سال 2007، سال مولانای عزيز گذشت و اکنون سال 2008 است. من ابتدا ورود به سال 2008 را به تمام خوانندگان کابل پرس? تبريک می گويم و اميدوارم در اين سال در افغانستان خشونت ها کمتر و محو شده و گام های عملی برای تامين حقوق بشر برداشته شود.
و اما سال 2008 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل سال "بين المللی زبان ها" اعلام شده است. اين موضوع بسيار اهميت دارد وقتی بدانيم جهان در تلاش است که زبان های زنده ی جهان را حفظ کرده و رشد داده و از انقراض زبان هايی که به حاشيه رانده شده اند، جلوگيری کند. معمولا در همه جای دنيا تنوع زبانی باعث رشد و غنای زبانی می شود اما در افغانستان چرا اين موضوع عکس آن است؟
تمام نشانه های تنوع و گستردگی در جامعه ی افغانستان برای دشمنی و جنگ عليه يکديگر بکار گرفته می شود و از ويژگی های مثبت آن برای گسترش و ژرف کردن روابط انسانی استفاده نمی شود. اين موضوع وقتی اهميت پيدا می کند که می بينيم، از يکسو به ظاهر روشنفکران اين مملکت خود بيشتر از ديگران به اختلافات و يکی هم اختلافات از راه تفاوت زبانی دامن زده واز سوی ديگر دولت و مقامات نيز که بايد برای رفاه و آسايش مردم کار کرده و به مردم خدمت کنند، از تفاوت زبانی سوء استفاده کرده و تبعيض روا می دارند.
اگر به دانشگاه کابل برويد، استادی که فارسی زبان است به شاگردان پشتو زبانش نمره نمی دهد و استادی که پشتو زبان است به شاگردان فارسی زبان. اگر به وزارت فرهنگ برويد، وزير طالب ما جناب خرم، تمام تلاش خود را گذاشته تا زبان فارسی را کمرنگ جلوه دهد و از الف تا يای اين وزارتخانه را پشتو کند. کاری که وزير قبلی رهين عکس آن را می کرد.
اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن پشتو زبان است، از در و ديوار آن اعلاميه ها به زبان شيرين پشتو آويزان است و اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن فارسی زبان است عکس آن. مقام فارسی زبان کار مراجعين پشتو زبان را درست انجام نمی دهد و مقام پشتو زبان هم کار مراجعين فارسی زبان را.
اين به ظاهر روشنفکران و مقامات نابخرد افغانستان از اختلافات زبانی کوهی ساخته اند که گويندگان اين دو زبان را به نظر خود از هم جدا کرده اند. می دانم در کنار اين اختلافات زبانی، اختلافات قومی، نژادی و گروهی هم بی تاثير نيست اما با همه ی اين ها هم پشتو زبان و فارسی زبان به ظاهر روشنفکر و هم مقام دولتی به مردم و زبان ظلم می کنند.
در کنار زبان های فارسی و پشتو زبان های ديگری هم در افغانستان عزيز هستند که رو به فراموشی می روند.
يادم می آيد، چندی پيش دوست ترکمنی را ديدم که درباره ی مشکلات زبان ترکمنی برايم گفت که برای نخستين بار بود شنيده بودم. اين مشکلات چنان است که بر پيشرفت اين زبان بومی تاثير گذاشته و آن را تحت تاثير قرار می دهد. در زمانی که بايد به اشکال گوناگون تلاش کنيم تا زبان های بومی رشد کنند، وجود مشکلات باعث ضعف و حتا کم کم انقراض اين زبان ها خواهد شد.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست، بياييم زبان ها را در افغانستان حفظ و رشد دهيم. اگر پشتو ضعيف است و رشد نکرده در رشد آن کمک کنيم اگر فارسی در حال رشد است و می خواهد جسد نيمه جان خود را در افغانستان درمان کند را به وابستگی متهم نکنيم. نگوييم پشتو زبان ما وابسته به حکومت پاکستان است و فارسی زبان ما وابسته به حکومت ايران. برای مساله ی زبان به عنوان پديده ای که توانسته قلمرو جغرافيايی را در نوردد، اهميت بيش از اين قايل شويم.
من قانون اساسی افغانستان را چندان نمی پسندم و در بسياری موارد آن را دارای تناقض و تبعيض می بينم. اما با اين وجود در قانون اساسی فصل اول، ماده ی شانزدهم آمده است که از جمله زبان های پشتو، دری، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری و ساير زبان های رايج کشور، پشتو و دری زبان های رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان های ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حيث زبان سومی می باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد.
قانونی که توسط اين مقامات فرصت طلب و نژادگرا بايد انجام شود متاسفانه اجرا نشده و ما بارها ديده ايم که مقامات عکس قانون و عليه منافع مردم کار می کنند.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست. در سال 2008 ما در کابل پرس به اين مساله بيشتر از پيش می پردازيم و کوشش می کنيم به مساله زبان و راه های رشد آن بيشتر بپردازيم.
در پايان پيام مدير سازمان يونسکو درباره ی سال بين المللی زبان ها را با هم می خوانيم که نمايندگی اين سازمان در افغانستان به کابل پرس ارسال کرده است:
"زبانها مهم اند!"
سال ٢٠٠٨ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان "سال بين المللی زبانها" نامگذاری شده است.
سازمان يونسکو که وظيفه هماهنگی فعاليتهای سال آتی به آن محول شده است، مصمم است که وظيفه
خود را به عنوان يک سازمان راهبردی در اين زمينه به طور کامل به انجام برساند.
اين سازمان از اهميت قاطع و حياتی زبانها در مقايسه با بسياری از چالشهای ديگری که بشر در دهه
های آينده با آنها روبرو خواهد بود، کاملا آگاه است.
زبانها برای حفاظت از هويت افراد و گروهها و همچنين برای همزيستی مسالمت آميز آنها در جوامع،
اهميت بنيادين دارند. آنها (زبانها) عاملی استراتژيک برای پيشرفت به سوی توسعه پايدار و ارتباط
موزون مابين زمينه های عمومی و محلی می باشند.
زبانها دارای بيشترين اهميت برای رسيدن به اهداف مصوبات پيشين سازمان ملل در سال ٢٠٠٠ يعنی
و "اهداف توسعه هزاره" (با نام اختصاری (EFA "شش هدف آموزش برای عموم" (با نام اختصاری
می باشند. (MDGs
زبانها به عنوان عاملی برای همگرايی اجتماعی [در ميان گروههای هم زبان] نقشی استراتژيک برای
هستند چرا که آنها در گسترش سوادآموزی عمومی و ( MDG برچيدن فقر مطلق و گرسنگی ( 1
مبارزه ،( MDG يادگيری مهارتهای زندگی موثرند. زبانها برای رسيدن به آموزش ابتدايی همگانی ( 2
اهميت بنيادی دارند و همه اين فعاليتها بايد به زبان های [ ( MDG با ايدز، مالاريا و ساير بيماری ها ( 6
مادری] جمعيتهای مورد نظر انجام شوند، اگر واقعا رسيدن به اين اهداف مد نظر است. حفاظت از دانش
ذاتا به زبانهای محلی و بومی ( MDG و مهارتهای بومی و محلی و تضمين محيط زيست پايدار، ( 7
وابسته است.
علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی وابستگی زيادی به تفاوتهای زبانی دارد همانطور که در اعلاميه جهانی
تنوع فرهنگی و برنامه فعاليتهای مرتبط ( ٢٠٠١ )، ميثاق حفاظت از ميراث فرهنگی و ميثاق پاسداری و
ترويج تنوع فرهنگی ( ٢٠٠۵ ) بر آن تاکيد شده است.
اما در فاصله چند نسل آينده، ممکن است بيش از ۵٠ درصد از ٧٠٠٠ زبان رايج دنيا کاملا از بين بروند.
کمتر از يک چهارم اين زبانها در مدارس و محيطهای آموزشی تکلم و تدريس می شوند و در فضای
مجازی اينترنت بکاربرده می شوند و بيشتر آنها به صورت پراکنده استفاده می شوند. هزاران زبان ديگر
که هر روزه بر زبان مردم جاری است، در مکانهای آموزشی و فضاهای نشر و رسانه ها مورد استفاده
قرار نمی گيرند.
