سال 2007، سال مولانای عزيز گذشت و اکنون سال 2008 است. من ابتدا ورود به سال 2008 را به تمام خوانندگان کابل پرس? تبريک می گويم و اميدوارم در اين سال در افغانستان خشونت ها کمتر و محو شده و گام های عملی برای تامين حقوق بشر برداشته شود.
و اما سال 2008 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل سال "بين المللی زبان ها" اعلام شده است. اين موضوع بسيار اهميت دارد وقتی بدانيم جهان در تلاش است که زبان های زنده ی جهان را حفظ کرده و رشد داده و از انقراض زبان هايی که به حاشيه رانده شده اند، جلوگيری کند. معمولا در همه جای دنيا تنوع زبانی باعث رشد و غنای زبانی می شود اما در افغانستان چرا اين موضوع عکس آن است؟
تمام نشانه های تنوع و گستردگی در جامعه ی افغانستان برای دشمنی و جنگ عليه يکديگر بکار گرفته می شود و از ويژگی های مثبت آن برای گسترش و ژرف کردن روابط انسانی استفاده نمی شود. اين موضوع وقتی اهميت پيدا می کند که می بينيم، از يکسو به ظاهر روشنفکران اين مملکت خود بيشتر از ديگران به اختلافات و يکی هم اختلافات از راه تفاوت زبانی دامن زده واز سوی ديگر دولت و مقامات نيز که بايد برای رفاه و آسايش مردم کار کرده و به مردم خدمت کنند، از تفاوت زبانی سوء استفاده کرده و تبعيض روا می دارند.
اگر به دانشگاه کابل برويد، استادی که فارسی زبان است به شاگردان پشتو زبانش نمره نمی دهد و استادی که پشتو زبان است به شاگردان فارسی زبان. اگر به وزارت فرهنگ برويد، وزير طالب ما جناب خرم، تمام تلاش خود را گذاشته تا زبان فارسی را کمرنگ جلوه دهد و از الف تا يای اين وزارتخانه را پشتو کند. کاری که وزير قبلی رهين عکس آن را می کرد.
اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن پشتو زبان است، از در و ديوار آن اعلاميه ها به زبان شيرين پشتو آويزان است و اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن فارسی زبان است عکس آن. مقام فارسی زبان کار مراجعين پشتو زبان را درست انجام نمی دهد و مقام پشتو زبان هم کار مراجعين فارسی زبان را.
اين به ظاهر روشنفکران و مقامات نابخرد افغانستان از اختلافات زبانی کوهی ساخته اند که گويندگان اين دو زبان را به نظر خود از هم جدا کرده اند. می دانم در کنار اين اختلافات زبانی، اختلافات قومی، نژادی و گروهی هم بی تاثير نيست اما با همه ی اين ها هم پشتو زبان و فارسی زبان به ظاهر روشنفکر و هم مقام دولتی به مردم و زبان ظلم می کنند.
در کنار زبان های فارسی و پشتو زبان های ديگری هم در افغانستان عزيز هستند که رو به فراموشی می روند.
يادم می آيد، چندی پيش دوست ترکمنی را ديدم که درباره ی مشکلات زبان ترکمنی برايم گفت که برای نخستين بار بود شنيده بودم. اين مشکلات چنان است که بر پيشرفت اين زبان بومی تاثير گذاشته و آن را تحت تاثير قرار می دهد. در زمانی که بايد به اشکال گوناگون تلاش کنيم تا زبان های بومی رشد کنند، وجود مشکلات باعث ضعف و حتا کم کم انقراض اين زبان ها خواهد شد.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست، بياييم زبان ها را در افغانستان حفظ و رشد دهيم. اگر پشتو ضعيف است و رشد نکرده در رشد آن کمک کنيم اگر فارسی در حال رشد است و می خواهد جسد نيمه جان خود را در افغانستان درمان کند را به وابستگی متهم نکنيم. نگوييم پشتو زبان ما وابسته به حکومت پاکستان است و فارسی زبان ما وابسته به حکومت ايران. برای مساله ی زبان به عنوان پديده ای که توانسته قلمرو جغرافيايی را در نوردد، اهميت بيش از اين قايل شويم.
