخواهم بطور مشخص بالای افراد صحبت کنم که بعضی ازین روشنفکران ما مسوول اکثر بدبختی های است که امروز ما به آن سردچاریم.
باهررژیم باید بسازند به هرکس باید شعر بگویند بهررنگ باید جامه عوض کنند آخر مگر درتمام دنیا روشنفکران همینجوراند؟
درعین زمان بوطن خویش نگاه کنیم به بی عدالتی ها نگاه کنییم به زن ستیزی ها نگاه کنیم عکس ها وتصاویرغم انگیز دختران مظلوم که خودرا ازنهایت ناچاری میسوزانند نگاه کنیم.
طبعا که بادرنظرداشت چنین اوضاع رقت بار کشورما ودر چنان موارد خاص نباید شما منتظر شنیدن کلمات خیلی تشریفاتی ومصلحتی باشید.
نمیدانم تاکدام اندازه توانسته ام درد دل همدلان وهمرزمان عزیزخودم را بدست آورده باشم که باحقیقت وواقعیت های تلخ جامعه ما همخوانی دارد یانه
پرسش از راوا و هواداران راوا
جریان دستگیری و محاکمه قاتلان مینا در کتاب "مینا: زن قهرمان افغانستان" چنین آمده:
Then in August, six months after Meena disappeared, without
any warning, or even a phone call from the police, the women of
RAWA read devastating news in the Pakistani newspapers. Two
men, the articles said, had been stopped trying to drive across the
border from Afghanistan to Pakistan. Their car had been searched
and found to contain a large amount of explosives. They were arrested
and had confessed, perhaps under torture, that they had
killed three people: RAWA’s two missing male supporters and a
thirty-year-old woman named Meena.
To read that news item was horrifying beyond words for the
women of RAWA. Though they had asked the police to inform
them if anything was ever found out about Meena, no one from
the authorities came to talk to them. They did not know whether
to believe the newspapers. The articles did not say what target the
men had been planning to bomb. All the women knew was that if
the articles were true, Meena was dead.
Sultan and Hamayoun, the news items said, had led the police
to two bodies buried in the garden of an empty house in Quetta.
The address was a house that had once been rented by RAWA.
Shortly before Meena had disappeared, the lease had expired. The
members had moved out and left the place vacant.
To conceal the bodies, the killers had dug deep narrow, vertical
holes straight down into the earth. They had put Meena’s body in
one, and the body of one of her male companions in the other.
They had poured cement over the holes and placed planters on top
to hide the place as a flower bed.
Their appeals to the Pakistani judicial system to bring the murderers
to trial fell on deaf ears. Under the repressive Hudood laws,
which did not recognize the rights of women, Meena’s death was
not even considered a crime. Even though they had confessed, the
killers were not charged with Meena’s murder. Nor were they even
punished for killing Meena’s two male aides. Because they were
RAWA supporters, their murders were ignored. The killers were
held in prison on charges of possessing a car bomb, but not for
killing Meena and her two aides.
Everything changed in the spring of 2002. The U.S. war in Afghanistan
sent numerous Taliban and Al Qaeda fighters fleeing back
into Pakistan, pursued by U.S. forces. The U.S. government put
tremendous pressure on the government of Pakistan president Perez
Musharref to crack down on Islamic militants. World attention was
focused on the plight of Afghan women. The case of Meena’s killers,
which had languished, became an embarrassment to Pakistan. Acting
quickly, the Pakistani government hanged Ahmed Sultan and Mohammed
Hamayoun inside a prison in Baluchistan, Pakistan, on
May 4, 2002. With them died the knowledge of what happened in
Meena’s last hours.
پرسش ازآقای کامران میرهزار
کامران بچیش یک سواله صادقانه جواب بتی:
وظیفه یافتن حساب های مالی راوا ره برت "واواک" وظیفه داده یا "RAW"؟؟
پرسش ازآقای کامران میرهزار
کافر همه را به کيش خود پندارد!
پرسش از راوا و هواداران راوا - جوابی از جان پلجر
دوستانی که تصور میکنند راوا مقابل خلیلزاد (بخوانید دولت امریکا و سیاست هایش) خاموشی اختیار کرده، اشتباه محض میکنند، حداقل از مجموع موضعگیری و اعلامیه هایش میتوان دریافت که این واقعیت ندارد و نسبت به هر سازمان دیگر افغانستان در مقابل سیاست امریکا و تجاوزش به افغانستان موضعگیری قاطع داشته است.
اگر به گیست بوک سایت راوا مراجعه کنید، تعداد زیادی از امریکاییانی که پیام گذاشته اند به این نکته راوا انتقاد دارند و آنرا دشمنی با کشور خود میدانند.
و همچنان این نوشته از نویسنده، فلم ساز و خبرنگار جهانی آقای جان پلجر (کسی که بخاطر نظرات و موضعگیری های تندش حتی از آسترالیا به انگستان تبعید شده است) است که شاید با وی آشنایی داشته باشید که در سطح دنیا اگر دو فرد شدید ترین ضدیت را با امریکا و سیاست هایش داشته باشند یکی همین آقا و دومی رابرت فسک است.
ببینید که در تازه ترین مقاله جان پلجر در مورد موضع راوا در ارتباط به امریکا چه نوشته و چگونه موضعگیری راوا در برابرسیاست امریکا را واقعبینانه و عینی میپندارد:
I had suggested to Marina that we meet in the safety of the
Intercontinental Hotel, where foreigners stay in Kabul, but she
said no. She had been there once and government agents,
suspecting she was Rawa, had arrested her. We met instead at a
safe house, reached through contours of bombed rubble that was
once streets, where people live like earthquake victims awaiting
rescue.
Rawa is the Revolutionary Association of the Women of
Afghanistan, which since 1977 has alerted the world to the
suffering of women and girls in that country. There is no
organization on earth like it. It is the high bar of feminism,
home of the bravest of the brave. Year after year, Rawa agents
have traveled secretly through Afghanistan, teaching at
clandestine girls’ schools, ministering to isolated and
brutalized women, recording outrages on cameras concealed beneath
their burqas. They were the Taliban regime’s implacable foes when
the word Taliban was barely heard in the west: when the Clinton
administration was secretly courting the mullahs so that the oil
company Unocal could build a pipeline across Afghanistan from the
Caspian.
Indeed, Rawa’s understanding of the designs and hypocrisy of
western governments informs a truth about Afghanistan excluded
from news, now reduced to a drama of British squaddies besieged
by a demonic enemy in a "good war". When we met, Marina was
veiled to conceal her identity. Marina is her nom de guerre. She
said: "We, the women of Afghanistan, only became a cause in the
west following 11 September 2001, when the Taliban suddenly
became the official enemy of America. Yes, they persecuted women,
but they were not unique, and we have resented the silence in the
west over the atrocious nature of the western-backed warlords,
who are no different. They rape and kidnap and terrorize, yet
they hold seats in [Hamid] Karzai’s government. In some ways, we
were more secure under the Taliban. You could cross Afghanistan
by road and feel secure. Now, you take your life into your
hands." (مقاله کامل)
ممکن فلم مشهور جان پلجر به نام Breaking the Silence: Truth and Lies in the War on Terror را دیده باشید که هنگامه برپا کرد و دولت امریکا را بیآب ساخت. درین فلم بخش اعظم سیاست های امریکا در افغانستان از زبان نمایندگان راوا بیان شده است. و قسمت جالب این فلم سوال پیچ کردن یک نماینده دولت امریکا بوسیله وی میباشد که بالاخره دیگران مداخله نموده با تحقیر و توهین وی را از دفتر بیرون میکنند.