اکنون ما بايد دست به اقدامی عاجل بزنيم. چگونه؟ با تشويق و توسعه سياستهای زبانی، بگونه ای که هر
جامعه زبانی قادر باشد تا ابتدا از زبان اول خود، يعنی همان زبان مادری خود، هرچه وسيعتر و هر
اندازه که ممکن است در امر آموزش استفاده کند و در کنار آن در يک زبان ملی يا منطقه ای و يک زبان
بين المللی نيز مهارت پيدا کنند. همچنين بايد افرادی که به زبان غالب (اکثريت) سخن می گويند را
تشويق کرد تا به يک زبان ملی يا منطقه ای ديگر و يک يا دو زبان بين المللی تسلط يابند. تنها در
صورتی که چند زبانی کاملا پذيرفته شود، تمام زبانها جايگاهشان را در دنيای گلوباليزه شده ما پيدا
خواهند کرد.
از اين رو سازمان يونسکو از تمام دولتها، ارگانهای ملل متحد، سازمانهای جامعه مدنی، سازمانهای
آموزشی، انجمنهای حرفه ها و ساير موسسات مرتبط و علاقه مند دعوت می کند تا فعاليتهای خود را
برای تقويت مراقبت ويژه از زبانها و ترويج و پاسداری از تمام زبانها، به خصوص زبانهای روبه
زوال، را در تمام زمينه های فردی و اجتماعی افزايش دهند.
خواه اين فعاليتها از طريق زمينه سازی در مورد آموزش زبانها، فضای مجازی (اينترنت) يا محيطهای
ادبی باشد. خواه از طريق پروژه هايی برای حراست از زبانهای در حال زوال يا ترويج زبانها به عنوان
وسيله ای برای به هم پيوستگی اجتماعی و يا جستجوی ارتباط بين زبانهای مختلف و توسعه اقتصادی،
ارتباط بين زبانها و دانش بومی يا زبانها و خلاقيت انجام شود. در هر حال اين ايده که "زبانها مهم اند!"
بايد همه جا ترويج شود.
روز ٢١ فبروری سال ٢٠٠٨ ، که نهمين سالگرد روز جهانی زبان مادری است، اهميتی ويژه خواهد
داشت و يک فرصت زمانی ايجاد خواهد کرد برای معرفی شروع اقدامات جديد برای گسترش و ترويج
زبانهای مختلف.
هدف مشترک ما اين است که اطمينان حاصل کنيم، اهميت تنوع زبانی و چندزبانگی در سيستمهای
آموزشی، اداری و حقوقی، فرهنگی و رسانه ها، اينترنت و تجارت و اقتصاد در سطوح کشوری، منطقه
ای و بين المللی به رسميت شناخته شود.
سال بين المللی زبانها، ٢٠٠٨ ، يک فرصت بی همتا ايجاد خواهد کرد تا پيشرفتی قاطع برای رسيدن به
اين اهداف حاصل شود.
کوئيچيرو ماتسورا
نظرات
34 دیدگاهکابل پرس آيينه ی افغانستان است!
سلام به همه ی خوانندگان کابل پرس? و سپاس از اينکه در گفت و گو و بحث شرکت می کنيد.
از کسانی که تصور می کنند کابل پرس با نشر مطالب انتقادی و يا نظرات مخالف و موافق نفاق ايجاد می کند بايد پرسيد که شما نوشته ی مرا خوانده ايد يا راست آمديده ايد به سراغ پيام ها؟ نشر خبر انتخاب سال 2008 به عنوان سال بين المللی زبان ها نفاق است؟ به شما گفته می شود که در سال بين المللی زبان ها برای رشد و توسعه ی زبان های بومی کاری کنيم نفاق است؟
اجازه دادن به شما که در محيطی آزاد بنويسيد نفاق است؟ به شما اجازه داده می شود در محيط کابل پرس حتا نوشته ی سردبير آن را بی پرده و بی هيچ مشکلی نقد کنيد نفاق است؟ احترام گذاشتن به شخصيت شما و عدم سانسور نفاق است؟ نوشتن درباره ی رشد زبان فارسی و پشتو و ساير زبان ها نفاق است؟ برخی خوانندگان تاکيد می کنم برخی، نمی توانند نظر مخالف را تحمل کنند، به سردبير کابل پرس چه ارتباطی دارد؟ آدم هايی که تا ديروز يکديگر را می ديدند به طرف يکديگر شکليک می کردند و حالا در محيطی آزاد بحث و گفت و گو می کنند، اين نفاق است؟ به شما گفته می شود که تنوع زبانی پديده ای مثبت است و شما اين گپ را درک نکرده، به ديگری می تازيد، به سردبير کابل پرس ارتباطی دارد؟ چهره پنهان کردن و دو رو بودن و در ذهن طناب دار ديگری را بافتن نفاق است يا ايجاد محيطی که نظر مخالف و موافق نشر می شود؟
اگر اينها نفاق است پس از همين حالا هيچ روزنامه نگاری نبايد کار مستقل خود را پيش ببرد. نظر شما مانند نظر کريم خرم است که به کابل پرس اخطار داده بود اگر چنين نشراتی را ادامه دهد، سردبير آن مستقيم به دادگاه فرستاده می شود. اين از شعور کريم خرم بالاتر است که ببيند يک محيط آزاد ايجادشده و به آزادی بيان احترام می گذارد و سانسور نمی کند. آقای کريم خرم و امثال وی با انديشه ی طالبانی فرقی نمی کند از جنوب، شمال يا غرب و شرق؛ آزادی بيان را به ضرر منافع خود می دانند.
در ضمن در افغانستان دهه ها ظلم و جنايت شده است. مردم حق دارند وقتی فضای آزادی هست، از دردها و رنج هايشان بگويند و تا جايی که می توانند جنايتکاران را افشا کنند. شما نمی توانيد بگوييد که مثلا نادرخان ديکتاتور، جنايتی نکرده، پسر عياش و دزدش ظاهر خان جنايت نکرده، شما نمی توانيد جنايتکاران را نجات دهنده ی افغانستان بتراشيد و به کسانی که ظلم او را ديدند فشار بياوريد و بقبولانيد که او فرشته ی نجات بود. دوره ی رژيم های وابسته به روس هم همين طور، دوره ی جنايتکاران مجاهدنما هم ، دوره ی تاريک طالبان و دوره ی اکنون که کرزی آمده و با دزدانش و کلکسيونی از جنايتکاران عهد ظاهر تا اکنون، خون مردم را می مکند. مردم درد دارند، رنج ديده اند، کشته داده اند، جان و مال و ناموسشان به تاراج رفته و شما رنج و درد مردم را نشنيده، آن را نفاق می پنداريد؟
کابل پرس آيينه ی افغانستان است. اگر خوب باشيد، خوبی را خواهيد ديد در اين کابل پرس و اگر بخواهيد همچنان عليه يکديگر باشيد، باز هم آنچه هستيد را نشان می دهد.
افغانستان به آزای بيان نياز دارد. کابل پرس اين مساله را درک کرده و از آن کوتاه نخواهد آمد.
آنلاین : کابل پرس: خبری، تحليلی و انتقادی
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای میر هزار درو د وسلام فراوان بر شما باد
آزادی بیان ضرورت دوام انسان در مقام انسانیت است آنانیکه با حربه های مختلف میخواهند جلو آزادی ها را بگریند آزادانه می توانم بگویم که انسانیت را نشناخته اند و ذر بدویت حیوانی زندگی میکنند آزادی زا به و آزادی بیان را به هیچ بهانه ی نمی شود سلب کرد ما وخلق افعانستات یشتیبان شماستیم
خوش بود گر محک تجربه اید به میان تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد
سهراب کابلی
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خوشبختانه ، قلمزنان پشتون ، امروز ، البته زيرنام مستعار يا بدون ذکر نام ، منويات و تجربيات و احساسات متراکم ۲۵۰ ساله خويش را ، بروز ميدهند !
آنان بی محابا ميگويند ، افغانستان ، محل زيست پشتون هاست ، بقيه مليت ها ، همه بی ريشه ، تحميلی و نوکر اين و آن اند !غير پشتون که در افغانستان ، متمکن است بايد برای زبان و عنعنات خود ، همانند بردهگان ، چشم به دهان پشتون داشته باشد . اگر پشتون ، طالبان را طلب کرد، ساير اقوام نيز ، بايد قبول کنند، اگر نورمحمد ترهکی ، قشون شوروی را طلبيد ، همه بايد به پزيرند! اگر کرزی ، برمردم تحميل شد ، بايد سکوت کنی ! اگر برای « پشتوستان » جشن گرفته شد ، بايد خواه وناخواه اشتراک کنی ! تو که پشتون نيستی ، حق نداری ، حتا در باره « خط ديورند » ابراز نظر کنی !
