IP Plans

آی پی پلنز

طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی، ثبت دامین، میزبانی وب، وی پی اس و سرور اختصاصی
همین اکنون اقدام کنید

در همین بخش

صفحه نخست > دیدگاه > پشتونیزم منحیث دستگاهی برای سرکوب غیر پشتون ها و زنگ خطر برای تمام اقوام غیر (...)

پشتونیزم منحیث دستگاهی برای سرکوب غیر پشتون ها و زنگ خطر برای تمام اقوام غیر پشتون

ظاهر احمدی
شنبه 6 فبروری 2021

زمان خواندن: (تعداد واژه ها: )

تاریخ بشری سرشت و نوع برخورد انسانها را با انسانها و جهان پیرامونش بیان میکند. به این اساس درس هایی را که تاریخ بشری با خود حمل میکند و به انسانها منتقل می کند، در حقیقت درس هایی بالقوه ای برای معماری جامعه ای امروز و فردا هستند. این افرادِ حساسِ جامعه هستند که در قبال سرنوشت مردم و سرزمین شان احساس مسئولیت نموده و در پی کنش گری می برآیند. گاهی این کنش ها یک جامعه را به بحران و نابودی سوق میدهد، گاهی بسوی رفاه، آزادی و عدالت.

اصل و اساس چگونگی انکشاف و توسعه ای یک جامعه بسته به ماشین های تحرک جامعه هستند؛ مانند صنعت، رشد و استاندار علمی، قوت نظامی، روابط سیاسی و دیپلوماسی و قدرت اقتصادی. این ماشین های تحرک جامعه در قدم اول توسط سیاست مداران و در قدم دوم توسط قشر علمی و قلم بدست جامعه اداره میشوند. افراد این گروه ها به نوبه ای خود در اکثر موارد از گذشته و تاریخ (فاشیستان، نازی ها و استثمار گرا ها معمولا از تاریخ جعل شده نیاکان شان) الهام گرفته و روی همین مبنا های تاریخی واقعی و یا کاذب برای آینده ای جامعه شان طرح و برنامه می ریزند. این طرح ها و برنامه ریزی ها گاهی سیستماتیک هست و گاهی انفرادی و وقفه ای.

برنامه ها یا پالیسی های که بطور سیستماتیک مهندسی و اجرا میگردند، نسبت به طرح های انفرادی خیلی مؤثر ترند و عاملان آنها با احتمال زیاد به اهداف شان نایل می شوند. پالیسیِ تصاحب و انحصار قدرت توسط پشتون ها در کشور ما از تاریخِ جعل شده ای آنها نشآت گرفته، اما بصورت سیستماتیک طرح، برنامه ریزی، توطئه چینی و اجرا می شوند. بطور واضح تر می توان گفت که ایده ای پشتونیزه کردن تمام ساختار های اجتماعی جامعه توسط حکام مستبد و فاسد پشتون همانند فاشیست ساختن جامعه ایتالیا توسط موسولنی و بعضی از کشور های پیرو آن در بالکان، یا حاکم ساختن ایدیولوژی برتری طلبی نژادی نازی ها توسط هیتلر در آلمان نازی و یا ترکیبی از هردو در اولیگارشی ارستوکرات جاپان، بر اساس مقدمه های از قبل چیده شده و برنامه ریزی های کاملا دقیق و فوق سری، از شروع تاریخ سیاه ابدالی ها تا به حال در مقابل اقوام غیر پشتون در حال اجرا است.