خلاصه آقای میرهزار میتوانست هر اتهامی به راوا بزند منفی این اتهام که مثل آفتاب روشن است که در تناقض با واقعیت راواست.
یا شاید میرهزار به شبکه قوی ترین وابسته باشد که به واقعیتی در مورد راوا دست یافته که از زیر ذره بین جان پلجر خطا خورده است! جان پلجری که از سال 1970 بدینسو طی فلم های مستند و نوشته ها و کتابهایش امریکا و سیاست های تجاوزی اشرا شکافته و افشا نموده است.
پرسش از راوا و هواداران راوا - جواب از جان پلجر، راوا را توجيه نمی کند
در دنيا معمولا هستند گروه ها و افرادی که از ايالات متحده انتقاد می کنند. اتفاقا ايالات متحده از اين گروه ها خوشش می آيد و اتفاقا چرخ جهانی امپرياليزم چنان هست که اين انتقادها را به نفع خود مصادره کند و قدرتمند تر به چور جهانی بپردازد. اين مثال هايی که زدی مثال نيستند و دليل خوبی نيست برای ننوشتن و نتاختن راوا عليه شخص زلمی خليل زاد، مهره ی درشت و معروف امپرياليزم و حامی سرسخت ارتجاع در افغانستان. نوشته ای را مثال بياور که راوا عليه زلمی خليل زاد و عملکردش در افغانستان و جهان، بصورت مشخص نوشته شده باشد. از همان نوشته هايی که برای ناشاعران نوشته. با همان لحن و همان شدت. البته يک نوشته در حق خليل زاد کم است. از راوا توقع می رود با توجه به دامنه ی نفوذ خليل زاد و همکاری های گسترده ی او با ارتجاع که به دليل استفاده از قدرت ايالات متحده، بسيار ضربه ی کاری به جريان ضد ارتجاع می زند، يک نوشته که نه بلکه نوشته های زيادی داشته باشد. ولی بجای آن ما ديده ايم که دوستانه از خليل زاد گله و شکايت شده است که چرا عليه جانيانی مانند قانونی و سياف و خليلی و محقق و ربانی با شدت عمل نشده. راوا بايد بجای گله و شکايت دوستانه بايد با شدت و سخت به خاينی مانند خليل زاد بتازد که چرا از اين جانيان حمايت می کند.
دليلت دليل نبود جانم. روی اينترنت بپالی نظرات بسيار سخت تر از اين عليه ايالات متحده خواهی يافت که مثالت در برابر آنان هيچ است. موجودی مثل احمدی نژاد هم عليه ايالات متحده شعار می دهد اما ماشين ايالات متحده هم آنان قورت داده و ضمنا برخی شان هم عوامل همان ايالات متحده هستند برای فريب دادن ملت هايی مانند ملت افغانستان.
پرسش از راوا و هواداران راوا - جواب از جان پلجر، راوا را توجيه نمی کند
خانم یاسمین یک واقعیت را که تازه به آن رسیده ایم هنوز درک نکرده.
در لیست مخالفان سرسخت دولت امریکا و سیاست هایش تنها جان پلجر و رابرت فسک را نام برده بیخبر از ایکه اینک به فضل خداوند کریم یک فرد چهارآتشه ضد امریکایی در کشور خود هم یافتیم که اسم مبارکش کامران میرهزار است. یعنی این لیست فعلا سه نفر را در بر میگیرد!
فقط امید که مخالفتش با امریکا از نوع مخالفت احمدی نژاد نباشد!!
پرسش از راوا و هواداران راوا
جناب "مسوول مبلغ" !نخست من نمیدانم این چی نوع نام مستعار ی است که بر گزیده اید؟ اما اگر از من میشنوید بهتر است خودرا "تکفیری" بنامید زیراهم به حال تان صدق میکند وهم ثواب بیشتر دارد !اما بعد، خدمت تکفیری عزیز عرض شود که اگر به شعار ها و اهداف اعلام شده از سوی رهبران تنظیمهای جهادی دقت کنید و آنچی را که پس از " پیروزی جهاد" نصیب مردم افغانستان گردید با آن شعار ها وادعا های پر طمطراق مقایسه نمایید ، آنگاه درک خواهید کرد که منظور من از "به اصطلاح" چی بوده است . اگرجهاد مورد نظر شما همان جان نثاری های خالصانه ی مردم عادی باشد که در زیر یوغ رهبران دست نشانده ی آی اس آی و سیا ادامه داده و از جان ومال خود گذشتند ،پس یقین داشته باشید که من آن را هرگز " به اصطلاح" نگفته و نخواهم گفت . هدف من همان قشر ی است که بنام جهاد با خون وشرافت مردم بازی کردند ، ثروت اندوختند و امروز به قارونهای زمان تبدیل شده وهنوز هم از فتنه و قدرت طلبی و رقصیدن به ساز بیگانه ها دست بر نمیدارند. من نمیدانم شما چند سال دارید و آیا خود شاهد عینی دوران جهاد بوده اید یا از دیگران شنیده اید که علی آباد هم شهری بوده است. ولی مردم افغانستان بخصوص باشند گان کابل از من وتو بهتر میدانند که بنام جهاد چی بر سر این کشوررفت. اگر شما عضو کدام تنظیم جهادی باشید تذکرات من برای شما بیهوده است ولی اگر وجدان بیدار داشته و به حقیقت اعتقاد دارید باور کنید که غیر از این نبوده است .بروید از مردم غیر تنظیمی سووال کنید و ببینید که چی میشنوید، آن وقت است که واقعاٌ مو بر اندام تان راست خواهد شد ! آن وقت اگر از صدور حکم تکفیر احساس ندامت کردید میتوانید توبه نامه ی خودر ا در همین سایت به جاپ بر سانید !
\vپرسش از راوا وهواداران راوا
برادر (یا شاید هم خواهر) عزیز دوستدار راوا(2)! من فقط یک تناقض را یاد آور شدم. این مهم نیست که آنرا شما گفته اید یا دوستدار شماره اول راوا . من نظر خودرا گفتم وشما دفاع از سازمان محبوب خودرا انجام داده و تنا قض را ماست مالی کردید. چنین شیوه ی دفاع و توجیه ، در فرهنگ سیاسی ما قابل در ک است زیرا ما بیشتر به سازمانها ، ایدیالو ژیها ، تبار ها و شخصیت ها ایمان داریم تا به حقیقت ها. بنابران شمارا بخیر ومارا به سلا مت!
پرسش از راوا و هواداران راوا
الکفر کله ملة واحدة «کفار همه یک ملت اند» قول حضرت محمد «ص» ناجی بشریت.