من قانون اساسی افغانستان را چندان نمی پسندم و در بسياری موارد آن را دارای تناقض و تبعيض می بينم. اما با اين وجود در قانون اساسی فصل اول، ماده ی شانزدهم آمده است که از جمله زبان های پشتو، دری، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری و ساير زبان های رايج کشور، پشتو و دری زبان های رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان های ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حيث زبان سومی می باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد.
قانونی که توسط اين مقامات فرصت طلب و نژادگرا بايد انجام شود متاسفانه اجرا نشده و ما بارها ديده ايم که مقامات عکس قانون و عليه منافع مردم کار می کنند.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست. در سال 2008 ما در کابل پرس به اين مساله بيشتر از پيش می پردازيم و کوشش می کنيم به مساله زبان و راه های رشد آن بيشتر بپردازيم.
در پايان پيام مدير سازمان يونسکو درباره ی سال بين المللی زبان ها را با هم می خوانيم که نمايندگی اين سازمان در افغانستان به کابل پرس ارسال کرده است:
"زبانها مهم اند!"
سال ٢٠٠٨ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان "سال بين المللی زبانها" نامگذاری شده است.
سازمان يونسکو که وظيفه هماهنگی فعاليتهای سال آتی به آن محول شده است، مصمم است که وظيفه
خود را به عنوان يک سازمان راهبردی در اين زمينه به طور کامل به انجام برساند.
اين سازمان از اهميت قاطع و حياتی زبانها در مقايسه با بسياری از چالشهای ديگری که بشر در دهه
های آينده با آنها روبرو خواهد بود، کاملا آگاه است.
زبانها برای حفاظت از هويت افراد و گروهها و همچنين برای همزيستی مسالمت آميز آنها در جوامع،
اهميت بنيادين دارند. آنها (زبانها) عاملی استراتژيک برای پيشرفت به سوی توسعه پايدار و ارتباط
موزون مابين زمينه های عمومی و محلی می باشند.
زبانها دارای بيشترين اهميت برای رسيدن به اهداف مصوبات پيشين سازمان ملل در سال ٢٠٠٠ يعنی
و "اهداف توسعه هزاره" (با نام اختصاری (EFA "شش هدف آموزش برای عموم" (با نام اختصاری
می باشند. (MDGs
زبانها به عنوان عاملی برای همگرايی اجتماعی [در ميان گروههای هم زبان] نقشی استراتژيک برای
هستند چرا که آنها در گسترش سوادآموزی عمومی و ( MDG برچيدن فقر مطلق و گرسنگی ( 1
مبارزه ،( MDG يادگيری مهارتهای زندگی موثرند. زبانها برای رسيدن به آموزش ابتدايی همگانی ( 2
اهميت بنيادی دارند و همه اين فعاليتها بايد به زبان های [ ( MDG با ايدز، مالاريا و ساير بيماری ها ( 6
مادری] جمعيتهای مورد نظر انجام شوند، اگر واقعا رسيدن به اين اهداف مد نظر است. حفاظت از دانش
ذاتا به زبانهای محلی و بومی ( MDG و مهارتهای بومی و محلی و تضمين محيط زيست پايدار، ( 7
وابسته است.
علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی وابستگی زيادی به تفاوتهای زبانی دارد همانطور که در اعلاميه جهانی
تنوع فرهنگی و برنامه فعاليتهای مرتبط ( ٢٠٠١ )، ميثاق حفاظت از ميراث فرهنگی و ميثاق پاسداری و
ترويج تنوع فرهنگی ( ٢٠٠۵ ) بر آن تاکيد شده است.
اما در فاصله چند نسل آينده، ممکن است بيش از ۵٠ درصد از ٧٠٠٠ زبان رايج دنيا کاملا از بين بروند.
کمتر از يک چهارم اين زبانها در مدارس و محيطهای آموزشی تکلم و تدريس می شوند و در فضای
مجازی اينترنت بکاربرده می شوند و بيشتر آنها به صورت پراکنده استفاده می شوند. هزاران زبان ديگر
که هر روزه بر زبان مردم جاری است، در مکانهای آموزشی و فضاهای نشر و رسانه ها مورد استفاده
قرار نمی گيرند.