اگر ، کلمه دانشگاه را بکار گرفتی ، جاسوس ايران هستی ! بايد از عاش ماهانه ات ، مبلغی برای « انکشاف لسان ملی پشتو! » اختصاص دهی ! حق نداری، نام فرزندت را « جمشيد يا فريدون» بگذاری ، فقط بايد از ميان اسامی « بادام گل» « ماکستان » « درخانی » يا « آدم خان » يکی را بر گزينی!
بايد به پيران وتنبان پنجابی ، لباس ملی بگويی! ، بايد به فاخته بگويی « بغدادی کوتره !» اين است روزگار غير پشتون ها در سرزمين پشتونها. اگر قبول نداری ، بايد دمت را بگذاری روی کولت و بروی به ممالک همسايه ، ازبکستان، ترکمستان، قزاقستان وايران . خوشبختانه فرهنگيان پشتون ، منويات مسند نشينان و زعمای قوم خويش را ، بيمحابا و بی ترديد ، افشا ميسازند.
چه کسی با اين فاشيزم عريان و هژمونيزم گرگ صفت ميتواند کنار بيايد و بحث های روشنفکرانه کند؟ با احترام . بادام گل سمسور
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
نخیر بادام گل جان
من هیچ پشتونی را سراغ ندارم که افغانستان را کشور فقط پشتونها خطاب کند و به تو اجازه ندهد اسم پسر خود را جمشید بگذاری. پشتونها در طول تاریخ بر اساس کلتور پشتونولی شان عزت مردمان دیگر را کرده و با سخاوتمندی دیگران را با وصف 260 سال قدرت شان، اجازه داده تا زبان، کلتور و عنعنات شانرا ادامه داده و از هر چیز که در افغانستان است بیشتر از خود پشتونها استفاده کنند.
مثال برجسته ظاهر شاه و خانواده او است که متاسفانه پشتونها را زیر پاه کردند و کلتور دیگران را و زبان دیگران را بر پشتون های بیگناه تحمیل کردند.
اما امروز وضعیت طوری دیگری است. امروز پشتونها روز های سرنوشت ساز در زندگی شانرا سپری میکنند. که اگر عاقلانه عمل نکنند به طور کامل از بین میروند. امروز اژداهای سقاوی با کمک مسقیم و قبول غلامی امریکایی های جلاد که تاکنون هزاران پشتون را به قتل رسانده اند از این سخاوت پشتونها استفاده کرده میخواهند حتی نام و زبان پشتونها را از بین ببرند. در این راستا اجنت های ایران چون اجنت معلوم العال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پدرام و امثال آنها که یکی شان شما غلام جان هستید ، با جدیت تلاش دارند.
با در نظر داشت این شرایط پشتونها باید درک کنند و دیگر اجازه ندهدند که یک مشت دون صفت و فروخته شده از سخاوت شان استفاده کنند.
ما را میگویند که 260 سال قدرت داشتیم . ولی در 260 اگر روس میبود یا ایرانی زبان دیگران را از بین میبردند. ولی ما پشتونها زبان خود را با وصف داشتن قدرت گذاشته و با سخاوتمندی اطفال خویس را مجبور کردیم تا فارسی یاد بگیرند.
ما نباید دیگر مانند زمان ظاهر شاه خائین عمل کنیم. آن تاجک، هزاره ، ازبک ، بلوچ، ایماق، نورستانی ،ترکمن که خود را افغان میداند و برای آوردن کلتور بیگانه و نفوذ بیگانه کار نمیکند و مانند غلام بچه های مسعودوف روزی نوکر پنجابی و بعدا نوکر روس و روزی هم نوکر امریکایی و ایرانی نمیشود ، نور چشم ما باشد ولی در غیر آن باید با شمشیر نادر خانی به او جواب گفت.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
هموطن بی نام و نشان
بدئ شما در این است که حتی از انتخاب یک نام مستعار هم واهمه و ترس دارید... نمیدانم که مصداق این ضرب المثل میشوید و یا خیر؟
(خاین خایف است!)
بهر حال اگر شما هیچ پشتونی را سراغ ندارید که افغانستانرا کشور فقط پشتونها خطاب کند... اولاً ملاعمر تا هنوز زنده است و مثال خوب و کامل میباشد که ادعائ شما را رد میکند.... و اما در همین صفحۀ انترنتی فقط میخواهم توجۀ تانرا به این پیام ها که از جانب دوستان پشتون ما در بالا نوشته شده و لی متأسفانه مثل خودت اسمشانرا ننوشته اند، (و من مجبورم آنها را دوباره کاپی کنم برایتان) جلب میکنم:
من واقعا از گفتن کلمه فرهنگ خجالت میکشم . زیرا این کلمه صادر شده بوسیله ایرانی ها است و کلتور کلمه بین الملی است و در بین ما افغانها پذیرفته شده است. این به این معنی است که شما نوکران ایران بعد از این ما را بگویید که کچالو نگو و سیب زمینی بگو .
واحد پولی و سرود ملی باید به پشتو باشد چون در این کشور 6 فیصد پشتون زندگی میکند. پشتو باید دوباره به حیث زبان ملی قبول شود و اگر شما خوش نیستید برخیزید و نشان بدهید که اکثریت هستید. حالا که شما بر سر سوته امریکایی ها نشسته داد و بیداد میکنید.
به یاد داشته باشید که طوریکه برادر ما در بالا ذکر کرد ظاهر شاه خایئن و فامیل او به هیچ کش خیانت نکرده بلکه به پشتونها. در کشور که پشتونها اکثریت نفوس را تشکیل میدهند ما به زبان اقلیت ها صحبت میکنیم. در کشور که پشتونها اکثریت نفوس را تشکیل میدهد و 260 سال این کشور را حفظ کرده اند در ادارات کابل و پوهنتون کابل پشتونها باید به زبان فارسی فرستاده شده از ایران درس بخواند.
ما خیلی خود گذری کرده ایم که یک عده مفت خوار و بیناموس قدر آنرا نمیداند. حالا زمان آن رسیده که حق پشتونها به حیث اکثریت نفوس کشور تامین شود. از اینرو تا میتوانید بر سر سوته امریکایی ها خود را محکم بگیرید که پشتونها دیگر مانند زمان ظاهر شاه خود کش و بیگانه پرست نخواهند بود.
/////////////////////////////////////////////////////////
بلی آن تاجک که خود را افغان نمیداند و اکثریت نفوس کشور را که پشتونها اند در نظر نمیگیرد برود دروازه های کشور به رویشان باز است و تاجکستان میرود یا نزد ایرانی ها تا مانند کردها خر برایش خطاب کند ، برای ما کدام تفاوتی ندارد.
پدرکلان مسعودوف از سمرقند به کشور افغانها مهاجرت کرده و افغانها به او بازماندگانش براساس کلتور افغانی ما جاه دادند و زمین و هرچیز ولی آن کثیف خود را به همان روسهای فروخت که پدرکلانش را از سمرقند دوانده بودند. پشتونها و اکثریت مردم افغانستان اعم از تاجک ، هزاره، ازبک و غیره مردم سخاوتمند اند ولی وقتی یک مشت بیناموس و بیوطن از سخاوت شان سئو استفاده کند با شمشیر نادر خانی یا ایشان برخورد خواهند کرد.
هر پشتون که از حالت فعلی که جنگ تمام عیار بر ضد پشتونها ، هم از جانب امریکایی ها جنایتکار و هم از طرف نوکران و غلامان شان در چهره دزدان سقاوی های دوم شروع شده راضی باشد - یا احمق و کودن است و یا هم خون پشتون در وجودش روان نیست.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای غوث الدین
من نهایت افتخار میکنم که اکنون پشتونها مانند این دوست ما که آرزو دارم نام مستعاری برای خود انتخاب کند، فکر میکنند و من با او کاملا موافقم که زمان تغیر کرده و حالت پیش آمده از پشتونها مطالبه میکند درست تر و هوشیار تر فکر کنند.
و من در حرف های او هیچ چیزی به جز واقعیت نیافتم. اگر شما حرف های او را بر ضد کدام ملیت خاص فکر میکنید این عقیده شخصی شما است. ولی منظور او از افغان تمام باشندگان افغانستان است.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خانم و یا آقای تند باد
لطفاً در پایین همین صفحه مراجعه کرده و زیر نظر خودت تمامئ پاسخ هایت را بخوان!