کفار همه از یک قبیله اند. هیچگاه جنایت بزرگتر از کفر نیست. هر جنایت گناه است ولی کفر رأس همهء گناهان است. احدی فاشیست، میرهزار سکولر، راوای مائویست، خلیل زاد امپریالست و همهء کسانیکه شما نام بردید مکروبها و ویرسهای بشریت اند که بیشتر در جهان اسلام مزاحمت ایجاد میکنند. آنها دموکراسی، عدالت و حقوق بشر و... صرف برای خود میخواهند و برای ما بد بختی ایجاد میکنند. شما همهء تا از یک قبیله هستید و هیچ فرقی برای ما ندارید. مطمئن باشید که این ملت مجاهد و غیور تا اینکه این کرهء خاکی است به کفار اجازهء حاکمیت به خوشی و رضایت را نمیدهد. یک مجاهد که جنایت هم کرده باشد برای این ملت بهتر از هزاران متخصص،تکنوکرات، اجیر بیگانه، مرتد، بی خدا، بی دین و... است.
پای هر متجاوز و هر سلطه گر خارجی در این کشور در طول تاریخ شکسته است و شما هم بی خود بخود زحمت ندهید. این گفته به معنای تأیید طالبان نیست. چون طالبان نه مسلمان هستند و نه هم فرزندان افغانستان. اگر شما گوشه ای از تعقل، مطالعه و حکمت داشته باشید بخود زحمت حاکمیت افغانستان را نمیدهید. شما از اتحاد شوروی وقت بهتر نیستید. او نتوانست به این ملت خوشبختی بیاورد. شما هم چند گودکی اجنبی، راوایی، میر هزار و... نمیتوانید به این ملت خوشبختی بیاورید. یکبار دیگر در شناخت خود از ملت تجدید نظر کنید، شما هنوز یک اوقیانوس از شناخت این ملت فاصله دارید.بخدا این این سخن را از آگاهی تام و خاص بخاطر خدا گفتم و فعلا یک مهاجر هستم و هیچ قدرت دولتی ندارم و شریک جرم کسی هم نیستم. اگر آزادی بیان است این مطلب را بدون سانسور نشر کنید.
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای امید آزادی که از حرفهایت بوی خون استبداد بر میای نه ازادی.
شرم است که تو میر هزار و راوا را با سران جهادی خون آشام خود زیر نام دفاع از اسلام دریک ردیف قرار میدهی.
اسلام چی است .دین است یا سیاست.
اسلام به عنوان دین چیزی دیگریست و اسلام جهادی تو و گلبدین بربریت وحشت غارت قتل جبر ستم و استبداد و تجارت با دین است.
مردم از نام اسلام بخاطر شما نفرت پیدا کرده اند. امروز شاید دیگر پرچمی و خلقی و شعله ای مسلمان شده باشند اما صد ها هزار افغان بخاطر جنایت بی نظیر شما از نام اسلام نفرت پیدا کرده اند
مطمین باش اگر حضور جباران و تاجران دین مانند تو و گلدین و طالب ادامه پیدا کند این ملت از دین اسلام منکر میشود.
شهپر
پرسش از راوا و هواداران راوا
همان اخوانی بنیاد گرا از اپرچونیستان چون آقای شهپر هزار مرتبه ترجیچ دارد.
اگر بازی باالفاظ نباشد وسخن از حقانیت وبطلان را ه و روش باشد این آقای که بنام امید آزادی نوشته باتمام ضدیت ومخالفت فکری ام بازهم اورا بالای شهپر بی خاصیت ترجیح میدهم.
واقعا آقای شهپر بدون مجامله باید جواب بدهد که فرق میان موجودیت قوای خارجی امروز ودیروز اتحاد شوروی درچیست؟
چرا از حرفهای وی بوی خون واستبداد بمشام شهپر میرسد؟
آیا اوحق دفاع از خانه وکاشانه خودراندارد؟
اگر پرچمی ها به اعتقاد شما آقای شهپر اپرچونست توسط شوروی ها آورده شدند پس کرزی به زور کی آمده است؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقا پرشور توهم از همان پرچمی های بی خاصیت و خنثی برامدی.
من مردم افغانستان و انسانهای مترقی آنرا دوست دارم.
خودت اینجا آمدی از بنیاد گرایی تمجید میکنی و بر پیشانی خود پرچم سرخ ح.د.خ.ا هم نصب کرده ای.
پرشور اقا
من نه طرفدار تجاوز شوروی هستم و نه تجاوز امریکا
اما جهاد اخوانی های دین فروش را برضد شوروی و مقاومت فعلی بر ضد امریکا را رد میکنم.
اگر امریکایی ها از حمایت قاچاقچی های مانند کرزی مجددی ربانی سیاف خلیل یو ... دست بردارد مردم افغانستان راه ترقی و ازادی خود راپیدا میکنند.
هرکس برای این کار در امور داخلی افغانستان مداخله میکند خداوند پیروز بگردانش روس باشد یهود باشد یا نصارا.
شهپر
پرسش از آقای شهپر
آقای شهپر!
به این بی خاصیتی که من دروجودشما آقای شهپر می بینم شما دقیقا باید منشی سازمان ملل متحد می بودید.
شما واقعا هم کمونیست نیستید بلکه یک مسلمان چپ گرای مترقی هستید از جنگ سالاران ودین فروشان نیز نفرت دارید من نمیدانم که چرا مقامات سازمان ملل متحد از وجود چنین انسان خنثی دمدمی مزاج اپرچونست خبر ندارند که وی را بحیث منشی سازمان ملل متحد انتخاب کنند؟
لطفا توضیح بفرمائید که پرچمی باخاصیت وغیرخنثی ازنظر خودت چگونه باید باشد؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای شهپر! از حرف های شما، جهل، بی خبری و نا آگاهی بر می آید. کجای حرفهای من بوی خون میدهد؟ تو میخواهی با شعار دادن بر ضد چند نفر جهل و یاوه گویی خود را بپوشانی. همین آمدن امریکایی ها، هزاران ترفتند برای دور ساختن همین جهادی ها که تو جنایت کاران می نامی، همین خلع سلاح کردن آنها، و با دست خالی رفتن آنها به انتخابات با همهء تزویر غرب و جبهه گیری و تبلیغات رادیو های بی بی سی و امریکا باز هم نتوانست جلو رای مردم را به اینها بگیرد. فکر کن که در یک فضای کاملا غیر تقلب و آزاد و دموکراسی اگر این کشور براه خود ادامه بدهد بدون شک هزاران سال دیگر همین ملاها، اخوانی ها، مسلمانها، که تو هر چی بنامی حاکمیت خواهند کرد. همین که یک استاد سیاف صدای خود را برای حکومت اسلامی در میان لویه جرگهء که صد در صد به خواست غرب تأسیس شده است می بر آرد همه به آن لبیک میگویند نشان از مردمی بودن آنها میدهد. اگر خود استاد سیاف مانع نمیشددر همان داخل لویه جرگه ملالی جویا را میکشتند. خود فکر کن.