این کنش فاشیستی حاکمان فاشیست و متعصب پشتون به خودی خود به عاملان این ستمگری و استبداد، غرور کاذب و واهی کننده بخشیده و باعث شدت در اجرا و تداوم در پالیسی پشتونیزم گردیده است. نکته ای حساس در بوجود آمدن چنین ایدیولوژی ها و جنبش های منفور و خطرناک بدون استثنا شعار دروغین و گمراه کننده ای "ملت سازی" است. این شعار همچنان که نه تنها جوامع مختلف در کشور های اروپایی را قبل از شروع جنگ جهانی اول در سال 1914میلادی تا روز های پایانی این ایدیولوژی های خطرناک در سال 1945میلادی بصورت تقریبا عمومی و مطلق اغوا کرده و در مجموع باٍعث کشته شدن بیش از صد میلیون انسان و زخمی شدن ده ها میلیون انسان دیگر شد. استثمار داخلی توسط پشتون ها، استبداد بر غیر پشتون و حذف سیستماتیک اقوام غیر پشتون مدل های خالص فاشیزم و نازیسم نبوده، بلکه تصعصبات زبانی، سمتی، دینی و قبیله ای نیز به آن اضافه شده و خطری را که پشتونیزم برای جامعه ای ما، اعم از پشتون و غیر پشتون بوجود آورده میتواند، به همان اندازه خونین و ویرانگر بوده می تواند که ایدیولوژی فاشیزم، نازیسم، و اشرافیت برای کشور های اروپایی، جاپان و کشور های دخیل در جنگ های جهانی اول و دوم خونین و ویرانگر بودند. پشتونیزم تنها فاشیزم و یا تنها نازیسم به روش استبداد پشتونی نیست، بلکه ترکیبی از ایدیولوژی افتخار وتکبر فاشیستی، برتری خواهی نژادی-زبانی و رادیکالیزم دینی می باشد.

در طرف دیگر اما اقوام غیرپشتون تا به جال بصورت انفرادی و وقفه ای صرفا حالت دفاعی شکننده و ضعیف را داشته و تنها در موارد اندکی در مقابل پدیده ای خطرناک پشتونیزه کردن سیستماتیکِ جامعه و مردم غیر پشتون، از خود واکنش نشان داده اند. اقوام غیر پشتون درطول مدت استبداد و بیدادگری پشتونیزم هیچگاهی در حالت کنش گری قرار نگرفته اند. این اقوام هرچند تاریخ پر شکوه جمعی و ملیتی دارند، اما به نسبت بی برنامه گی و قرار داشتن در استثمار سیاسی و جغرافیایی پشتون ها با حالت از خود بیگانگی و ستم پذیری خو گرفته اند.

پروژه ای پشتون سازی اقوام غیر پشتون در تمام زندگی انسان های این اقوام بصورت مکارانه، ستمگرانه و پلان شده در حال تطبیق است. این پروژه گاهی تحت نام سرکوب بغاوت (گاهی منسوب به تاجیک ها، گاهی منسوب به هزاره ها، گاهی منسوب به اوزبیک ها و ترکمن های و گاهی منسوب به اقوام دیگر ساکن در کشور)، گاهی تحت نام ملت سازی، گاهی تحت نام برخورد با افراد مسلح غیر مسئول، گاهی با وارد کردن اتهام های فساد های اخلاقی بر رهبران این این اقوام، گاهی تحت نام خلق و پرچم، گاهی تحت نام طالب و داعش و یا ده ها عناوین دروغین دیگر، یا با فریب و یا با لشکر کشی و خونریزی بر تمام اقوام غیر پشتون بصورت مداوم تطبیق گردیده و میگردد. در حالیکه تمام این عناوین صرفا بازی با واژه ها بوده و صرفا برای اغوای افکار داخلی و بین المللی بکار برده می شوند.

ملت سازی با دسیسه و حذف هیچ گاهی موفق نیست، همان قسمی که منفعل بودن و یا واکنش گر بودن هیچگاهی به دفع ستم نمی انجامد. دولت ملی دولتی هست که در آن تمام افراد جامعه ولو از هر قوم، نژاد، ملت، زبان، باور دینی، سمت و گرایش سیاسی؛ در مقابل قانون اساسی کشور مساویانه مسئول بوده و همه افراد جامعه با مشخصات ذکر شده دارای حقوق و امتیاز مساوی باشند. اما در حکومت فاشیست پشتون ها انسان های غیر پشتون صرفا حیثیت خرچ اداره فاشیستی را دارند و بس. برای جلوگیری از توطئه بیشتر پشتونیزم و پیش از حذف کاملِ فرهنگی و فزیکی غیر پشتون ها، تمام اقوام غیر پشتون باید متحد شده و برای دوام شان کنش گران سیاسی-نظامی و فرهنگی شوند. در غیر آن همه شان مثل سِمنت برای استحکام بیشترِ کاخ استبداد فاشیزم پشتونی استفاده خواهند گردید.

واژه های کلیدی
گروه های قومی
آنلاين بنگريد :

پیام، نظر، تفسیر یا نقد؟

تعديل از پيش

اين سخنگاه از پيش تعديل مي‌شود: نظر شما پيش از تأييد مديران سايت ظاهر نخواهد شد.

كى هستيد؟
وصل
پيام شما

براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

جستجو در کابل پرس