سال 2007، سال مولانای عزيز گذشت و اکنون سال 2008 است. من ابتدا ورود به سال 2008 را به تمام خوانندگان کابل پرس? تبريک می گويم و اميدوارم در اين سال در افغانستان خشونت ها کمتر و محو شده و گام های عملی برای تامين حقوق بشر برداشته شود.
و اما سال 2008 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل سال "بين المللی زبان ها" اعلام شده است. اين موضوع بسيار اهميت دارد وقتی بدانيم جهان در تلاش است که زبان های زنده ی جهان را حفظ کرده و رشد داده و از انقراض زبان هايی که به حاشيه رانده شده اند، جلوگيری کند. معمولا در همه جای دنيا تنوع زبانی باعث رشد و غنای زبانی می شود اما در افغانستان چرا اين موضوع عکس آن است؟
تمام نشانه های تنوع و گستردگی در جامعه ی افغانستان برای دشمنی و جنگ عليه يکديگر بکار گرفته می شود و از ويژگی های مثبت آن برای گسترش و ژرف کردن روابط انسانی استفاده نمی شود. اين موضوع وقتی اهميت پيدا می کند که می بينيم، از يکسو به ظاهر روشنفکران اين مملکت خود بيشتر از ديگران به اختلافات و يکی هم اختلافات از راه تفاوت زبانی دامن زده واز سوی ديگر دولت و مقامات نيز که بايد برای رفاه و آسايش مردم کار کرده و به مردم خدمت کنند، از تفاوت زبانی سوء استفاده کرده و تبعيض روا می دارند.
اگر به دانشگاه کابل برويد، استادی که فارسی زبان است به شاگردان پشتو زبانش نمره نمی دهد و استادی که پشتو زبان است به شاگردان فارسی زبان. اگر به وزارت فرهنگ برويد، وزير طالب ما جناب خرم، تمام تلاش خود را گذاشته تا زبان فارسی را کمرنگ جلوه دهد و از الف تا يای اين وزارتخانه را پشتو کند. کاری که وزير قبلی رهين عکس آن را می کرد.
اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن پشتو زبان است، از در و ديوار آن اعلاميه ها به زبان شيرين پشتو آويزان است و اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن فارسی زبان است عکس آن. مقام فارسی زبان کار مراجعين پشتو زبان را درست انجام نمی دهد و مقام پشتو زبان هم کار مراجعين فارسی زبان را.
اين به ظاهر روشنفکران و مقامات نابخرد افغانستان از اختلافات زبانی کوهی ساخته اند که گويندگان اين دو زبان را به نظر خود از هم جدا کرده اند. می دانم در کنار اين اختلافات زبانی، اختلافات قومی، نژادی و گروهی هم بی تاثير نيست اما با همه ی اين ها هم پشتو زبان و فارسی زبان به ظاهر روشنفکر و هم مقام دولتی به مردم و زبان ظلم می کنند.
در کنار زبان های فارسی و پشتو زبان های ديگری هم در افغانستان عزيز هستند که رو به فراموشی می روند.
يادم می آيد، چندی پيش دوست ترکمنی را ديدم که درباره ی مشکلات زبان ترکمنی برايم گفت که برای نخستين بار بود شنيده بودم. اين مشکلات چنان است که بر پيشرفت اين زبان بومی تاثير گذاشته و آن را تحت تاثير قرار می دهد. در زمانی که بايد به اشکال گوناگون تلاش کنيم تا زبان های بومی رشد کنند، وجود مشکلات باعث ضعف و حتا کم کم انقراض اين زبان ها خواهد شد.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست، بياييم زبان ها را در افغانستان حفظ و رشد دهيم. اگر پشتو ضعيف است و رشد نکرده در رشد آن کمک کنيم اگر فارسی در حال رشد است و می خواهد جسد نيمه جان خود را در افغانستان درمان کند را به وابستگی متهم نکنيم. نگوييم پشتو زبان ما وابسته به حکومت پاکستان است و فارسی زبان ما وابسته به حکومت ايران. برای مساله ی زبان به عنوان پديده ای که توانسته قلمرو جغرافيايی را در نوردد، اهميت بيش از اين قايل شويم.
من قانون اساسی افغانستان را چندان نمی پسندم و در بسياری موارد آن را دارای تناقض و تبعيض می بينم. اما با اين وجود در قانون اساسی فصل اول، ماده ی شانزدهم آمده است که از جمله زبان های پشتو، دری، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری و ساير زبان های رايج کشور، پشتو و دری زبان های رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان های ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حيث زبان سومی می باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد.
قانونی که توسط اين مقامات فرصت طلب و نژادگرا بايد انجام شود متاسفانه اجرا نشده و ما بارها ديده ايم که مقامات عکس قانون و عليه منافع مردم کار می کنند.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست. در سال 2008 ما در کابل پرس به اين مساله بيشتر از پيش می پردازيم و کوشش می کنيم به مساله زبان و راه های رشد آن بيشتر بپردازيم.
در پايان پيام مدير سازمان يونسکو درباره ی سال بين المللی زبان ها را با هم می خوانيم که نمايندگی اين سازمان در افغانستان به کابل پرس ارسال کرده است:
"زبانها مهم اند!"
سال ٢٠٠٨ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان "سال بين المللی زبانها" نامگذاری شده است.
سازمان يونسکو که وظيفه هماهنگی فعاليتهای سال آتی به آن محول شده است، مصمم است که وظيفه
خود را به عنوان يک سازمان راهبردی در اين زمينه به طور کامل به انجام برساند.
اين سازمان از اهميت قاطع و حياتی زبانها در مقايسه با بسياری از چالشهای ديگری که بشر در دهه
های آينده با آنها روبرو خواهد بود، کاملا آگاه است.
زبانها برای حفاظت از هويت افراد و گروهها و همچنين برای همزيستی مسالمت آميز آنها در جوامع،
اهميت بنيادين دارند. آنها (زبانها) عاملی استراتژيک برای پيشرفت به سوی توسعه پايدار و ارتباط
موزون مابين زمينه های عمومی و محلی می باشند.
زبانها دارای بيشترين اهميت برای رسيدن به اهداف مصوبات پيشين سازمان ملل در سال ٢٠٠٠ يعنی
و "اهداف توسعه هزاره" (با نام اختصاری (EFA "شش هدف آموزش برای عموم" (با نام اختصاری
می باشند. (MDGs
زبانها به عنوان عاملی برای همگرايی اجتماعی [در ميان گروههای هم زبان] نقشی استراتژيک برای
هستند چرا که آنها در گسترش سوادآموزی عمومی و ( MDG برچيدن فقر مطلق و گرسنگی ( 1
مبارزه ،( MDG يادگيری مهارتهای زندگی موثرند. زبانها برای رسيدن به آموزش ابتدايی همگانی ( 2
اهميت بنيادی دارند و همه اين فعاليتها بايد به زبان های [ ( MDG با ايدز، مالاريا و ساير بيماری ها ( 6
مادری] جمعيتهای مورد نظر انجام شوند، اگر واقعا رسيدن به اين اهداف مد نظر است. حفاظت از دانش
ذاتا به زبانهای محلی و بومی ( MDG و مهارتهای بومی و محلی و تضمين محيط زيست پايدار، ( 7
وابسته است.
علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی وابستگی زيادی به تفاوتهای زبانی دارد همانطور که در اعلاميه جهانی
تنوع فرهنگی و برنامه فعاليتهای مرتبط ( ٢٠٠١ )، ميثاق حفاظت از ميراث فرهنگی و ميثاق پاسداری و
ترويج تنوع فرهنگی ( ٢٠٠۵ ) بر آن تاکيد شده است.
اما در فاصله چند نسل آينده، ممکن است بيش از ۵٠ درصد از ٧٠٠٠ زبان رايج دنيا کاملا از بين بروند.
کمتر از يک چهارم اين زبانها در مدارس و محيطهای آموزشی تکلم و تدريس می شوند و در فضای
مجازی اينترنت بکاربرده می شوند و بيشتر آنها به صورت پراکنده استفاده می شوند. هزاران زبان ديگر
که هر روزه بر زبان مردم جاری است، در مکانهای آموزشی و فضاهای نشر و رسانه ها مورد استفاده
قرار نمی گيرند.
اکنون ما بايد دست به اقدامی عاجل بزنيم. چگونه؟ با تشويق و توسعه سياستهای زبانی، بگونه ای که هر
جامعه زبانی قادر باشد تا ابتدا از زبان اول خود، يعنی همان زبان مادری خود، هرچه وسيعتر و هر
اندازه که ممکن است در امر آموزش استفاده کند و در کنار آن در يک زبان ملی يا منطقه ای و يک زبان
بين المللی نيز مهارت پيدا کنند. همچنين بايد افرادی که به زبان غالب (اکثريت) سخن می گويند را
تشويق کرد تا به يک زبان ملی يا منطقه ای ديگر و يک يا دو زبان بين المللی تسلط يابند. تنها در
صورتی که چند زبانی کاملا پذيرفته شود، تمام زبانها جايگاهشان را در دنيای گلوباليزه شده ما پيدا
خواهند کرد.
از اين رو سازمان يونسکو از تمام دولتها، ارگانهای ملل متحد، سازمانهای جامعه مدنی، سازمانهای
آموزشی، انجمنهای حرفه ها و ساير موسسات مرتبط و علاقه مند دعوت می کند تا فعاليتهای خود را
برای تقويت مراقبت ويژه از زبانها و ترويج و پاسداری از تمام زبانها، به خصوص زبانهای روبه
زوال، را در تمام زمينه های فردی و اجتماعی افزايش دهند.
خواه اين فعاليتها از طريق زمينه سازی در مورد آموزش زبانها، فضای مجازی (اينترنت) يا محيطهای
ادبی باشد. خواه از طريق پروژه هايی برای حراست از زبانهای در حال زوال يا ترويج زبانها به عنوان
وسيله ای برای به هم پيوستگی اجتماعی و يا جستجوی ارتباط بين زبانهای مختلف و توسعه اقتصادی،
ارتباط بين زبانها و دانش بومی يا زبانها و خلاقيت انجام شود. در هر حال اين ايده که "زبانها مهم اند!"
بايد همه جا ترويج شود.
روز ٢١ فبروری سال ٢٠٠٨ ، که نهمين سالگرد روز جهانی زبان مادری است، اهميتی ويژه خواهد
داشت و يک فرصت زمانی ايجاد خواهد کرد برای معرفی شروع اقدامات جديد برای گسترش و ترويج
زبانهای مختلف.
هدف مشترک ما اين است که اطمينان حاصل کنيم، اهميت تنوع زبانی و چندزبانگی در سيستمهای
آموزشی، اداری و حقوقی، فرهنگی و رسانه ها، اينترنت و تجارت و اقتصاد در سطوح کشوری، منطقه
ای و بين المللی به رسميت شناخته شود.
سال بين المللی زبانها، ٢٠٠٨ ، يک فرصت بی همتا ايجاد خواهد کرد تا پيشرفتی قاطع برای رسيدن به
اين اهداف حاصل شود.
کوئيچيرو ماتسورا
نظرات
34 دیدگاهفارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای میرهزار
زبانهای دری (فارسی) و پشتو زبانهای رسمی و زبانهای اند که باید هر تبعه افغان آنها را بیاموزد و در راه رشد و غنای آنها بکوشد. زبانها میتوانند، در صورتیکه به صورت انسانی غنا یافته و آموخته شوند، قدمی بس بزرگی در راه پیوند های ملی گردند.
ولی یک سوال : شما در بخشی از نبشته خویش وزیر اطلاعات و کلتور را طالب خطاب کرده اید < آیا سند و یا دلیلی برای این ادعای خویش دارید ؟ اگر خیر آیا این عمل شما فقط یک ماجراجویی طفلانه به شمار نمیرود ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
طالب بودن به اين معنا صرفا نيست که زير بيرق امارت تاريک طالبان باشی. بر کسی پوشيده نيست که وزير طالب آقای خرم انديشه های طالبانی دارد. آيا تاکنون به وزارت فرهنگ رفته ايد؟ اگر برويد و بخواهيد وزير را ببينيد، دو نظامی اول از شما می پرسند که از وزير چه می خواهيد.
همين وزير زمانی که تازه به وزارت رسيد، در موسسه ی آينه در چهارراهی ملک اصغر، وقتی دختران عکاس از او می خواستند عکس بگيرند، با عصبانيت گفت که من نمی خواهم زنان از من عکس بگيرند.
و بسيار موارد ديگر. اگر فرصت کرديد مقاله ی مرا درباره ی ايشان بخوانيد. " وزير فرهنگ با انديشه ی طالبانی". زمانی که من اين مقاله را نشر کردم و پس از انتشار مقاله ای ديگر در همين رابطهدر کابل پرس?، خبرنگاران و اهالی فرهنگ دست به اعتراض عليه وزير زدند.