همهءدنیا دست را بدست هم دادند و هزارارن ملیارد دالر مصرف کردند که ریشهء اخوانی ها را از جهان بر دارند، از مغرب عربی گرفته تا کرانه های قفقاز از صد سال بدینسو بر ضد اینها تمام ابر قدرت های جهانی ایستاده اند، ولی شگوفایی و درخشش که این نهضت در جهان دارد هیچ نهضت دیگری ندارد. گذشته از این روزانه صد ها نفر مسیحی غربی از راه همین اخوانی ها به اسلام مشرف میشوند. آینده در قلمرو اسلام است. با وجود حقد و کینه شما. اسلام سیاسی و مکتبی و ایدلوژیک موجی است که از کشمیر تا سایبیریا، از اسپانیا تا جنوب افریقا دارد مبارزه میکند و تمام مکتب های فکری جهان را زیر پای منطق خود له میکند. پس اینها نشان میدهد که راه شما غلط است و من از شما میخواهم به اسلام به عنوان یک مکتب انسان ساز بنگرید و مطالعه کنید.
اعمال افراد دلیل بد بودن هیچ جریانی نمیشود. اگر چنین باشد دموکراسی بد ترین نظام است، چون اشخاص خون آشام مثل بوش، بلیر و شارون دارد، کمونیزم هم استالین، ببرک، نجیبف ترکی و حفیظ الله امین داشت، فاشیزم هم موسیلینی و هتلر داشت، راوا هم مائو توسه تونگ و ... داشت. این ها همه اش دلایلی هستند که بر حقانیت دین اسلام و مکتب ساز بودن آن دلالت دارند. اعمال گلب الدین و یا دیگران اگر بد هست بخاطر بد است که خلاف اسلام بوده است. نه بخاطر شعار های شما.
مردم افغانستان هم اینقدر خرد دارد که گناه اشخاص را به گردن اسلام نمی اندازد. یگان انسان بی ایمان و یا سست ایمان مثل شما از اسلام منتنفر میشود. بعد از واقعهء یازده سپتامبر تا حال در اروپا و امریکا ده ها هزار نفر مسحیی به اسلام گرویده اند.اینها که انسان های متمدن استند و مطالعه دارند میفهمند که اسلام را از کدام زاویه مطالعه کنند. مثل تو نیستند که بخاطر عقده شعار بدهند.
گلب الدین و امثال او فردا نیستند پس توقع داری که در این کشور کفار و نظام کفری حاکمیت کند؟
آنانی را که تو روشنفکر و مترقی خوانده ای نشانه ای از بی خبری و عدم آگاهی توست! کسانیکه جامعه خود را نشناسد و آفتاب را با این درخشش نبیند هیچ عاقلی آنان را روشنفکر گفته نمیتواند.
اگر برهنگی و بی حیایی روشفنکری و تمدن باشد، حیوانات از همه متمدن ترند. اگر تکیه بر بیگانه و اجنبی روشنفکری باشد، پس غلامی را در کجا جستجو کنیم و بدانیم فرقش با بیگانه پرستی چیست؟ « اجنبی یعنی کفار چون مسلمان برای مسلمان از هر سر زمینی باشد بیگانه نیست و مسلمان برادر مسلمان است»
اگر شما آقای شهپر نمونه ای از روشنفکری و آگاهی باشید، برای اخوانی های بزرگترین دستاورد و مژده است که میتوانند سالهای سال بر این کشور حکمرانی کنند، چون انسان بی خبری مثل ترا در مقابل خود دارند. تا حال کجایش را دیده ای؟ اگر چشم سیاف، ربانی، حکمتیار و ... پنهان شود با صد ها هزار اخوانی مواجه شوی که صد سال به نرمش استاد سیاف حسرت بخوری!
شما دلیل بگویید و شعار ندهید. اسلام هم با جنایات اشخاص از میان نمی رود. چون در این 1400سال هزاران جنایت کار در تاریخ گذشته ا ست ولی اسلام و مکتب والای قرآنی بر جای خود باقیست و هر روز از خود، سید جمال الدین، محمد عبده، حسن البناء، اقبال، شریعتی، خمینی، حسن البشیر، مودودی و صد ها هزار متفکر تقدیم جامعه اسلامی میکند و صدا های شما دیگر جایی را گرفته نیمتواند. خداوندخود وعدهء نگاهداری این دین را داده است «ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگاهداری آن را بدوش داریم ـ آیت قرآنکریم»
به حقوق بشر و شعار های دروغین آن فریب نخورید. اگر میخواهید حقوق بشر را خوبتر بشناسید به اعمال غربی ها در گوانتانامو، ابو غریبف بگرام و زندانهای سری امریکا در اروپایی شرقی توجه کنید. این حقوق بشر یک شمشیر دو دمه برای کوبیدن دشمنان امریکایی هاست. همین سعودی و کشور های خلیج که بد ترین نظام های دکتاتوری و ضد بشری را دارند کسی از حقوق بشر در رابطه شان حرف نمی زند، کسی آنها را تهدید نمیکند؟ ولی ایران که صرف آقای امریکا را قبول ندارد با وجود بهتر بودن حالاتش از کشور های نامبرده و حتی در منطقه از همه بهتر است هر روز مورد تهدید بوش است. ملل متحد هم ساختهء دست چرچیل، روزولت و ستالین است. این یک ادارهء فاشست غربی است و حق وتو بد ترین دکتاتوری مدرن است. شما هنوز از دنیا بکلی بی خبر هستید. این جنگهای تباه کن هم بخاطر من و تو نیست. بخاطر نفت، بخاطر منافع استراتیژیک نظامی و سیاسیست. شما هنوز در خواب هستید امید وارم این جواب جرقه ای باشد برای بیداری تو. با احترام به شخص جناب شهپر
پرسش از راوا و هواداران راوا
جناب امید آزادی!
ازکجا معلوم که خودت حکمتیار نباشی بااین نثر که ملاحظه شد.
تا جائیکه من حکمتبیار را ازنزدیک میشناسم اکثر وقت ها لحظه ایکه وی تنها بماند همراه خود هم جنگ میکند.
نشانی دیگر آنکه جرید آزادی درپشاور بوسیله دامادش جریر تمویل وانتشار می یافت.
خداعالم الغیب است که زیرکاسه نیم کاسه نباشی.
برحال گپهایب قوی معلوم میشه عمل ات را خدا میداند
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای شهپر! سلام الحمد لله که سخنانم در تو تأثیر واقعی داشته، چون از دل بر خواسته بود. من در اروپا زندگی میکنم و حکمتیار را هم یک جنایت کار میدانم. چون او اول در حق اسلام و جهاد جفا کرده است. دیگران هم به نحوی همین طور. ولی من یک مهاجر هستم که میتوانم آدرس خانهء خود را هم برایت بدهم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
امید آزاد بچیم!
قبول کنید که من شهپرنیستم اما اینکه نام امید آزادی را بخود انتخاب کرده ئی وخیلی قیل وقال سید قطبی را براه انداختی که بابحث سازمان راوا و ارائه اسناد مخالف وموافق سر نمیخورد مه صرف همین قدر گفتم که گپهایت خیلی خوب عمل ات را خدامیداند.