مثل باد همیشه در جریان باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
هموطنان عزیز با کمال معذرت هیچکدام تان چه دری زبان و چه پشتوزبان منطق سرتان نمی شود. هر کدام به نظر خودتان حقیقت را میگویید. اما وقتی کسی نظرات تان را می خوانددر آن ها کدام چیزی بنام منفعت دیده نمیشود به غیر آن که سر بجنباند و برای تان دعوا خیر کند که از این مرض اعلاج شوید، بیش از آن که باز هم کشور را به سوی قهقرای دیگری ببرید. بیایید بروید علم بیاموزید، زبانهای دیگری را بیاموزید، شغل ها یاد بگیرید. وقت گرانبهای خویش را اگر در این راه ها صرف کنید و روزی در قطار کشور های پیشرفته دنیا باشید، خواهید دید که این موضوعات به خودی خود حل میشوند و لازم نیست که آنرا از راه بحث های افترا آمیز و خشن با همدیگر حل نمایید. به گفته کسی در بالا به نام راهی (امسال سال بين المللی زبان ها برای تفاهم است و نه دامن زدن به اختلافات) از آقای میرهزار هم می پرسم که چرا این همه داد و بیداد از نبودن آزادی بیان می زنی. برو نصف چیز های را که اینجا مینویسی در ایران و دیگر سرزمین های مجاور بنویس تا ببینی که آزادی بیانی که امروز در افغانستان است در تمام منطقه وجود ندارد. تا حال کسی از این آزادی بیان استفاده ای مثبت هم برای این مملکت بیچاره نکرده به جز تحریکات قوم و دامن زدن به اختلافات دیگر.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای حشمت جان بيادر از کدام آزادی بيان می گويی؟ تو در خانه خود قرار نشسته ای و خبر داری که چند ژورنالست کشته شدند؟ رقص و آواز نشان دادن که آزادی بيان نيست. اگر اسناد خيانت مقامات را يک تلويزيون نشر کرد و ژورنالست آن جان سالم بدر برد و کسی وی را تهديد نکرد انوقت آزادی بيان است.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
ناصر آقا من خیلی بیشتر از آنکه تو فکر میکنی از همه چیز باخبر هستم. افغانستان در شرایط جنگ بسر میبرد. از اینجا همینقدر آزادی بیان که هم دارد قابل قدر است. تو شاید خبر نداری که در کشور های که جنگ نیست چون روسیه، ایران و بسیار ممالک آسیایی و افریقایی چه به سر ژورنالیستان که ضد دولت و یا اشخاص مقتدر مینویسند میاید. معلوم میشود که تو از بسیار چیز ها خبر نداری. این اندازه آزادی که تو می خواهی فعلآ صرف در ممالک غربی وجود دارد که البته در آن ممالک سویه مردم هم بسیاز بالاتر از ممالک منطقه مااست یعنی که افترا زدن و تهمت کردن خطرش هم نیست.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای حشمت
نصحیت هائ پدرانه ات بجایش درست اما کدام وقت توجه کرده ای که همین وزیران و رئیسانی که فعلاً مصروف پشتو سازی افغانستان هستند همه گی در همین کشور هائ غربی تحصیل کرده اند!، علم آموخته اند!، زبانهای خارجی آموخته اند!، شغل یاد گرفته اند!، وقت گرانبهائ خود را هم در این راه هائ بفکر شما بی معنی مصرف نکرده اند! و در قطار کشور هائ پیشرفته دنیا خود را فکر کرده اند!
اما وقتی که به کابل رسیده اند مثل خر عیسی در گِل قبیله گرایی بند مانده و تبدیل شده اند به ماشین هائ تولید تعصب و جهالت.
از این معلوم میشود که هنوز در خواب زمستانی بوده و بیدار نشده ای.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
ها دوست از ايران و تاجکستان خبر دارم. همين آزادی بيانی که شما به آن افتخار می کنيد با حضور رسانه هايی مانند تلويزيون طلوع، روزنامه 8 صبح، کابل پرس? و..معنا دارد. بهتر نيست که قدر کابل پرس را بدانيم و با نظرات غير مسولانه آب در آسياب امرالله صالح نريزيم؟حتما خبر داری که کرزی، خرم و امراالله صالح چه رسانه هايی می خواهند!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
ظریف جان هیچ کس هم به فکر پشتوسازی نیست. این فقط تحریکات بیگانگان است که اقوام افغانستان را نسبت به همدیگر بدبین ساخته از آب ماهی میگیرند. من از بزرگان سالان فامیل شنیده ام که در گذشته های قبل از جنگ ها که در شمال کشور زنده گی میکردند، همه مضامین مکاتب در قسمت های اعظم شمال و غرب کشور و حتی در کابل و در پوهنتون کابل به دری بوده و شاگردان پشتو زبان بایست مثل همه به دری درس می خواندند و صرف در این مناطق یک مضمون به پشتو به حیث لسان وجود داشته است. حالا دری زبان ها های و هوی می اندازند که چرا در قندهار و دیگر مناطق پشتو زبان دروس مکاتب به پشتو است. آنزمان ها کسی به این فتنه اندازی ها توجه نداشته و برای شان دری و پشتو نداشته است. اما ببینید حالا چطور افغان ها خود را آله ای دست همسایه گان ساخته و یکدیگر را توهین می کنند و تحقیر میکنند. بلی چنین دری زبانان هم بهتر و شایسته تر از ملا عمر و طالبان عقبگرا نیستند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اسد جان قند خودت خوش باور هستی یا دیگران را خوشباور فکر کرده ای؟
اگر کسی به فکر پشتو سازی نیست پس این قضیۀ سرود ملی، لوحه ها، بانک نوت ها، جدا کردن مکاتب و صنوف بر مبنای زبان و ترجمه کتب درسی به زبان پشتو بر علاوۀ نوشتن مکتوب هائ رسمی به زبان پشتو آنهم جبراً... چیست؟
حرف مفت و دروغ بس نیست!؟
همان بزرگسالان فامیلت نیز از عینک قبیله گرایی وقایع را برایت روایت کرده اند... لطفاً برو و کتابهائ معتبر تاریخی را بخوان!
پشتون ها از نظام شروع کرده اند نه از فرهنگ و علم. 250 سال قبل احمد شاه ابدالی قدرت را بدست گرفت و قبل از آن اولاً کسی پشتون و یا پتان را نمیشناخت و اگر میشناخت بنام بادیه نشین میشناخت. علاوه بر این زبان فارسی و عربی زبان علم شرقیست که این موضوع را اگر انکار کنید ویا نکنید مثل آفتاب پنهان نخواهد گردید.
همان پته خزانه که میگویید 500 سال قدمت تاریخی دارد نیز یک کذب محض بوده و این هم سند ردش از زبان یک دوست پشتون:
http://www.khawaran.com/Massoumi_Ketab.htm
اینکه خاندان آل یحی نتوانسته اند تمام کتب درسی را در سراسر افغانستان به پشتو ترجمه کنند به این مفهوم است که زبان پشتو در رشته هائ گوناگون دانشمند و ترجمان نداشته و گرنه کسی که نام شهر ها و قصبات را به پشتو تبدیل کند و پشتو تولنه را بسازد و مامورین دولتی را مجبور و مکلف کند تا پشتو بیاموزند، آیا نمیخواهد تا کتاب هائ مکتب را به پشتو ترجمه کند؟
در این مرز و بوم قرن هائ متمادیست که فارسی زبان علم و ادب میباشد و یگانه دلیل این که در 7 دهۀ اخیر شما مجبور بوده اید به دری بخوانید نیز همین است. نه آن ادعایت که پشتون ها بسیار بردبار ، حلیم و صبور بوده اند!
امین باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
این بادام گل نمونه ای از با کلتور بودن و شرافتمند بودن یک به اصطلاح خودش دری زبان است. مرا خجالت دادی هم زبانم. آقایان محترم در هر قوم انسان های شریف و هم ذلیل وجود دارد چه در پشتون های ما و چه در تاجیک و هزاره وغیره ما.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سلامونه—
من پشتونم و با همه دری زبانان - زبان دری را امتحان ميدهم. (استادان و پژوهشگران زبان از اين چلنج مستثنی اند)
ما پشتونها با علاقمندی زبان دری را می اموزيم و به گويش ان ميباليم. البته که پشتو خو زبان مادری ماست و به ان عشق ميورزيم. در اين ميان افراد حسود را منکر نيستيم.
با احترام
پشتون يار
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای محترم (پشتونیار)
مشکل در یاد داشتن و یا نداشتن دری از جانب مردم عام کشور نیست! مشکل در استفاده نشدن این زبان در سرود ملی، بانک نوت ها، سر لوحه ها، مکتوب هائ رسمی، و کتب درسی مکاتب است.
ما نگفته ایم که خدای نخواسته پشتو و پشتونها را نمیخواهیم بلکه میگوییم زبان نصف مردم کشور در کنار زبان پشتو از حقوق حقۀ خود بهره مند گردد.