بله ايشان وزير طالب انديش هستند و اگر نيستند و شما معتقديد که نه ايشان برای فرهنگ کاری کرده اند و عليه فرهنگ نيستند دليلی بياوريد.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای میرهزار
من از اینکه آقای خرم به زنان اجازه نداده از او عکس بگیرند اطلاع ندارم ولی اگر تنها به این امر و اینکه در وزارت اطلاعات و کلتور دو نظامی از شما اول بازخواست میکنند کفایت کرد و آنها را ملاک تعین اندیشه های اشخاص تعین کرد پس تقریبا اکثریت کابینه آقای کرزی و نمایندگان ولسی جرگه طالب هستند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تند باد عزیز
امید وارم اندکی آهسته بوزید. چونکه مردم کشور درد دیدۀ ما توان مقاومت در مقابل وزش تندباد ها را از دست داده اند...
اولین تاریکئ فکرئ که باید به آن اشاره کرد، نوشتن کلمۀ (کلتور) به عوض (فرهنگ) است. که نشان دهندۀ اینست که ما زبان انگلیسی و لاتین را قبول داریم اما زبان هموطنان خود را نه!
در اینکه مقامات بلند پایۀ کشور به نوعی با طالبان و مفکورۀ آنها وجوه مشترک دارند شکی نیست.
اگر یکبار به ولایات جنوبی مثل هلمند سفر نموده و به دفاتر دولتی پا بنهی، خواهی دانست که طالب کیست و اندیشۀ طالبانی چیست؟
این مقامات نه اینست که خود سرانه قدرت محلی را در دست گرفته باشند. اینها به امر همان وزیران و مسئولان پشت پرده در کابل بر این کرسی ها تکیه زده اند.
اینکه دو مقام بلند پایه یوناما از کشور به امر رئیس جمهور و وزارت دخله اخراج میشود و یا جناب کرزی بدنبال شمارۀ تلفون حکمتیار و یک چشمه سرگردان است اینها درخور تفکر عمیق و منصفانه اند.
طالب و تکنوکرات دو روی یک سکه است اما چشم بینا کجاست؟
اگر قضیۀ گروگانگیرئ کوریایی ها به خاطر عزیز تان باشد... نمایندۀ طالبان مستقیماً با کوریایی ها داخل مذاکره شدند و دولت امنیت آنها را گرفته بود...
اگر قضیۀ شهید اجمل نقشبندی را به یاد داشته باشی معاملۀ یک ایتالوی با پنج تن سران طالب صورت گرفت اما برای رهایی یک افغان یک طالب آزاد نشد...
اگر به احصائیۀ کشته شدن پولیس و عساکر اردو توجه کنید خواهید دانست که هدف کشته شدن افغانهاست نه خارجی ها...
هیچ شنیده ای که یکی از انتحاریون، سخنگویان، ویا سران طالبان پس از اسیر شدن و بازجویی محکمه شده ویا به اعدام محکوم گردد؟
این ها نشانه هاییست آشکار، که اگر نخواهی میتوانی انکار نموده و چشم هایت را بر آنها ببندی.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آیا منظور تان از مقامات بلند پایه دولتی ضیا مسعود، خلیلی، قانونی، مارشال فهیم، پروفیسور ربانی ، ضرار احمد مقبل،امرالله صالح، دگر جنرال بسم الله خان ..... است یا فقط باز هم پشتو زبانها ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
همۀ ایشان! اما خوب میدانی که اکثریت کسانی را که اسم برده قدرت شان شکل سمبولیک داشته و حتی اختیار تشناب رفتن خود را هم ندارند... و این را هم میدانی که قدرت اصلی بدست کیست و خود را به کوچۀ حسن چپ میزنی...؟
این شیوۀ جدیدی نیست و بسیار شباهت دارد به شیوۀ یهودیانی که 2000 سال در مقابل عیسویان و 1400 سال در مقابل مسلمانها استفاده کرده اند...
اگر اجازه بدهید، مطالعۀ تاریخ را به شما پیشنهاد مینمایم.
والسلام
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بر کسی پوشيده نيست که کريم خرم سياست فاشيستی و قبيله گری را پياده می کند. تغيير لوحه وزارت فرهنگ نمونه ديگر از موارد ضديت کريم پهلوان با زبان و ادب فارسی است.
من يادم می آيد که آقای ميرهزار دو مقاله در کابل پرس? منتشر کرده بودند و اولين بار انديشه طالبانی پهلوان وزير را نشان دادند. فرهنگيان افغانستان بعدا متوجه شدند که وزير چه می خواهد انجام دهد و در هتل ستاره دست اجتماعی داشته و دست به اعتراض زدند. کريم پهلوان يکی از مشاوران خود را برای دفاع فرستاده بود. اين مشاور به نويسنده مقاله ها تاخت و همانجا آقای ميرهزار جواب مناسبی به او داد. من از آقای ميرهزار قدردانی می کنم که خاينان و فاسدان و ضد فرهنگيان را به مردم نشان می دهند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اگر این بی وجدانهای خونخوار اجازه رفتن به تشناب را ندارند پس چرا استعفا نداده و بر شرمساری شان می افزایند ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بخاطری که مثل آنعدۀ دیگر خود را فروخته اند (اما یک کمی ارزان تر...) تا به تحقق پروژۀ خارجی ها توسط احمدزی، احدی، اتمر، جلالی،... و کرزی، سرعت ببخشند!
ای شوخک خوب میدانی که گپ از چی قرار است اما باز هم از شیوه یهودیان استفاده میکنی!
اما باز هم جای تشکری اش باقیست.
سلام است بر تو و همقطارانت!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوستان عزیز هموطن چه دری زبان چه پشتو زبان احترام تقدیم است .
چرا جرو بعث بی فایده آیا شما چند سال دیگر را به نام زبان دری و پشتو بین خود جنجال میکنید . خاین جانی در هر قوم هر ملیتی که باشد محکوم است . آنانکه در فکر نفاق وتعبیض زبانی بین هموطنان هستن . این خیانت بالا تر از آن است که در طول سی سال در وطن صورت گرفته است .
زبان در جهان مطرح ومهم نیست چیزی که مهم است آدم بودن است دیگر انسان هارا باحقوق شان شناختن است در غیر آن پشتو و فارسی در سیاف ربانی گلبدین ملا عمر قانونی ........ وهزاران اشخاص دیگر هم هستن . بیایید که هوشیاری خود را حفط کنیم تا خارجی هارا نگذاریم موفق شوند . عراق را مطالعه کنید که چه نوع آتش نفاق ( شـیهء و سنی ) را در بین شان تازه کردن .لازم نیست که سی سال دیگر بنام زبان جنگ/ کشتن/ بیوه ساختن /یتیم ساختن /را پیش بگیریم .در صورتی که ما همه میدانیم که همچو تضاد ها جای را نمیگیرد برای پشتو زبان ودری زبان نفع دارد .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بله! آقای معصومی باید عناصر خاینی را که مشکلات و اختلافات را دامن میزنند و آغاز گر توطئه ها و فتنه ها هستند را شناسایی نموده و مثل غدۀ سرطان از میان برداریم... اما بیا که طفره نرفته و با حقایق رو برو شویم و با تشکر از وسعت دید و خوشبینئ تان نسبت به همه چیز، ولیکن باید گفت که گفتن آسان است اما عمل معۀ صداقت بسیار مشکل! و آیا میشود یک چند سوال را صادقانه جواب دهی؟
1. زبان فارسئ دری، یکی از زبان هائ رسمی در کنار زبان پشتوست. چرا سرود ملئ کشور به هر دو زبان سروده نشده؟
2. در نوشتن روی بانک نوت ها چرا از یکی از زبان هائ ملی کشور نیز در پهلوی دیگری استفاده نمیشود؟
3. در نوشتن سر لوحه هائ وزارت خانه ها، دانشگاه ها و سایر ارگان ها، چرا از هردو زبان رسمی استفاده صورت نمیگیرد؟
4. در ولایات جنوبی مثل ارزگان، قندهار و هلمند که تعداد کثیری از فارسی زبان ها زنده گی میکنند، چرا فرزندان شان حق فراگیرئ سواد به زبان مادرئ خود را ندارند؟
اگر میخواهی که لویه جرگه را بهانه بیاوری قبلاً باید برایت بگویم که قابل قبول نیست! چرا که ملا عمر و ربانی نیز توسط همچو گردهمایی هائ پوچ و بی معنی به قدرت رسیدند و جنایات خود را توجیح میکردند... بیایید لطفاً علمی و عملی بحث کنیم!
در غیر آنصورت:
هم دزدی ، هم خیانت ، هم مکتب سوزی ، هم قتل عام مردم و هم عمران و بازسازئ قومی ، قبیلوی؟!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تو جه تند باد ها و باد ها را به مطالعۀ این مطلب جلب میکنم که مکر کرزی و دارو دسته اش را نشان میدهد که اولاً خواهان بد نام کردن اقوام دیگر هستند و بعداً او را برکنار کرده و فردی را مانند ملا عبدالکریم خرم اخند را بجایش نصب میکنند... الی آخر داستان:
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
When wer are going to stop accusing each other and I am sure afghans are never going to be happy with any one just trying to accuse each other and clean the road to dark ages like taliban then no body will be able to drop a few lines in Kabul press? to state his feeling here so please le us think twice and do not make the situation worser and we all know if tommorrow the Nato and other troops leaves Afghanistan then even one month will be longer for the taliban to capture again Afghanistan then we all must run to other countries as we did druing the taliban government.
We never learn from the past that is our habbit that is our negative point that is true the taliban are the worst people and their government is writen with black letter in our history but what about Mr.Rabbani and others who was involved in the killing of 60,000 kabuli? if the minister of calutre or finance minister and others made mistakes etc can not be campred with the killing of people as Rabbani and other criminals did during thier power in 25% of kabul
I am sorry if I write in english because I do not have dari key board.
I wish we are going to be united one day
Ikhlas wardak
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
با عرض احترام خدمت آقای عــارف .
عارف جان اینرا من و تو وهمه وطنداران میدانند که مقصرین که ها هستن .از پرسشهای های که ازمن کرده اید ممنونم .ولی فکر نمیکنم که اندازه فهم شمارا داشته باشم تا پرسشهای شما را به صورتی که لازم است جوابگویم. از انتقادات ومعلوماتی که لطف نموده نوشته اید متشکرم .میدانم که این همه بدبختی ها سالهای درازی است که توسط یک تعداد خاینین سمت گرا دامن زده شده و فلحال هم دوام دارد . در سی سال قبل هم این موضع مطرح بود ولی قسمی سرد که خون نمیریخت انسانهای بیگناه کشته نمیشد مگــر حالا انسانها کشته میشوند طفلکان مظلوم یتیم میشوند زن ها بیوه انسانها در به درو خاک بسر میشوند.ای کاش روشنفکران وطن این استعداد را داشته باشند که همه پرابلم های خود و وطن خود را بین خود بدون حضور خارجی ها بدون جنگ و شور صمیمانه حل کنند . و خودشانرا در برابر پول خارجی نفروشند . حالا که چنین جریان روان است چرا از عقل و منطق خویش استفاده نکنیم تا خارجی ها موفق نشوند . آقای عارف شما که این موضع را با نوک برچه میخواهید حل و فصل کنید بفرمایید ما هم نگاه کرده موفقیت تانرا آرزو میکنیم . شما که زندگی تان وابسته به تفنگ و مرمی است اصلآ قابل ملامت نیستید . بلی ناگفته نباید گذاشت که آقای کریم خـُـرم که سر لوحه وزارت را تغیر داد ازاین شخص چه توقع دارید .از روزی که وزارت بدستش افتاد چه کار های در این وزارت صورت گرفته کدام کتابی تآلیف و چاپ شده کدام برنامه کلتوری ترتیب و در خدمت هموطنان قرار گرفته و صد ها مثال دیگر همچنان چندین وزارتخانه دیگر . من خودم از کابل هستم پدر و پدر کلانم اجدادم از کابل هستن هیچ کدام تضادی با این دوزبان رسمی ندارم ولی نمیخواهم یکتعداد خارجی های که از این مسله بخاطر نفع خود استفاده میکنند کامیاب نشوند . تا چه وقت استثمار. استعمار. بردگی .حسارت . شما فکر کنید پاکستان که نه کدام تاریخی نه..... خلاصه فاقد همه وهمه . مارا علیه یکدیگر استعمال میکند و نغع خویش را میبرند چرا آیا در این عصر ترقی عصر صحبت وعصر محبت ما افغانها دیوانه هستیم مگر هیچ چیزی را نمیدانیم که استعمال اشخاصی میشویم که جو دوتا خر و اسپ را تقسیم نمیتوانند . ها چه تولید داریم خوراک پوشاک ادویه قرطاسیه ...... همه از کشور های بیگانه برای ما صادر میشود وما در جنگ زبان ملیت مذهب هستیم چرا چرا چرا وهزار چــــــرای دیگر ؟؟؟؟؟؟؟ در صورتیکه می دانیم که استعمال میشویم باز هم چـــــــراخود فروشی .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای اخلاص وردک
بیا تا شف، شف نگفته و شفتالو بگوییم. گذشته را همانطور که شما میفرمایید صلوات و آینده را احتیاط!