منظورم این بود که اخوانیها تاوقتیکه قدرت بدست شان نرسد خیلی خوب حرف میزنند موافق هستم که حتی از قلب شان حرف میزنند اما تجربه نشان داده که بمجرد که مقعد شان به کرسی برسد مانند کمونستان زحمت کش همه آنچه را که قبلا میگفتند فراموش میکنند.
تکرار میکنم که من باحکمتیار ازنزدیک آشنائی دارم وقبول کن که وی اکثر اوقات بخاطر به کرسی نشاندن دلیلش حتی خودرا هم قربانی میکند ومیگوید که حکمتیار هم جنایتکاربوده است خصوصا درسایت های آزاد مثل کابل پرس?.
درجنگ های کابل وی اکثزا وی در مخابره های دستی باقوماندانان بی سواد پنجشیر وپروان دربحث های مخابروی داخل میشد و استدلال میکرد اماوقتی که موضوع ملامتی رهبران میرسید حتی میگفت
"که من حزبی هستم من میگویم که رهبرم هم درین جنایت سهیم است آیا خودت میتوانی که مسعود را بگوئی که وی خیانت میکند؟"
امامن خودم اخوانی نیستم آن آقای شهپر را نمیشناسم موضوع خودت با اصل بحث چندان همخوانی ندارد امید وارم که درمورد بخصوس سازمان راوا چیزهای که داری بنویسی که جالب باشد این کلی گوئی های شما چندان درد را دوا نمیکند.
پرسش از راوا و هواداران راوا
نظر به خواست آقای جنبش این هم معلومات مستقیم من از راوا!
قسمیکه شما میدانید بعد از کودتای ثور و تجاوز روسها به افغانستان کمونستان چینایی یا مائوی که در اول چند ماه با رژیم کمونستی بودند و در نهایت خلقی ها که رگ فاشیستی شان نسبت به رگ سوسیالستی شان چربی میکرد، بعضی از رهبران شعله جاوید و کمونستان طرفدار راوا را« مثل قیوم رهبر، مجید و... گرفتار کردند و یک بخش آنها هم که کمونستان مائوی بنام ستم ملی تحت قیادت طاهر بدخشی و بحرالدین باعث مبارزه میکردند به زندان افتیدند. چینایی ها که از ترس روسها به مجاهدین کمک تسلیحاتی میکردند در یک مشکل اساسی گیر افتادندکه با دوستان خود چه کار کنند؟ همین بود که بخشی از این فراری ها را تحت نام «راوا» یا سازمان انقلابی زنان ـ تمویل کردند و از آی إس آی خواستند که برای آنها جای بدهد. از آنجاییکه در آن سالها اختلاف مرزی میان چین و هند رو به گسترش بود و چین دوست پاکستان بحساب می آمد، در مقابل کمک چین به مجاهدین در پهلوی دیگر کشور های جهان، اسلام آباد این درخواست کوچک را پذیرفت و راوا را در حضانت خود گرفت.
اولین بار دفتر راوا به رهبری مینا در کویته افتتاح شد و در آن سالها جمعیت به رهبری استاد ربانی از این امر نا خوشنود بود، چون به اندیشه و بر نامه های آنها آگاهی کامل داشت، اگرچه حزب اسلامی به رهبری حکمتیار در این رابطه چیزی به آی إس آی توصیه نکرد، شاید حکمتیار خطر آنان را درست درک نمیکرد. همین بود که راوا تصمیات عجولانه گرفت و چند تن از قومندانان جمعیت را ترور کرد و در پشت پردهء این ترور آی أس آی هم قرار داشت.
جمعیت هر قدر فشار به پاکستان آورد ثمر نبخشید و راوا هم با راه اندازی یک مجله تبلیغات بر علیه مجاهدین را شدت بخشید و دفتری هم در اسلام آباد باز کرد. بعضی از فامیل های سکر بیست هم که از ترس راکت های سکر بیست از کابل گریخته بودند و زنان با سواد تر داشتند به این سازمان پیوستند و با مشورهء آنها توانستند به دفاتر ملل متحد معرفی شوند و این سازمان نسبتا تشکیل قوی پیدا کرد و افرادش روز تا روز زیاد شد و چند مکتب هم با کمک بعضی از سازمان های جاسوسی اسرائیلی و انگلیسی و مسیحی در اسلام آباد باز کردند و کار شان بیشتر رونق گرفت.
اما بر گردیم به اصل مطلب که مخالفت جمعیت با راوا بود. قومندانان جمعیت در کویته رهبر راوا به خونخواهی همان قومندانان ترور شده کشتند و اگر اشتباه نکنم چند تن دیگری از آنان هم کشته و زخمی شدند. جمعیت اسنادی راهم پخش کرد که راوا علاوه از فعالیت های سیاسی در دفتر کویته مراکزی برای فحشا و فساد دختران مهاجر هم برای افراد آی إس آی باز کرده بو و خود مینا جان در رأس این دستگاه بد اخلاقی بود، من هنوز همان رسالهء جمعیت را با عکس مینا که پیراهن آستین کوتاهی خاکستری بر تن دارد و بدون تنبان است، و واقعا زیبایی خاصی دارد در اختیار دارم.
در آنزمان این موضوع از طرف راوا تردید نشد.
به اطلاعات دقیق من راوا تا اینکه دفتر خود را در اسلام آباد بکشاید از جانب چین از چینل آی إس آی تمویل میشد و کارش محدود بود.
با آمدن سکر بیست ها این سازمان به دفاتر مشبوه خارجی، جاسوسی، موساد، موسسات تبشیری مسیحی، معرفی شد و حالا از سازمان های وابسته به جریان های بالاست و تحت نام ترقی و آزادی مردم را به بی دینی و فحشا و فساد واخلاق غربی دعوت میکند.
ملالی جویا هم وقتی در امریکا در یکی از کلیسا ها دعوت شد در پشت دروازهء همین کلیسا آرم و شعار راوا را برای جمع آوری کمک به اطفال یتیم افغانی نصب کرده بود. سیمین عمر این موضوع را با اسناد از تلویزیون آریانا پخش کرد.
راوای ها برنامه و فلسفهء سیاسی مشخصی ندارند و تنها از راه پول بی صاحب این احمقان ادارات جاسوسی تغذیه میشوند و شاید در آینده یک درد سر بسیار خطرناک تروریستی برای هر ادارهء افغانستان باشند.
اینهاتنها پول دارند و پشت شان به موساد، انتلجنت سرویس، آس إس آی و موسسات تبشیری مسیحی گرم است.
من لست طولانی از افراد بر جستهء این سازمان را در دست یکتن از رهبران افغانستان دیدم که چه وظایفی را اجراء میکنند و محل تجمع ایشان کجاست و میخواهند یک عده از شخصیت های جهادی و مسلمان را ترور کنند.
ترور بعضی از شخصیت ها فرهنگی و مسلمان هم در پشاور کار اینها بود.
استاد احمدزی شهید، استاد خطیب شهید، استاد ابو ادریس و بسیاری از استادان دانشگاه ها را ترور کردند.