اکنون ما بايد دست به اقدامی عاجل بزنيم. چگونه؟ با تشويق و توسعه سياستهای زبانی، بگونه ای که هر
جامعه زبانی قادر باشد تا ابتدا از زبان اول خود، يعنی همان زبان مادری خود، هرچه وسيعتر و هر
اندازه که ممکن است در امر آموزش استفاده کند و در کنار آن در يک زبان ملی يا منطقه ای و يک زبان
بين المللی نيز مهارت پيدا کنند. همچنين بايد افرادی که به زبان غالب (اکثريت) سخن می گويند را
تشويق کرد تا به يک زبان ملی يا منطقه ای ديگر و يک يا دو زبان بين المللی تسلط يابند. تنها در
صورتی که چند زبانی کاملا پذيرفته شود، تمام زبانها جايگاهشان را در دنيای گلوباليزه شده ما پيدا
خواهند کرد.
از اين رو سازمان يونسکو از تمام دولتها، ارگانهای ملل متحد، سازمانهای جامعه مدنی، سازمانهای
آموزشی، انجمنهای حرفه ها و ساير موسسات مرتبط و علاقه مند دعوت می کند تا فعاليتهای خود را
برای تقويت مراقبت ويژه از زبانها و ترويج و پاسداری از تمام زبانها، به خصوص زبانهای روبه
زوال، را در تمام زمينه های فردی و اجتماعی افزايش دهند.
خواه اين فعاليتها از طريق زمينه سازی در مورد آموزش زبانها، فضای مجازی (اينترنت) يا محيطهای
ادبی باشد. خواه از طريق پروژه هايی برای حراست از زبانهای در حال زوال يا ترويج زبانها به عنوان
وسيله ای برای به هم پيوستگی اجتماعی و يا جستجوی ارتباط بين زبانهای مختلف و توسعه اقتصادی،
ارتباط بين زبانها و دانش بومی يا زبانها و خلاقيت انجام شود. در هر حال اين ايده که "زبانها مهم اند!"
بايد همه جا ترويج شود.
روز ٢١ فبروری سال ٢٠٠٨ ، که نهمين سالگرد روز جهانی زبان مادری است، اهميتی ويژه خواهد
داشت و يک فرصت زمانی ايجاد خواهد کرد برای معرفی شروع اقدامات جديد برای گسترش و ترويج
زبانهای مختلف.
هدف مشترک ما اين است که اطمينان حاصل کنيم، اهميت تنوع زبانی و چندزبانگی در سيستمهای
آموزشی، اداری و حقوقی، فرهنگی و رسانه ها، اينترنت و تجارت و اقتصاد در سطوح کشوری، منطقه
ای و بين المللی به رسميت شناخته شود.
سال بين المللی زبانها، ٢٠٠٨ ، يک فرصت بی همتا ايجاد خواهد کرد تا پيشرفتی قاطع برای رسيدن به
اين اهداف حاصل شود.
کوئيچيرو ماتسورا
نظرات
34 دیدگاهفارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
من نمی خواهم بیشتر حرف بزنم! مقاله یی را که جناب کامران میر هزار نوشته است تا زمان که من نظریه ای خود را میفرستادم 133 تن افغانهاو یا افغانستانی ها و یا هم ساکنین این پارچه زمین را که سرحداتش را هم یک انسانی که از من و شما به نبوده تعین نموده است - بین هم انداخت. هر فردی که همچو مسایل را بحث می کند به نظر من یک خاین است. جناب کامران میرهزار! با معزرت میخواهم عرض کنم که خودت هم از جمله خاینینی هستی که هریک در مقاله ات ذکر نمودی.
و من امید دارم که از ان لست خودت را و مرا بیرون آوری.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
هر کسی از ظن خود شد يار من!