اما انصاف شما را میخواهم معلوم کنم. همین سه موضوع بطور خلص چطور میشه؟
1. سرود ملی باید مثل فعلاً تنها به پشتو باشه و یا 50% به زبان دری شوه؟
2. بانک نوت ها 50% به فارسی هم نوشته شوند و یا تنها به پشتو محدود گردند؟
3. لوحه ها و سر لوحه ها تنها به پشتو نوشته شوند و یا 50% فارسی شوند؟
بیا و توکل به خدا (ج) ببینیم که افکارت مِلی میبراید و یا قبیلوی؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
Dear Zia, for me it does not matter who is who and I dont talk about one tribe and for me there is only one race that is humanbeing race but the sad part as I see the interference of our neghbours in our internal affairs and they will be too happy to see We are in the war of words, blaming and swearing on each other
Regarding the nation chore, currency or sign oboards I have to mention what will solve if all the sign boards and other things are going to be in dari or pashtoo
Do you know there is no official language in United States?even if you write your letter in dari the official is not allowed to reject it what about India, Pakistan and other south asian countries thier official langauage is english even that is not thier own language but here we are just wasting our time for something which is not going to build our future and that will devide us more
but any way I am very sorry if I wrote something wrong but you can correct me
With regards,
Ikhlas wardak
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای وردک
دلهرۀ تان از مداخلۀ کشور هائ همسایه کاملاً قابل تأیید است. اما بی تفاوتئ تان از حالت فعلی بخاطر آنست که کار ها همه بر طبق خواهشات و میل تان جریان دارند... اما شما مداخلۀ کشور هائ همسایه را مهمتر از مداخلۀ کشور هائ قدرتمند دنیا میدانید، این خود سوال برانگیز است... سیاست دروغین امروزی همین حکم را میکند که هر گاه چرخ زنده گی بر طبق مراد ما میچرخید، باید بی تفاوت بوده و بی خیال از انسانیت و جهانی شدن بحث کنیم. امروز چون خاطرت جمع است که اتمر ها ، احدی ها، کرزی ها و احمد زی ها کار هائ قبیله گرایی را خوب انجام میدهند، فلهذا دمت گرم است و از انسانیت و جهان هستی قصه ها میکنی.... ها ها ها ها ها... ای شوخک! مثل اینست که هیچ چیزی را نشنیده ای و ندیده ای؟
اقوام غیر پشتون بیشتر از پشتون ها قربانئ مداخلۀ همسایه گان و سایر بیگانه ها بوده اند که جنگ هائ تنظیمی در کابل و حملات وحشیانۀ طالبان در مرکز و شمال کشور مثال هائ خوبی بوده میتوانند. همین چند ماه پیش آیا ندیدی و نشنیدی که کوچی ها چی بر سر هزاره هائ بهسود آوردند؟
اما حرف جای دیگر است. اینکه شما میگویید بودن سرود ملی ، جملات روی بانک نوت ها و لوحه هائ ارگان ها و دفاتر دولتی اهمیتی ندارند که به پشتو باشند یا به فارسئ دری، خود سوال بر انگیز و مشکوک است.
اگر اهمیتی ندارند پس چرا قبیله گرایان ِ متعصب پشتون در زمان سلطنت خاندان آل یحی نوشته هائ بانک نوت ها را به پشتو تبدیل کردند؟
و چرا تکنوکرات هائ پشتون که از غرب تشریف آورده اند سرود ملی را از دری به پشتو تبدیل کردند؟
چرا همین تکنوکرات ها هر وزارت خانۀ که به چنگشان میآفتد فوراً لوحه ها و نوشته هائ داخل و بیرون ساختمان وزارت خانه را از فارسئ دری به پشتو تبدیل میکنند؟
مثال ایالات متحده امریکا را گفته ای که هرگز با افغانستان قابل مقایسه نیست. افغانستان یکهزار سال نیاز دارد تا به درجۀ ایالات متحده برسد. مثال خوبش هم خود شما هستید!
شما با آنکه با حقوق مدنی و قوانین بشری آشنایی دارید اما بسیار به آسانی از کنار ضایع شدن حقوق هموطنانتان میگذرید و بسیار خونسرد میگویید: "مشکل نیست! چی فرقی میکند اگر سرود ملی ... به زبان پشتو باشد؟! چی فرقی میکند اگر هزاران تن از شاگردان مکتب در ولایت هلمند به زبان پشتو مکتب شانرا بخوانند؟!"
اما مادامی که شاگردان پشتو زبان در مرکز هر چند خود ایرادی نداشته باشند، به زبان دری مکتب بخوانند، فوراً سر و صدا انداخته و از حقوق اولیه بحث میکنید! حالا فرق نمیکند یا شخص شما ویا هم حنیف اتمر! بخاطریکه حنیف اتمر نیز تحصیل کردۀ غرب است.
آیا انصاف همین است؟ حدیث صریح پیامبر (ص) است که میگوید:
"هر آنچیزی که برای خود میپسندید، برای دیگران نیز بپسندید!"
آیا هموطنان پشتون ما با آنکه خود را مسلمان میدانند، به این گفتۀ پیامبر (ص) عمل میکنند؟
در مورد ایالات متحده نوشته ای که اگر عریضه اترا به دری بنویسی کسی انتقاد کرده نمیتواند. اما مطمئن هستی که اگر عریضه اترا به دری بنویسی و روئ میز جناب اتمر صاحب بگذاری، کارت را اجرا کند؟ و یا میشود از جناب ملا خرم اخند زاده پرسید که چرا لوحۀ وزارت اطلاعات و فرهنگ را تبدیل کرده است؟
بله! علت خونسردئ تان را میدانم. خونسردئ شما نه به این دلیل است که شما جهانی فکر میکنید و از دایرۀ قبیله گرایی بیرون شده اید، بلکه علت آن خاطر آسودۀ تان از عملکرد ها و فعالیت هائ قبیله گرایانۀ تکنوکرات هائ حلقه بگوش غرب است.
هرگاهی شما حقایق تاریخی و حاضر کشور را تأیید کردید، آنگاه حرف هایتان قابل قبول است در غیر آنصورت به حرف هایتان نمیتوان اطمینان داشت.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
that is a big lie.
all documents must be submitted with offical English translation of them in the U. S
and the the official language is English
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
aghaaye tond baad, zabaan rasmi cham wae manaayee in ra nah mi dahad kah hamah merdom on ra bayamozand. daer kashwar maa zabaan haayee parsi wae pakhto rasmi and, haer kas bah yaki az in do zabaan daer edaaraat fermaanrewayee / dolati gap bah zanad baayed pazeraftah shawad. in cham/manaayee in ra nah mi dahad kah merdom bayed haer do zabaan ra bayaamozand. daer USA/amrika daer nimay az aastaan haayesh zabaan spanawi wae englisi rasmi and,amaa merdom nachaar nistand haer do zabaan ra bayamozand ,man basayar kas haa ra dedah am daer amrika kah pas az 20 saal zandah- gi daer in jaa chaar wajah/kalamah englisi gap zadah nah mi tawanand, daer edarat rasmi kah mi rawand kasi baa on haa spanawi/haspanawi gap mi zanad. daer kashwar maa ham merdom agar nah mi khahand hich kas hagh nah darad on haa ra nachaar konad pakhto yaad bah girand. dashwari payee yee baa pakhton haa gorah wae naadaan daer hamin jaa ast. merdom az aamokhtan pakhto chah soodi bah borand ? shamaa yak sood zabaan pakhto ra bah nawisid kah man daer amrika on ra yaad bah giram. zabaan pakhto/pashto sodi bah merdom nah darad merdom on ra yaad nah mi khahand bah girand, fashaar wae zoor natijah wae hodah manfi dadah wae mi dahad.omeed pakhton haa bah kharad/aghal aayand wae az kar haayee bi kharadanah dast bar darand. 02 January 2008
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خدمت آقای معصومی سلام و احترام
حق با شماست. همه میدانند که کیها مقصرند اما کمتر کسی به حق گردن می نهد. پرسشها بسیار آسانند اما پاسخ دهنده باید انصاف داشته باشد تا فهم و دانش. پیامبر اسلام (ص) سواد نداشت اما انصافش او را اشرف انسانها ساخت. حال اگر شما نیز از گوهر انصاف و عدل که خداوند (ج) به تمامئ بنده گانش اعطا کرده (بعضی ها استفاده میکنند ولی بعضی ها نه) استفاده کنید جواب ها را بطور خود کار خواهید نوشت. اما...!
خوب بهر حال، از آن آرامش 30 سال قبل نیز که گفته بودید، اشتباه میکنید. آن آرامش، آرامش قبل از طوفان بود! وعدۀ خداوند (ج) است که هر آنجاییکه ظلم و ستمی باشد، بجز غضب و قهرم منتظر هیچ چیز دیگری نباشید. خاندان آل یحی از عبدالرحمن و پسرش کمتر ظلم نکردند، خون هائ امروزی نیز نتیجۀ بی شرفی هائ آن پست فطرتتان میباشد. و متأسفانه هنگامیکه آتش در بیگیرد تر و خشک همه خواهد سوخت.
و راستی راجع به مشکلات گفته ای و روشنفکر ها را مقصر دانسته ای... اما حالا تقریباً کار از کار گذشته است و روشنفکران نیز همان هایی اند که در جلو چشمانت لوحه ها را به پشتو تغیر داده و سرود قبیله یی خود را به نام سرود ملی میفروشند. قصۀ بانک نوت ها هم بر میگردد به خاندان خاین آل یحی.
اینرا من نیز میدانم که افرادی چون من و تو در تصامیم مهم دولتی و تصامیم خاینانۀ تکنوکرات ها سهمی نداریم اما سوال در اینجاست که وقتی ما از حقوق پایمال شدۀ خود توسط سردمداران غدار و ظالم شکایت میکنیم شما دوستانی که در این جنایات شریک نیستید چرا مداخله میکنید؟
شما هر وقتی حرف حق را از زبان یکی شنیدید فوراً مهر یا تاپۀ جاسوسی را مهربانی کرده و به پیشانی اش نزنید. اولاً لطف نموده و در مورد آن ادعا تحقیق کنید بعداً اگر دیدید به ناحق بود تاپۀ تانرا بزنید!
وقتی که دانستید عمل تکنوکرات هائ خاین پیرامون پشتو سازئ سرود ملی، کتب درسی، بانک نوت ها، لوحه ها و مکتوب هائ رسمی عملی غیر عادلانه است، آیا نظر به اوامر و احکام اسلامی و انسانی این را وظیفۀ خود نمیدانید که بر علیه آن ولو به یک جمله و حرفی مبارزه کنید؟
من نعوذ باا... از شما نخواستم که چاقو گرفته بجان خر عیسی در وزارت اطلاعات و فرهنگ حمله کنید، فقط گفتم که نظر تانرا ابراز کنید، که آیا این عمل نوکران بیگانه ها صحیح است یا غلط؟
عین سوال ها را در مورد سرود ملی، کتب درسی، نوشته هائ روی بانک نوت ها، و مکاتیب رسمی از شما پرسیدم که نظر تانرا اعلان کنید.
شما بجای نوشتن یک کلمۀ بله و یا خیر، حرف را برده اید بجا هائ دیگر... و از خود فروشی نوشته کرده اید. در حالیکه خود فروخته گان کسانی اند که همین اکنون به نحوی در قدرت سهیم بوده و مصروف چور و چپاول بیت المالند و در پهلوی آن بنابر اوامر باداران خود به پشتو سازئ افغانستان مصروفند. لازم به ذکر است که شورائ نظار و متباقئ غداران نیز بهتر از تکنوکرات هائ پشتون نبوده اما فرق آنها در اینست که فعلاً جیب ها را پر کرده و چون قدرت به دست شان نیست کاری بیشتر از آن کرده نمیتوانند.
بهر حال در نوشته هائ گذشته ام هرگز از خنجر و شمشیر بحثی بمیان نیاورده ام میتوانی برائ اطمینانت دوباره بخوانی... اینرا بخاطری برایت گفتم که ما از ترس هم تبارانت (طالبان) هزاران کیلومتر از کشور فرار کرده و در یک کشور بیگانه ، همانند افغانستان به کار هائ فرهنگی مشغولیم. و به اطمینان گفته میتوانم با آنکه پدر کلان ِ پدرم بدست عبدالرحمن ملعون به شهادت رسیده تا به امروز ، هیچ فردی از فامیلم بجز از روشن گری و فعالیت فرهنگی هرگز به سلاح گرم و سرد دست نبرده و در آینده نیز به چنین اعمال شنیع و غیر اسلامی دست نخواهیم زد. اگر بناحق به چنین اعمالی دست بزنیم پس فرق ما با جاهلان چیست؟
موفق و موید باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
If English is official language then what about Spanish and you forgot last year Bush was asking for official language to be approved by US congress and he couldn’t succeed, first try to find out the correct information then call some one lier.
خــدمت آفــای عــارف تقـدیم است .