اگر ضرورت بود اسناد را هم در اختیار شما میگذارم. فعلا در دسترس نیست و در افغانستان این اسناد را دارم.
پرسش از راوا و هواداران راوا
خواننده ی عزيز بهتر بود ابتدا اسنادت را ارايه می کردی و پس از آن ادعايت را.
ضمنا نقدی که ما از راوا می کنيم، دليلی بر معاف کردن گروه های جنايتکار نيست.
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای میر هزار سلام! من در هیچ جای نبشتهء خود نخواستم که جنایتکاران معاف شوند، اگر باشد نشان بدهید. اینکه این مقاله را از چشم دید خود نگاشته ام دیگر اسنادی نمیخواهد. ولی در رابطه با ترور ها اسناد وجود دارد، شما شمارهء تلفون خود را بدهید و در کابل راهنمایی میشوید تا اسناد را کاپی کنید و بگیرید. اگر بخواهم همهء دهها دوسیه را اسکن کنم و به سایت بسپرم خود شما میدانید که طاقت فرسات و امکان ندارد. یا هم آدرس پستی خود را بدهید.
پرسش از راوا و هواداران راوا
سلام
بهتر است اسناد مهم را اسکن کرده و ايميل کنيد:
editor@kabulpress.org
سپاس
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقای میرهزار سلام،
وقتی نوشته این فرد را خواندم که نوشته اسنادی در اختیار دارد، فکر کردم به کشف مهمی دست یافته اما اصلاً منتظر دریافت سند از او نباشید چون از حادثه مرگ مینا دیگران هم خبر دارند. مینا توسط احمدسلطان از اعضایی راوا به همکاری پسر کاکای احمد سلطان (از اعضای راوا) در کویته در یک مکتب راوا که تعطیل بود، به قتل رسید. هیچ رابطه بین قتل مینا و جمعیت اسلامی وجود ندارد. درین قتل دو تن دیگر از اعضای راوا هم کوشته شدند که در کشته شدن آن افراد برادر خود مینا نیز دست داشت که راوا او را به عنوان خایین می شناخت. برادر او پسان تر در بین راه کابل و جلال آباد گم شد.
این فرد که از دادن اسناد گپ زده است، هیچ سندی ندارد. گلبدین از دشمنان سرسخت راوا بود و راوا به شکلی با جمعیت اسلامی مراوده داشت. راوا دو جزوه دارد که شاید در سایت شان هم باشد: سخنی با آقای برهان الدین ربانی و جزوه دوم: باز هم سخنی با آقای برهان الدین ربانی. در این دو جزوه همانطور که از خلیلزاد گله شده است، از او هم گله صورت گرفته است که چرا با گلبدین نزدیک تر است. اسناد این فرد سند دار به همین خاطر وجود ندارد.
فرهنگ نقد
اگر ما فرهنگ نقد را بپذیریم یک گام اساسی بسوی تحقق شعار های دموکراسی برداشته ایم .
اگربحثها به این شکل پیش برود البته بدون توهین به آرا و نظرات همدیگر باشد مشق وتمرین دموکراسی خواهد بود .
کابل پرس? بستر خوبی دراین راستا شده است .
که قابل تقدیر میباشد.
آنلاین : فرهنگ نقد
فرهنگ نقد
تو چه کردی ویبلاگ خود را اینجا برای ما رکلام کردی و سرمایه دار احسان الله بیات را که یک دیگ خیرات خود را 120 بار در تلویزیون خود رکلام کرده
بند امیر دیگر چیست. تمام افغانستان بند امیر است. بحث کن ما را به وبلاگ تو چه غرض
گفتی فرهنگ نقد باز احسان الله کمپرادور را برای ما رکلام کردی
عجب مردمی را گیر ماندیم. هرکس در فکر خود است....
شهپر
پرسش از راوا و هواداران راوا
سلام به کامران ميرهزار که صدایش صدای دردمندان افغانستان است. از بحث شما با راوا خوش شدم. اول بار است که روشنفکری مثل شما بحث و جدال جدی را به راه انداخته و تاسف که روشنفکرنمایان دیگر از بحث و انتقاد با راوا می هراسند. عملکرد شما نمونه کار ملی و انسان دوستانه در کشور مظلوم ما است.
يک توصيه به راوا می کنم که به سوالات آقای ميرهزار جواب قانع کننده داده تا به گفته ميرهزار معلوم شود که گنجشک را رنگ نمی کنيد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقاي ميرهزار فکر ميکنم که مشکل در جايي ديگر است. وقتي بشردوست کمي مشهور شد و تمام مردم او را ستايش ميکردند، همه اين حرف را ميگفتند که بشردوست شعلهاي است. آقاي بشردوست دفعتاً وارخطا شد و در لست جنايتکاران نام شعلهايها را نيز اضافه کرد تا از اين اتهام نجات بيابد و کسي ديگر او را شعلهاي خطاب نکند.
در چندين قسمت سايت کابل پرس? نوشته شده که آقاي ميرهزار راوايي است و خودت هم مانند بشردوست وارخطا شده و به ضد راوا نوشتن را شروع کردي و اتهاماتي بيموردي مانند افراد بيسواد را به راوا ميزني که راوا پشتونيست است و نام فلان فلان فرد را نگرفته است. بيا کمي منطقي فکر بکن، خودت مقالات ديگر راوا را خواندهيي و مطمئن هستم که اکثرش را خواندي ولي ميخواهي که خود را قول مردم عاد به کوچه حسن چپ ميزني. آيا نميتواني از مجموع مقلاتش درمورد سياستهايش چيزي را درک کني؟
آيا در سايت را عکسهاي جنايات تمام دورهها را نديدهاي به شمول اشغال امريکا را؟
نگفتي که اين عضو راوا کيست که به شما گفته که راوا هيچگاه راپور مالياش را به اعضايش نشان نميدهد. شايد سيما سمر برايت گفته باشد، او هم زماني عضو راوا بود. از سيما سمر نپرسيدي که آيا حزب وحدت گزارش مالي خويش را در ميان اعضايش پخش ميکند؟
پرسش از راوا و هواداران راوا
اين فقط تصور شماست جانم. شما خودت داری اتهام پشتونيست بودن را به جانت می خری. من چند پرسش ساده و روشن کردم و پاسخ ها آن چيزهايی نيست که شما می گوييد. لطفا مانند رفيقتان، گرد و خاک نکنيد که از موضوع اصلی دور شويم. به سوالات دقيق و بطور مشخص جواب دهيد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
در زمان اشغال روس در وطن عزيزم طي صحبتهاي با يكي از رهبران
وطنپرست و مبارز ( ضد روسي و ضد اخواني) ابراز نگراني كردم‚
زيرا ايشان برعكس ديگر رهبران جهادي‚ بدون باديگارد هاي مسلح
در شهر پشاور همه روزه گشت و گذار ميكردند.
ايشان در جوابم گفتند: “ ما از دشمنان خود(مقصدش از روسها واخوان بود)
حراسي نداريم‚ زيرا آنهارا خوب ميشناسيم و ميتوانيم از خود دفاع كنيم.