نظر شما هم باشد که ناگفته نباشی!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
صميم جان. به نظر من شما قضاوت نادرستی کرده ايد. وجود اختلافات در افغانستان ريشه عميق دارد که محصول اين يکی دو سال نيست. وانگهی شما کسانی را که در اينجا نظر داده اند احمق فرض کرده ايد که آنها با يک مقاله ميرهزار که آن هم کاملا اصولی و منطقی نوشته شده به جان هم افتاده اند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
بلی میرهزار تو واقعآ مردم را ساده لوح گیر کرده ای. در تمام این مباحثات من اطمینان کامل دارم که زیاده از سه چهار نفر اشتراک ندارند که زیر نام های مختلف بد و بیراه به هموطنان پشتون ما میگویند و یکی از این ها اطمینان دارم که خودت هستی که زیر نام های مختلف مینویسی. با آوردن بعضی موضوعات که بتواند انگیزه تحریک آمیز در مقابل پشتون ها شود، در اول خودت به نام اصلی ات کاملا بیطرفانه و منطقی می نویسی و بعدآ با یک یا دو رفیق هم فکرت در عقب کامپوتر های تان نشسته گاهی احمد میشویذ و گاهی محمود و گاهی... و مرام های باداران تان را که خودت میدانی کی ها هستند پیش میبری. یک عده ساده لوح با کمال معذرت چه پشتون و چه غیرپشتون به دام ات افتاده و تو به زیش همه شان می خندی. اگر انسان کمی شعور داشته باشد می بیند که بسیار نوشته ها تقریبآ با کمی تغیر یک چیز است. اگر تو راستی انسان وطن پرست و مدافع حق تلف شده گان میبودی، هرگز اجازه نمی دادی که در سایت شخصی ات به نام آزادی بیان سوء استفاده شود.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای میر هزار
من یک پشتون هستم و طوریکه از نوشته های امروز و دیروز من پیدا است یکی از جمله آن پشتون های هستم که سخت به پشتون بودن خود افتخار میکنم. ولی باور کنید که من به شما هم احترام دارم.
هر که از جمله آقای یعقوبی که شما را مسول این صحبت های داغ کند در اشتباه بزرگ و هنوز در خواب عمیق است.
اصلا ما واقعا به این گونه صحبت ها ضرورت اشهد داریم. ما باید یک دیگر را درک کنیم و شیوه های دید یکدیگر را در مورد مسایل مربوط به افغانستان بدانیم و در مورد ابراز نظر کنیم و اگر من با بعضی نکات در مقاله یا نوشته شما مخالف باشم میگویم.
اگر در یک کلمه آنچه را که من چندین بار گفته ام خلاصه کنم میگویم که مسله زبان زمانی حل میشود که ما یک کشور آزاد- آزاد از جنایتکاران امریکایی که با استفاده از دموکراسی و حقوق بشر ، جنایتکاران جنگی را بر ما تحمیل کرده و آزاد از غلامان شان باشیم. فقط در یک افغانستان آزاد ما خواهیم توانست مسله زبان و مسایل دیگر کشور خویش را حل کنیم. تا آنوقت آنانی که امریکایی هارا تا کابل بر سر شانه های خویش آورده و خود را پیرو جنایتکار ملی مسعود و شورای دزدان میدانند باید قدری شرم کنند و بر مردم افغانستان که جسورانه سینه های شانرا برای دفاع از وطن افغانها سپر کرده اند ،نتازند و زبان و کلتور شانرا توهین نکنند.
یار زنده و صحبت باقی
با احترام
چمتو
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
میرهزار چرا نظرم را در حصه خودت سانسور کردی؟ تو که طرفدار سرسخت آزادی بیان هستی و همیشه از فقدان کافی آزادی بیان شکوه داری! اما مثل اینکه این آزادی بیان تا زمانی خوب است که خودت متهم نشوی. اینکه دیگران را گاه با حق و گاه ناحق متهم میکنی، و از پشت کامپوتر به نام های مستعار یک از اقوام افغانستان را توهین میکنی و یا به وسیله کدام اوباش دیگر، قابل سانسور نیست. عجب جبون و ریاکار هستی
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
Mr.Kamran Mir Hazar is fully a Honest and a Freedom Fighter journalist. I, as a long years journalist, feeling proud that Afghanistan has a brave and honest journalist like Mr.Mir Hazar. If anybody like or not, we have to accept that Mir Hazar is the "Front Runner of Afghanistan Media" field now. I suggest to "Reporters Wethout Borders" and all Journalistics organizations inside and all over the world to honour Mr.Mir Hazar for best prizes, he is the winner of the best journalistics jobs that he is doing now in Afghanistan . Nobody can beat him in that field now
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
جناب مجيد! چرا عصبانی هستی از کابل پرس? خفه هستی از من يا از خوانندگان؟
سايت کابل پرس حدود 24 ساعت به يک مشکل فنی برخورده بود که در اين مدت برخی از معلومات در پايگاه اطلاعاتی در دسترس نبود. در اين 24 ساعت بالاخره تا جايی که توانستم معلومات حذف شده را بازگرداندم و تصور نمی کنم موردی باشد که حذف شده باشد و اگر کسی در اين 24 ساعت پيامی فرستاده و اکنون پيامش را نمی بيند، لطفا دوباره ارسال کند. خوشبختانه اکنون اين مشکل رفع شده است. من از شما آقای مجيد دو پيام می بينم که دقيقا در همين 24 ساعت فرستاده شده بود.