خدمت آقای عارف احترامآ به عرض میرســانم اینــکه .
برادر گل از ایمل انتقادی تانرا مطالعه کردم شاید قوه تفهیم من در برابر شما ضعیف است ویا اینکه حمدی بنده را به آنعده اشخاصی مقایسه و محکوم میکنید . برادر عزیز در قسمت سی سال قبل خاندان آل یحی گفته اید بلی در هر قسمت از زندگی چه اجتماعی چه اقتصادی یا نظامی در زمینه درس وتحصیل جوانان میهن ملامت هستن و سخت خیانت در برابر ملت کرده اند که سخت محکوم میکنیم . در حصه اینکه بنده را محکوم به مقصر ساختن روشنفکران نموده اید . اشتباه میکنید من روشنفکرانی را یاد آور شدم که مانند ظابطان ماشینی که دیروز تازه به یک قدرت دولت رسیده اند و میتوانند که یک نامه را در عقب میز خطابه بخوانند آنوقت است که خود را در زمره روشنفکران حساب میکنند وآرزو دارند که هر آن حرف و نظری هر آن حُـکمی که میکنند معقول ومبتنی بر قانون اسلامی و اساسات انسانیت است و باید در کرسی نشسته و مردم هم قبول وتطبیق کنند .ودر جایی که هم رسیدن میگویند که من در خانواده روشنغکر تولد شده ام.اینرا نمیدانند که روشنغکر بودن به این اوصاف و اعمال و زور و زر نیست .قبل از روشنفکر شدن آدم شدن مهم است .شاعر میگوید: آدمیت نه به نـُـطـقو نه به جـانو نه به ریش است ..... طوطی هم نُـطقو خر هم جانو بز هم ریش دارد .
من به هیچ فردی یا کسی به هیچ عنوانی تاپه نزده ام و نمی زنم و صلاحیت تاپه زدن نا حق را بر یک شخص هموطن ویا حتی همشهری خویش بزنم
اما مداخله در این امورات را که شما بنده را محروم ساخته اید حق مسلمم خویش میدانم . من متولد این خاکم دو دوره خدمت زیر بیرق را در همین سرزمین کردم در همین کشور معیوب شدم چرا نمیتوانم حق مداخله در سرنوشت کشورم را داشته باشم . و از شما خواهش میکنم که اینقدر بخود حق اجازه محرومیت مداخله و تشبث رامن ندهید .از خر عیسی یادآور شدید خر عیسی هزار مرتبه شرف دارد به این وزیر و امثال این ها .این اعمال نوکری بیگانگان را که در سلول های بدن این خر ها نشسته محکوم میکنم . نه تنها من بلکه کسی که اندکی احساس در برابر وطن داشته باشداین اعمال زشت آنها را محکوم میکنند . آباءواجداد من هم شمشیر و تفنگ بدست نگرفته اند و من شما را بگرفتن اسلحه نه تشویق و نه تقبع کردم این اختیاری خود تان است نه از من . صرف نطر بنده اینست که نشود که خدا ناخواسته سی سال دیگر جنگ زبان و سی سال جنگ مذهب شعیه و سنی را بیگانگان در خور ما مردم بی اتفاق ندهد .
آقای عارف . لطفآ برایم تشریح کنید که هدف از این نوشته تان چه است .آیا مــرا هم تبار طالبان خوتنده و حکم طالب را بر من کرده اید لطفـآ واضع سازید .
((((اینرا بخاطری برایت گفتم که ما از ترس هم تبارانت (طالبان) هزاران کیلومتر از کشور فرار کرده و در یک کشور بیگانه ، همانند افغانستان به کار هائ فرهنگی مشغولیم)))))
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اختلافات زبانهای فارسی و پشتو یقیناً بخشی از سیاست های "تفرقه بیانداز و حکومت بکن!" بیگانه هاست. اما گناه مسئولین بلند پایۀ حکومتی در این است که اکثریت مطلق ایشان اجیر و نوکر بوده و اگر بخواهیم در گذشتۀ نچندان دور مثال بدهیم، بهترین مثال آن خاندان سلطنتئ (آل یحی) بودند که با آنکه خود به زبان پشتو تکلم نمیتوانستند اما به امر باداران خارجئ خود پروژه هائ را تحت نام (پشتو تولنه...) براه انداختند که تا اندازۀ زیادی باعث بوجود آمدن اختلافات و نفاق میان مردم عادی و از همه جا بیخبر افغانستان گردید. ظاهر شاه با آنکه تا آخرین روز زنده گی اش نمیتوانست یک جمله را بدون مشکل به زبان پشتو بگوید، دانستن این زبان را بر مامورین دولتی جبری اعلان نموده بود... و اصطلاحات پوهنتون، روغتون، میلمستون... را کوشیدند به شکل اجباری بر تمام مردم کشور بقبولانند اما بیخبر از اینکه با زور نمیشود انسانها را به هیچ جایی فرستاد ولو به دوزخ!
امیدوارم مردم کشورم هر چه زود تر به کمک تعلیم و تربیۀ عاری از تعصب به گوهر علم دسترسی یافته تا بطور آکاهانه با این پدیده هائ شوم استعماری به مبارزه برخیزند (که بعید به نظر میرسد...).
اگر نوشتن کلمۀ پوهنتون مردم پشتو زبانرا با فرهنگ و دانشمند ثابت کند هیچ فردی هرگز بر نوشتن مترادف آن (دانشگاه) در پهلوی آن پافشاری نخواهد کرد اما متأسفانه با آنکه اسامئ تمامئ ارگان هائ دولتی با پسوند (تون) مزین گردیده بازهم شاهد جنایات متکلمین همین زبان بر علیه معارف هستیم که سوزاندن مکاتب و کتابخانه ها مثال خوبی برای این ادعاست.
بدون شک مشکل در میان توده های مردم عادئ کشور نه بلکه در وجود کثیف تکنوکرات هائ روشنفکر نمائ مزدور است.
به امید هوشیار شدن هر چه زود تر مردم کشورم!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
چند نکته در مورد نوشته آقای ناصری
ظاهر شاه و عده دیگر واقعا به زبان پشتو خیانت بزرگ کردند. با میان آمدن پشتو تولنه و فقط گفتن پوهنتون و روغتون پشتو غنا نمییابد. پشتونها ضرورت به کتاب و مواد درسی به زبان مادری شان دارند. چرا پشتو زبان بیولوژی و کیمیا را به زبانی بخواند که زبان مادری او نیست ؟ این است خیانت بزرگ ظاهر به پشتو . او به دری زبانها خیانت نکرده بلکه خیانت بزرگ به پشتونها کرده است که شما وقیحانه آنرا انکار میکنید.
کتابخانه پوهنتون کابل و موزیم کابل را پشتونها غارت نکردند بلکه دزدان سقاو دوم مسعود جاهلزاده به آتش کشیدند. شما در این زمینه هم با وقاحت از واقعیت دوری میجوید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تند باد گرامی امیدوارم آهسته تر بوزی!
ظاهر و داود به نوبۀ خود خدمات خود را کردند و تا توانستند کتاب هائ درسی را نیز از فارسی به پشتو ترجمه نمودند. نیازی به قبول کردن شما نمیباشد چونکه ابوجهل نیز حقیقت را هر گز قبول نکرد.
خودم در یکی از ولایات جنوبی مکتب خوانده و تمامئ کتاب هائ دورۀ لیسه را نیز به زبان ارزشمند پشتو مطالعه نموده ام که کذب ادعائ شما مبنی بر ترجمه نشدن مضامین ساینسی را به پشتو ثابت میکند.
همین اکنون نیز اگر بخود زحمت داده و یک سری به مکاتب قندهار، لشکرگاه، و ترینکوت بزنید شاگردان فارسی زبان را به کثرت خواهید دید که همه گی به زبان ارزشمند پشتو (از صنف اول تا دوازدهم) میخوانند.
در دورانی که دورۀ لیسه را در یکی از همین شهر ها میخواندم، استاد زبان درئ ما نیز یک پشتو زبانی بود که به سختی به زبان فارسی حرف میزد و معنی بسیارئ واژه هائ فارسی را نمیدانست و این شعر استاد خلیلی را اینگونه به پشتو ترجمه میکرد ( کار بجایی کشیده که زبان دری را در صنف به پشتو ترجمه میکنند تا از فرا گیرئ زبان فارسی توسط شاگردان جلوگیری نموده باشند...)
شب عشق و جوانی...
من و تو هر دو باهم نشسته شاد و خُرم...
ترجمه استاد گرانقدر:
هلکانو پوهیژی چی شاعر سه وائی؟
شاعر وائی:
دعشق او زوانی شپه ده...
ما و تا دواره یو زای سره ناست یو او دا زای هم دیر یو شکلی زای دی... او هلکانو تاسو شاد (شهد یا عسل) مو تر اوسه خورلی دی او که نه؟ مچ مچی (زنبور عسل) پیزنی؟ دا شاد چی دی د مچ مچی ... دی. دیر خوژ دی... او شاعر وایی چی ما و تا سره یو زای ناست یو او شاد (شهد) خورو...
خوب تند باد عزیز!
این است حال و احوال مردم ما... من هیچ گاهی ادعا نمیکنم که شورای نظار و یا سایر جهادی ها جنایت نکرده اند و کتابخانه ها را به آتش نکشیده اند و چور ننموده اند اما دورۀ قدرت تاجیک ها و یا بقول دیگر غیر پشتون ها را نمیتوان بیش از سیزده سال (1 سال کلکانی + 6 سال ببرک کارمل + 4 سال ربانی + 2 سال هم سال هائ نخست کرزی) برآورد کرد که اگر آنرا به حد اکثر 15 سال نیز حساب کنیم بازهم در مقابل 250 سال حکومت دوستان پشتو زبان ما یک دورۀ بسیار ناچیز و اندک است...
خوب خودت منصفانه قضاوت کن که در این مدت دو نیم قرن این هموطنان مظلوم و عدالت خواه ما ( دوستان پشتو زبان) چی گلی را بر سر ما زده اند؟ که فارسی زبان ها ویا بقول خودت سقاو ها نزده اند؟
همین طرز برخوردت با فارسی زبانان و سقاو نامیدن آنها که یک مسلک پاک و مقدس یعنی رسانیدن آب به مردم است، آیا فکر نمیکنی که زبان و لهجه ابو جهل و ابو لهب باشد؟
اگر در داخل افغانستان منصفانه سر شماری کنیم آیا تعداد گدایگران پشتو زبان بیشتر است و یا فارسی زبان؟
اگر یک احصائیه از دزدان و قاچاقبران مواد مخدر نماییم، آیا فکر میکنی وزنۀ فارسی زبانان بر دوستان پشتو زبان ما سنگین خواهد شد؟
اگر مکر و فریب سردمداران و رهبران افغانستان را در 250 سال گذشته بر رسی کنیم آیا هیچ فارسی زبانی عفو نامه بر روی جلد قرآن مجید نوشته است که بعد از آمدن طرف مقابل او را سر بریده باشد؟ (معاملۀ نادر شاه غدار را با حبیب الله خان کلکانی بخوان)
آیا حکمتیار ، حقانی، سیاف ، یونس خالص، داد اله ، سگ زرداد، ملا نبی محمدی، ... و بالاخره ملا عمر از هموطنان فارسی زبان ما هستند؟
همین اکنون که قدرت به دست چند تن محدود چون کرزی، احمدزی، احدی، اتمر، وردک ها، مقبل ها میباشد، آیا کشور بسوی صلح ، آرامش و یا ثبات میرود؟ در حالیکه مخالفین نظامی و اصلئ حکومت نیز از برادران پشتو زبان ما (طالبان گرانقدر!) هستند.
بهر حال بنده جهالت را که از هر جناح و گروهی سربزند محکوم میکنم و هیچگاهی جنایات گروه هائ جهادی فارسی زبان چی قبل و چی پس از سقوط حکومت داکتر نجیب را تأیید نمیکنم.
امید که شما نیز به حقایق گردن نهاده و از توطئه ، مکر و جهالت برادران پشتو زبان جانبداری نکنید!
منصف و شکیبا باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقایان
حکمتیار، مولوی نبی ، ربانی، مسعود جاهل، ملاعمر کور، سیاف، عبدالعلی مزاری همه در سرنگونی افغانستان و ایجاد اختلافات قومی و لسانی نقش بس بزرگ داشتند. آنها مولود مکتب جهل ، ارتجاع و بنیاد گرایی هستند که تا امروز بر ضد هر چه گام مثبت در راه ترقی و تعالی کشور است ، قدم علم میکنند.
آیا در کابل که شهر کثیر القومی است در مکاتب مهم کشور چون جیببه، امانی، استقلال پشتون ها به مواد درسی به زبان مادری شان دسترسی دارند ؟ نه ندارند. آیا در پوهنتون کابل پشتونها در زمان ظاهر و خاندانش محصلین پشتو زبان دسترسی به مواد درسی به زبان مادری شان داشتند ؟ آیا حالا دارند ؟ نه ندارند.