با احترام
نوت: زور چلنجت را نداریم بیادر! یک کمی کوتاه بیا! مه هم با آنکه دری زبان هستم اما از یک پشتو زبان قندهار ، پشتو را کمتر نمیفهمم. این که دلیل نشد برای پوشیدن تعصب و ظلم بحق دیگران. باز هم تشکر!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
. BA TAMAME IRANI ZABANAN MEGOYAM KE AZ DASTE JANGA HA MA MARDOM AZ DAR TALIM PAS MANDIM ,AGER MA PASHTON HAMA BASAWAD SHAWEEM ZABANE IRANI INSHALLAH AZ AFGHANISTAN GOM SHODANI AST ,TASOB NAQ NAKONID I LIKE TO BE JEW, BUT NOT Tajik
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای پشتونیار
طوریکه من دیروز ذکر کردم و امروز دیده میشود یکعده از برادران پشتون من با من موافقت کرده اند - در تاریخ افغانستان بخصوص در زمان سلطنت ظاهر شاه مردم پشتون از حق تحصیل و تعلیم و تربیه به زبانی مادریشان محروم گردیدند. در کشور که پشتونها اکثریت نفوس کشور را تشکیل میدهند فرزندان ما باید کیمیا و بیولوژی را به زبان غیر مادری شان بخوانند. یکعده از پشتونها که در آن زمان و بعد از صدای مخالفت بلند کردند به نام متعصب و این و آن توبیخ گردیدند.
ما در پوهنتون کابل اصلا مواد درسی برای پشتونهای که از ولایت و کابل پذیرفته شده نداریم. ما در مکاتب کابل حتی در مناطق که صد در صد اهالی پشتون دارند چون پغمان، بت خاک و غیره کتاب پشتو در اختیار اطفال پشتو زبان قرار نمیدهیم. در مزار شریف چندی قبل یکعده پشتونها از دزد معروف عطا محمد نور تقاضا کردند که اولاد هایشان نمیتوانند در سنین خیلی خورد با استفاده از زبان غیر مادری کسب دانش کنند. استاد دزدان عطا به جواب آنها گفته بود که پس بروند به قندهار، هر چند بلخ مانند کابل ولایتی است که تعداد زیادی فامیل های پشتون در آن زندگی دارند.
آن دوست ما که گفته پشتونها با وصف 260 سال قدرت با سخاوتمندی و گذشت عمل کرده اند ، صد در صد راست میگوید. ما در یان مدت به خاطر وحدت ملی و به خاطر مصالح اولیا کشور خود را و اطفال خودرا زیر پاه کردیم.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سخن راست tttttttttttttttttttttttt
اين سرزمين خراسان است.دزدان اوغان اين سرزمين را دزديده اند.بچه بی ريش نادر افشار احمد شاه ابدالی بابای اين اوغان ها از ملتان پاکسنان است و به گواهی تاريخ اين اوغان ها باشندگان بومی اين سرزمين نيستند. واژه افغان يا اوغان برای اولين بار برای توهين کردن مخاطب بکار گرفته شده است .پذيرش وتعميم اين واژه مايه شرمندگی برای مردمان ما است.از روزيکه خراسان را دزديده اند ونام انرا مانند يک شی دزدی شده تغيير داده اند اين سرزمين رويی پيشرفت واعتلای فرهنگی را نديده است.سياستمداران اوغان بد ترين دشمن غير اوغانهای اين کشور اند.اختيار دولت را به هيچ صورتی نبايد در اختيار انها گذاشت.زيرا انها بدتر از هر بیگانه ای ديگر به فرهنگ-تاريخ وهويت ما دشمنی دارند.ببینید در همینجا هم یکنفر اوغان که سابق خودرا بهادر مغرفی میکرد چگونه با واژه فرهنگ دشمنی میورزد!! چون فارسی است ودر زبان قبیله او این واژه ومفهوم ان وجود ندارد.امروز بايد با نوشن کلمه اوغان در تذکره تابعيت يا سند شهروندی مخالفت واعتراض شدیدکرد.به صورت فردی وگروهی.مردم بايد در برابر اين ظلم وپايمال نمودن حقوق خود به پا خيزند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقا یا خانم تند باد
از اینکه تا هنوز میوزی و از حرکت باز نه مانده ای خداوند (ج) را شکر!
وامابعد! از روباه پرسیدند شاهدت کیست؟ گفت: دُمم!
حالا شما نیز برائ ادعا هائ بی اساس تان برادران پشتون (بدون خواهران!؟) را شاهد کشیده اید!
بهر حال، شما که تاریخ نخوانده اید چرا داد از تاریخ میزنید؟ اصلاً در قانون پشتونوالی تاریخ یعنی منفعت! اگر منفعت شان بود تاریخ است و اگر منفعت نبود دروغ است!
با این ادعا ها که شما دارید لابد مولانا، ابوعلی سینا، و خواجه عبدالله انصار نیز با پشتو جفا کرده اند؟!
برو تاریخ را بخوان و بدان که پشتون ها از نظام شروع کرده اند نه از فرهنگ و علم. 250 سال قبل احمد شاه ابدالی قدرت را بدست گرفت و قبل از آن اولاً کسی پشتون و یا پتان را نمیشناخت و اگر میشناخت بنام بادیه نشین میشناخت. علاوه بر این زبان فارسی و عربی زبان علم شرق است که این موضوع را اگر انکار کنید هم مثل آفتاب پنهان نخواهد گردید.
همان پته خزانه که میگویید 500 سال قدمت تاریخی دارد نیز یک کذب محض بوده و این هم سند ردش از زبان یک دوست پشتون:
http://www.khawaran.com/Massoumi_Ketab.htm
اینکه خاندان آل یحی نتوانسته اند تمام کتب درسی را در سراسر افغانستان به پشتو ترجمه کنند به این مفهوم است که زبان پشتو در رشته هائ گوناگون دانشمند و ترجمان نداشته و گرنه کسی که پشتو تولنه را بسازد و مامورین دولتی را مجبور و مکلف کند تا پشتو بیاموزند، آیا نمیخواهد تا کتاب هائ مکتب را به پشتو ترجمه کند؟
در این مرز و بوم قرن هائ متمادیست که فارسی زبان علم و ادب میباشد و یگانه دلیل این که در 7 دهۀ اخیر شما مجبور بوده اید به دری بخوانید نیز همین است. نه آن ادعایت که پشتون ها بسیار بردبار ، حلیم و صبور بوده اند!
برو راجع به تاریخچه نام هائ مناطق و شهر هائ افغانستان تحقیق نموده و آگاه شو! این (شیندند) که در هرات است تا 50 سال قبل اسمش (سبزوار) بوده. یکبار به نقشۀ ولایت هلمند دقت نموده و ببین که این نادعلی، چاه انجیر، لشکرگاه، نوزاد، موسی قلعه، قلعه بُست، ناوه، گرمسیر، هزار جفت، مارچه ویا مارجه، بولان، نهر سراج، کجکی، ساربان قلعه، باغ روان ویا باغ ران، و شور آب، واشیر، ... و غیره اینها نام هائ پشتوست؟؟؟
هی لعنت بر منکرش! این ها املاکیست که اجداد تان بزور شمشیر و به مکر و فریب یهود گونه از دست ساکنین بومئ آن بیرون کشیده اند.
خاندان آل یحی نفس خود را کشیدند که اسم لشکرگاه را به (نواب شار) تبدیل کنند اما به فضل خداوند (ج) و به فرموده اش که قول داد:
بسم الله الرحمن الرحیم
« ومکروا و مکرالله والله خیر الماکرین » (آل عمران/54)
نتوانستند!
تا بکی میخواهید دروغ بگویید؟ این شیوه را یهودیان صهیونیست در مقابل فلسطینیان نیز استفاده کرده و میکنند. پس میان شما و آنها چی فرقیست؟
خودت اگر راجع به وقایع تاریخی نمیدانی برو و مطالعه کو ویا هم از یکی از ریش سفیدانی که البته مثل بعضی هایتان دروغ گو نباشد رفته و از وقایع گذشته بپرس!
این ولایت هائ قندهار و زابل و غزنی را نیز یک کمی از نظر تاریخی تحقیق کو اما لطفاً عینک تعصبت را اگر برای لحظاتی هم میشود از چشمانت دور کن! زیرا با عینک تعصب و با دید قبیله گرایی بجایی نخواهی رسید!