اينکه شما می گوييد تعداد محدودی با نام های متفاوت نظر می دهند درست نيست چون من می توانم تشخيص دهم که چه کسانی و از کجا پيام ارسال می کنند. اين معلومات محرمانه و تنها در اختيار کابل پرس می باشد و فقط برای اينکه خاطر جمع شويد همين اندازه اشاره می کنم که شما با يک آی پی آلمانی وارد سايت کابل پرس شده ايد. بله برخی موارد نيز ديده شده که يکی با چند نام می نويسد، بايد بدانيد که با چنين افرادی برخورد مناسب می شود. اگر کسی هم بسيار دروغ پردازی کرد و معلوم شد با قصد و غرض اينکار را می کند نيز پيامش حذف خواهد شد. شما کوشش کنيد جزو چنين افرادی نباشيد.
با يک مرور کلی، همين صفحه در اين چند روز بيش از پنج هزار بازديد داشته است و بيش از نود نفر با آی پی مختلف نيز اظهار نظر کرده اند. به نظر من اگر احساس می کنيد کدام خواننده ای توهين می کند، پاسخ همان خواننده را منطقی و نه با پرخاش بدهيد و به ديگران نتازيد.
اگر درست فکر کنيد اين کابل پرس، کابل پرس شما هم هست. کابل پرس تريبون يک قوم، گروه، تنظيم و يا کشوری نيست و هر شخص با مسووليت خود در اين سايت می نويسد. در اين سايت هزاره، تاجيک، پشتو، ازبک و حتا هندو را هم می بينيد که اظهار نظر می کند و من خوشحالم که کابل پرس توانسته از تحجر قومی بگذرد.
خدا شما را صبر بدهد و از عصبانيت شما کم کند.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
واقعآ میرهزار تو میگویی که اگر کسی توهین میکند و یا دروغ، نظرش را حذف میکنی. این ادعایت راست نیست چرا که در این نظر ها بسیار دروغ، بهتان و بی احترامی در اکثر نظریات دیده میشود که تو حذف نکرده ای. این عصبانیت نیست صرف گفتن حقیقت است. من مطمین هستم که تعداد کسانی که چنین لهو و لهب ها بنویسند بسیار کم است. به من بگو از نود فیصد این نظریات چه نوع مفاد مثبت برای کشور بیرون میاید به جز اینکه کوشیده میشود بین اقوام کدورت رشد داده شود.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اين گوی و اين ميدان. نظر مثبت تو درباره ی زبان هاو راه های رشد آن چيست؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
نظر من در این حصه خیلی هم ساده است. اولا هیچکس از روی شرافت شخصی خود باید به خود اجازه ندهد به یکی از هر دو زبان ملی ما و حتی به دیگر زبان های محلی کشور اگر هم تعداد کمتر هموطنان به آن حرف میزنند، معترض شده و توهین نمایند. اینرا همه ما به آینده کشور و مردم ما مقروض هستیم. اگر پشتونی یا دری زبانی در باره ای یکی از این زبان ها حتی زبان های محلی دیگر کشور یا گوینده گان شان کلمات زشت و ناشایست به کار میبرد، صرف کرکتر ناشایست خویش را نشان داده در مقابل کشور خویش و مردم بدبخت آن گناهکار است و همچنان کسی که نوشته های این چنین را به نشر می سپرد. من نمی گویم که نباید انتقاد شود، چرا اما انتقاد سالم و عادلانه و بدون غرض.
دوما چه معنی میدهد این همه غرور بیجا و مسخره که بعضی ها در حصه زبان خود نشان میدهند بخصوص در دری زبانان، حالا منظورم صرف در این نظریات بی سویه و بی محتوی در بالا است. در دنیا زبان های بسیار مکمل تر و جامع تر نسبت به دری (و هم چنان فارسی ایرانی) وجود دارد. کسانی که ادعا دارند چرا دری گفته میشود و نه فارسی، از تاریخ هیچ آگاهی ندارند. مملکت ما هیچوقت فارس نبوده است. در گذشته ها دورتر خراسان و قبل از آن آریانا نامیده شده است که قسمتی زیادی از تاجیکستان و شهر های شرقی ایران امروزی شامل آن بوده و در این منطقه زبان دری به وجود آمده و بعدآ به به فارس آن زمان رفته و در آنجا فارسی نامیده شده است. ما حالا مجبور نیستم زبان خود را فارسی بنامیم، چرا که هیچوقت فارس نبوده ایم و اشعار بسیاری از شعرای بزرگ ما مثل مولانا، فردوسی و خیلی های دیگر همه به دری بوده است.