دوستان باوز کنید که نه در زمان عبدالرحمن نه در زمان بچه سقاو و نه در هیچ مرحله دیگر در تاریخ آریانا، خراسان و افغانستان ما آنقدر سر افگنده و سر به نیست شدیم که در چهار سال سیاه دوره جنایتکار ملی مسعود و پدران روحانی او ربانی و سیاف و هم مسلکان خونخوار شان بابه مزاری، محسنی، مولوی نبی و دیگران گردیدیم.
عبدالرحمن ظلم زیاد کرد و بچه سقاو دزدی فراوان ، شاه شجاع و کارمل بوت پاکی زیاد کردند و بیگانه ها را بر کشور حاکم ساختند ولی در هیچ یکی از دوره های فوق الذکر شالوده و بنیاد دولت از میان نرفت. مسعود جاهل با بردران جهادی شان از اردو گرفته تا پایه های برق را ویران کرده ، زنان افغان را مجبور به خود فروشی در بازار های پشاور و لاهور ساختند، به عفت و ناموس هزاران دختر و پسر افغان تجاوز کردند و هر چه که افغانستان فقیر داشت از بین بردند و امروز هم در زیر سایه امریکایی ها شیرپور را شیرچور کردند و کشور را به میدان تاخت و تاز بیگانه ها و طالبان مبدل کرده و هر اقدام در راه دموکراسی و آزادی را صد میگردند.
آیا عکس ربانی خائین و حکمتیار ، مسعود و حکمتیار را که حین که پاکستانی ها تلاش دارند آشتی بدهیدشان دیده اید ؟ آیا از آن کرده مرگ برای این جنایتکاران بهتر نبود ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
درست است تند باد عزیز!
حالا شد یک کمی عدالت. حرفهایت را تا اندازۀ قبول دارم اما به شرطی که از ته دل گفته باشی. اینکه در مدت حکومت فارسی زبانان میزان ظلم بیشتر از بقیۀ دوره ها بوده اغراق میکنی. اما بر منکرش لعنت همه گی بد کرده اند و یقیناً جزایش را میبینند.
با آنکه بسیارئ از سوال ها را در بالا جواب نداده ای و طفره رفته ای (مطمئنم که جوابی ندارید) بیا و منصفانه همین موضوع به اصطلاح سرود ملی را پاسخ بگو.
گیرم که نصف از مردم ما پشتو زبان اند ( در حالیکه سرشمارئ منصفانه در کشور ما هرگز وجود نداشته و اگر شده نیز مثل انتخابات کرزی و پارلمان پر از ابهام بوده...) و اینرا هم میدانیم که فارسی دری زبان رسمئ کشور است، چرا به اصطلاح برادران روشنفکر و فهمیدۀ پشتو زبان ما نخواستند که نصف این سرود به اصطلاح ملی به زبان فارسی باشد تا به عمل جاهلانۀ مسعود و ربانی در قبال سرود ملئ 100% فارسئ شان، پاسخ خرد مندانه و عاقلانه داده باشند؟
راجع به دانشگاه کابل نیز اشتباه میکنی! برادر من امسال سال اول دانشکدۀ ساینس است و در آغاز سال شاهد یک صحنۀ عجیب از عکس العمل یکی از همین به اصطلاح روشنفکرانی که خود را استاد میگوید، بوده است.
میگوید: "روز اول سال همان مضمون بود و استاد بعد از ورود به زبان پشتو از ما خواست تا خود را معرفی کنیم. محصلین به ترتیب خود را معرفی کردند:
1. نامم حسن است و از ولسوالئ جاغورئ ولایت غزنی میباشم.
2. مه علی هستم و از جاغوری میباشم.
3. جواد هستم و از ولسوالئ جاغوری...
4. مهدی از ولسوالئ جاغوری...
میگه یکدفعه این به اصطلاح استاد با غضب و قهر ابوجهلانه فریاد کشید: "بس دی! یو ولسوالی راغلی او بسته یو پوهنزی یی تصرپ کری ده! زه نغوارم چی بالا درس ورکرم...!"
بله! دوست عزیز این هم وضعیت روشنفکران پشتو زبان در دانشگاه پایتخت.
و از فعالیت هائ اشرف غنی احمد زی که چی عرض کنم...؟ ایشان که عقل عالمند و بحر العلوم... ولی تحمل کلمۀ دانشگاه را در کنار پوهنتون ندارند، چی رسد به سایر کار ها که بنابر مثل مشهور:
"دلته داسی حال دی په تهران کی به سه حال یی؟"
نمیدانم که آیندۀ کشور چی خواهد شد؟
خداوندا! پناه میبریم به تو از دست تمامئ جاهلان و توطئه گران!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای تندباد!
سخن در مورد رشد زبان فارسی و پشتو و یا عدم رشد آن است و شما باز دنبال مردهء مسعود روان هستید. عزیز دل من! جاهل آدمهای خشکی مثل شما است. ملا نصرالدین انگشترش را در تاریکی گم کرد اما در جایی که روشنایی بود دنبالش می گشت. گفتند چرا اینجا دنبالش می گردی گفت آنجا تاریک است! حالا سخن سر زبان است و شما از عبدالعلی مزاری و مسعود سخن می رانید. چه ربطی به هم دارند؟ یگانه ربطش افکار مریض شما است.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سلام آقای میرهزار
مساله رشد زبان در افغانستان و جلوگیری از آن، یکی از مهمترین و جنجالی ترین مسایلی است که تاریخ آن به سده ها می رسد. این موضوع به بررسی ها ، پژوهش ها و کوشش های زیاد نیاز دارد.
ولی حالا من فقط در باره یک نقطه آن گفتنی دارم. حرف های من واضح و روشن خواهد بود.
در باره زبان اول و دوم که در قانون اساسی ذکر شده، یک طرح ضد ملی و ضد افغانی است. این طرح از خارج به خاطر نفاق ملی تحمیل شده که هم به ضرر پشتو است و هم به ضرر دری.
به نظر من زبان اول برای من دری و برای هموطن پشتون من پشتواست. اگر هموطن پشتون به استفاده از وسایل زور چون دولت و قانون و حمایت خارجی پشتو را برای من زبان اول می تراشد بد می کند. اگر من به این ]رزو باشم که دری زبان اول همه افغان ها باشد در آن صورت من هم عمل او را تکرار می کنم.
پروتیکسیانیزم زبانی از کورس های پشتو گرفته تا فعالیت های "افغان تولنه" همه زبان های افغانستان و گوینده های آنرا در جدل انداخته و به نفاق دامن زده اند.
موضع قانون اساسی ، حلقه افغان ملت در دور و پیش کرزی و کریم خرم همه پدیده های تصادفی نیستند، کاریست ادامه همان شعار "تفرقه بیانداز و حکومت کن"
این بد بختی تنها در تهاجم و نفاق فرهنگی و زبانی خلاصه نشده با اعمال و اقدامان دایمی همرایی میگردد. حمله کوچی های طالبی در وردک،قتل عام مردم جوزجان،نمایش فلم کابل اکسپرس در کانادا، و حالا نمایش وسیع فلم گدی پران باز که آخرین خصومت پشتون و هزاره را به نمایش میگذارد، آرزوهای کرزی بخاطر احیای حکومت قبیله که از طرف حکومت انگلیس حمایت می شود، همه اقداماتی اند که هم به ضرر پشتتون هااست و هم به ضرر هزاره ها و دگران. تنها به نفع بیگانه است.
در اخیر از آقای میر هزار سپاسگذار هستم که بر چنین یک مساله مهم تماس گرفتند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوستان عزيز!
سوگند به خدا که نه زبان پشتو و نه زبان فارسی شايد شکم شما را سير نميکند. من هردو را خيلی خوب ميدانم. ولی زمانی به شکم سير شدم که انگليسی اموختم. با اموختن انگليسی شکر کار ها همه جور است. حتی هيچ به خاطر ندارم که چه وخت کتاب پشتو يا دری را خوانده ام. زيرا با انگليسی همه مشکلات حل ميشود.
فکر ميکنم که هر دو زبان در کشور ما به سوی نابودی روان است و جای ان را حالا کاملا انگليسی درحال اشغال است.
kabuli
.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
برای تو خو فقط شکم مهم است.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آموختن زبان بیگانه هنر است! اما فراموش کردن زبان خود کمال بی هنریست!
همین آرزو را بیگانه ها نیز دارد که باقئ زبانها را در زبان خود مدغم و یا حل سازند.
امید که پیروان زبان هائ فارسی و پشتو بتوانند همدیگر را تحمل نموده در پهلوی آن زبان هائ بیگانه را نیز بیآموزند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
5th January 2007
I wrote here a corrct response for you on 3 January 2007, kabulpress .org printed it ,I could not copy for me,and now it is not here. ! / maybe I write again other day
I hope kabulpress put it back here
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای ميرهزار درود بر شما
نظرات منطقی شما سرجايش اما من زبان مادری ام فارسی است و لزومی نمی بينم زبان پشتو که هيچ رشد نکرده را فرا بگيرم. من کوشش می کنم که زبان خود را رشد دهم و برادران پشتو هم دست از دشمنی با فارسی بردارند و بپذيرند که فارسی زبان ديرينه و نيرومندی است و در منطقه ريشه های تاريخی دارد.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
ناصر جان
زبان مادری شما بدون شک فارسی است و از همینرو در دو جمله مختصر چند غلطی گرامری کرده ای.
مثال:
اما من زبان مادرام فارسی است و لزومی نمی بینم زبان پشتو را که هیج رشد نکرده را فرا بگیرم.
که باید نوشته میشد:
اما زبان مادری من فارسی است و لزومی نمیبینم که زبان پشتو را که هیچ رشد نکرده ، فرا بگیرم.
هر چند استفاده از کلمه رشد برای زبان درست نیست.
ولسلام
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوستان عزیز,
اگر شما تاریخ را مطالعه نموده باشید خیلی از کشور های جهان که فعلآ از جمله کشور های با ثبات بشما می روند مشکلاتشان از وضیعت فعلی کشورمان زیاد تر بوده است و حکومت های شان هم فاسد تراز حکومت های ما, اما مردم شان با تدبیر و تحمل همدیگر تو انستند در مدت زمان کوتاه کشور های شان را از مشکلات برهانند وتا حدی که فعلآ دارای زنده گی مرفه و کشور های قدرتمند نیز می باشند, اگر مایان بخاطر گذشته ها به جان هم بیفتیم و بگوییم که تو چی کردی و من چی کردم نتیجه چه خواهد بود؟ آیا با این سخنان بیهوده خواهیم توانست زبان مادری خود را رشد بدهیم و یا کشور خویش را آباد و از کشمکش های فعلی برهانیم, اگر ما یکدیگر خویش را متهم به دنباله روی از ایران و پاکستان می نماییم چرا به این نمی اندیشیم که همین ایران و پاکستان کشور های اند دارای اقوام مختلف که مشکلات شانرا مهار نموده و فعلآ از جمله قدرت های اقتصادی و نظامی مطرح در سطح منطقه و جهان می باشند, آیا شما که نماینده طبقه روشنفکر (سبق خوانده)این کشور می باشید با این طرز فکر تان خواهید توانست تا دین ملی و اسلامی تان را در قبال کشور و مردم تان ادا نمایید (جواب نخیر است),پس دوستان اگر کسی زبانی را بجز زبان مادری خویش فرا نمی گیرد , حد اقل بجای این سخنان بیفایده جهت رشد زبان مادری خود کوشش نمایید و باسخنان تلخ اگر پشتون است ویا تاجیک ویا... به عصبیت ها ازین بیشتر دامن نزند و به آسیاب دشمنان این وطن آب نریزد ورنه کی می تواند ادعا نماید که در جریان سال های گذشته از ملیت که وی بدان منسوب می باشد کسی به این کشور خیانت ننموده است ؟؟؟؟
دوستان نازنین,
شاه شجاع, کارمل, حبیب الله کلکانی, نادر خان, مسعود,ترکی ,امین و.... رفته اند اگر خوب بودند نامشان به خوبی یاد می شود و اگر بد بودند به بدی پس بیاید تا ما با با هوشیاری تلاش نماییم کشور خود را ازین حالت بحرانی بیرون نماییم چون این فرزندان ما خواهند بود که در باره اعمال ماهم قضاوت خواهند نمود.و دیگر اینکه جدا ساختن گوشت از استخوان خیلی سخت است و همه ملیت های با هم برادر کشور ما هم مانند گوشت واستخوان می باشند و اگر به هر کجای دنیا برویم همه ما به نام اینکشور یاد می شویم نه پشتون,تاجک,هزاره و ازبیک و...پس باید بمیریم و با هم بسازیم .
چه خوش گفته اند :
اگر تو گویی که تویی و من گویم که تویی هم به منم هم به تویی , او که تا ویل چه زه یم او ما ویل چه زه یم نه به ته یی نه به زه یم.