اما مشكل اصلي ما دوستان ما اند‚ زيرا ما اينها را خوب نميشناسيم“.
در آخر مبارزه اش‚ زمانيكه روسها شكست خورده بودند‚ اين فرزند وطنپرست
بلاخره طوريكه ايشان پيشبيني كرده بودند‚ بدست “ دوستانش “ در پشاور كشته
شدند.
اين مقدمهء كوتا را ازين لحاظ نوشتم‚ كه ما طي سه دهه شاهديم‚ كه جنبشها و
شخصيتهاي ضد روسي و ضد بنيادگرايي بزرگترين ضربه را از همفكران و
همقطاران خود متحمل ميشوند. همين روشنفكران ضد ارتجاع اند كه بجان همديگر
چسپيده اند و تمام نيروي شانرا صرف مبارزه ضد همبستگان طبعي خود ميكنند.
اين در حاليست كه بنيادگرايان هرچه بيشتر باهم ميپيوندند‚ در اعتلاف هاي ضد
مردمي دست به هم ميدهند و به قدرت شان هرچه بيشتر ميافزايند.
اما جنبش روشنفكري وطن ما هرگز اين الفباء و اصل خيلي اپتدايي مبارزه را
مراعات نكرده است: كه نبايد در عين وقت در چندين جبهه جنگيد‚ بايد بين
دشمنان طبعي و همبستگان طبعي تفاوتي قايل شد‚ برضد آن يكي بايد مبازره كرد
وبا آن ديگري بايد همنواء شد.
از همه اين خورده گيري ها و جدال هاي ما فقط دشمنان طبعي ما يعني بنيادگرايان
سود برده اند‚ و اگر در عمل خود تجديد نظر نكنيم‚ بازهم ميدان را دشمنان ملت
خواهند برد و ما هنوز هم بدور خود خواهيم پيچيد.
اين يك واقيعت خيلي تلخ و رنجدهندهء جنبش روشنفكري وطن ماست كه متاّسفانه
هنوز هم حاضر نيستيم كه از گذشته ها و اشتباهات خود بياموزيم.
آزرده نشويد.
احترام
پرسش از راوا و هواداران راوا
ازخنثی بودن مضمون معلوم است که از شهپر باید باشد زیرا زمانیکه ضربات کوبنده رفیق پرشور راخورده است ازشرم نام خودش را نیز یاد نمیکند.
درک این آقا از کلمه روشنفکر کاملا نا مفهوم است که ایشان کی هارا روشنفکر وکی ها را بنیادگرا میخوانند.
من شخصا تاجائیکه با روشنفکران مختلف معاشرت نموده ام درافغانستان تاکنون بمفهوم واقعی کلمه روشنفکر عاشق انسان انسانیت جذاب سخنور توانا بالاتر از شادروان ببرک کارمل کس دیگر را ندیده ام.
پرسش از راوا و هواداران راوا
از پند و نصيحت شما سپاس. اما در اينجا مساله بسيار بنيادی تر از آن است که شما می فرماييد. مساله اين است که راوا واقعا همان راوايی ست که خود را نشان می دهد يا چيزهايی پشت پرده هست که ما و شما خبر نداريم و حتا جمعی از جوانانی که به زعم من با نيت پاک عضو راوا شده اند نيز از آن بی خبرند. همچنانکه در بالا نوشته ام راوا بايد پاسخ معقول و منطقی به پرسش هايم ارايه کند. اين پرسش ها و پرسش های ديگری که خوانندگان در همين صفحه طرح کرده اند تنها بخشی از پرسش هاست. واضح و روشن است که روشنفکری بدون خردگرايی و پرسش کردن و به پاسخ قابل قبول رسيدن ممکن نيست. حال شما در همين صفحه ببينيد که ما بجای شنيدن پاسخ معقول شاهد منحرف کردن بحث هستيم. چند جوان هوادار و عضو راوا که خود نيز بی خبرند، در بی خبری دارند يکه تازی می کنند که چه شود؟ می توانند اين پرسش ها را پاسخ گويند که نمی توانند چون معلوماتی از اين دست در اختيار آنان نيز نيست. در عوض می توانند از سران راوا بپرسند که بله پاسخ اين پرسش ها چيست و خودشان نيز در پرسيدن شريک شوند. با اين پرسش ها و پاسخ هاست که خردگرايی حاکم می شود، ورنه من همين صفحه را هر چند وقت يکبار، دوباره در رديف اولين مطلب قرار می دهم تا بالاخره معلوم شود که فقط دشنام دادن و تحقير کردن افراد چيزی ست که راوا آموخته و يا خرد و انديشه ای هم در سر دارد.
پرسش از راوا و هواداران راوا
ايکاش مشکل راوا و راوا ييان، تنها عدم ارائه گزارش مالی و عايداتی می بود. راوا ييان بسيار بيرحمانه کلمات و نامواژه های فارسی را به اتهام ( ايرانی بودن) زير پا ميکنند ، در همانحال که مقالات شانرا عمدتا در پيام زن به زبان فارسی يا بقول خود شان (دری) مينويسند.اينان از دانشگاه ، بيمارستان، دبير، خانم، خيابان ، آقا، صندلی ، چارچوب و .. نفرت دارند ، اما کاربرد معادل پشتو و اردو وهندی اين کلمات را بخود افتخار ميدانند: يعنی پوهنتون ، چوکی و چوکات!
اينان در همان حال که از زبان ايرانی بد شان می آيد، از زبان شاملو ظاهرا نفرت ندارند، چون اهداف سياسی شانرا برآورده ميکند!
اينان که فرهاد دريا را بخاطر غير سياسی بودن ! ا ش ميکوبند، از گوگوش ايرانی نيز با ستايش ياد ميکنند، چون شنيده اند که گوگوش ، سياسی! ميخواند.
يک سازمان سياسی کمتر ديده شده است ،با زبان بومی وطن خويش ( فارسی) اينهمه دشمنی ورزد و هر که را که فارسی خوب و پاکيزه بنويسد، متهم به ( ايرانيت) کند!
يک سازمان سياسی کمتر ديده شده که شاخه ای که بر آن نشسته است ، قطع کند. يعنی با زبان مادری خويش ، سر ستيز گيرد ! گويا نويسندگان راوا، و قلزنان افغان ـ جرمن آنلاين ، يا يکی اند يا اهداف مشترک و خاينانه دارند! اينان در صدد ند، زبان من درآوردی و بی پدر ومادری را به نام دری! بر مردم ما قالب کنند ، زبانی که بقول آقای ساحل دادخواه ، در حقيقت زبان ( دری وری) است نه دری!
من راوا را ، دشمن فرهنگ فارسی ، و همه فارسی زبانان ميدانم . با احترام. شازيه فروزنده
پرسش از راوا و هواداران راوا
آقاي نعيم آمو‚
من نه يك شخص “ خنثي “ و نه يك آدمكشم‚ كه اگر ديگر سلاحي در اختيارم نباشد‚
با قلم كسانيراكه مخالف نظرم باشند‚ ترور كنم.