این وظیفه دولت افغانستان است که هر دو زبان دری و پشتو را در همه کشور و دیگر زبان های محلی افغانستان را در همان محلات شان رشد دهد. البته که این کار فورآ در ظرف چند سال محال است. یعنی که مدت طولانی تری را به کار دارد. با چاپ کتب به هر دو زبان، با ساختن مکاتب به هر دو زبان در شهر هایکه در هر یک صحبت کننده آن زبان بیشتر است، با پروگرام های هنری و کلتوری به هر دو زبان، تشویق مردم به سواد آموزی چه به دری و چه به پشتو، تربیه ژورنالیستان رسیده به هر دو زبان با تقدیم کورس ها و... و باز هم در شهر هایکه مثلا صحبت کننده ازبک و ترکمن زیاد است، در همان منطقه برای این زبان ها زمینه رشد آماده شود. یعنی که دولت یک کشور به مقابل همه مردمان آن خطه مسَول است.
هرکس مخالف است، نظر خودش، برایش نمی شود کاری کرد. باید با درد خود بسوزد و بسازد. مثلا در شهر کابل همیشه همه مکاتب به دری پیش رفته و کسی هم اعتراض نکرده و حالا که مثلآ دولت قصد به ساختن مکاتبی و یا صنوفی به پشتو هم میکند، به یکباره یک تعداد محدود واویلا می اندازند که چرا، دولت می خواهد کابل را پشتونیزه کند! آیا در کابل کم پشتون است؟ و چرا باید دری رشد داده شود اما پشتو نی و چه نتیجه دارد این همه حسادت و بدخواهی... .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
آقای عزیز! این اطمینان را از کجا پیدا کردی که گویا آقای میر هزار به چندین نام پیام مینویسد؟ چی نوع تخنیکی را در اختیار داری که اینهمه معجزه میکند؟ شاید هم عضو یت کدام سازمان بزرگ جاسوسی را داری؟ این تو هستی که مردم را ساده لوح تصور کرده ای.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
چاچا مجید خان همان آش و همان کاسه !
کسی واویلا نکرده ما میگویم اوغانی مبارک خودتان باد در کابل مکاتب جداگانه خودتان را داشته باشید حتا در داخل مکاتب کابل کاملا صنفوف جداگانه خود تان را ایجاد کنید , ما میخواهم ناقلان بی زبان برای ما رسم و خط نکشند نگویند فارسی و دری دوتاست چونکه هنوز نمیدانند که فارس یا پارت چی و از کجا نشت کرده مردمان ان از کجا بکجا رفته , فارس منطقه نه بلکه مردم بوده چنانچه پتان مردم نه بل منطقه یی در هندوستان بوده و هست و امروز اوغان سلیمان کوهی بدان مشهور ...
همچنان باید برای فارسی گویان ولایات اوغانی ومتکلمین سایر زبان ها در مناطق خودشان مکاتبی بزبان مادری شانرا داشته باشد , اخبار فارسی و اوغانی جداگانه پخش شود تا همه بفهمند ............... تا جایکه همه میدانند هیچ گاه غیر اوغان با زبان و فرهنگ عنعنات دیگران مخاصمت نداشته اند این شما هستید که اوغانی تولنه را تیار میکنید دوادخانه ما را درملتون پرورشگاه ما را روزنتون و زیژنتون شونزی فوهنتون میسازید و احمقانه تاکید میورزید که دری نه فارسی هنوز زبان خودتان را درست یاد نگرفته اید تاریخ خود تانرا نمیدانید حال برای تشخیص زبان میکند .
میدانم ان عیسوی نجیب کامل یا فاچه گیر بایان هستید و دها نام بی نام دیگر مثل جلال ابادی مسلی قوال....
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
خراسانی جان - خراسان را خو اب ببين
شتر در خواب بيند پنبه دانه --- گهی قپ قپ خورد گهی دانه دانه
دوست گرامی
ما متقلب نيستم.