همین قندهار را شما چرا کندهار میگویید؟ کندهار در لغت چی معنی میدهد خصوصاً تنها کند؟ قند را اگر نمیدانی شیرینی را گویند و هار نیز مترادف آن است! حالا خودت اگر از دیده عقل بنگری کند معنی اش بهتر است و یا قند؟
خاندان آل یحی را نگو که به شما خیانت کرده است بخاطریکه نمک حرامی خواهد شد. خاندان آل یحی حتی چشمان بودای بامیان را تخریب کرد! بخاطریکه چشمان بودا ، بادامی بود و به چشم هائ پشتون ها نمیماند! و تاریخ پشتون ها را زیر سوال میبرد! بعداً متباقئ همتبارانت به رهبرئ ملاعمر مزدور بکلی آنها را تخریب کردند نه از نقطه نظر دین و مذهب (به خاطریکه شما خود میگویید: " پشتون نیمی قرآن نمنی! پشتونوالی پشتنو ته پنزم مذهب دی..."! از نقطه نظر قبیله و قوم! این را تو هرگز شاید قبول نکنی اما دنیا میداند و جنایات همتباران تو به این چیز ها خلاصه نمیشود. راجع به،
" پشتون نیمی قرآن نمنی! پشتونوالی پشتنو ته پنزم مذهب دی..."!
من از زبان خود تان سند دارم. لطفاً به قسمت هائ سوم و چهارم این فیلم مستند خوب توجه نمایید:
1. قسمت اول:
http://www.ariayemusic.com/dari4/siasi/part1.htm
2. قسمت دوم:
http://www.ariayemusic.com/dari4/siasi/part2.htm
3. قسمت سوم:
http://www.ariayemusic.com/dari4/siasi/part3.htm
4. قسمت چهارم:
http://www.ariayemusic.com/dari4/siasi/part4.htm
این ادعائ اکثریت و اقلیت نیز سر چشمه میگیرد از همان توطئه چینی و مکر نژادئ تان و گر نه ما در افغانستان کدام وقت سر شمارئ دقیق و منصفانه داشته ایم؟
آیا فکر نمیکنی دروغ گفتن دیگر دردی را دوا نمیکند؟
عبدالبارئ جهانی اشعار خیام و مولوی را به پشتو ترجمه میکند. آیا این خود سند عقب مانده گئ پشتو در مقابل فارسی نیست؟
ما نمیگوییم که شما کیمیا و بیولوژی را به پشتو نخوانید اما لطفاً این حق را از دیگران نیز نستانید!
در دورۀ حکومت آل یحی بنابر زدو بند هائ سیاسی آنها نمیخواستند تا به یکباره گی همه سیستم دولتی و ملکی را پشتونیزه کنند زیرا این موضوع میتوانست پایه هائ لرزان حکومت استبدادی و مفسد شانرا هر لحظۀ منهدم کند.
اینکه در دانشگاه کابل مواد درسی به زبان پشتو نیست اولاً دروغ بوده و دوماً ثابت میکند که تا فعلاً کسی وجود ندارد که با تکیه بر دانش و داشته هائ فکرئ خود مواد درسی یعنی کتاب و کاپئ آنها بنام چپتر... را بنویسد و تهیه نماید!
بله! عزیز دل برادر اگر شما نویسنده، پژوهشگر، و دانشمند به اندازۀ کافی میداشتید تا کنون این خالیگاه را نیز پر نموده و محتاج کتاب هائ آمده از ایران و یا امریکا نمیبودید. البته من ادعائ اینرا ندارم که فارسی یک زبان مکمل بوده و نیازی به بقیه زبان ها ندارد اما میخواهم برایت یاد آوری کنم که فارسی اگر هر قدر ضعیف و نحیف باشد بازهم تنها مثنوئ معنوی اش تمامئ آثار ادبئ پشتو را مثل آفتابی که در مقابل شمع ها بدرخشد، نیست و نابود میکند!
اما باز هم دوستانه برایت میخواهم بنویسم که خیر و صلاح هر دو زبان در مفاهمه، گذشت، و تحمل همدیگر بوده نه در رد ، تکذیب، و تخریب یکدیگر!
شما خودتان میگویید اما نمیدانم که عمل میکنید و یا خیر؟ :
"که تا وویل چی زه یم او ما وویل چی زه یم، نه به ته یی او نه به زه یم! که ما وویل چی ته یی او تا وویل چی ته یی، هم به ته یی او هم به زه یم!"
پس هر ادعائ که میکنی چار اطرافش را خوب بسنج که کدام وقت دروغ نگفته باشی و خدای نخواسته آن دروغ افشا نشود.
در پغمان و دیگر ولسوالی هائ کابل تا بحال اتمر حتماً کتاب هائ پشتو را فرستاده خاطرت جمع ، جمع باشد!
راجع به مزار نیز بسیار فکر نکو که در مقابل قندهار ، هلمند و ارزگان نوک سوزن هم شده نمیتواند. در مزار لااقل همزبانانت از خیر چند تا دزد با انصاف مکتب خوانده میتوانند اما بیا به قندهار ، هلمند و ارزگان ببین که از دست هم تبارانت اولاً کسی به مکتب رفته نمیتواند و اگر برود نیز مجبور و مکلف است که به پشتو بخواند!
از گذشته 250 سالۀ پشتون ها گفته ای و زیر پا کردن حقوق اطفال تان، امیدوارم که منظور تان قتل عام 63% از مردم هزاره و ازبک نبوده باشد. ویا هم امیدوارم که قتل عام طالبان را نگفته باشی. مشت نمونۀ خروار! فکر کنم به اندازه کافی رمز و کنایه را بفهمید.
در اخیر یکبار دیگر خواهشم اینست که بیایید و اقلاً در صفحات انترنتی از ریا و مکر دست بردارید و یک خواهش دیگر اینکه هیچ گاهی کوشش نکنید تا از چوکات ادبیات و نزاکتها خارج شوید چونکه بلافاصله نظر ها پاک خواهند شد.
صبور و شکیبا باشید!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خداوند (ج) بهتر میداند! همان خوبست که شما بیسواد هستید و گر نه:
چو دزد با چراغ آید گزیده تر برد کالا!
از یهود بخاطری بیشتر خوشش تان میاید که با آنها همنژاد میباشید...
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
برادر محترم تند باد
این مطلب شما را و خصوصا آن بخش را که استاد دزدان عطای بورقه به پشتونها گفته که اگر خوش نیستند قندهار بروند باید قبل از همه آن پشتونهای بخواند که تا هنوز هم درک نکرده اند که سخاوتمندی شان کار را به جایی رسانده که یک دزد و قاتل بیسواد قهرمان ملی شان اعلان میشود و دزد دیگر افغانها را از شهر خودشان میراند.
شرم و ننگ بر کرزی که با آنانی همدست شده است که آمر بیسواد و جاهل شان یعنی مسعود با امضای اوربند با روسها برای آنها قتل دو میلیون افغان (97 فیصد آن پشتون را) مساعد گردانید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اگر علاقه داری خیلی خوب ولی اگر دیگران به چیز علاقه ندارند نباید بر آنها تحمیل گردد همینطور نیست ؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای کامران
نوشته های شما هميشه جنجالی و مهم هستند.