من يك انسان صلحشورم كه از جنگ ‚ انسانكشي ظلم و تبعيض نژادي و جنسي....
نفرت دارم. اگر اين خواص به نظر شما خنثي ميايند‚ برويد و “ ضربات “ كشندهء
تانرا بر سر كسي ديگري وارد كنيد‚ زيرا من توان مقابله با آدمكشان وتجاوزگران
جنسي را ندارم.
و ازينكه به نظر شما فقط ببرك كارمل يگانه “ روشنفكر توانا.......“ بود‚ معلوم
است كه شما از كدام آخور آب خورده ايد. با وطن فروشان (مادر فروشان) نيز
كاري ندارم. همه شهكاري ها و مادرفروشي هايتان ثبت تاريخ است‚
تا نواسه ها و كواسه هايتان به آن افتخار كنند.
مقصد من از روشنفكر مادرفروشان خلقي و پرچمي نيست!
احترام
نظر راوا راجع به لطیف( پدرام)
ازاینکه موضوع بحث سازمان راوا است بد نیست که خواننده گان ما بدانند که سازمان راوا دربرابر شاعران که با ایشان هم عقیده وهم سازمان نیستد چگونه برخورد میکند.
لینک که درپائین میخوانید نامه عتاب آمیز است به اسماعیل خوئی یکی ازشاعران ایرانی درخارج که شعر راجع به لطیف پدرام گفته است.
نویسنده بنام جنید این کار شعر خوئی را جاسوس پروری وهم جنس باز پروری خوانده است واخطار کرده است تاازین عمل بدش یعنی ناز دادن پدرام از ملت ایران وافغانستان معذرت بخواهد.
درین نوشته آقای لطیف پدرام متهم به هم جنس گرائی شده است.
آنلاین : http://http://pz.rawa.org/63/63parh...
نظر راوا راجع به لطیف( پدرام)
http://pz.rawa.org/63/63parham.htm
پرسش از راوا و هواداران راوا
بايد از مدير مسول مبارزه و آزاديخواه کابل پرس? تشکر کرد که فضای گفتمان برای همه گروه های فکری افغانستان و روشنفکران ايجاد کرده است.
بکتاش راوایی من را دراین صفحه دعوت کرد
دوست عزیز بکتاش جان من همه بحثهای که در پیرامون نوشته میرهزار شده است نخوانده ام ولی من اهل بحث هستم .
نه اهل دشنام وفحش .
شاید کسانیکه با شما دراین صفحه وارد بحث باشند میدانند که من چه می گویم شما غیر از فحش و دشنام چیزی دیگری را نیاموخته اید .
راستی شما به نمایندگی از سازمان انقلابی زنان گپ میزدید فکر می کردم که یکی از آن خواهران انقلابی هستید ولی شما که بکتاش شدید انشاالله مبارک است .
پس بیشتر اعضای این سازمان بکتاش هاست نه .......این هم ظلمی دیگر در حق این قشر مظلوم در این وطن.
من درفرصت دید گاهها را می خوانم .
ولی درآن صفحه شکست خوردید حالا بین خود ما باشد کم آوردید عصبانی شدید ها ها هاهاههههههه
خوب باشد عیب ندارد دربحث این گپ ها پیش می آید.
اين صفحه ی پرسش از راواست!
حاضرم برای شما دو نفر و خوانندگانی که درباره ی گپ شما نظر می دهند، يک صفحه ی جديد باز کنم که هر چه خواستيد با هم بحث کنيد اما لطفا در اين صفحه به پرسش های ساده و روشنی که در بالا آمده بپردازيد. اگر هم بسيار مشتاقيد که در همين صفحه خارج از موضوع اصلی بحث کنيد، بگوييد که ما جل و پلاسمان را برداريم و با پرسش ها و اظهار نظرات پيرامونش به جای ديگری برويم.
متاسفانه عده ای در اين صفحه، علی رغم عضو بودن در راوا ( به دليل اينکه در رده های پايين هستند) نمی توانند به پرسش های بالا پاسخ دهند و خاک باد می کنند که بحث از مسير اصلی خود خارج شود. اين پرسش ها کنجکاوی های يک روزنامه نگار است و می خواهد ببيند اين سازمان سی ساله چقدر با مردم افغانستان صادق بوده و شفافيت دارد. البته اين همه ی پرسش هايی که دارم نيست.
بستگی به نظری بکتاش راوایی دارد .
دوست عزیز اقای کامران میرهزار !
تشکر!
از زمینه یی که فراهم کرده اید تا افکار وعقاید مختلف در صفحه مجازی با هم به تبادل نظر می پردازند.
بهیچ عنوان نمی خواهم که مسیر بحث و کاملا منطقی منحرف گردد اگر کسی به ایده وعقیده یی ما حمله کنند ما دفاع می کنیم با منطق هم حرف زده ایم ومیزنیم واز این جاده هم خارج نمی شویم چون بکتاش ما را متهم کرد که در آن صفحه هم شما هستید در حالی که من جدیدا وارد این صفحه شدم. بخاطریکه بفهمد ما اهل فرار در میدان بحث معقول نیستیم هر چه این دوست ما بگوید ما همانگونه عمل خواهیم کرد.
من یک سوال دراینجا طرح می کنم :
آیا فحش ودشنام جرم نیست ؟
که نشرات روا پر از دشنام وفحش است.
اين صفحه ی پرسش از راواست!
آقای میرهزار،
با شناختی که از راوا داریم، تصور نکن که درین مسئله خاموشی اختیار میکنند، و انتظار نداشته باش که آنان بحث را با خودت در این صفحه ادامه دهند، منتظر پاسخ مفصل و کوبنده شان باید باشی، تا جاییکه میدانم در گذشته دیگرانی مثل رهنورد زریاب، بیرنگ کوهدامنی، نبی مصداق، اکرم عثمان، آصف معروف و ... نیز زمانی به پیام زن نوشته اند که هرکدام پاسخ های تندی دریافت داشته اند که آنرا میشود در سایت شان ببینید.
دوستی حکایت میکرد که واصف باختری در ارتباط به نامه نوشتن زریاب به پیام زن برایش گفته بود: "کجایت میخارید که اینها نوشتی؟"!!!
پس به گفته دوستی در همین صفحه بسیار ذوق زده نباش، منتظر باش که پاسخ دریافت کنی از خود راوا.
اين صفحه ی پرسش از راواست!
استقبال می کنم از پاسخ احتمالی راوا. ولی اميدوارم اگر می خواهد بتازد، پرسش ها را نيز بی جواب نگذارد و بصورت دقيق موضع خود را درباره ی دزدان و جانيانی که در بالا نامشان آمده و باقی موجوداتی مانند آنان روشن و واضح بيان کند. در ضمن برخی از اين دزدان و جانيان، مصلحتی هايی هم دارند که فارسی و پشتو نمی دانند، راوا برای اثبات موضع انتقادی خود از اين جانيان، بايد به زبان انگليسی هم به آنان بتازد تا مصلحتی در ميان نباشد. هر چه هم خواست می تواند به من بتازد. من خودم پاسخ شان را در همين سايت نشر می کنم. البته با پاسخ مناسب به آن.