هر چی هست حالا همين کشور ماست. پشت داشتم داشتم نگرد - اکنون وخت دارم دارم است. ما حالا همه ساکنان اين کشور - افغانستان را داريم و ان را بايد ساخت.
پشتو خوب است يا بد - زبان ماست. من هيچ وخت همچو تو به زبان ديگران بد نمی گويم. من به اموزش و حرف زدن به زبان دری ی مان افتخار ميکنم - از ان کيف ميگيرم و به ان ميبالم. از همين روست که در همه نقاط کشورم ازادانه رفت و امد درام. زيرا استعداد ان را دارم که به زبان هر کس گپ بزنم و هيچ احساس بيگانگی نکنم.
می به شما مشوره ميدهم که بيا با هم در رشد همه زبانها کشور با استفاده از فرصت فعلی - که سال سال رشد زبانها ناميده شده - با هم يکجا کار کنيم و از بيهوده گويی اجتناب ورزيم. فکر کنم که عده ما به تفاهم نياز داريم .
موفق باشين
کابلی
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
واقعیت این است که زبان پشتو ظرفیت بالایی ندارد و از نظر علمی تسلط یک زبان صعیف بر یک زبان قویتر نا ممکن است. عقب ماندگی کشور ما هم از نبود یک سیاست زبانی شفاف نشات می گیرد. یک زبان ضعیف قدرت رشد و همپایگی با زبان دیگر و زبان علم را ندارد و حتی ذخیرهء فرهنگی بسیار فقیری دارد. حرف من از روی تعصب به کدام زبان خاصی نیست اما اگر بخواهیم زبانی را الگوی پیشرفت فرهنگ در کشور قرار دهیم آن زبان فارسی دری است. اما اگر بخوهیم وارد فرهنگ جهانی شویم، بهتر است زبان انگلیسی را زبان رسمی کشور بسازیم که هم زبان علم است و هم تکنولوژی و پیشرفت. زبان پشتو یک زبان بسیار فقیر و نا توان است که در عرصهء تولید فرهنگ هیچ برای گفتن ندارد. اما اگر یک سیاست معقول زبانی در کشور اتخاذ شود، هم زبان پشتو رشد می کند و هم در ساختن هویت کشور سهم بیشتری را بدست می آورد. فعلاً هویت تاریخی ما و فرهنگ بومی ما که می شود توسط آن فکر کرد و تولید فر نمود زبان فارسی است. از دید کارکرد گرایانه، بهتر همین است که زبانی را که فرهنگ و تاریخ کشور ما به آن نوشته شده و به آن شناخته می شود مبنای سیاست زبانی و رشد و انکشاف فرهنگی قرار دهیم و در کنارش به زبانهای دیگر هم مجال آموزش و رشد داده شود. از نظر علمی اکنون هم می گویم و بیست سال بعد هم، موجودیت افغانستان به خاطر زبان مشترک فارسی است. اگر این وجه اشتراک از بین برود با کشوری به نام افغانستان هم از همین اکنون بهتر است خدا حافظی کنید. این خط و این نشان.( منظورم این است که سیاست غلط زبانی موجب از هم پاشیدگی کشور می شود)
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
اوغانملتيها از ما ميخواهند که زبان فارسی را دری بناميم ساده دلانی هم پيدا ميشوند که از فرمان انها پيروی ميکنند.غافل از اين که اين دسيسه اشکارا برای اسيب رسانيدن به يک پارچگی وبزرگی زبان فارسی است.اوغانملتيها برای زبان دری!! اشک تمساح ميريزند اما زبان فارسی را در زادگاه ان(همين سرزمين) ازبين ميبرند.از پول ما پشتو تولنه ميسازند اما يک واژه جديد برای زبان فارسی نساخته اند. و با بيشرمی با ايرانی خواندن واژه ها درست فارسی به زور مانع رشد ان ميشوند.واژه های بی معنای پشتو را به زور وارد اين زبان ساخته تا انرا برای سایر فارسی زبانان دنيا نا مفهوم سازند.ومطابق برنامه اوغانيزه کردن کشور گويا زبان دری بسازند!