پیروز و کامگار باشید
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای افسان
با تشکر از وسعت دید و خوشبینئ تان نسبت به آینده و گذشته، و باید گفت که گفتن آسان است اما عمل و صداقت بسیار مشکل! و راجع به حال آیا میشود یک چند سوال را جواب دهی؟
1. زبان فارسئ دری، یکی از زبان هائ رسمی در کنار زبان پشتوست. چرا سرود ملئ کشور به هر دو زبان سروده نشده؟
2. در نوشتن روی بانک نوت ها چرا از یکی از زبان هائ ملی کشور نیز در پهلوی دیگری استفاده نمیشود؟
3. در نوشتن سر لوحه هائ وزارت خانه ها، دانشگاه ها و سایر ارگان ها، چرا از هردو زبان رسمی استفاده صورت نمیگیرد؟
4. در ولایات جنوبی مثل ارزگان، قندهار و هلمند که تعداد کثیری از فارسی زبان ها زنده گی میکنند، چرا فرزندان شان حق فراگیرئ سواد به زبان مادرئ خود را ندارند؟
5. در همان کشور هائ که گفتی پیشرفت کرده اند، لطفاً برو برای نمونه تاریخ جاپان و یا کوریا را بخوان و بعداً قضاوت کو که آیا در آنجا هم عناصری متعصب، خود خواه، و اجیر چون اتمر، احدی، احمد زی... در آنها مسئولیت وزارت خانه ها را به عهده داشته یا خیر؟ در غیر آن نصیحت کردن فایده ندارد!
هم دزدی ، هم خیانت ، هم مکتب سوزی ، هم قتل عام مردم و هم عمران و بازسازئ قومی ، قبیلوی؟!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوست نهایت عزیزم عارف جان,
با تقدیم احترام خدمت تان به عرض می رسانم که بنده بتمام نظریات شما احترام قایلم این حق مسلم ماست تابصفت یکی از اتباع کشور نظریات خویش را بیان و خواهان اعاده حقوق خویش شویم که سوالات شمانیز بیانگر آن می باشد, من باشما موافقم که در گذشته حقوق مردم ما زیر پا شده و این موضوع تنها مربوط به یک ملیت خاص در کشور نمی شود,من نمیدانم که شما تافعلآ وضیعت زنده گی مردم ما را در دورترین نقاط بدخشان, نورستان,پکتیکا, غزنی,زابل,کندهار,ارزگان,دایکندی,غور,فراه,هرات,بادغیس,فاریاب دیده اید و یا خیر, مناطقی را که من نام بردم مربوط به یک ملیت کشور نمی شود و تمام مردم ما در آن زندگی مشترک دارند اما متاسفانه مردم بیچاره ما یک بر دهم امکاناتیرا که مادر شهر ها داریم نداشته وهمه روزه مادران و خواهران ما درین ولایات بخاطر یک مریضی جزیی که شاید ما و شما اصلآ به آن آشنایی نداشته باشیم زنده گی خویش را از دست می دهند و بینینده اگر ذره یی از عواطف انسانی در وجودش باشد با دیدن وضع رقتبار این مردم گریه اش می گیرد, پس معلوم است که حقوق هیچ کسی درین کشور تا حالا برایش داده نشده است.
حالا در کشوری که میان شهر و دهاتش از زمین تا آسمان تفاوت باشد و قشر با سواد آن از 10 الی 15 فیصد در مناطق شهری و در حدود 1 فیصد در مناطق روستایی آن باشد شما از نماینده گان آن کشور توقع دارید تا در شورای ملی و یا لویه جرگه بتوانند تمام مشکلات موجوده را در ظرف سه یا چهار سال از بین ببرند(نه این امکان ندارد) هر زمانی که مایان با تلاش شبانه روزی توانستیم این کشور را از مشکلات اساسی و بی امنیتی فعلی نجات دهیم ,آنزمان می توانیم تا به سوالات شما راه حل بیابیم, و نه تنها به سوالات شما بلکه تمام نارسایی های این جامعه را حل نماییم. که داشتن جامعه عاری از بی عدالتی و تعصب از طریق مفاهمه امکان پذیر خواهد بود.
با احترام
پیروز باشید
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای عارف سوال گر سلام .
شما همیش از دوستان سوال میکنید شماچکاره هستیدمعلم سیاست نیستید حق سوال را ندارید چون این دوستان دانش کافی دارند البته نسبت به شما . از کسی دیگر هم در همین صفحه همین سوال های کاپی شده را کرده اید . هرکس حق نظر و رای را دارد شما چه آرزو دارید که پشتون با تاجک در گیر شود و تو و باداران غربی ات نفع ببرید .این مردم در جنگ زندگی خود رااولاد ....خود را از دست داده اند دیگر جنگ را نمیخواهند به صلح آرامش ضرورت دارند .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
یکی از دوستان گفته که دوره تاجک ها 15 سال بود و بعدا ً اسم کارمل را هم در کنار تاجک ها ذکر کرده. این یک اشتباه محض است. کارمل اصلا از جت های کشمیر است.
دوم اگر همین 15 سال را هم به حیث دوره تاجک ها قبول کنیم من به همه شما میگویم که در همین دوره کوتاه جنایات و خیانت های صورت گرفت که به قول معروف روی حکومت چند صد ساله پشتونها را شست.
جبیب الله خادم دین رسول الله جاسوس معلوم الحال انگلیس چه دستاورد داشت ؟ بزرگترین حکومت دموکراسی پسند در تاریخ افغانستان یعنی حکومت امانی را به دستور انگلیس ها سقوط داد.
ببرک این جت کشمیری در ظرف شش سال چه دستاورد داشت ؟ روسها را به افغانستان آورده، دو میلیون افغان را به شهادت رسانده و شهر ها و قریه های کشور را ویران کرد.
چهار سال ربانی و مسعود در کابل چه ؟ آنها پلان صلح ملل متحد برای افغانستان را بعد از استعفای داکتر نجیب الله خنثی کرده و سقوط کامل دولت افغانستان را به دستور روسها و پاکستانی ها فراهم کرده دروازه های کشور را برای تجاوز مستقیم طالبان و پاکستانی ها باز کردند.
دو سال اول کرزی چه؟
فهیم و ربانی ، قانونی و از زیر دار گریختگی های شورای دزدان تمام مواد کنفرانس بن را با ناکامی مواجه کرده و امید مردم را برای ایجاد یک دولت دموکراتیک و مترقی بعد از سقوط طالبان به خاک یکسان کردند که تا امروز اقدامات فهمیم جنایتکار ، قانونی ، ضیا مسعود، ولی مسعود ، ربانی با استفاده از نام جنایتکار ملی مسعود ادامه دارد.
والسلام.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوست بی نام
بسیار اغراق کرده ای. جنایت کلکانی سر جایش اما نوشتن عفو نامه بر پشت قرآن و پس از بدست آوردن حریف کشتنش را عدالت میدانی؟
عبدالرحمن بیش از نصف هزاره ها را سر برید و زنان و کودکان آنها را به غلامی کشاند آیا اینرا انصاف میدانی؟
حبیب اله پدر شاه امان اله، بجز عیاشی و ظلم کدام کار خیر انجام داد؟
نادر چقدر از مخالفینش را سر به نیست کرد؟ آیا اعمالش بسیار انساندوستانه بود؟
ظاهر پس از 40 سال عیاشی و خوشگذرانی و بالاخره انتقال خزانۀ و بیت المال کشور به اروپا، بسیار خدمت بزرگی انجام داد؟
داود با ادامۀ سیاست هائ خاندان آل یحی و انحراف افکار عامه از مشکلات داخلی به موضوع دیورند و با پیروی از ضرب المثل (زور کم قهر بسیار!) چند بار عزم حمله به پاکستان را کرد و بالاخره توسط همتباران خود تره کی، قادر، امین، و غیره سر به نیست شد، آیا فکر میکنی سیاست هایش بر مبنای عقل و خرد استوار بود؟
تره کی، امین آیا فکر میکنی در آماده کردن شرایط برائ مداخله و تجاوز شوروی به کشور هیچ سهمی نداشتند و همه گل کاشتند؟
حفیظ اله امین مشهور به جلاد آیا از کله هائ انسان ها مناره نساخت؟
ببرک به اصطلاح خودت جت و جولا آیا به تنهایی تمام جنایات را مرتکب شد ویا بقیۀ خلقی ها نیز در زمان وی به جنایت و آدمکشی مصروف بودند؟
و نجیب که مشهور به قصاب با خشت و آب جوش است آیا رفیق کارمل نبود؟
آیا تقویت کنندۀ وزارت اقوام وقبایل که تا هنوز کارمندانش بجز پلو خوردن، خوابیدن و اتن به اصطلاح ملی کردن دیگر کدام کاری ندارند، همان نجیب نبود؟
آیا همان به اصطلاح نجیب روشنفکر نبود که با تهداب گذارئ کندک هائ قومی (برائ بار اول عصمت مسلم و دوستم...) بیخ و اساس اردوی ملی و قوای مسلح افغانستان را کند؟
آیا همان نجیب نبود که با قرار داد مخفی با حکمتیار خواست تا قدرت را بدست گل بی دین بدهد؟
جنایات ربانی و مسعود و هم دوره هایش بر سر جای خود...!
آیا ملا عمر، ملا بورجان، ملاربانی، ملا دادالشیطان، ملا، حسن، ملا اخترماد، ملا ... و غیره نبودند که افغانستانرا به جهنم ثانی مبدل کرده و روی هر چه مجاهل و وحشی در دنیا بود را شستند؟
آیا ملا نیازئ که گفت: "تاجک ها به تاجکستان، ازبک ها به ازبکستان و هزاره ها به قبرستان بروند!" از اقوام غیر پشتون بود؟
آیا امروزه قدرت اصلی بدست کرزی، احدی، اتمر، وردک ها، مقبل، و یاران پشت پردۀ آنها است ویا بدست اقوام غیر پشتون؟
آیا جنایتکاران طالب که امروزه خون مردم بیگناه را میریزند، از اقوام غیر پشتونند؟
حرف مفت گفتن هم حد و اندازه دارد. شما با استفاده از شیوۀ یهودیان میخواهید تا با وارد کردن تهمت ها و چیدن توطئه ها سایر هموطنان را از حق مسلم شان محروم و مجبور به ترک کشور کنید.
اما کور خوانده اید! شما در اصل به جنگ بنده گان خدا (ج) نه بلکه به جنگ با خدا (ج) برخاسته اید و هرکه با خدا (ج) جنگ کند محکوم به شکست است، انشاالله.
خدا (ج) شما را هدایت کند!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
قرآن شریف واقعا که کتاب آسمانی و هدایت کننده بشریت است. ولی اگر نادر خان با استفاده از این کتاب الهی یک دزد، وحشی، رهزن و پیش کرده شده انگلیس ها را که بزرگترین شاه زمان امان الله خان را سقوط داد و افغانستان را از مسیر یک حکومت مترقی خارج کرد، به چنگ آورده باشد نوش جانش.
کاش کرزی هم بتواند با استفاده از قران ملا عمر و فهیم و ربانی و سایر بی وجدانهای خوانخوار را به سرنوشت حبیب الله کلکانی برساند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
یاد آورئ این موضوع به عنوان دفاع از اعمال کلکانی نبوده بلکه نشان دهندۀ انتها درجۀ مکر ، فریب و توطئه قدرتمندان پشتون تبار در طول تاریخ 250 سالۀ کشور است.
ناگفته نماند که اگر به تاریخ مراجعه کنید خواهید دانست که شاه امان الله نیز با ارتکاب اشتباهات بزرگ و تکذیب ناشدنی خود نیز در شکست جنبش آزادیخواهانۀ آنزمان نقش عظیمی به عهده داشت.
وی میخواست افغانستانی را که جد و پدرش به مرکز اصلئ اختناق ، وحشت و بربریت در روی کرده زمین مبدل کرده بود در جریان نیم دهه به یکی از کشور هائ اروپایی مبدل کند که نشاندهندۀ خامئ فکر و اندیشۀ وی بود.
بطور مثال برداشتن حجاب از سر خانمش را از نقطه نظر خرد و عقل در آن شرایط هیچگاهی و با هیچ دلیلی توجیح کرده نمیتوانیم.
یکی از شرایط قبولئ استقلال کشور توسط بریتانیا در آن زمان به رسمیت شناختن خط دیورند از جانب امان الله خان بود که برای بار اول توسط جد خاینش به هند بریتانوی واگذار گردیده و تا به امروز خون هموطنان ما به علت آن جاریست.
اما با اینهمه هرگز منکر خدمتش در عرصۀ بدست آوردن آزادی از خارجی ها نمیباشیم با آنکه توسط همتباران خودش بار ، بار و حتی تا به همین امروز شاهد فروش افغانستان به اجنبی ها هستیم. که نمونه اش یک چشمه و همین قره قولی پوش عزیز است.