من هميشه و هر روز سايت کابل پرس? را می بينم و از آن استفاده می کنم.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
02th January 2008/
The Persian speaking teachers in University kabul never oppressed the pakhto speaking students, but the pakhto speaking teachers oppressed in past time and oppress now the Persian speaking students. Every year in decade 1970 sevral Persian speaking students droped out from Economics Faculty because they could not pass the pakhto test ! ? I was student in university kabul from 1972/73 till 1978-79
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای تلاش. سلام و احترام
چرا به زبان فارسی نمی نويسی که همه نظرت را بخوانند؟ زحمت نصب کردن زبان فارسی روی کمپيوترت فقط 5 دقيقه است.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
با عرض سلام به همه وبا کمال معذرت که وقت تانرادرخواندن این سطور ناچیز ضایع میسازم .یونسکو سال 2008 را بخاطر انکشاف زبانها و اینکه از از بین رفتن زبانها جلوگیری شود بنام سال زبانها مسما کرده مگر متاسفانه یکتعداد از خوانندگان محترم کابل پرس? برداشت نادرست نموده و با ارایه نظریات شان درمورد مقاله محترم کامران میرهزار و مساله زبانها موضوع را به بیراهه برده و این وان را مقصردانسته خودرا برائت میدهند که بنظرمن نباید از نامگذاری سال 2008 بنام زبانها استفاده نادرست شود بهتر انست که همه کس در هرجای دنیا که است همانطوریکه میخواهد به زبانش کسی توهین نکند و دیگران به زبانش احترام کنند به زبان دیگران احترام قایل باشد و درمورد منبع پیدایش زبان و کیفیت ان تعداد نفوس که به ان زبان تکلم میکنند درجه غنامندی ان تعدد شاعران ودانشمندان زبان مطروحه و.... باید از نگاه انصاف دیده شود و نه از دوربین تعصب که متاسفانه در جامعه افغانی مانند یک مرض لا علاج نصیب یک تعدا د از هموطنان ما گردیده است و نوشته های شان در کابل پرس ثبوت این ادعا است و تاسف بیشتر این است که تقریبا همه اشخاص متعصب خود را روشن فکر هم مینامندکه حتی بسیاری از استادان پوهنتون های ما دارای تعصبات لسانی وقومی هستند که من خود شاهد ان بوده ام و حتی ثبوت هم دارم و باز هم با تاسف فراوان که اکثریت اعضای رهبری دولت و حکومت دارای تعصبات نژادی و لسانی میباشند و درمقایسه با انها مردم عادی کشور نسبت به یکدیگر تعصب ندارندو دربسیاری از نقاط کشور در فضای بسیار خوب باهم زندگی را به پیش میبرندبطور مثال بهترین دوست من پشتو زبان است و من از او زیاد اموخته ام و اینکه سلاطین این کشور غریب درحق کشور ومردم ان جفا کرده اند گناه خود شان بوده نه گناه زبان ولسان شان نباید جرم را متوجه زبان شان سازیم درحقیقت نفس شان مجرم است وهمچنان با جرم نمودن یک شخص و یا یک تنظیم وحزب عادلانه نخواهد بود که همه مردم ان قوم مجرم شناخته شود . به نظر من بهترین موقع است که بااستفاده از سال زبانها همه کس در پیشرفت زبان خود سهم گرفته بدون اینکه به زبان دیگران اسیب وصدمه برسانندتلاش خود را ادامه دهند .به یقین کامل در کشور ما افغانستان زبانهای زیادی مورد استفاده قرار دارد که بیشتر مردم به زبانهای پشتو ودری صحبت میکنند و اما تقریبا اکثریت مردم ما که زبانهای شان مختلف هم است دین شان مشترک است و شکر الحمدلله هشرف به دین اسلام میباشند وقسمی که میدانید وقتی کسی مسلمان میراثی باشد و یا به خواست خودش به اسلام مشرف گردد باید این دین مقدس را با تمام جزیات بپذیرد وگفتار الهی یعنی قرانکریم را با تمام جزیات ان قبول داشته باشد و از هیچ امری از مقدسات دین اسلام انکار نورزد که انکار نمودن باعث خواهد شد تا در ایمانش خللی بوجود اید.هیچ مسلمانی حق ندارد تا موضوعات لسانی ونژادی را براوامر دین اسلام ترجیح دهد بلکه درپرتو ارشادات دین مقدس اسلام باید از تعصبات بگذرد . در ایات کلام ربانی بطور صریح امده است که مسلمانان باهم برادر اند و هیچکسی برکسی دیگر بالا نیست مگر به تقوا .نمونه خوب ان روز عرفات است که ازتمام دنیا واز نژادهای مختلف و زبانهای مختلف همه مسلمانان در یکجا جمع شده وبا عین لباس به عبادت پروردگار خویش میپردازند و هیچ کسی بردیگری فوقیت ندارد وبنطرمن هر کسی که از حرف قرانکریم انکار نموده و تعصب لسانی داشته باشد نباید خود را مسلمان کامل بداند چگونه باشد که حرف خالق خودرا نپذیرفته و به امر نفس شیطانی خودرا از دیگران بهتر بداند و لسان خود رااز دیگران ترجیح دهدو هرگز به این فکر نباشد که تعصب به ما چی میدهد و نتیجه ان چی است و سالها اگر درتعصب گذشت چی نفع به مارسید کا انرا ادامه دهیم و.... هرکسی که لسان خود را از دیگران بادید تعصبی که دارد ترجیح بدهد مستحق ان است که لعنت کرده شود ولو هرکسی ودر هرمقامی که باشد . بهترین نظریه انست که همه با هم ودر کنارهم زندگی بسیار کوتاه این دنیا را بدون هیچ گونه تعصب بگذرانیم و به گفته کسی (زندگی انقدر کوتاه است که برای محبت وقت نیست پس چگونه برای نفرت و تعصب وقت پیدا میشود )بایید از تعصبات بگذریم و همدل وهمنوا برای ابادی کشور ویران خویش کار وپیکار نماییم و بدون هیچ نوع تعصب در پیشرفت زبانهای خویش سهم یبگیریم و به خود حق توهین به دیگران را ندهیم .در حقیقت خالق بی نیاز زبان و نژادهای مختلف را برای شناخت انسانها افریده است تا انسنانها ذریعه ان یکدیگر را بشناسند وبا هم با زبانهای مختلف ارتباط برقرار نمایند .اینکه بعضی لسانها نظر به غنامندی و قدامت ان و سچه بودن ان از لسانهای دیگر فرق دارد معنی انرا ندارد که متکلمین ان از دیگران برتر هستند و خود را خوبتر بدانند خوبتر بودن همانا تقوا و پرهیز گاری است که بدبختانه ما از ان دوری کرده ایم و توجه ما نسبت به ان کم شده و متوجه تعصبات درونی خود هستیم نه اوامر الهی .... دراخر یکبار دیگر به همه افغانهای عزیز و انسان دوست پیشنهاد میکنم که لطفا و لطفا از تعصب بگذرید و به انسانیت و اسلامیت توجه کنید و به این نظر باشید که هر کس مسلمان است برادر مااست ولو اگر زبانش چینایی باشد ویا فرانسوی و یا پامیری ویا بلوچی ویا انگلیسی ویا....... ونگذاید که دشمنان همیشگی ما وشما از بی اتفاقی ها و تعصبات ما استفاده نموده و بالای ما حاکمیت نمایند . بااحترام برادرشما تراب
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
برادر تراب گل گفتید و دُر سفتید!
اگر از من میشنوی لطفاً یک کاپی به آدرس پهلوان خُرم، یک کاپی به اتمر، یک کاپی به احدی و یک کاپی هم به احمد زی بفرستید.
ممنون شما!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
راستی آقای تراب
خوشبینی و خوش فکری ات در جای خود قابل قدر است. اما آیا توجه کرده ای که کج بحثی را کی شروع کرده؟ شخصی به اسم (تندباد!) که داعیه دار حقوق ملاخُرم، ملاعمر، ملاکرزی، ملاراکتیار، ملااحمدزی، ملابورجان، ملاعبدالرحمن و ملا احدی اخند زاده، است!