کرزی طالبی احدی-وردک-اتمر-هيواد مل ووواین ستایشگران امیر عبدالرحمان جلاد ومحمد گل مهمند دزد از حقوق غير اوغانها دفاع خواهند کرد.اگر ساده دلانی چنين بپندارند به حال انها باید گريست.فاشيستهای اوغان بد تر از هر بيگانه ای با هويت-وزبان ما دشمنی دارند. چاره اين است که از خود ما بر خودما بايد حکومت کند. برای پاسداری از هويت تاريخی بايد نگذاريم تا در تذکره تابعيت يا سند شهروندی ما مارا اوغان يا افغان بنامند.اری يا نه!!!!
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
کابللللللللللییییییییی ماما .
کار نیک است بیا استین را بالا بزن برای مردم فارسی گوی جلال اباد لغمان خوست زابل قندهار ارزگان و هلمند مکاتب فارسی و برای برادران ترکمن ازبک هندو و سک وبلوچ ... نیز دایر کنید تا ملی ملی گفتن های تانرا را در عمل مردم مشاهده کنند .
این دری و فارسی گفتن ها نیز از زیر ناف خانم احدی کرزی یون ......باد میشود ورنه هر دو یک زبان است .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
نخست باید بگویم که من تعلق به ولایت لغمان دارم، جای که مردم این دو زبان را با هم آمیخته صحبت مینمایند ، چنانکه همه ای شما واقف هستید.
جناب آقای میرهزار من هم به قابلیتهای ژورنالیستی شما از نگاه قدر مشاهده می نمایم.
ولی با این نوع مقالات خودت سخت در تضاد ام. اگر نظریات را دقیقاً مطالعه نمایی اول با نظریات دیپلوماتیک شروع و انجام آن که هنوز هم به پایان نریسیده- با چنین نظریاتی شده است که اصلاً امیدی دوباره ساختن این کشور بوجود نمی آید.
و اگر بگوی همچو مباحث مفید آند-از تاریخ باید آموخت که همیش این مباحث نتنها از فاصله ها نه کاسته بل بر آن افزوده است.
و اگر بگویم که خودت هم یک شخص متعصب هستی شاید در اشتباه نباشم. خودت یک مقاله ای در این صفحه انترنتی نام ببر که به نفع پشتون ها باشد.
خودت هم در این خاک زندگی می نمایی و من هم چرا من شکار تعصب این دو گروه نشده ام که خودت شده ای؟
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
سرزمین اریانا همان ایران و خراسان استانی از آن بوده تاریخ را بیشتر مطالعه کنید.
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
صمیم جان لغمان و صمیم داشتن!!
به هر رو ایا فارسی زبان انجا تشریف دارید یا شالی یا اوغان یا هیچکدام گم در گم .
نمیگویم برو دنبال شادی و مداری گری واشه وانی رقص و دنگ و دهل .......... اما نجاری کاری .... بیا تو به نفع اوغان بنویس کی گفته ننویس ..
اگر که از لغمان هستید اول دقیق معلومات بفرماید که تاجک و فارسی زبان هستید یا خیر چونگه بعضی ها بی خبرانه خود را اوغان ناقل و ظالم معرفی میکنند در حالیکه شاید تاجک , شالی ,عرب .. باشند .
فارسی و پشتو، جنگ يا دوستی؟
همیشه خرد را تو دستور دار- به ان جانت از تیرگی دور دار---------جهان را قوانینی است.سنگ مقاوم است و آب روان است.این را با احساسات نمی توان تغییر داد.زبان خصوصیات دارد وگویش هم.تاریخ هم حافظه دارد.ما زبان دری را وحتی فردوسی را از این سرزمین میدانیم.فردوسی در نامه بزرگ که به نظم دراورده است تاریخ را ثبت کرده است.او همه جا این سرزمین را ایران و ایران شهر قلمداد می کند.تاریخ می گوید که پارس هم مانند این سو ایران است.معلوم است که ایران هم مانند ایالات متحده امریکا از شرق به غرب در طول زمان گسترش مییافته است.اثار مکتوب با نابودی کتاب ها ازمیان رفته و بین تاریخ مکتوب و ماقبل آن حلقه ای است مفقوده .آنچه مسلم است یک کولتور و فرهنگ بوده و شرق و غرب فلات را فرقی نبوده است.مگر گور یعقوب لیث در شوشتر خوزستان نیست؟زبان دری را تاریخ می گوید که زبان قوم خاصی نیست بلکه زبان بین الاقوام وسراسری است وحوزه ان محدود به ما و ایران کنونی نمی شود(از حلب تا کاشغر میدان ساطان سنجر است).
آنلاین : http://-