توجه تانرا بخواندن مقالۀ زیرین جلب میکنم که گویائ واقعیت هاست:
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
در کنار این قره قولی پوش تاجکان قهرمانی ! چون ضیا مسعود، مارشال دزدان فهیم، جنرال بسم الله خان و غیره و غیره دزدان شورای خائینان ملی ( نظار) وجود دارند که با صداقت کامل در خدمت امریکایی ها قرار دارند. آیا آنها نمونه خودفروشی اند یا فقط تنها پشتونهای که در دولت فعلی هستند نوکر هستند ولی تاجکهای دزد معلوم العال مسعود قهرمان هستند ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بلی اکر در زمان شاه امان الله دزدان مشهور چون حبیب الله کلکانی نمیبود ما امروز از برکت جنبش امانی شاهد افغانستان مترقی و پیشرفته میبودیم.
حیف که در هر مقطع تاریخ ، زمانی که مردانی بزرگی چون امان الله و یا داود خان ظهور کرده اند دشمنان افغانستان هم بیکار نه نشسته و دزدان و جاهلانی چون کلکانی و مسعود را آله دست میسازند تا مردم افغانستان روی سعادت را نبینند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خاک بر سر هردو!
دزدان شورای نظار صرف جیب ها را پر میکنند اما دزدان پشتو زبان هم جیب را پر نموده و هم با تبدیل سرلوحه ها به زبان پشتو و تبدیل سرود ملی به سرود قبیلوی دو چندان مرتکب خیانت و جنایت بر علیه هموطنان شان میگردند.
نمونه دیگرش هم جدا کردن صنوف و مکاتب پشتو و فارسی در مرکز است اما در ولایات جنوبی اقوام غیر پشتون مجبو ر و مکلفند که به زبان پشتو بخوانند. اینرا میگویند انصاف پشتونوالی!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
امیدوارم که این چنین میبود! لعنت بر تمامئ دزدان و قاتلان!
اما این داود را با مسعود چیکار؟ تا جاییکه مردم میدانند داود را تره کی ، قادر، و حفیظ ا.. امین از بین برد نه مسعود. از این معلوم میشود که کلکانی هم در موضوع فرار شاه امان اله دخیل نبوده و اینها همه دسیسۀ خاندان آل یحی و باداران خارجئ ایشان بوده. آهسته ، آهسته مثلی که دروغ گوی رسوا میشه...
نمیفهمم که همو طوفان بود... یا تند باد... یا کدام باد خالی... همو کجا شد؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
هوطن از تاريخ بيخبر !اگرحكومت 9 ماهه حبيب الله كلكاني ، اينفدر تآثير داشت كه راه اصلاح اماني را بگيرد،پس از ان ، سپهسالارنامدارش به قدرت رسيد وچرا راه اصلاح حكومت اماني را رشد نداد ويا چرا امان الله خان دوباره به تخت شاهي دعوت نكرد؟ ايا انديشه اي انساني دروجدان شما زره اي هم جاي دارد؟ يا پرستش قبيله گرايان شما را كورتر ازهر افغان ملتي وطالبتر از هركور عمركرده است. انصاف چيزي خوبيست كه شما وتباربيگانه پزوزتان هرگز نداشته ايد متآسفانه !فرهنگ قبيله همين است كه كورخود وبيناي ديگران باشد.عقب ماندگي خصلت نا گسستني قبيله است وجامعه ماعلت پسمانيش دراين مسله نهفته است. كار فاشيستها فقط وفقط تحميل رسم ورواج وحشت آور قبيله بوده است وبس ! تا امروزاين تحميلكاري ادامه دارد واگر جوانان ماهمت نكنندوبيدار نشوند، سمسورهاي مار بدوش مغز وتفكر جامعه را فرو مي بلعند وجامعه را تلاش دارند كه باز در سطح تفكر قبيله نگاه بدارند. نمونه اي نماد فرهنگي قبيله اين آقاي خرم كرم است .واي برفرهنگ اين خورشيد ما....هركروكوروخرآمدبرسرش.....
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
یک دوست بی نام در مورد دو سال اول کرزی صحبت می کند که فهیم و قانونی و .....
آقای محترم!
درد تو از جایی دیگر جان بیادر. خودته به هر راهی که بزنی از کلهء خشک ات فقط دود نژاد پرستی می بر آید. مثل اینکه طالبان را همینها که نامشان را قطار کردی از شهرها فراری دادند وگرنه معلوم نبود این حکومت مفلوک با پشتیبانهای خارجی اش چه حالی داشتند. کرزی قادر به تامین امنیت جان خودش نبود، و هنوز نیست و شما از ربانی و ضیا مسعود و فهیم بد می گویید. من به عنوان تاجیک فکر می کنم آنها در حق ما جفا کرده اند. جفای آنها این بوده است که از حق حقهء مردم خود دفاع نکرده اند و نوکری کرزی و بادارن کرزی را پیشه نموده اند. هرگاه که آنها در مقابل تمامیت خواهی در کشور ایستادند می توانند عنوان رهبر به خود بدهند فعلاً که رهرو کرزی و غرب هستند. عجب من از این است که شما توان دید همین آدمها را هم ندارید. یک سوال دارم: در طول این چند سال فهیم و ربانی و قانونی و ضیا مسعود چه کرده اند که شما چنین بر خود می پیجید و بد و بیراه می گویید؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
برادران !
کسانی که در قرن 21 مکتب های خود را به آتش بکشند چطور می توانند که زبان خود را حفظ کنند؟ چطور می توانند آینده داشته باشند؟
چرا منطقی فکر نمی کنید؟
حالا وقت لر و بر گذشته است، وقتتان را بیفایده هدر ندهید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
حقیقتگو صاحب محترم این موضوع را که گفتی یک طرف قضیه است ، اما طرف دیگر قضیه:
همین افراد وزارت های مربوطه مانند معارف ، فرهنگ ، دارایی ، و .... را نیز بدست دارند و هر کاری که برای تحقق مفکوره هائ قبیله گرایئ خود لازم ببینند به اجرا در میاورند... نمونه اش پشتو کردن جبری مکاتب... پشتو کردن زبان رسمئ دفاتر در شکل نوشتارئ آن، پشتو کردن سر لوحه هائ وزارت خانه ها و دفاتر... پشتو کردن سرود ملی... پشتو کردن بانک نوت ها... و به خدای پاک معلوم صد ها مورد دیگر که آنها شب و روز برایش برنامه ریزی دارند...
حالا لطفاً خودتان فکر کنید، از یک طرف حرام کردن پول برای ولایات پشتون نشین و از طرف دیگر محو و نابود کردن بنا ها و ساختمانها...
آیا پول شخصئ اتمر، احدی، کرزی و دیگران است که هدر میدهند؟
آیا اقوام دیگر و ولایات دیگر که هرگز نام شان گرفته نمیشود و اگر گفته میشود نیز تا آخر در همان قالب نام باقی میمانند در این کشور و بودجه آن شریک نیستند؟
صد ها سوال دیگر...
اینها کاشکی همه طالب میبودند که دنیا و دیگران میدانستند با آینها چیکار کنند؟
اینها نصف طالب و نصف دیگر بر سر خزانۀ دولتی مسلط اند... از یکسو میسوزانند و از یکسو دوباره میسازند... اما از حق کیها؟ از حق مردمان مظلوم و بد بخت کُل افغانستان!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
در زمان سردار محمد داود خان مسعود و حکمتیار اولین جنایتکارانی بودند که به پشاور رفته و در مراکز آی اس آی تربیه نظامی کرده و بویسله جنرال بابر برای شورش بر علیه داود خان فرستاده شدند. اولین شورش بر علیه داود خان در لغمان و بعدا در دره پنجشیر صورت گرفت.
پهلوان نامدار کشور ما احمد جان با جنایتکار ملی مسعود مخالف بود زیرا احمد جان داود را شخص ملی میدانست که به تمام مردم افغانستان میخواست خدمت کند. و از همینرو این بیسواد تشنه قدرت احمد جان را مانند صدها شخصیت ملی دیگر ترور کرد.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
پس گل بی دین، سیاف، مولوی محمد نبی، خالص، تره کی، حفیظ ا.. امین، جنرال قادر و غیره پشتونها دست روی دست گذاشته بودند و تماشا میکردند...؟!
حرف روی زبانهائ رسمئ کشور است. بیا اگر مرد هستی حقیقت را اعتراف نموده و در پهلوی زبان پشتو زبان فارسی را که زبان رسمیست به رسمیت بشناس. به کوچۀ حسن چپ زدن فایده ندارد!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سلام به همه دوستان و هموطنان عزیز.آقای تندباد همانطوریکه نامت بی معناست سخنانت هم بی معناست.
آنلاین : فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
حمزه جان
معلوم میشود که تو منظور دوست ما را متوجه نشده ای.
او هم میگوید که عبدالرحمن، نادر غدار، شاه شجاع، کارمل ، امین و غیره و غیره ظلم کردندو کشتند و سر بریدند ولی با وصف همه جنایات شالوده دولت افغانستان را مانند دوزه شوم ربانی- مسعود در فقط چهار سال از بیخ وبن در نیاوردند.
اول بخوان باز امضا کو او هوشیار تاریخ
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خدمت خوانندۀ پیش از امضا
بی انصافی هم اندازه دارد! تنها ببرک را مسئول دانستن برای آوردن شوروی ها به کشور و نقش تره کی، امین، نجیب و بقیه را نادیده گرفتن مثلی که در فرهنگ (خواننده گان پیش از امضا) آمده است؟
و در دورۀ ربانی نیز نقش سیاف، گل بی دین، خالص، مولوی نبی، را فراموش کردن بخیالم در نظر تاریخ دانی مثل شما بسیار معقول و منطقیست؟
خدا (ج) انصاف دهد شما را!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
امسال سال بين المللی زبان ها برای تفاهم است و نه دامن زدن به اختلافات.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقا و یا خانم راهی
با شما در این زمینه موافقم اما آیا میشود که با افراد قبیله گرا چی نکتایی دار و چی خشتک کشال رو در رو و در یک گرد همایی واقعی بر سر مشکلات و بی عدالتی هائ روا داشته شده به حق دیگران گفتگو کرد؟
آیا فکر نمیکنی که رودۀ مذاکره کنندۀ فارسی زبان را از شکمش در نیآورند؟ چی تضمینی در این زمینه وجود دارد؟
حذف فزیکی که سالهائ متمادی روش اصلئ این عده از هموطنان ما بوده آیا جرئت گفتن حقایق را بر روی میز مذاکره از طرف مقابل قبیله گرایان نمیگیرد؟
اینها که حتی در محیط مجازئ انترنت نمیتوانند هموطنان فارسی زبان شانرا تحمل و قبول کنند آیا در گفتگوئ رو در رو گردن هایمانرا نمیبرند؟
پس بدین لحاظ طرح این گفتگو ها در دنیائ مجازئ انترنت الزامی و ضروریست.
موفق باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
یکی از نمونه هائ تعصب و فاشیزم در میان دوستان و هموطنان پشتو زبان ما هم آقای عبد ا لبا ر ی جهانیست.
چند سال قبل و بر حسب تصادف به یکی از برنامه هائ این به اصطلاح شاعر روشنفکر گوش میدادم، که یکی از شنونده هائ رادیو زنگ زد و تا گفت من متأسفانه به زبان پشتو نمیتوانم صحبت کنم و میخواهم به دری صحبت نمایم...، بلافاصله جناب جهانی صاحب ( که باید تخلصش را قبیلوی و یا هم به زبان خودش یعنی نریوال تغیر دهد...) تیلفونش را قطع نموده و گفت که ما به متکلمین زبان هائ بیگانه اجازه نمیدهیم که در برنامۀ ما صحبت کنند...
این در حالیست که ایشان وقیحانه تخلص خود را (جهانی!) گذاشته اند در حالیکه حتی با هموطنان فارسی زبان خود، کنار آمده نمیتوانند.
و با ترجمۀ رباعیات خیام و اشعار سایر فارسی زبانان به پیروان این زبان احترامی ولو اندک قایل نیستند.
نمونۀ دیگر وقاحت این به اصطلاح شاعر سرودن شعر نمائ، سرود به اصطلاح ملی کشور میباشد که بهتر است آنرا سرود قبیلوی نامید تا ملی!
یکی از خبط هائ دیگر این جناب ملاقات هائ منظمش با سردار آدمکشان و وحشیان ملا عمر کور در زمان قدرتش و در شهر قندهار است که از جانب چندین شخص تأیید گردیده.
اینها اگر میگویند ربانی و اطرافیان جاهل و نادان وی سرود ملی کشور را تنها به فارسی سروده بودند، پس بفرمایند و حالا بگویند که آیا تکرار همان اشتباه توسط خود این قبیله گرایان آیا دلیل جاهل ، فاشیست، و قبیله گرا بودن خود این عالی جنابان نیست؟
در کدام مقطع از تاریخ معاصر کشور ما، از زمان امان اله خان گرفته تا سقوط نجیب به زبان بیش از نصف نفوس کشور (و به اصطلاح خود قبیله گرایان کمتر از نصف...) یعنی فارسئ دری که زبان رسمئ کشور نیز بوده و است، سرود ملی داشته ایم؟
آیا انصاف قبیله گرایان پشتون همین است؟
بر روئ نوت هائ بانکی چرا به هردو زبان رسمئ کشور جملات مربوطه را ننوشته اند؟ آیا همین است عدالت و پشتونوالی؟
و صد ها سوال دیگر که هر یک نشاندهندۀ ظلم و بی عدالتئ این قبیله گرایان جاهل در طول تاریخ 250 ساله حکمرانئ خود، بر سایر اقوام این کشور روا داشته اند.