حالا خودت قضاوت نموده و ما را ممنون سازید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تراب عزیز اگر همه افغان ها یا لااقل فیصدی زیادتری مانند تو فکر کرده و از عقل سالم برخوردار میبودند، امروز افغانستان شاید به این سرنوشت شوم دچار نمی شد. اما متاسفانه که این طور نیست. حتمآ این نظریات را مرور کردی و دیدی که طبقه با سواد ما چه نوع برخورد با همدیگر دارند. کسانی هستند که به مولانا و حافظ و... فخر می فروشند، اما چنان مینویسند و فکر میکنند و به دیگران توهین مینمایند که روح آن شاعران بزرگ از داشتن چنین دوستداران آزرده میشود... .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
شهلا جان تشکر از حسن نیت تان. آیا شما برای آرامش ارواح بزرگان اعمال خرم، احدی، احمدزی، اتمر، خلیلزاد و کرزی را تأیید مینمایید؟ اگر این طور است پس همه گی به خطا رفته ایم.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
شهلای عزیز
انکار و تحریف تاریخ نیز خود خیانت به انسانیت و روش بزرگانی چون مولوی و سعدیست! شاید تا بحال نمیدانستی؟ لطفاً از حقیقت چشم پوشی نکرده و صاف و پوست کنده بگویید که پشتو سازئ سرود ملی، دفاتر و مکاتب دولتی از نقطه نظر اسلام، انسانیت و اصول بزرگان این سرزمین چگونه توجیح پذیر است؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
aghaaye Naser ,sapaas goozaram az yaad aaweri dostanah yee shamaa, man daer khanah am kamputer nah daram, haftah yee chand baar daer beeron khanh haer jaayee beraber shood shabakah yee kabulpress wae chand taar-namaa yee degar ra mi binam. baa sapaas
Mr. Naser ,thank you from your advice, I do not have computer in my home ,I use a few times every week computer out-side my home. Thank You
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
دوستان سلام مشکل زبان در ا فغانستان متاسفانه به حیث دست آویز ی برای سلطه از مدت های مدیدی مورد استفاده قرار گرفته است که سر نخ باز به خانۀ جنایت انگلیس میکشد .اصلا آنچه به حیث تازه ترین جنایت منطقه رخ داد (قتل بی نظیر بوتو) از همین شهکار های مملو از خباثت انگلیس بود که را حل ها را به چنان منجلابی میکشد که هیچ را هی ممکن نمی نماید . منطقۀ افغانستان یاکستان وهنر که از قرن ها در آتش شیطنت انگلیس می سوزد و با طزق مختلف آتش جنگ را شعله ور نگه داشته است یکی از مهم ترین وسیله های آن زبان بوده است. یک سری بزنیم به دوصد سال گذشته مگر مشکلی بنام مشکل زبان در منطقه وجود داشته است . هر گز نه زبان فارسی زبا ن عام منطقه بود از گردیز تا بدخشان واز جوزجان تا قندهار وهیر مند . مگر شهر قندهار مهد ادب فارسی نبوده است مگر کابل شاه صابری برای احمدشاه ابدالی به کدام زبان نوشت و مگر دیوان احمد شاه و زمان شاه و شاه شجاع به کدام زبان بوده است از نو شته های که بر در و دیوار آبدات تاریخی هندوستان بر جای مانده تا اثار و کتیبه های فراوان داخل افغانستان امروزی . زبان زیبای یشتو به حیث یک زبان محلی برای داد وستد منطقه ای مورد استفاده قرار میگرفت . یوهاند حبیبی که با ابداعات وکشفیات عجیبه به حکم خاندان رذل شاهی و به ویژه محمد نعیم ملعون فارسی ستیزی را آغاز کرد ویشتو را بزرگ جلوه داد داد ییامد های نا خوش ایندی در قبال داشت اگر مرحوم حبیبی چند سال دیگری به همان منوال کار میکرد یقینا اشعار یشتوی مولا نا و سنایی و ناصر خسرو را نیز کشف میکرد و ما شاید مجبور می شدیم در آینده مولانای افغان و یا سنایی افغان وناصر حسر و افغان بگوییم البته این کثافت بازی ها دز آینده به آسانی قابل حل نیسنتد
این نوشتار ادامه دارد
سهراب کابلی
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
نویسنده: صمد صبری
پارلمانی های کشور هنگامی که به خاطر پخش آهنگ های زنان افغان در تلویزیون ملی خشمگین بودند، بی محابا به داکتر سید مخدوم رهین رای مخالف دادند. آنها بر این پندار بودند که هیچ کس نمی تواند بدتر از رهین باشد. ساده لوحی بود از این پارلمان چیز دیگری انتظار داشت. قرار معلوم، استخوان بندی این پارلمان را کسانی می سازند که یک گام درست سیاسی در سراسر زندگی شان نبرداشته اند بدتر از آن، گامهای درست ملت افغانستان را که همانا جهاد مقدس علیه اشغال بود، به انحراف کشاندند. اما خورجین این روزگار گزینه های فراوانی برای خوشباورانی دارد که پیامد اندیش نیستند.
عبدالکریم خرم یکی از این گزینه ها. نخستین کار برجسته آقای خرم، تبدیلی لوحه وزارت از فارسی به پشتو و انگلیسی بود. گام دومش، سایت آژانس خبری باختر را باز کنید. آنجا اول با حروف برجسته و بزرگ 16 نخست می خوانید: پشتو، بعد با حروف 14 می خوانید: انگلیسی و بالاخره با حروف 8 نازک می خوانید: دری. این تبعیض نیست، چیست؟ و آن هم تبعیضی که بسیار حقیرانه به نمایش گذاشته می شود. امشب ساعت 7 مثل همیشه منتظر سرویس خبرهای فارسی از تلویزیون ملی بودم. به جای آن، سریال ترکی در مورد معجزه ها بود که پیش از آن تلویزیون آریانا با دوبله فارسی ابتکار نشرش را در دست گرفته بود. روی نوار سرخ اعلان به صورت متحرک به بینندگان اطلاع داده می شد که خبرهای دری و پشتو ساعت 8 شب پخش می شود. حدس زدم، بازهم عبدالکریم خــــــــــــــــــــــــــــــــرم دسته گلی به آب داده است. حدسم درست بود. به دنبال «شیر و شکر» کردن همه چیز، از من حق دسترسی به نیمی از خبرها را گرفتند.
من پشتو نمی فهمم و تعصبی هم در برابر آن ندارم. اما ناگزیر ساختن من به شنیدن خبر به زبانی که من نمی دانم، مغایر قانون اساسی افغانستان است. مانند من، پشتو زبانهایی که فارسی نمی دانند، نیز نیمی از خبرها را از دست داده اند. آخر چرا؟ از یک سو اتمر می خواهد صنف های درسی و حتی مکاتب پشتو را از فارسی جدا کند و از سوی دیگر کریم خرم همه چیز را یکجا می کند؟ آیا به آن دلیل نیست که با استفاده از ناگزیری اکثر مردم افغانستان که فارسی می دانند و فارسی می گویند، پشتو را میان آنها به زور تحمیل کنند؟ آیا این به آن معنا نیست که زبان پشتو را خود پشتونها هم به رغبت فرا نمی گیرند و ترجیح می دهند فارسی بیاموزند و آنها را ناگزیر می سازند این زبان را بیاموزند تا زمینه را برای پشتو گستری سالهای آینده مطابق برنامه های محمد گل مومند و اسماعیل یون و حبیب الله رفیع و… آماده تر سازند؟ من واقعاً ناراحت هستم. آخر، جناب آقای خرم، جناب آقای اتمر، امروز استالین و هتلر منفور هستند. زیرا آنها وقعی به فرهنگ دیگران نمی گذاشتند.
فرهنگ دیگران چون برای خودشان بیگانه بود، بایستی نابود می شد و این برای شان اهمیت نداشت که بالاخره فرهنگ بیگانه هم فـــــــــــــــــــــــــــرهـــــــنگ است و میراث بشری. شما و اطرافیان تان هرچه فارسی زبان را در افغانستان می بینید، متهم می کنید که مزدور ایران هستند در حالی که در واقعیت امر این شما هستید که با بخشیدن افتخارات این سرزمین- فقط به این دلیل که پشتو نیست- به ایرانی ها، در خدمت بیگانه ها قرار دارید
آنلاین : http://www.afghanpenlog.com/
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
تو که پشتو نمیدانی پس اصلا در افغانستان تولد نشده ای. زیرا افغانها در مکتب پشتو میخوانند، دوستان پشتون دارند و مشکل در شنیدن و فهمیدن اخبار پشتو و دری ندارند. پس تو جز از افغانستان نیستی و جای تو فقط نزد ایرانی هاست تا برایت خر خطاب کنند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سلام به همه
پشتو زبان ماست
پشتون و يا افغان هويت ماست
افغانستان سر زمين ماست
آغوش ما برای همه انانيکه در اين سرزمين کهن زنده گی ميکنند - باز است. ما از همه دعوت ميکنيم که با ما در اين سرزمين يکجا در صلح و صفا زنده گی کنند.
والسلام
Kabuli
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای کابلی
پشتون و افغان یکی نیست.
مطابق قانون اساسی 1964 و قوانین بعدی افغان به هر تبعه افغان اعم از هزاره، ازبک، تاجک، بلوچ، پشه ای ، نورستانی، اهل هنود، سکهه ، ایماق، ترکمن، ......خطاب میشود. و پشتون بزرگترین از لحاظ نفوس - ملیت در افغانستان به شمار میرود.
پشتون ها از هزاران سال بدینسو در افغانستان امروزی که قبلا به نام های آریانا ، امپراطوری غزنه، امپراطوری درانی ، غوری ... یاد میشد زندگی دارند. در حالیکه افغان به مردمان کشور ما از سال 1747 خطاب میشود.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
Oghai` motaqalb,Kabuli , bidaned ki agar shoma izhar mekarded ki az qabilai waziri hasted ma qabul dashtem, dar ghair On ,monond tabari taqalbgaraiat po dar in maidan gozashted. Ofarin bar too ki radifat ra faramosht nakardaii. shoma ba sarzamin qidamat dadaed wale ba zaban pashtun chira qidamat namedihed? agar darogh ast yak darogh digar ham biguied, 5000 sal ham ba pashtu tarikh bisazed ki digaran bawar konand. be haya ra goftand ki chonar dar......goft ki saya saram.in zaban be resha wa be ruh wa be maza , wahshi saz wa shamsher zan ra chigona rawa mebined ki mardom sharif khorasan, zaban khodshan biguiand? baz ham behaya bodan shoma sifat andeshai shomast.