شرم باد بر پیروان فرعون و نمرود!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
لطفا ً بگویید که در کدام روز و چه وقت آقای جهانی تیلفون را قطع و گفته که به زبان بیگانه اجازه نمیدهد؟
لطفا ً بگویید که چه وقت، در کدام تاریخ جهانی با ملا عمر که موجودیت او زیر سوال است ملاقات کرده ؟
من هم آقای جهانی را میشناسم. او افغانستان و مردم آنرا بدون در نظر داشت تعلقیت های قومی دوست دارد و احترام میگذارد و در چندین شعر او این مسله واضح گردیده است.
شما را نفرت و نوکر منشی بیگانگان چنان کور کرده که از شکم خویش حرف های کاملا بی اساس در میاورید. و شاید هم اصلا از افغانستان نباشید و میخواهید با این حرف های بی اساس نفاق و بدبینی را بین ما افغانها دامن بزنید.
لویه جرگه افغانستان به مثابه عالیترین مرکز تجمع نمایندگان کشور زبان سرود ملی و بانک نوت های کشور و همچنان لوحه های وزات خانه ها و ادرات دولتی را تعین کرده است. شما بار دیگر کوشش کنید که نمایندگانی را به لویه جرگه انتخاب کنید که مانند شما از هر چه پشتون و پشتو است تنفر داشته باشد تا به دلخواه شما تصمیم بگیرند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
به افغان بی نام و نشان
شما که لویه جرگه را به حیث عالی ترین مرکز تجمع نماینده گان کشور قبول دارید نیز کور مادر زاد بوده و حتی عقل تانرا نیز از دست داده اید. کدام عالی ترین مرجع و کدام نماینده گان واقعی؟
از شکمت صحبت میکنی او بیادر! در کجای دنیا قانون است که زبان رسمی باشد ولی در سرود ملی ، سر لوحه ها و بانک نوت ها استفاده نشود؟
فکر کرده ای که بقیۀ اقوام عقل و هوش ندارند و صرف پشتون ها سیاستدان هستند؟
بوی گند قبیله گرایی از طرز قضاوت و گفتارت هویداست. شما با 250 سال حکومت تان از این کشور به وااقعیت افغانستان (محل شیون، ناله، فریاد ، داد و فغان....) ساخته اید. چی دستآورد مثبتی و یا پیشرفت علمی، تخصصی، صنعتی و زراعتی را نصیب این کشور ساخته اید تا هنوز؟ هر افتخار را از خود دانسته و دلیل هر مشکلی را به گردن اقوام دیگر میآندازید. شرم و خجالت هم خوب است. در آن به اصطلاح لویه جرگه که ساخت آبا و اجدادت است نماینده گان بقیه اقوام حتی حق گفتن کوچکترین دلیل و برهان را بر ضد لجام گسیختگی هایتان ندارد و هر کسی که دهن باز کند محکوم به مرگ بوده و حذف فزیکی میشود. شما وحشت و بربریت را به حدی رسانیده اید که حتی در انترنت نیز با روبرو شدن با کوچکترین مخالفت دهن به فحش و کثافت پراگنی باز نموده و از اسلحۀ آبایی و اجدادئ خویش استفاده مینمایید. چی رسد به رویارویی واقعی که یا دست به حملۀ انتحاری زده و خون بیگناهان را میریزید و یا هم دست به ماشه برده باعث ریختن خون طرف مقابل تان میشوید.
حرف هائ اسمعیل به جایش اما روئ چی حقی شما ادعا دارید که باید سرود ملی کشور، نوشته هائ بانک نوت ها و سر لوحه هائ وزارت خانه ها صرفاً به پشتو و انگلیسی باشد؟ مگر کشور ما کشور خربوزه است؟ مگر زبان فارسئ دری رسمی نیست؟ مگر تنها زبان پشتو تکلم میشود در این کشور؟ پس وقتی که کوچکترین احترامی به بقیۀ زبان ها در کشور ندارید پس چرا ادعا میکنید که سرود ملی؟ بگویید سرود قبیلوی! بگویید سرود پشتونستان!
این نشاندهندۀ خود خواهی و جهالت شما ست و اینرا بدانید که هرگز روی خوبی را نیز نخواهید دید. کشتار جنوب و شرق همه گی نشانه هائ افتادن چاه کن در چاه است! همانطوری که همتباران تان در فلسطین خواب و زنده گئ آرام ندارند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
برادران عزیز پشتون!
با تاریخ نمیتوان ستیزه کرد.حاصل دوصد و شصت سال حاکمیت قبیله همین است که می بینید. ضمنآبه یاد داشته باشید که امان ا لله خان را حماقت های خودش سر نگون کرد نه حبیب ا لله کلکانی. نخستین شورش علیه او از جنوبی شروع شد .از آنجا که می بینم این "بحث" اعصاب همه را "شارت" کر ده است، برای تفریح هم که شده یک پارچه طنز گونه ی منظوم در باره ی کریم خرم "د زوانانو او کلتور وزیر" را که در ماهنامه "بینام" به نشر رسیده است ، پیشکش میکنم تا چی قبول گردد و چی در نظر آید :
با تروریست هر کی در جنگ است/ جنگ تو با زبان و فرهنگ است/یکی گفتی دری و پشتورا / این زجهل است یا که نیرنگ است؟از چی در چشمت ای وزیر فخیم/ جنس قند وقروت یکرنگ است؟ یکزبانی کلید وحدت نیست/راه وحدت دراز و پر سنگ است/کی به مقصد رسی در این منزل/ چونکه پیداست پای تو لنگ است/ کس ندید ه ست از تو لبخندی / تا وزارت ترا فرا چنگ است / از چی در هر زمان وهر محفل/چهره ات دایما پر آژنگ است؟/ ریگ داری درون چپلی خود/ یا که تنبان تو مگر تنگ است؟ گر تو طالب نه یی بگو ز چی رو/ اززن و عکس هم ترا ننگ است؟هر که بیند به عکس تو گوید/ این وزیر است یا که الد نگ است؟! بیش از این ای وزیر بی فرهنگ / چی بگویم که قافیه تنگ است!!
بینام را در این آدرس بخوانید: binaam 1 .persianblog.ir
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تصامیم لویه جرگه یعنی اوامر باداران خارجی! لویه جرگه از اول هم اعتبار نداشت حالا بکلی آبرویش رفت... مطلب زیر نشان میدهد که در پس پرده لویه جرگه دستان خارجی ها نهفته بوده و این دوست بی نام و نشان ما نیز یک کمی خجالت بخرند و بعداً بکشند چونکه اکثراً اینگونه افراد خجالت را نمیشناسند و به شدت چشم سفیدند...
http://8am.af/mashroh/1386/jadi/issue179/2.html
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
غلام جان
کشتار پشتونهای بیگناه در جنوب، شرق و غرب و شمال کشور بدست جنایتکاران امریکایی مانند دوره روسها فقط به خاطر آن است که شما مانند کارملوف و مسعودوف بیناموسوف غلامی میکنید ولی پشتونها به خاطر آزادی کشورشان سینه سپر میکنند.
زبان ملی کشور پشتو است چون 60 فیصد نفوس پشتو زبان اند و از همینرو هم در لویه جرگه تصویب شد که لوحه ها، سرود ملی و .. به زبان اکثریت مردم افغانستان باشد. اگر تو خوش نیستی اول امریکایی های جنایتکار را از کشور بیرون کن اگر بچه غلام نیستی بعدا ما میبینیم که کی اکثریت است و کدام زبان ملی باشد.
حالا شما از سر سوته امریکایی ها چنان چیغ و فریاد میزنید که حتی مسعودوف را هم قهرمان تان خطاب میکنید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
به بی نام از ما سلام! ای کاش جرئت انتخاب یک نام را میداشتی!
پشتون هائ بیگناه بجایش باشند... افرادی را که میگویید سینه سپر کرده اند، میشود نامشانرا بنویسید؟
منظورت ملا دادالشیطان، ملا منصور، ملا عمر، ملابورجان، ملاقروت ، ملا الاغ، ملا بادنجان، ملا بامیه،.... است؟
کارملوف و مسعودوف سر جای خود باشند... همین هموطنان پشتون سینه سپر کرده را که میگویی، آیا منظور تان خلیلزاد، اتمر، کرزی، گل آغا، وردک ها، پشتون، احمدزی، احدی، و غیره اند؟
ای دروغ گو! یاوه گویی هایت به یهودیان منافق شباهت دارد! لویه جرگه ره هم باداران خارجی تان ساخت و تصویب آنرا نیز همان ها کرد و جنگ تان هم ساخته گی و منافقت است...
چرا ضد و نقیض میگویید؟ یکبار از جنگ علیه دولت کرزی حرف میزنی و یک بار دیگر هم از ملا عمر دفاع میکنی؟
اگر خلیلزاد، کرزی، اتمر، احدی، احمدزی، وردک ها، و لویه جرگۀ شان برحق است پس چرا از سینه سپر کردن ها و کشتار طالبان دفاع میکنی؟
و اگر طالبان برحقند، پس چرا میگویی که لویه جرگه و مصوبات آن درست است؟
کدام بیشعور گفت که پشتونها 60% است؟ و کدام بی عقل باور کرد؟ مثلی که شبانه زیر لحاف سر شماری هم میکنید؟
از این معلوم میشود که کلاً دروغ میگویی و حقا که منافق هستی!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دیگر حرف های شما بی ارزش است.
ولی فقط یک حرف به شما میگویم که سگ ملاداد الله، ملا بورجان و ... از مسعودوف و کارملوف و سقاوی های غلام بچه که در خدمت امریکایی ها گلو پاره میکنند شرف دارد.
شما غلامی امریکایی ها راتا حدی افتخار خویش میدانید که حتی در صفحه انترنیتی جرئت ندارید و حرئت به خود نمیدهید که بر ضد امریکایی ها و موجودیت آنها در افغانستان حرفی بزنید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بی ارزش معلوم است!
اینهائ که گفتی بسیار شرف دارند... نگفتی که از کجا تمویل میشوند؟ از پاکستان؟ پاکستان نوکر کیست؟ اگر عقل و منطق داشته باشی (که نداری) میفهمی که طالب کیست و طالبیزم چیست؟ سه کشور (امارات متحده، سعودی و چتلستان) که طالبها را به رسمیت شناخت نوکر کی بوده و میباشند؟ تو فقط مسعودوفه یاد داری اما اینکه گل بی دین بیش از 50% تمام کمک هائ ایالات متحده را در زمان به اصطلاح جهاد دریافت میکرد فراموش کرده ای؟
ایالات متحده شما را به نام مجاهد، طالب و حالا هم بنام تکنوکرات ها در قالب خلیل زاد، کرزی، احدی، اتمر، احمدزی، وردک ها... و غیره سوار شده رفته... از بس که زیاد دروغ گفته ای حافظه اترا از دست داده ای... حماقت و لوده گی هم اندازه دارد!
لینک زیر را بخوان که عقلت بجای بیایه!
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/story/2007/12/071230_k-a-un-envoy-afghanistan.shtml
این غلام بچه امریکای از چه قومی است
وقتی کانفرانس بن دایر گردید تا بک رئیس دولت موقت برای کشور انتخاب شود. در بین شرکت کنندگان رای گیری شد آقای عبدالستار سیرت با 11 رای با عنوان رئیس دولت موقت انتخاب شد. این حالی بود که آقای کرزی 2 رای آورده بود.اما امریکا و انگلیس پا فشاری کردند که فرد برگزیده ما(نوکر ما)آقای کرزی است. چون کنفران زیر سیتره امریکای ها بود دیگران هم ناچار دوباره به کرزی رای دادند. به این ترتیب آقای کرزی همچون دیگر همتباران خود چون شاه شجاع؛ نادر؛ ترکی؛ ببرک؛ نجیب همراه با نیروهای اشغالگر وارد کشور شد.
حال یک پرسش مشخص دارم این کرزی عروسک خیمه شب بازی امریکای ها از کدام قوم افغانستان است؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
هم میهن خشمگین!
شما غلامی خلیلزاد، کرزی،وردک، اتمر ،احدی ،احمد زی و دیگران را با دور بین هم دیده نمیتوانید ، عجیب است ، مگر به شبکوری مبتلا شده اید؟ تاریخ را بخوانید و ببینید که غلا مان استعمار از کجا و کدام سمت به این کشورآورده شده و هم اکنون کدام غلام بر سریر قدرت تکیه زده است. کمی زردک بخورید تا شیکوری تان بر طرف گردد. از حسن نیت برایتان پیشنهاد میکنم.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
ای پشتون عزیز ترا به خدا قسم که همین حرفهای گنده اترا به زبان خودت بنویس که خیلی به هم جور میایند!!!